صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۱۴۴۶

مرتضى صفار هرندى
نتیجه انتخابات دوم خرداد 1376، تولد احزاب جدیدی را به دنبال داشت. سهم بزرگی از این احزاب متعلق به کسانی است که در خلأ نسبی فعالیت حزبی در دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد در شمار دانشجویان فعال و عمدتاً عضو دفتر تحکیم وحدت بودند.
دفتر تحکیم وحدت از ابتدای تأسیس شاهد گرایش های متفاوتی بود. با این که این تشکل با ویژگی حرکت در خط امام تأسیس شده بود، از همان اوان شکل گیری، شاهد نوعی تنوع گرایش ها بود. تا قبل از شهادت آیت الله دکتر بهشتی، اکثریت دفتر تحکیم وحدت نسبت به عضویت اعضای این تشکل در حزب جمهوری اسلامی موضع منفی داشتند و حتی گاه حزب جمهوری اسلامی را در خط امام نمی دانستند! به گونه ای که برخی از دانشجویان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی آمریکا ارتباط خود با این حزب و جلسات درس شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و ... را مخفی می کردند و جالب این که تمایل اکثریت دانشجویان فاتح لانه جاسوسی آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری دوره اول به بنی صدر بود، همان بنی صدر که اندکی بعد، دانشجویان به اسناد ارتباط او با عوامل سیا و حقوق گرفتن از آمریکایی ها دست یافتند. به دنبال آشکار شدن مظلومیت شهید بهشتی در ماجرای هفتم تیر ماه 1360 تعدادی از اعضای مرتبط با حزب مثل حسین محمدی، علی احمدی، طبرزدی و ... به شورای مرکزی تحکیم راه یافتند. اما در فاصله کوتاهی ارتباط فعال بخشی از اعضا به روحانیت و حوزه های علمیه، با مقدمه نوعی دسته بندی جدید شد. این دسته بندی جدید تابعی از مباحث اقتصادی دهه شصت در درون نیروهای خط امامی بود. با همه این ها انزوای گروه های مخالف خط امام و نیز اهتمام نیروهای خط امامی به مسئله جنگ سبب شده بود که فضای دانشگاه ها در ابتدای بازگشایی پس از انقلاب فرهنگی یعنی سال 1361 تاحدی به سیاست گریزی متمایل شود. امام این وضعیت را چندان نمی پسندیدند و نسبت به آن واکنش نشان دادند. دفتر تحکیم وحدت با مدد جستن از این گرایش و در شرایط فقدان حزب سیاسی در جناح موسوم به چپ، در آستانه انتخابات دوره دوم مجلس، به مهم ترین تابلو این جناح در رقابت با جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی تبدیل شد. اما دفتر تحکیم در این اقدام با اقبال مردمی مواجه نشد و در انتخابات مجلس دوم ناموفق بود. مضاف بر این، ترکیب نامزدهای معرفی شده از سوی دفتر تحکیم باعث جدی تر شدن اختلاف های درون گروهی آن شد. همسویی فکری دفتر تحکیم با دولت میرحسین موسوی در این دوره، آن را به صورت تنها تشکل دانشجویی در آورده بود. به گونه ای که تا سال ها بعد دفتر تحکیم فعالیت هیچ گروه دیگری را در دانشگاه بر نمی تابید و صاحبان دیگر سلایق جبهه خط امام، زمینه ای برای ابراز نظر در فضای دانشگاهی آن زمان نداشتند. در واقع دفتر تحکیم سخنگوی دانشگاهی دیدگاه های حاکم بر دولت میرحسین موسوی و همفکرانش در قوه قضاییه و مقننه بود.
با پایان یافتن موضوع گروگان های آمریکایی و خروج دانشجویان پیرو خط امام از لانه جاسوسی آمریکا، برخی از آنان بار دیگر به دفتر تحکیم پیوستند. از سوی دیگر سید محمد موسوی خوئینی ها دادستان کل کشور نیز برخی از این افراد را در تشکیلات دادستانی به کار گرفته بود. بنابراین دفتر تحکیم در آن دوره قدرت زایدالوصفی در نظام آموزش عالی، حتی درحد عزل و نصب روسای دانشگاه ها و دانشکده ها داشت. با این حال مواضع «اعلامی» این تشکل اغلب با توجه به جو ارزشی حاکم بر نیروهای حزب اللهی ابراز می شد، در حالی که گاه در لایه های بالاتر جناح متبوع آنان کشتیبان را سیاستی دگر آمده بود!
درست در هنگامه ای که بیت منتظری ( به عنوان هدایتگر اصلی جناح موسوم به چپ) محل رفت و آمد نه چندان علنی بازرگان و عوامل نهضت آزادی شده بود، دفتر تحکیم در نامه ای به نمایندگان مجلس نسبت به روی کارآمدن بازرگان و نهضت آزادی به عنوان «زمینه بازگشت آمریکا و وارد شدن خسارت به انقلاب اسلامی» هشدار می داد. چنین موضع گیری هایی در واقع از سر بی اطلاعی نسبت به وقایع پشت پرده و بازتابی از تمایل عمومی نیروهای حزب اللهی دانشگاهی و اعلام همراهی با رهنمودهای امام راحل بود. درست است که «عباس عبدی» در همان دوره به عنوان نماینده دادستان کل کشور( موسوی خوئینی ها) در جلسه کمیسیون ماده 10 احزاب تنها کسی بود که به درخواست رسمیت یافتن فعالیت نهضت آزادی رأی مثبت داد، ولی در آن زمان بدنه دفتر تحکیم از چنین تمایلاتی اطلاع نداشت.
طفیلی بودن دفتر تحکیم نسبت به سران جناح موسوم به چپ در نوع موضعگیری این تشکل نسبت به عزل منتظری توسط امام در ابتدای سال 1368 نیز دیده می شود. یک ماه پس از انتشار نامه امام (ره) در این مورد هنوز بیانیه دفتر تحکیم وحدت از «گرفته شدن امکان هرگونه تحلیل و هضم سریع امور» در قبال این ماجرا سخن می گفت: چرا که اعضای دفتر تحکیم هنوز در چارچوب تحلیل های سابق سران جناح موسوم به چپ فکر می کردند و آخرین تصمیم های ظاهری سران جناح موسوم به چپ به آنان منتقل نشده بود.
دفتر تحکیم در انتخابات مجلس سوم بخش بزرگی از بار تبلیغات جناح متبوع خود را تا پیروزی در این انتخابات بر دوش داشت و البته توانسته بود نامزدهایی را از ادوار قبلی همین تشکل به مجلس بفرستد، اما فرماندهی این جناح در دستان پیشکسوتان آن قرار داشت.
در سال های پس از رحلت امام نیز این تأخر و دنبال روی نسبت به سران جناح چپ در دفتر تحکیم قابل مشاهده است. دفتر تحکیم در انتهای سال 1365 لیبرالیسم را خطرناک ترین دشمن آزادی می دانست و لیبرالیسمی را که «عناصر انقلابی را به دامن خود می غلتاند» به برخورد قهری تهدید می کرد و تأکید داشت که «اشتباه خواهد بود اگر آزادی را به عنوان یک مفهوم مطلق و واحد جهانی بحث کنیم، بلکه آزادی های را باید در مکتب جست وجو کنیم.» در سال های پس از رحلت امام نیز دفتر تحکیم همچنان بر لیبرالیسم اقتصادی می تاخت، اما پس از آن که هدایت کنندگان جناح در قالب حلقه کیان و مرکز پژوهش های استراتژیک ریاست جمهوری در نظریه پردازی های خود به لیبرالیسم تمایل پیدا کردند، به تدریج مباحثی مثل فقدان «کارآمدی و واقع گرایی در ایدئولوژی دهه 60» به جلسات دفتر تحکیم نیز راه یافت و عبدالکریم سروش که زمانی به دلیل شبه لیبرالی بودن اندیشه هایش مورد انتقاد اعضای دفتر تحکیم قرار داشت، در انتهای دهه شصت و ابتدای دهه هفتاد به صورت مراد فکری این تشکل دانشجویان درآمد و به گفته «حجتی»(از اعضای دفتر تحکیم وحدت در نیمه دهه هفتاد) کم کم عدالت خواهی و عدالت طلبی رنگ می بازد و جانشین را «آزادی» خواهی می گیرد. در این سال ها برخی از اعضای انجمن اسلامی با مشاهده تقابل طلبی دفتر تحکیم وحدت نسبت به برخی از ارزش های نظام «جامعه اسلامی دانشجویان» را تشکیل دادند. گروهی دیگر به رهبری حشمت طبرزدی (عضو قدیمی دفتر تحکیم) نیز انجمن های اسلامی دانشجویی را در مقابل دفتر تحکیم علم کردند. این گروه به تدریج به دام شکل های متضادی از افراط گرفتار شد.
سال های پس از انتخابات مجلس چهارم و عدم موفقیت جناح موسوم به چپ، برای دفتر تحکیم نیز دوران رکود است و در همین دوره دگردیسی و گردش به راست در دفتر تحکیم به تبع پدرخوانده های جناح در حلقه کیان و ... رخ می دهد. شاید برای برخی، حضور ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی در جمع اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در سال 1376 غیر منتظره بود، اما این رخداد در حقیقت از پرده برون افتادن پیوندی بود که در سال های قبل بین بزرگ ترهای فکری جناح موسوم به چپ و نهضت آزادی برقرار شده بود. دفتر تحکیم وحدت در سال های دولت خاتمی نقش ستاد دانشجویی مجموعه ای از گروه هایی را ایفا می کرد که نام اصلاح طلب بر آنان نهاده شده بود. این امر به رقابتی پنهان بین جریان موسوم به ملی مذهبی و احزاب حاکم بر دولت خاتمی (مشارکت و مجاهدین و ...) و نیز معتدل تر های این جبهه منجر شده بود. در این میان فاصله گیری جریان مسلط بر دفتر تحکیم از شاخص های خط امام، ابتدا به شکل گیری «انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل» منجر شد. چندی بعد حامیان جریان موسوم به اصلاح طلب در دفتر تحکیم نیز به دو گروه عمده تقسیم شدند. گروهی بر پرهیز از ساختارشکنی تأکید می کرد و به طیف «نشست شیراز» مشهور شد و گروهی دیگر متشکل از وابستگان به حزب مشارکت، مجاهدین و ملی مذهبی ها به تبع این گروه ها گرایشی افراطی را پی گرفته بود و به طیف «نشست علامه» شهرت یافت. این طیف برای حذف قیود دینی از اساسنامه و مرامنامه دفتر تحکیم تلاش می کرد و همین امر سبب شد که دانشجویان دارای تمایلات لائیک، مارکسیست و ... نیز در آن اجازه عضویت یابند. با فراگیر شدن گفتمان اصولگرایی در نیمه دوم دهه هشتاد انجمن اسلامی دانشجویان نیز به این جهت تمایل یافتند و هم اکنون دفتر تحکیم وحدت در قامت یک تشکل اصولگرا در دانشگاه مشغول فعالیت است.

نام:
ایمیل:
نظر: