صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۱۲

31 شهریور ماه، سالروز آغاز جنگ تحمیلى عراق علیه جمهورى اسلامى ایران است. جنگى که در سپتامبر سال 1980 توسط رژیم بعثى عراق و با حمایت علنى دو بلوک شرق و غرب بر کشورمان تحمیل شد. این پروژه بین‌المللى استکبارى علیه انقلاب اسلامى در پى رشادت رزمندگان اسلام و حماسه آفرینى شهداى پیرو خط امام راحل (ره)، با شکست قدرت‌هاى بزرگ و خفت رژیم صدام حسین به پایان رسید. هم‌اکنون حدود 18 سال از پایان جنگ سپرى شده است. على‌رغم فروپاشى بلوک شرق، غرب لحظه‌اى سنگ اندازى در مقابل ایران اسلامى را متوقف نکرده است. مفاهیم “رشادت” و “مبارزه” هنوز اصالت خود را حفظ کرده‌اند، هر چند دیگر مصادیق آنها با دوران دفاع مقدس تفاوت دارد. ماهیت تهدیدهاى غرب و هدف کاخ سفید و متحدانش از فشار علیه ایران دقیقا مانند همان دوران است. نابودى انقلاب اسلامى و جلوگیرى از حرکت مستمر اسلام‌گرایى در خاورمیانه، دغدغه‌هایى هستندکه عمو سام و متحدانش مانند انگلستان و فرانسه را لحظه‌اى آرام نمى‌گذارد. در زمان جنگ تحمیلى موشک‌هاى اهدایى “میتران” به صدام حسین خاک پاک خرمشهر را مى‌شکافت و امروزه سخنان “برنادر کوشنر” علیه فعالیت‌هاى صلح آمیز هسته‌اى ایران از بلندگوى کاخ الیزه پخش مى‌شود. در سال‌هاى جنگ تحمیلی، کاخ سفید تحت سیطره “رونالد ریگان” و “بوش پدر” به کانون فتنه‌گرى علیه اسلام تبدیل شده بود و امروزه بوش پسر همان رویکرد را ادامه مى‌دهد از جمع شرایط زمان جنگ و شرایط فعلى جمهورى اسلامى ایران حاصلى جز “تهدید مداوم ایران از سوى جریان سلطه” حاصل نمى‌شود. با توجه به این “تهدید مستمر” مى‌توان نکات مهمى را مدنظر قرار داد:

1- مفاهیم “تجاوز”، “اصل عدم تعرض”، “دفع حمله”، و قوانین و مفاد مندرج در منشور ملل متحد از سوى جریان‌هاى سلطه به گونه‌اى کاملا متفاوت تفسیر مى‌شوند. حمله کاخ سفید به افغانستان به بهانه دفع شرارت القاعده صورت پذیرفت. در جنگ عراق نیز کاخ سفید تهاجم علیه صدام حسین را به بهانه وجود سلاح‌هاى کشتار جمعى آغاز نمود. اما مقامات آمریکایى و انگلیسى نتوانستند این بهانه‌هاى واهى را اثبات نمایند و در نهایت به عنوان “اشغالگر” مجبور به پذیرش مسئولیت‌هاى حقوقى ناشى از تعرض خود به این کشورها شدند. رژیم اشغالگر قدس نیز بدون توجه به آنچه در منشور ملل متحد و عرف حقوق بین‌المللى عمومى آمده است، با تعرض به حریم هوایى و زمینى کشورهایى مانند لبنان و سوریه سعى در تقویت وجهه میلیتاریستى خود در خاورمیانه دارد. در چنین شرایطى جمهورى اسلامى ایران حیات سیاسى خود را در چارچوب احترام به قواعد بین‌المللى تعریف نموده است.

2- آنچه “واکنش” یک کشور یا جریان را تعیین مى‌کند، یکى وضع نظام بین‌الملل و دیگرى کمرنگ یا پر رنگ بودن فاکتورهایى مانند “تهدید” یا “صلح” در اطراف آن است. تعمیم این قاعده کلى به واقعیات جهان امروز موجب اثبات”لزوم اتخاذ سیاست خارجى تهاجمی” از سوى ایران مى‌شود. در شرایطى که کاخ سفید به فشارهاى خود علیه ایران ادامه مى‌دهد و وزیر امور خارجه فرانسه به عنوان یکى از مهره‌هاى اروپایى آمریکا صراحتا سخن از حمله به ایران بر زبان مى‌آورد اتخاذ رویکردى ثابت و ساکن چه معنایى مى‌تواند داشته باشد؟ رژیم اشغالگر قدس مدام ایران را مورد تهدید قرار مى‌دهد و برخى کشورهاى عربى با خرید سى میلیارد دلار تسلیحات نظامى از آمریکا توان بالقوه نظامى خود را در اطراف ایران افزایش داده‌اند. نیروهاى وابسته به کاخ سفید و انگلستان در دو کشور همسایه ایران یعنى افغانستان و ایران استقرار یافته و با ایجاد پایگاه‌هاى هوایى و زمینى چهره‌اى تهاجمى به خود گرفته‌اند. آیا مى‌توان این چهره تهاجمى را در لابه‌لاى خوش‌بینى‌هاى اید‌ه‌آل گرایانه لاپوشانى نمود؟

3- لزوم برخورد قاطع ایران با جریان سلطه را مى‌توان با استفاده از به دو فاکتور “ چهره امروز خاورمیانه” و “تلاش آمریکا و متحدانش جهت تهدید ایران” مورد تحلیل قرار داد. هم اکنون محیط ایران را کشورهایى مانند پاکستان، افغانستان، کشورهاى حاشیه خلیج فارس و عراق تشکیل مى‌دهند. با توجه به حضور مستقیم یا نفوذ غیر مستقیم جریان سلطه در این کشورها، هیچ گونه اهمال کارى در “تداوم نگاه واقع‌بینانه” به منطقه قابل توجیه نیست. هرگونه “ایده‌آل گرایی” یا “محاسبات دیپلماتیک اغراق آمیز” در این زمینه مى‌تواند به نقطه آسیب سیاست خارجى کشورمان تبدیل شود.

4- جریان سلطه از دستیابى ایران به سلاح هسته‌اى ابراز نگرانى مى‌کند و از سویى دیگر با رفتار خود، “لزوم اتخاد سیاست تهدید محور “ را از سوى تهران تقویت مى‌کند. گویا هنوز غرب نخواسته یا نتوانسته است از تجربه “پیونگ یانگ” درس بگیرد. غرب با رفتار دوگانه خود نوعى پارادوکس هسته‌اى را به وجود آورده است. ایران اسلامى به حرکت خود در مسیر صلح آمیز و بین‌المللى پایبند است اما “فشار” و “تهدید غرب” مى‌تواند این مسیر را به ضرر سیاست‌هاى کاخ سفید و متحدانش دگرگون کند. در آن صورت ایران مسبب این دگرگونى نخواهد بود. آنچه “دوران 8 ساله دفاع مقدس” را به “دوران اقتدار امروز” پیوند مى‌دهد، همان مقاومت جمهورى اسلامى ایران در مقابل تهدیدات آمریکا و غرب است. تهدیداتى که در نهایت با شدت بسیار بیشتر به سوى جریان سلطه باز مى‌گردد و مصادیق امپریالیسم نوین را در گرداب “اقتدار ایران” محو خواهد کرد. 

نام:
ایمیل:
نظر: