صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۵۸۷

فتح‌الله پریشان
برای شناخت اندیشه های سیاسی هر متفکر و اندیشمندی، شناخت پایه ها و مبانی فکری وی از ضروریات است. این امر در کنار پی بردن به زمینه های عینی و واقعیات اجتماعی و سیاسی زمانه اندیشمند بسترهای اندیشه پردازی سیاسی و چگونگی تفکر متفکر در باب معضلات و بحران های زمانش را در اختیار خواننده می گذارد. از این رو، آگاهی به مبانی نظری، فلسفی و اصول علمی اندیشمندان نقشی مهم در شناخت اندیشه ها و آرای آنان دارد. در شماره گذشته به اختصار به زمینه های محیطی، سیاسی و اجتماعی زمان ابوالحسن عامری پرداختیم. در این شماره با مبانی فکری و نظری وی آشنا می شویم تا بتوانیم به اندیشه های سیاسی و شالوده نظر حکومتی وی راه یابیم.
تذکر این نکته لازم است که در شناخت اندیشه فلسفی عامری به تأثیرپذیری او از منافع فلسفه یونانی و نو افلاطونی باید توجه خاصی کرد، زیرا وی تحت تأثیر مکتب کندی است و فلسفه او بیشتر صبغه افلاطونی دارد تا ارسطویی. عامری به ویژه در کتاب «السعاده و الاسعاد» به صورت نقل و قول مطالبی را از دو حکیم یونانی آورده و سپس در ذیل آن گاهی نظر خود را درباره مسئله و موضوع علمی خاصی ابراز داشته است. وی به طور عمده در سیاست و اخلاق از «جمهوریت» افلاطون و «اخلاق نیکو ماخوسی» و «فن خطابه» ارسطو مطالب زیادی را اقتباس کرده و آثارش حکایت از وقوف کامل علمی وی به آرای فلسفی فلاسفه پیش و بعد از ارسطو از جمله فیثاغورث و جالینوس و فلاسفه رواقی دارد. این نکته در بررسی مبانی فکری عامری شایان بذل توجه است.
اما مهمترین سوال در بررسی مبانی فکری و نظری یک اندیشمند، سوال از چیستی «وجود» و چگونگی «هستی شناسی» منظومه فکری وی است. در اندیشه ابوالحسن عامری، از عالمان اسلامی قرن چهارم هجری، نظام آفرینش و هستی مبتنی بر نظم سلسله مراتبی است که از موجودات مرتبه برتر آغاز و به مرتبه دون و مادون ختم می شود. کارکردها و میزان تأثیر و تأثرات موجودات براساس ویژگی رتبه و جایگاه آنها در نظام هستی است. از این رو، جایگاه برخی موجودات جایگاهی معنوی و ماهیت آن مجرد است و گاهی جایگاه ها، مادی و غیر مجرد است. عامری در یکی از رسائل خویش به نام «الفصول فی المعالم الالهیه» مراتب موجودات را با ماهیت و ویژگی آنها این گونه بیان کرده است: «مراتب اشیا در حقیقت وجود به پنج دسته تقسیم می شوند: 1- موجود بالذات 2- موجود به ابداع 3- موجود به خلق 4- موجود به تسخیر 5- موجود به تولید. موجود بالذات، خداوند باری تعالی است. موجود به ابداع، قلم و امر است که فلاسفه گاهی از آن تعبیر به عقل کلی و صور کلیه می کنند. موجود به خلق، عرش و لوح است که از آن تعبیر به نفس کلیه و فلک الافلاک می شود. موجود به تسخیر، افلاک و اجرام سماوی اولیه است. موجود به تولید، تمام موجودات تکوین یافته از عناصر اربعه است.
در تقسیم بندی عامری عقول به دو دسته کامله و ناقصه تقسیم می شوند. عقول کامله ویژگی های عقل کلی را دارند که از جمله آن وحدانیت و عاری بودن از تکثر است. مصداق عقول کامله از منظر وی، عقول ملائکه و مصداق عقول ناقصه، عقول بشری است. تمایل عقول سفلی (بشری) برای حرکت به سمت عقول کامله مشهود است و تمایز بین آنها، تمایز بین افراد بشری را نشان می دهد. عامری به مانند استاد خود ابوزید بلخی متأثر از مکتب فلسفی کندی، بر این عقیده است که خداوند در هر موجودی خصوصیتی قرار داده و میان موجودات فقط انسان به مقتضای عقل عمل می کند، یعنی انسان است که دارای عقل و ادراک عقلانی است و ارباب شرایع و ائمه راشدین مصادیق عقلانیت الهی و ادراک عقلانی تام هستند. در واقع وی به دنبال تفسیر جایگاه عقلانی ایمان است که به اعتقاد او، محل ایمان عقل است و نبی انسان کاملی است که به ایمان محض رسیده است و استحقاق خلیفه اللهی دارد، زیرا دارای دو ویژگی عقل الهی و تهذیب نفس است. در یک تقسیم بندی کلی می توان مراتب وجود را از نظر عامری به صورت زیر بیان کرد:
1- خالق تعالی؛ 2- عقل؛ 3- نفس؛ 4- طبیعت.
در تبیین رابطه بین خالق، عقل، نفس و طبیعت می توان گفت: تدبیر امور اشیا به عهده خالق و ایجادکننده عالم است. خالق هستی به اشیا هستی افاضه می کند. اشیا و موجودات به میزان شأن و استعداد خویش از فیض هستی بخش برخوردار می شوند. اثر این فیض بخشی به موجودات، برخوردار شدن شیء از خیر حقیقی است و خیر حقیقی، طلب بقا و ثبات و وجود از سوی موجودات می باشد. اما هر موجودی به میزان رتبه و استعدادش از ثبات و بقا برخوردار می شود و اختلاف رتبه و شأن موجودات، ریشه در تفاوت استعدادها و توان بهره گیری از افاضه فیض اعطا شده دارد.
انسان شناسی نیز از مباحث مربوط به مبانی فکری یک اندیشمند است و آن نوع نگاه متفکر به انسان، ویژگی های فطری وی و غایت زندگی انسانی است که آیا در جست وجوی سعادت است یا خیر؟!
شناخت ماهیت و صفات و خصلت های انسان از جمله سوالات دیرینه ای است که همواره ذهن اندیشمندان را از گذشته به خود مشغول داشته است. زیرا انسان در مباحث اندیشه پردازی سیاسی و عمل سیاسی (حکومت) محور اصلی است و بدون داشتن تعریفی روشن از آن موجب بی مبنایی و بی پایگی اندیشه سیاسی خواهد شد. از نظر عامری وجه تمایز انسان از سایر موجودات، در استعدادی ویژه به فضیلت است. او فضیلت را به تبعیت از ارسطو، برخورداری اشیا و موجودات مساوی و یکسان، از ویژگی نفسی و کیفیت نفسانی خاص می داند. با توجه به این ویژگی است که عامری اخلاق و افعال انسانی را به دو دسته فاضله و غیرفاضله تقسیم می کند و اولی را اخلاق و افعال انسی و دومی را بهیمی (حیوانی) می داند.
عامری انسان را از بعد اجتماعی، مجمع نیازها می‌داند که به تنهایی ناتوان از تأمین آنهاست و همین امر ضرورت حیات اجتماعی انسان را توجیه می کند. البته کمال جویی انسان نیز او را به حیات اجتماعی سوق می دهد. زیرا شکوفایی استعدادهای انسانی در گرو زندگی جمعی است. از دیدگاه عامری انسان صاحب فضیلت کسی است که بتواند نفس خویش را تربیت کند و تربیت نفس از طریق افزایش بصیرت ممکن است. اساس و محور خلقت سعادت طلبی انسان است که این سعادت به دو دسته انسی و عقلی و هر کدام به سعادت مطلقه و مقیده قابل تقسیم هستند. سعادت مطلقه سعادتی است که در آن فرد به کلیه خیرات نفسانی و بدنی می رسد اما در سعادت مقیده، انسان به اندازه توان خویش اعمال و افعال خیر و فضیلت انجام می دهد. در شماره بعد صورت عملی این مبانی را در فلسفه سیاسی وی ملاحظه خواهیم کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: