انتشار گزارش ژنرال « دیوید پترائوس » سر فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و « رایان کراکر » سفیر آمریکا در بغداد هیچ یک از انتظارات کاخ سفید و طیف نو محافظه کاران را برآورده نکرده است . این گزارش به قدری ضعیف و بی محتوا تنظیم شده بود که در همان ساعات اولین پس از انتشار با واکنش منفی و اعتراض آمیز نمایندگان کنگره مواجه شد و رهبران دمکراتها بر نقاط ضعف آن تاکید ورزیدند. بررسی محتوای گزارش « پترائوس ـ کراکر نشان میدهد که در تنظیم آن حرف تازه ای وجود ندارد و تمامی دیدگاهها مواضع اتهامات و شایعاتی که کاخ سفید پنتاگون سیا و ارتش آمریکا بارها در سالهای اخیر مطرح کرده بودند یکبار دیگر عینا تکرار شده و حتی برخی جمله پردازیهای گذشته نیز دقیقا مطابق گذشته کپی برداری شده است . اهداف نو محافظه کاران نخستین سئوال مطرح در این زمینه اینست که نومحافظه کاران از انتشار این گزارش چه انتظاراتی داشته اند برای تحقق چه اهدافی خیز برداشته بودند و آیا با انتشار این گزارش به اهداف خود رسیده اند واقعیت اینست که بوش کوچک و دستیارانش در آن واحد چند هدف را در تنظیم این گزارش مد نظر قرار داده بودند ولی بقدری شتابزده و انفعالی عمل کردند که به هیچ یک از اهداف خود نرسیدند و گزارشی بی رمق ضعیف و به شدت نا متجانس و پرابهام را به کنگره ارائه دادند. با در نظر گرفتن وضعیت شکننده ای که جمهوریخواهان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با آن مواجهند بوش سعی داشت بطور همزمان به افکار عمومی و رقبای سیاس ی خود چنین وانمود کند که گویا ابتکار عمل را در عراق در دست دارد و همه طرحهایش به نتیجه رسیده اند و یا نتایج دلگرم کننده ای از آنها بدست آمده و اگر اشکالات کوچکی هم وجود دارد مربوط به دیگران است که بوش و دستیارانش برای آن اشکالات هم راه حل هائی را در نظر دارند! گزارش مشترک ژنرال پترائوس و رایان کراکر بااین هدف تنظیم شده بود که طرح افزایش سال گذشته نیروها به میزان 21 500 نفر را موفق جلوه دهد و اثرات معجزه آمیزی را به این افزایش نیروها نسبت دهد تا افکار عمومی دریابد که گویا بوش و دستیارانش با اعزام نیروهای جدید به عراق تصمیم صحیحی گرفته اند و می دانند چه می کنند و آنچه انجام داده اند دقیقا منطبق با شرایط عراق بوده است . البته ژنرال پترائوس و کراکر در بیان مبالغه آمیز این داعاهای نادرست سنگ تمام گذاشتند ولی موارد ادعائی بقدری غیر واقعی تصنعی و پرتناقض بود که جلسات کنگره عملا به فرصتی برای طرح سئوال محاکمه ای تبدیل شد و حتی هم حزبی های بوش هم نتوانستند پاسخ های قانع کننده ای را دریافت کنند. محورهای اصلی گزارش گفته میشود که دستیاران بوش با کمک پنتاگون و سیا حدود 3 ماه برای تنظیم این گزارش تلاش کرده بودند لکن واقعیتهای عینی در عراق بقدری محرز است که ابتکار عمل در بیان شرایطی جنگی در عراق را از دست بوش و همراهانش خارج کرده است . در واقع در شرایط کنونی واشنگتن قادر نیست از انتشار اطلاعات مربوط به عراق توسط دیگران جلوگیری کند و نوعی « انحصار اطلاعاتی » را برحوادث عراق حاکم سازد. « نانسی ـ پلوسی » رهبر دمکراتهای مجلس نمایندگان با سفر به عراق و سوریه توانسته بود بلا واسطه از روند تحولات منطقه آگاه شود و دیگر فرصتی برای بوش و دستیارانش برای گزافه گوئی درباب مسائل عراق باقی نمانده بود. گزارش پترائوس ـ کراکر عملا 3 محور اصلی را نظر قرار داده بود که میتوان آنها را بترتیب اینگونه فهرست کرد . 1 ـ ارتش آمریکا با افزایش تعداد نظامیان خود توانسته است اوضاع عراق را تحت کنترل درآورد و ابتکار عمل را بدست بگیرد! ولی القاعده هنوز شکست نخورده و در عراق حضور جدی دارد و لذا بایستی حضور نظامی آمریکا در عراق حفظ شود. 2 ـ طرحهای آمریکا در عراق گویا تماما با موفقیت همراه بوده ولی اگر مشکلی وجود دارد به برخی همسایگان عراق و دولت نوری المالکی بر میگردد و از جمله ایران را بایستی در این زمینه مسئول دانست ! 3 ـ اگر چه آمریکا در تامین امنیت عراق موفقیتهائی داشته ولی این بدان معنی نیست که بتوان از میزان حضور نظامی آمریکا در عراق کاست ! اگر اوضاع همچنان تحت کنترل بماند می توان تا پایان تیرماه 87 به میزان حداکثر 30 هزار نیروی نظامی آمریکا را از عراق خارج کرد. البته گزارش پترائوس ـ کراکر حاوی نکات دیگری نیز بود لکن اصلی ترین محورها در همین 3 مورد خلاصه میشوند و هدف اصلی از فصل بندی گزارش با این 3 محور آن بوده است که اولا فشار سیاسی ـ تبلیغاتی از دوش جمهوریخواهان برداشته شود و به رقبای سیاسی بوش فهمانده شود که گویا اوضاع آنقدرها هم که گفته میشود بحرانی نیست و ثانیا برای حفظ شرایط فعلی بایستی بودجه های مورد انتظار پنتاگون و ارتش آمریکا در عراق تامین شود و ثالثا هیچگونه بحثی از خروج نظامیان آمریکائی در عراق به میان نیاید چون تروریست ها از آن آگاه میشوند و برای پرکردن خلا ناشی از خروج نیروهای آمریکائی وسوسه خواهند شد! تناقضات آشکار در گزارش نمایندگان کنگره در بررسی گزارش پترائوس ـ کراکر مشخصا بر روی تناقضات آشکار گزارش و همچنین گزافه گوئی های مغایر با وضعیت موجود در عراق متمرکز شدند و با طرح سئوالات جدی سعی کردند علت وجود ابهامات فراوان در طرح افزایش نیروها در عراق و تناقض ادعاهای ژنرال پترائوس با شرایط عینی را جویا شوند. یک سئوال جدی و مطرح اینست که اگر ادعا می شود که با افزایش نیروها به میزان 21 500 نفر امنیت مورد انتظار در عراق برقرار شده پس وقوع این همه حوادث تروریستی در روزهای اخیر چه توجیهی دارد و اگر حتی افزایش 21 500 نفر نیرو برای برقراری امنیت کافی نیست پس پنتاگون بایستی نفرات بیشتری را به عراق اعزام کند و اگر امنیت مورد انتظار برقرار شده چگونه است که هواپیمای حامل بوش در موقع اوج گیری مورد حمله موشکی قرار گرفت بعلاوه محل اقامت وی در طول دوره کوتاه حضورش در عراق در معرض حملات خمپاره ای واقع شد و اگر امنیت رئیس جمهور آمریکا در سفر به عراق اینگونه تامین شده پس چه کسانی در عراق در امنیت کامل بسر میبرند تناقض مهم دیگر که اصولا مورد اشاره در گزارش پترائوس کراکر نبوده است موضع متحدین آمریکا در طیف نیروهای ائتلاف است که یکی پس از دیگری و به صراحت مواضع خود را از مواضع واشنگتن جدا می کنند. جدی ترین نمونه از این واقعیت خروج خفت بار نظامیان انگلیسی از بصره است که بدون هماهنگی و موافقت آمریکا بصورت یکجانبه از کاخ ریاست جمهور در بصره خارج شدند و به حومه بصره عقب نشینی کردند. این پدیده جدی ترین ضربه حیثیتی برای استراتژی بوش در عراق بود و ابعاد واگرائی سیاستهای لندن ـ واشنگتن پس از سقوط دولت تونی بلر در لندن و روی کار آمدن « گوردون براون » را بنمایش گذاشت . سئوال جدی رهبران کنگره اینست که چرا در شرایطی که انگلیس بعنوان اصلی ترین متحد آمریکا در اشغال عراق از بصره عقب نشینی می کند آمریکا هنوز هم زمینه برای کاهش نیروها را مناسبت نمی داند موضوع دیگر به نقش مشکوک « دیک چنی » معاون رئیس جمهور آمریکا و شرکتهای نفتی و تجاری آمریکائی فعال در عراق باز می گردد و این سئوال مطرح است که آیا کسانی از طیف دستیاران بوش برای سو استفاده های مالی بیشتر از جنگ عراق سعی دارند تعمدا جنگ عراق را طولانی تر کنند تا در پرتو آن درآمدهای مالی بیشتری را کسب کنند این مسئله مستقیما به 500 میلیارد دلار هزینه های جنگ عراق در طول 5 سال گذشته باز می گردد و این سئوال مطرح می شود که چرا این جنگ تا این اندازه پرهزینه شده است و حال آنکه در بدبینانه ترین برداشت ها قرار بود که دست بالا 120 میلیارد دلار هزینه در برداشته باشد تخلفات مالی ـ جنائی صرفنظر از مطالبی که در گزارش پترائوس ـ کراکر مطرح شده انگشت اتهام کنگره بر روی مطالبی متمرکز شده که در این گزارش کوچکترین اشاره ای به آنها نشده و حال آنکه بخش قابل توجهی از پرونده جنگ در عراق را تشکیل می دهد. یک سئوال مطرح در این زمینه آنست که چرا اشاره ای به تخلفات مالی ـ جنائی در عراق نشده است و حال آنکه این موارد جزو بدیهی ترین مسائلی است که با پرونده جنگ عراق گره خورده است . از جمله چرا برداشت های مالی ناشی از فروش نفت عراق به صندوقهای دولتی در عراق واریز نشده است و چرا از 270 میلیارد دلار هزینه های اعلام شده برای ارتش آمریکا در عراق در یک دوره فقط 60 میلیارد دلار آن در عراق هزینه شده است و چرا نتایج حسابرسی های انجام شده در مقاطع مختلف با یکدیگر تطبیق نمی کنند و بنظر میرسد که نوعی « حساب سازی » در این مقوله مطرح است علاوه بر این ابعاد مربوط به ارتکاب جنایات جنگی توسط نظامیان آمریکائی اعزامی به عراق هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد و پنتاگون مشخصا اصرار دارد که برای کشتارهای دستجمعی قتل های بدون هدف نظامی قابل توجیه پرونده ای تشکیل نشود. شدت و دامنه این موارد به حدی گسترده است که حتی کنگره نیز با مشاهده ابعاد فجیع آن ترجیح داده است در این مقولات وارد نشود و از کنار آن با اشاره بگذرد. مراجع رسمی نظارتی ارتش آمریکا و پنتاگون رقم تعداد قربانیان عراقی حوادث 5 ساله اخیر را بیش از 750 هزار تن ذکر کرده اند و میزان افراد معلول و مجروح عراقی را بیش از 2 میلیون تن تخمین زده اند لکن از انتشار رسمی و گسترده این آمار و اطلاعات قویا منع شده اند و ترجیح داده می شود که این موضوع همچنان در ابهام باقی بماند. در چنین شرایطی حتی ذکر تعداد کشته شدگان ارتش آمریکا در عراق هم فقط توسط مخالفین جنگ عراق صورت می گیرد و این در حالیست که ارتش آمریکا از برگزاری مراسم رسمی حتی برای قربانیان آمریکائی جنگ عراق هم ممانعت بعمل می آورد. میراثی برای رئیس جمهور آینده ! انتشار گزارش پترائوس ـ کراکر خشم رقبای سیاسی بوش در کنگره را برانگیخته است . سفر شتابزده بوش و دستیارانش به عراق در آستانه انتشار این گزارش نشان داد که جمهوریخواهان تا چه اندازه نگران عواقب انتشار این گزارشند. بوش در آن روزها با لحن التماس آمیزی از رهبران کنگره می خواست که دستکم جزئیات این گزارش را به دقت گوش کنند و سپس موضع بگیرند. این موضع حقارت آمیز بوش نشان می داد که وی و دستیارانش نگران پیامدهای گزارشند. طبعا سئوال اینست که چه بخشی از گزارش ممکن است خشم کنگره را بهمراه داشته باشد پاسخ این سئوال روشن است . رقبای سیاسی بوش نگرانند که مبادا وی و دستیارانش برای دولت آینده میراث شوم جنگ در عراق را به یادگار بگذارد و رئیس جمهور آینده نیز مجبور به دست و پا زدن در باتلاق عراق شود. دمکراتها که برای ورود به کاخ سفید وسوسه می شوند اصرار دارند که بوش به بحرانی که خودش به وجود آورده پایان دهد. ولی بنظر می رسد که جمهوریخواهان سعی دارند حتی از این وسیله برای تصاحب مجدد قدرت « استفاده ابزاری » کنند و از تمایل دمکراتها برای ورود به کاخ سفید بکاهند.این اصلی ترین موضوع برای جنگ قدرت میان دمکراتها و جمهوریخواهان است و سایر بخش های مهم گزارش پترائوس کراکر را عملا تحت الشعاع خود قرار داده است . بوش کوچک در شرایطی که دمکراتها با تمامی بودجه های جنگی پیشنهادی برای عراق تنها به شرط اعلام جدول زمانی خروج نیروهای آمریکائی از عراق موافقت می کردند توانست با همین شگردهای سیاسی ـ تبلیغاتی سال گذشته 21 500 نفر نیروی اضافی را به عراق اعزام کند و اکنون با انتشار گزارش پترائوس ـ کراکر مایل است به افکار عمومی آمریکا چنین وانمود کند که گویا دمکراتها قادر به درک وخامت اوضاع در عراق نیستند و با لجاجت خواستار خروج فوری نظامیان آمریکائی از عراق هستند. در چنین شرایطی « موفق الربیعی » معاون امنیتی نخست وزیر عراق خواستار خروج اشغالگران از عراق و کاهش تعداد آنها به کمتر از یکصد هزار نفر شده است . این بدان معنی است که حتی اصلی ترین مسئول امنیت ملی عراق هم به تداوم حضور نظامی آمریکا در سطح مورد ادعای بوش و دستیارانش اعتقادی ندارد و آنرا ضروری نمی داند و حتی دولت عراق هم در برابر گزارش پترائوس ـ کراکر موضع گرفته است . این اعلام موضع دولت عراق در واقع « تیر خلاص گزارش پترائوس ـ کراکر » بود و نشان داد که ادعاهای مشترک آنها در کنگره فاقد هرگونه مبنای کارشناسی است و هیچگونه پشتوانه ای نزد دولت نوری المالکی ندارد. البته بوش که تا هفته پیش خواستار برکناری نوری المالکی بود و به مردم عراق دستور می داد که چگونه وی را برکنار کنند طبعا نبایستی انتظار حمایت و جانبداری از دولت مالکی داشته باشد ولی بنظر می رسد که مالکی هم در لحظه ای حساس به گزافه گوئی های بوش و دستیارانش پاسخی کوبنده و پشیمان کننده داده است . معرفی همسایگان عراق بعنوان « دردسر » ! گزارش پترائوس ـ کراکر حتی از منظر رسیدگی به اوضاع گذشته و حال عراق و مواضع همسایگان عراق در قبال دولت ملی نوری المالکی هم یک گزارش عقیم و کینه توزانه است . واشنگتن هنوز هم سعی دارد شکست های سیاسی ـ تبلیغاتی خود از ایران را در گزارشات رسمی و مواضع مقامات کلیدی کاخ سفید تلافی کند. دقیقا بهمین دلیل است که ایران را یک تهدید و دردسر برای عراق معرفی می کند و حال آنکه بیشترین نقش ثبیت کننده و آرامش بخش در عراق را ایران ایفا کرده و بعضا مورد اعتراف مقامات آمریکائی هم قرار گرفته است . واشنگتن فراموش کرده است که با برپائی 3 دوره مذاکرات مستقیم با ایران در موضوع عراق در واقع به نقش مثبت و مسئولانه از جانب ایران اذعان دارند و از آن تقدیر می کنند. ولی گزارش پترائوس ـ کراکر از این موضوع یک تهدید و خطر و عامل ناامنی یاد می کنند و آنها بطور همزمان از موضع اردن صرفا بخاطر صدور بیانیه ای در حمایت از مواضع عراق تجلیل می کنند. اما آیا نقش ویرانگر اردن برای حمایت و لجستیک تروریست های بعثی ـ تکفیری قابل انکار است آیا آگاهی واشنگتن از جزئیات فجایع تروریستی عراق جائی برای تجلیل از نقش اردن باقی می گذارد و آیا آگاهی اشغالگران از نقش مسئولانه ای که مرجعیت و زعامت شیعه در مهار حوادث پس از 2 بار انفجار حرمین عسکریین (ع ) ایفا کرد جائی برای این قبیل مواضع کینه توزانه علیه ایران و مراجع عظام شیعه باقی می گذارد البته اشغالگران ثابت کرده اند که عراق مردم عراق شیعه و پیچیدگیهای اوضاع منطقه را مطلقا نمی شناسند و حتی از آگاهیهای خود نیز در جهت به آشوب کشیدن منطقه سواستفاده می کنند. سرمایه گذاری اشغالگران بر روی عشایر عراق و تلاش برای تجهیز نظامی و مسلح کردن عشایر بعثی ها و تکفیری ها نشان می دهد که اشغالگران واقعا به دنبال آرامش و امنیت و رفاه مردم عراق نیستند و منافع نامشروع خود را صرفا در ناامنی عراق جستجو می کنند. اشغالگران عراق فقط نفت و ثروت عراق را می خواهند و حتی به قیمت قتل عام 750 هزار عراقی و معلولیت 2 میلیون عراقی و ویرانی تمام عراق هم باز خواستار غارت ثروتهای عراقند. فروش سلاح آمریکائی به عراق ! شاید اگر غارت ثروتهای عراق توسط اشغالگران همراه با امنیت و آرامش و رفاه می بود ابعاد اعتراض و مخالفت علیه اشغالگران تا این اندازه روزافزون نمی شد. ولی اشغالگران نه تنها به غارت ثروتها مشغولند و نه تنها زیرساختهای اقتصادی جامعه را ویران می کنند و نه تنها مردم عراق در خانه و کاشانه های خود نیز احساس آرامش و امنیت نمی کنند بلکه حتی تروریست های جنایتکار نیز با تحریک اشغالگران علیه آنها وارد عمل می شوند ولی ارتش عراق پلیس و نیروهای امنیتی عراق نیز مجاز نیستند که با تروریست ها مقابله کنند. چون اسلحه ای در اختیار ندارند! ارتش آمریکا در دوران « پل برمر » تمامی سلاحهای سنگین و سبک ارتش و نیروهای پلیس و امنیتی عراق را جمع آوری و تماما منهدم کرد . هم اکنون ارتش و نیروهای نظامی عراق فاقد سلاح هستند و از هر 3 نظامی فقط یک نفر مسلح به سلاح سبک است و این در حالیست که برخی عشایر عراقی توسط اشغالگران به پیچیده ترین سلاحهای اتوماتیک مجهز شده اند و آمریکا حتی تروریست های بعثی و سلفی را نیز مسلح کرده است . گزارش پترائوس ـ کراکر در این زمینه به نکته عجیب و حیرت آوری اشاره دارد که در عین گستاخی بسیار شرم آور است و آن اینکه به رهبران کنگره و محافل نظامی و کمپانی های اسلحه سازی آمریکا مژده می دهد که آمریکا می تواند از این فرصت برای فروش میلیاردها دلار اسلحه به عراق بهره گیری کند! این در واقع فرصتی است که اشغالگران برای خودشان به وجود آورده اند و به قیمت نابودی یک ملت و یک کشور بازار گرم فروش اسلحه های آمریکائی را برای خود تدارک نموده اند. گزارش پترائوس ـ کراکر تازه ترین تراوشات فکری نو محافظه کاران را بطور یکجا فهرست کرده است و نشان می دهد که در مغزهای علیل آنها چه می گذرد و طرحهای جنون آمیز محافظه کاران برای ماهها و بلکه سالهای آینده چیست اما مسئله اینست که آیا بوش کوچک و دستیارانش با این پرونده های سیاه و نکبت بار فرصتی برای دستیابی به نتایج بهتر دارند بوش و دستیارانش با تلخکامی دیدند که حتی 21 500 نفر نیروی نظامی اضافی هم نتوانستند معجزه ای بکنند و امروز با اعلام طرح خروج 30 هزار نیرو طی یکسال از عراق مایلند با جابجائی نیروهائی که از حضورشان معجزه ای برنیامد با خروجشان معجزه کنند! گزارش پترائوس ـ کراکر به قدری ضعیف و بی محتوا تنظیم شده بود که در همان ساعات اولیه پس از انتشار با واکنش منفی و اعتراض آمیز نمایندگان کنگره مواجه شد بررسی محتوای گزارش پترائوس ـ کراکر نشان می دهد که در تنظیم آن حرف تازه ای وجود ندارد و تمامی دیدگاهها ـ مواضع اتهامات و شایعاتی که کاخ سفید پنتاگون و سیا بارها در سالهای اخیر مطرح کرده بودند یکبار دیگر تکرار شده است گزارش پترائوس ـ کراکر 3 محور اصلی داشت : 1 ـ گویا آمریکا در عراق موفق بوده ولی بایستی حضور نظامی خود را حفظ کند ـ 2 ـ گویی آمریکا « ابتکار عمل » را در دست دارد ولی مشکلات عراق ناشی از همسایگان و دولت نوری مالکی است ـ 3 ـ خروج از عراق فاجعه بار است و نبایستی به بوش برای خروج از عراق فشار آورد متحدین آمریکا در عراق یکی پس از دیگری مواضع خود را از مواضع واشنگتن جدا می کنند. این پدیده جدی ترین ضربه حیثیتی برای استراتژی بوش در عراق است که با واگرائی سیاستهای لندن ـ واشنگتن نمود عینی پیدا کرده است سئوال جدی اینست که چرا جنگ عراق تاکنون 500 میلیارد دلار هزینه دربرداشته و حال آنکه ارزیابی های اولیه 120 میلیارد دلار بوده است باید پرسید که چرا در گزارش به کنگره از تخلفات مالی ـ جنائی سخنی بمیان نیامده است چرا از 270 میلیارد دلار هزینه های اعلام شده در یک دوره فقط 60 میلیارد دلار در عراق هزینه شده و چرا نتایج حسابرسی های انجام شده با واقعیت تطبیق نمی کند چرا برای کشتارهای دستجمعی و قتل های بدون هدف نظامی قابل توجیه پرونده ای تشکیل نشده است گزارش موجود فقط خروج 30 هزار نیروی نظامی از عراق طی یکسال آینده را میسر می داند . این اصلی ترین موضوع برای جنگ قدرت میان دمکراتها و جمهوریخواهان است و سایر بخش های گزارش را عملا تحت الشعاع قرار داده است . حال آنکه دمکراتها خواهان اعلام جدول زمانی خروج کامل از عراق هستند « موفق الربیعی » معاون امنیتی نخست وزیر عراق خواستار خروج اشغالگران و کاهش تعداد آنها به کمتر از یکصد هزار تن طی یکسال آینده شده است . این اعلام موضع دولت مالکی در واقع « تیر خلاص گزارش پترائوس ـ کراکر » است و نشان می دهد حتی دولت عراق هم در برابر این گزارش موضع گرفته است واشنگتن هنوز هم سعی دارد شکست های دیپلماتیک خود از ایران را در قضایای عراق تلافی کند. این در حالیست که تمامی مقامات عراقی در هر دوره از مسئولیت که هستند به ایفای نقش مثبت و مسئولانه از جانب ایران اذعان دارند و از آن تقدیر می کند ولی گزارش تیم بوش به کنگره آنرا یک تهدید و خطر و عامل ناامنی عراق معرفی می کند! اشغالگران عراق ثابت کرده اند که عراق مردم عراق شیعه و پیچیدگیهای اوضاع منطقه را نمی شناسند و حتی از آگاهیهای خود نیز در جهت به آشوب کشیدن منطقه سواستفاده می کنند