صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۱۸۰

فتح‌الله پریشان
منظور ابن عامری از بحث درباره سیاست، در واقع بحث از ضرورت علمی به نام سیاست و علت نیاز به آن است. این ضرورت را در اندیشه سیاسی عامری باید در مفهومی به نام سعادت و به سعادت رساندن جست وجو کرد. وی با پرداختن به مفهوم و کیفیت سعادت، در صدد رسیدن به مبحث سیاست و کار ویژه، انتظارات و فلسفه آن است. عامری بین سعادت جویی انسان و نیازش به سیاست ارتباط تام و کاملی برقرار می کند زیرا ضرورت سیاست در اندیشه او تابعی از ضرورت رسیدن و رساندن انسان به سعادت است. بنابراین از آنجا که محوریت مباحث اجتماعی و اندیشه و آرای سیاسی او در مبحث انسان نهفته است، جایگاه سیاست و انواع آن جدای از انسان شناسی و ضرورت سعادت انسان نیست. عامری با رهیافت و نگاه درون دینی هدف اصلی از خلقت انسان را رسیدن به کمال و سوق او به سوی اعمالی می داند که در آن، جمال انسانی در وجود فرد تجلی یابد. حال یکی از بندهای عملی سازی تجلیات انسانی، اجتماع است که انسان به ضرورت رفع حوائج خود در آن به زیست جمعی می پردازد. به طور کلی در نگرش های کلاسیک فلسفی نیک بخت کردن انسان هدف اساسی سیاست است و آن زمانی محقق می شود که از طریق سیاست بتوان هم به خواسته های مادی و هم به نیازهای معنوی رسید. سیاست در اندیشه عامری «تدبیر در جهت رسیدن به اهداف سنت» تعریف می شود و سیاست مدار وظیفه دارد مصلحت های مورد نیاز انسان اعم از مادی و معنوی را شناخته، افراد را به سوی آنها راهنمایی کند. برای این کار سیاست مدار ابتدا باید نسبت به نیازهای مادی و معنوی جامعه شناخت پیدا کند و براساس آن نیازها برنامه ریزی و سیاست گذاری نماید. وی ناگزیر است در حوزه شناخت نیازهای اجتماعی، مدینه و ویژگی های اهالی آن را بشناسد، زیرا اجتماع انسانی و تحقق نیازهای جمعی در بستر مدینه قابل مطالعه است.
در دیدگاه عامری این نیازها، با توجه به انگیزه های افراد اجتماع، در دو سطح ادنی( کمینه) و اقصی (کامل) قابل دسته بندی است. در سطح کمینه، نیازهای مادی جامعه موردنظر است که شامل حوزه تدبیر و برنامه ریزی های مادی است. در سطح کمینه ترکیب شرور و خیرات واقعیت مدینه باید برای تربیت نفسانی انسان مدنظر سیاست مدار قرار گیرد:«بر سیاست مدار واجب است که هدف کمینه سیاست را تحصیل خیرات برای اهالی مدینه و دور گردانیدن آنان از شرور قرار دهد.» اما در سطح اقصی (کامل) استکمال انسان و نیاز او به جمال انسانی مورد نظر است که در واقع سیاست گذاری های معنوی شامل حوزه وظایف وعظ و ارشاد و هدایت انسان را در برمی گیرد. در این تعریف، دو رکن اساسی سیاست« اصلاح و تدبیر» است که تربیت از طریق اصلاح و تنظیم امور مادی انسانی اعم از اقتصاد، امنیت، قانون، جنگ و صلح و سایر موارد از طریق تدبیر حاصل می شود.
از دیدگاه عامری ضرورت سیاست، ایجاد یگانگی و همبستگی در جامعه است و کار ویژه سیاست در این اندیشه وادار کردن انسان به انقیاد جمعی است. اگر انسان از روی میل و انگیزه ، اصول مشارکت مدنی را نپذیرد، باید از طریق زور و اکراه وی را به پذیرش اصول جمعی وادار کرد.
انواع سیاست از دیدگاه عامری
عامری همانند بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان سیاسی مسلمان و شرق در توضیح و تبیین انواع سیاست و مباحث اجتماعیات متأثر از اندیشه های فلاسفه یونان (افلاطون و ارسطو) است. وی در بحث از اقسام سیاست ابتدا آن را از منظر افلاطون مطرح نموده، سپس به تقسیم بندی و توضیح نظرگاه خویش می پردازد. او به نقل از افلاطون، سیاست را به پنج دسته تقسیم می کند که عبارتند از: 1- سیاست کلی؛ 2- سیاست ملکی؛ 3- سیاست مدنی؛ 4- سیاست منزل؛ 5- سیاست بدنی.
سیاست کلی درباره کلیات نظام هستی بحث می کند و از الگوی نظم حاکم بر جهان به مدلی برای اداره جزئیات امور خلق می رسد. سیاست ملکی، سیاست ورزی شاهان در مورد روسای مدینه است. در سیاست مدنی، بحث از ضرورت سیاست ورزی در مورد ارکان مدینه است. در واقع تنظیم مناسبات اجتماعی در شکل سیاست مدنی قابل طرح است و سیاست منزل، تدابیر صاحب منزل در مورد اهالی منزل می باشد که مقدمه ای برای اعمال سیاست های کلان است و در سیاست بدنی، تدابیر نفسانی و جسمانی فرد در حق خویش مورد نظر است. البته عامری به نقل از افلاطون تقسیم دو گانه دیگری نیز از سیاست ارائه کرده است که اولی سیاست مربوط به رئیس است که ارشاد و هدایت وظیفه اصلی اش می باشد و دیگری سیاست مربوط به مرئوسین است که نهایت تلاش آنان باید اطاعت از رئیس باشد. علت اطاعت در اندیشه هایی نظیر عامری، برخورداری رئیس سیاست از فضیلت است. عامری بعد از ذکر و شرح اقسام سیاست از منظر فلاسفه یونان، خود سیاست را به دو دسته عام و خاص تقسیم می کند. سیاست فراگیر و عمومی هر دو حوزه هدایت و اصلاح و تدبیر را شامل می شود و خود به دو بخش جزئی تر سیاست صلح و جنگ تقسیم می شود و سیاست خاص با تقسیم به شش دسته جداگانه، اداره افراد و گروه ها را شامل می گردد، سیاست مربوط به کودکان، سیاست زنان، سیاست صنعتگران، سیاست اقامت و اسکان، سیاست جنگاوران و لشکر و سیاست روسا.
از منظر دیگر عامری سیاست را به سه دسته تقسیم می کند: قسم اول سیاست، مربوط به خود رئیس است که رئیس باید به مقولاتی مثل تربیت نفسانی خود، توجه به آداب حکومت، رعایت قوانین، دفع ضرر دشمن و ... ملتزم باشد. قسم دوم، حوزه وظایف و انواع آن است که تعبیر به سیاست عمومی می شود و مواردی چون ، ایجاد سنت، عمل براساس سنت ایجاد شده، تربیت ، فراگیری علوم و فنون و مواخذه زنان را شامل می شود.
قسم سوم سیاست، مربوط به اموری است که سیاست مدار در حق رعیت باید انجام دهد. ضرورت به کارگیری کارگزاران حکومتی، اوصاف آنها ، یادآوری سنت‌ها، ضرورت گماردن وزیر و مشاور، گزینش و اصل مشورت را شامل می شود. در اعمال سیاست ها اصل با سیاست مدارا و صلح است. البته وجود رهبری سیاسی برای اعمال سیاست‌ها لازم است که در شماره بعد به آن خواهیم پرداخت.

نام:
ایمیل:
نظر: