محمد البرادعى به شدت از سوى مقامات آمریکایى تحت فشار قرار گرفته است.کاخ سفید بارها اثبات نموده است که نسبت به سازمانهاى بین المللى برخورد و نگاهى کاملا ابزارى دارد. مدیر کل آژانس بین المللى انرژى اتمى تاکنون بارها بر عدم انحراف جمهورى اسلامى ایران از فعالیتهاى هسته اى خود تاکید نموده است. انتشار گزارش اخیر البرادعى در خصوص فعالیتهاى هسته اى صلح آمیز جمهورى اسلامى ایران سبب نارضایتى ایالات متحده آمریکا و دو کشور جنگ طلب انگلستان و فرانسه شده است.طى سالهاى اخیر کاخ سفید و تروییکاى اروپایى سعى داشتند با استناد به گزارشهاى دوپهلوى آژانس بین المللى انرژى اتمى فشارهاى سیاسى خود علیه ایران را افزایش دهند.اما این بار گزارش آژآنس جاى هیچ گونه مانورى را براى بوش و شرکاى اروپایى آن باز نگذاشته است.بر این اساس آژآنس ،کشورهاى غیر متعهد،چین ،روسیه و آلمان عقیده دارند کع باتوجه به توافقات صورت گرفته میان تهران و آژانس بین المللى انرژى اتمى ادامه فشار بر ایران غیر عاقلانه است.اما ایالات متحده آمریکا،انگلستان و فرانسه در آن سو تلاش مى کنند تا رویکرد سیاسى نسبت به پرونده هسته اى ایران را تقویت نموده و سطح تحریمها علیه تهران را گسترش دهند. در این میان،محمد البرادعى به شدت از سوى مقامات آمریکایى تحت فشار قرار گرفته است.کاخ سفید بارها اثبات نموده است که نسبت به سازمانهاى بین المللى برخورد و نگاهى کاملا ابزارى دارد.مطابق این رویکرد ابزاری،درمواردى که سازمانهاى بین المللى در جهت تحقق خواسته هاى واشنگتن و دیگر مصادیق جریان سلطه مانند فرانسه گام برندارند،این کشورهاى متخاصم فرمول “گذار از سازمانهاى بین المللی”را در دستور کار خود قرار خواهند داد.این بار آژآنس بین المللى انرژى اتمى با ابراز رضایت کامل از همکارى دوجانبه با تهران،دست کاخ سفید را جهت سنگ اندازى در مقابل جمهورى اسلامى ایران بسته است.از این جهت مقامات آمریکایى صراحتا نارضایتى و خشم خود را از مدیر کل آژانس بین المللى انرژى اتمى اعلام نموده اند. “کاندولیزا رایس”، وزیر خارجه آمریکا اخیرا آژانس را به مداخله در دیپلماسى جهانى بر سر برنامه هستهاى ایران متهم کرده است.!وزیر امورخارجه ایالات متحده آمریکا و برخى رسانه هاى غربى ادعا کردهاند که “محمد البرادعی”، مدیر کل آژانس، فراتر از اختیارات خود در برخورد با پرونده اتمى ایران عمل مىکند. بر اساس چنین ادعاهایی، البرادعى باید به تایید این ادعا بپردازد که ایران به طور مخفیانه سلاح اتمى مىسازد و حق ندارد بر اعمال تحریمهاى جدید از سوى شوراى امنیت بر این کشور دخالت کند! البرادعى به عنوان برنده جایزه نوبل صلح در برابر این اتهامات از حقیقتگویى خود در خصوص برنامه هستهاى ایران دفاع کرد و گفت که تلاشهاى وى براى بازرسى سایتهاى اتمى این کشور به همکارى بیشتر میان تهران و آژانس منجر شده و این عملکرد دقیقا مطابق اختیارات وى از سوى شوراى امنیت است. مدیر کل آژانس بینالمللى انرژى اتمى در این خصوص گفته است: «من به وظیفه خود ادامه مىدهم و مىتوانم به شما قول دهم که دقیقا حقیقت را به روش عینى و غیرمتعصبانه ارائه مىکنم.» این اتهامات در حالى بر البرادعى وارد مى شود که مدیر کل آژانس بین المللى انرژى اتمى تاکنون بارها بر عدم انحراف جمهورى اسلامى ایران از فعالیتهاى هسته اى خود تاکید نموده است.واقعیت امر این است که ایالات متحده آمریکا سعى دارد معادلات سازمانهاى بین المللى را در جهت نیل به اهداف سلطه طلبانه خود ترسیم نماید.بر این مبنا غرب نمى تواند به بهانه هاى حقوقى تهران را تحت فشار قرار دارد.در این جاست که “سیاسى بودن” پرونده هسته اى ایران مشخص مى شود.اگر این پرونده از ابعاد حقوقى مورد بررسى قرار مى گرفت امکان ارجاع آن به شوراى امنیت سازمان ملل متحد به هیچ عنوان وجود نداشت.مسئله اصلى اینجاست که تلاش اخیر ایالات متحده آمریکا جهت ایجاد تنش در جو فعلى نظام بین الملل به کجا خواهد انجامید؟پاسخ این سوال کاملا مشخص است. باتوجه به حمایت نظام بین الملل از توافقات صورت گرفته میان تهران و آژانس بین المللى انرژى اتمى امکان موفقیت واشنگتن کاملا منتفى است.اخیرا مقامات آمریکایى در قالب یک سناریوى از پیش طراحى شده از برنارد کوشنر،وزیر امورخارجه فرانسه خواستند تا با استفاده از واژه”حمله”علیه ایران فضاى موجود را متشنج نماید.اما این تلاش وزیر امور خارجه ساده لوح کابینه نیکولاسارکوزى ناکام ماند. پاریس به دنبال حضور افرادى مانند نیکولا سارکوزى و برنارد کوشنر سعى دارد در کانون جریان سلطه قرار گیرد و تقابل خود با جمهورى اسلامى ایران را آشکار کند.اظهارات بى وزن وزیر امورخارجه فرانسه علیه ایران بازتاب وسیعى در نظام بین الملل داشته است. واکنش کشورها و جریانهاى مختلف به این اظهارات خصمانه سبب شد تا مقامات فرانسوى در قالب چرخشى آشکار مواضع ضدایرانى خود را اصلاح نموده و به سوى آرام سازى جو به وجود آمده علیه خود گام بردارند.وزیر امورخارجه فرانسه پس از اظهارات خصمانه خود در خصوص ایران نتوانست در مقابل فشار سیاستمداران اروپایى و افکارعمومى مقاومت کند.کوشنر در نهایت مجبور شد اظهارات خودرا به گونه اى ناشیانه تصحیح نماید. وزیر خارجه فرانسه پس از دیدار با همتاى روس خود در مسکو اعلام نمود«باید هر کارى را براى جلوگیرى از جنگ (با ایران) انجام داد.» برنارد کوشنر در کنفرانس خبرى مشترک با «سرگى لاوروف» تاکید کرد جنگ با ایران «بدترین گزینهاى است که مىتواند رخ دهد.» وى خواستار «مذاکرات بدون توقف» درباره برنامه هستهاى ایران شد. وزیر خارجه فرانسه در تصحیح اظهارات پیشین خود درباره احتمال جنگ با ایران گفت: «من گفتهام جنگ بدترین چیزى است که ممکن است رخ دهد. هر کارى براى جلوگیرى از جنگ باید انجام شود. ما باید مذاکره، مذاکره و مذاکره کنیم، بدون آنکه متوقف شویم یا مانعى در برابرمان باشد.من نمىخواهم گفته شود من طرفدار جنگ هستم! پیام من پیام صلح، پیام جدیت و پیامى مبنى بر عزم راسخ بود!» واکنش منفى نظام بین الملل نسبت به اظهارات برنارد کوشنر نشان دهنده “پذیرش ایران هسته اى “ توسط جامعه جهانى است.آنچه مسلم است اینکه ایران اسلامى به مسیر صلح آمیز هسته اى خود ادامه خواهد داد ومطابق گفته رئیس جمهور کشورمان،نباید اظهارات و تهدیدهاى مقامات فرانسوى را جدى گرفت. کاخ الیزه در ابتداى حضور سارکوزى و همراهانش به کانون خطاهاى دیپلماتیک در اروپا تبدیل شده است.مسلما اگر این روند ادامه پیدا کند پاریس باید هزینه هاى هنگفتى را جهت بازسازى چهره بین المللى خود بپردازد. آنچه مسلم است اینکه تلاش ایالات متحده آمریکا،فرانسه و انگلستان علیه جمهورى اسلامى ایران و آژانس بین المللى انرژى اتمى نشان دهنده اوج خصومت آنها با تهران به عنوان کانون مولد اسلام گرایى و پویایى در خاورمیانه است.کاخ سفید هم اکنون از سوى ملت خود و دیگر ملتهاى جهان به علت ایجاد تنش و آشوب در جهان مورد بازخواست و مواخذه قرار گرفته است.در این بین کشورهاى حامى تروریسم مانند انگلستان و فرانسه نیز از سوى نظام بین الملل به علت همراهاى با واشنگتن محکوم شده اند.مسلما در آینده اى نه چندان دور سیاستمدارن این کشورها به نقطه اى خواهند رسید که در آن راهى به جز”فرار از آمریکا”باقى نخواهد ماند.افرادى مانند بوش ،رایس ،سارکوزى و کوشنر هم اکنون به اصلى ترین دشمنان بشریت و سازمانهاى بین المللى تبدیل شده اند.در این راستا لازم است ملتها و دولتهاى آگاه جهان جهت دفع این افراد با یکدیگر متحد شوند.اتحادى که مى توان در آینده اى نه چندان دور جریان سلطه را محو و نابود سازد.