صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۳۱۴۵۰

فتح‌الله پریشان
قرن چهارم هجری از دو حیث نامتعارض مهم است و از لحاظ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و علمی دارای ویژگی های خاصی است: از یک طرف این دوره از تاریخ اسلام، دوره بحران سیاسی و تعارض اجتماعی و بحران های اخلاقی است که در اثر ضعف قدرت سیاسی و تجزیه دستگاه حکومتی وقت می باشد و از طرف دیگر، به موازات کاهش نفوذ سیاسی دستگاه خلافت و افزایش حکومت های مستقل به ویژه در ایران، این دوره، دوره رشد و پیشرفت علوم عقلی، حکمت، کلام و سیاست نیز می باشد.
ابوالحسن عامری از جمله اندیشه ورانی است که سهم بسزایی در فضای علمی، فرهنگی و فکری این دوره ایفا می نماید. اهتمام اصلی او، تبیین نظام فلسفه سیاسی و توصیف ساختار و اصول فلسفی نظام سیاسی منبعث از اسلام است. لذا در آثار او که برگرفته از مبانی فکری و فلسفی و شرایط سیاسی : اجتماعی زمانه وی است، می توان به مبانی و اصول فکری مربوط به نظام سیاسی، حکومت، سیاست، اجتماعیات، وظایف حکومت و دولت، نظام سیاسی خلافت و سلطنت، زوال و انحطاط دولت ها و... در آن زمان دسترسی پیدا کرد. عامری برخلاف فلاسفه سیاسی معروف نزدیک به عصر خویش، یعنی فارابی و ابن سینا، در مهجوریت و گمنامی به سر می برد که این امر به نوبه خود به عدم آگاهی نسبت به جایگاه فکری این اندیشمند ایرانی در منظومه تفکر فلسفی اسلام نیز دامن می زند.
محور اندیشه های عامری همچون تمام اندیشمندان مسلمان، توحید و نگاه غایت مدارانه یک انسان مسلمان موحد به جهان هستی است. این نگاه به مدد نعمت و خصوصیتی است که خالق هستی در وجود انسان به ودیعه گذاشته است، یعنی عقل و ادراک عقلانی برای رهیابی به سعادت ابدی. در اندیشه عامری سنت تنها راه سعادت یابی انسان ها است و سیاست کامل از منظر وی نیز با لحاظ همین فاکتور تعریف می شود. «سیاست کامل، سیاست مبتنی بر سنت می باشد و مدینه فاضله عامری، مدینه ای است که در آن اعمال و رفتار انسان مبتنی بر الگوی سنت باشد.» و وظیفه فیلسوف از نظر وی، کشف قواعد و آداب سنت جهت ایصال به سعادت است.
ابوالحسن محمدبن ابوذر یوسف عامری نیشابوری یکی از فلاسفه اسلامی قرن چهارم هجری است که در ردیف فلاسفه بزرگ اسلامی نظیر کندی، فارابی و ابن سینا قرار می گیرد. در برخی دیدگاه های تاریخی نسب فلسفی عامری به ابوزید بلخی و از طریق وی به کندی برمی گردد. زیرا عامری شاگرد ابوزید بلخی است و ابوزید هم یکی از شاگردان یعقوب بن اسحاق کندی بود. از این رو با انتساب به مکتب فکری کندی، عامری در تاریخ فلسفه، میان دو فیلسوف اسلامی بزرگ، یعنی ابونصر فارابی و ابن سینا که در شمارگان گذشته به گوشه ای از زمانه و زمینه های فکری و سیاسی آنها پرداختیم، جای می گیرد. البته ابن سینا به دلیل بی توجهی عامری به مشرب فلسفی فارابی که سخت مورد قبول شیخ الرئیس بود، به وی بی توجه بوده و در کتب خویش از عامری به نیکی نام نمی برد.
زمان دقیق تولد عامری مشخص نیست، اما در گذشت وی در سال 381 هجری اتفاق افتاده است. او در نیشابور و در خانواده ای اصیل و متدین متولد شد. دوره مقدماتی علوم مألوف زمانش را در همان شهر آموخت و در محضر پدری فقیه تربیت اسلامی یافت و با سیره نبوی، تفسیر و فقه آشنایی پیدا کرد. خاندان عامری علاوه بر دانش و علم، دستی هم بر مناصب سیاسی و اجتماعی زمان خود داشته اند. از مراکز فرهنگی بغداد، ری و بخارا دیدن کرده و به تعلیم و مناظره و تألیف در هر یک پرداخته است.
در اثنای این سفرها با وزیران ایرانی و ادیب سده چهارم از جمله ابوعلی مسکویه، ابوحیان توحیدی و ابن عمید ارتباط برقرار کرده است. اما درکنار علاقه مندی وی به مسائل فکری، انگیزه های سیاسی چون مطالعه اوضاع و احوال اجتماعی مردم هم در گشت و گذارها دخیل بوده است. در یکی از سفرها کتاب «الاعلام بمناقب الاسلام» خود را به ابونصر سامانی تقدیم کرد تا برخوردار از پاداش و توجه امیر گردد. در این که ابوالحسن عامری شیعی مذهب بوده یا پیرو مذهب اهل سنت می باشد، جای تردید و ابهام است.
مقدسی در کتاب «احسن التقاسیم» بر این عقیده است که اغلب خراسانیان آن روز حنفی مذهب بوده و در بخش هایی مانند بخارا و نیشابور شافعی مذهبان نیز در کنار حنفی ها یافت می شدند. حنفی مذهبی استاد موثرش بلخی نیز درستی این گمانه زنی را تقویت می کند.
عمده ترین آثار ابوالحسن عامری در مقدمه کتاب «الامد علی الابد» خود او ذکر شده است. البته برخی از محققان در مورد انتساب برخی آثار به او دچار شک و تردید شده اند. عمده ترین تألیفات وی عبارتند از: الابانه عن علل الدیانه، الابحاث عن الاحداث، الابصار و المبصر، الارشاد لتصحیح الاعتقاد، الاعلام بمناقب الاسلام، انقاذالبشر من الجبروالقدر والسعاده والاسعاد.
در ایران زمان عامری، نظام سیاسی در واقع دچار نوعی تشتت و تفرقه سیاسی بود، زیرا سرزمین های واقع در شرق عراق تحت سلطه آل بویه و دودمان سامانی بود، فارس در دست عمادالدوله و ری، اصفهان و جبال در دست رکن الدوله و خراسان و ماوراءالنهر تحت سلطه نصربن احمد سامانی قرار داشت. اوضاع سیاسی و فرهنگی ری به لحاظ درگیری، کشمکش سیاسی و منازعات مذهبی و تعصبات فرقه ای و بغداد به لحاظ قحطی و وبای شدید سال 339 و اوضاع خراب امنیتی و اقتصادی از وضع نابسامانی رنج می برند اما خراسان به ویژه بخارا و سمرقند که در آن روز جزء آن به حساب می آمد، به دلیل رفتار آزادمنشانه شاهان سامانی و عدم تعصب ایشان در جانبداری از عقیده ای خاص و صدرنشینی اهل علم و ادب از وضعیت بهتری برخوردار است. در شماره آتی برای شناخت اندیشه های سیاسی عامری به مبانی فکری وی اشاره خواهیم کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: