بصیرت:در مقابل دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که در فضای حکومت نظامی بعد از کودتای سیاه، هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. در چنین شرایطی دانشگاه در 16 آذر وارد اعتراضات شدیدی شد و متاسفانه دولت کودتاگر زاهدی نیز ترجیح داد با گلوله پاسخ اعتراضات را بدهد. و چنین بود که روز 16 آذر به عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در دفتر تاریخ این سرزمین به یادگار ثبت گردیده است.
دشمنان وطن از همان روز بر آن بودند تا نگذارند روز دانشجو به روز مقابله با استکبار جهانی مبدل گردد, لذا تلاش نمودند تا با ایجاد انحراف پیام خون شهدای 16 آذر را به گونهای دیگر تحریف کند. اما با آغاز نهضت اسلامی امام خمینی(ره) در اوایل دهه 40 بار دیگر جنبه استکبار ستیزی جنبش دانشجویی تقویت گردید و تا بدانجا پیش رفت که "انقلابی بزرگتر از انقلاب اول" (به تعبیر حضرت امام) توسط دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا خلق گردید که محوریت آن ستیزه با استکباربود.
دهه 60 نیز دوران حاکمیت اسلام انقلابی در دانشگاهها بود و اندیشههای انحرافی در محاق قرار داشتند، اما با پایان یافتن جنگ تحمیلی دانشگاه از دو زاویه مورد هدف قرار گرفت. تهاجم فرهنگی بیگانگان و تلاش جریانها و گروههای سیاسی برای یارگیری از جنبش دانشجویی دو خطر مهم و عمده بود که دانشجو را از توجه به رسالت انقلابی خویش باز میداشت. این خطر آنگاه بیش از پیش اهمیت مییافت که برخی از این جریانها و گروههای سیاسی خود منادی اندیشههای انحرافی و التقاطی بوده و به ایادی بیگانه در داخل کشور مبدل شده باشند. حضور چنین جریانهای سیاسی در دانشگاه کار را به آنجا کشاند که یکی از مهمترین تشکلهای دانشجویی کشور (دفتر تحکیم وحدت) که روزگاری عنوان مبارزه با آمریکا را در دانشگاه یدک میکشید در کمتر از یک دهه برگزاری هرگونه برنامه در روز 13 آبان را ملغی اعلام نمود!
حضرت آیت الله خامنهای نیز بارها به تلاش جریانهای انحرافی برای ضربه زدن به دانشگاه و منحرف کردن جنبش دانشجویی از مسیر استکبارستیزی اشاره کرده اند. معظم له در این باره میفرمایند: «سالها قبل از انقلاب، یک واقعهی جنایتآمیز در روز شانزده آذر اتّفاق افتاد. از اوّلِ انقلاب، میشد کاری کنند که شانزده آذر اصلاً فراموش شود؛ چون آنقدر ما حوادث داشتیم! اما نه، مسؤولان کشور و علاقهمندان به مسائل کشور، مایلند خاطرهی این روز زنده بماند. چرا؟ چون آن روز بهخاطر سخن حقّی، اتّفاقی در دانشگاه افتاد که بعدها جبههی دژخیمان بهخاطر همان هدفی که جوانان داشتند - و هدف والایی هم بود - با آنها مقابله کردند و به کشته شدن سه نفر انجامید. مسألهی آن روز چه بود؟ ضدّیت با امریکا... حالا یک عدّه بیایند بهعنوان دانشجو، نقطهی مقابل حرکت شانزده آذر را عَلَم کنند؛ یعنی گرایش به امریکا تحت عناوین بسیار پوچ و سست و غیرمنطقی و غیرمستدل. این پشت کردن به جنبش دانشجویی است؛ این اصلاً جنبش دانشجویی نیست؛ این بهکلّی یک چیز دیگر است؛ عکس آن است. مسألهی مخالفت با امریکا را در قالبهای بسیار کوچک و سست و بیبنیادِ جناحگرایی و امثال آن قرار دهند، برای اینکه اصل قضیه را از بین ببرند. این نمیشود. این از آفات جنبش دانشجویی است»(1/9/78)
متاسفانه امروز نیز با بازگشایی دانشگاهها، جریانهای سیاسی مخلوق فتنه سبز این بار نیز دانشگاه را مورد هدف قرار دادهاند. این جریان آنگاه که پایگاه مردمی خود را به خاطر رفتار ساختارشکنانه و تفرقه افکنانه به سرعت از دست داد، تمرکز خود را به عنوان آخرین راهکار بر روی دانشگاه گذاشته تا این مرکز علمی را به پایگاهی برای تداوم فتنه مبدل نماید.
تلاش برای ایجاد فتنه در 16 آذر
از فردای بازگشایی دانشگاهها, آنگاه که ایجاد آشوب و بلوا به بهانه سالروز تولد سران فتنه سبز (موسوی، کروبی و خاتمی) با آشکار شدن دروغ بودن سالروز تولد آنها در ماه مهر بی ثمر ماند, همه نگاههای فتنه گران برای همراه سازی دانشگاه و جنبش دانشجویی به روز 13 آبان دوخته شده بود. اما علی رغم تبلیغات فراوان, فتنه گران با چشمانی متعجب شاهد ناتوانی عناصر نفوذی این جریان در ساماندهی حداقلی بخشی از بدنه دانشگاه در روز 13 آبان بودند. حضور باشکوه ملت در این روز حداقل فرصت را برای عرض اندام این جریان گرفت و جز جمع چند ده نفره ای متفرق در برخی خیابانهای منتهی به میدان هفت تیر تهران که اتفاقا اغلب آنها هم دانشجو نبودند, روز 13 آبان به روز یاس فتنه سبز مبدل گردید.
در چنین شرایط بغرنجی بود که تلاش همه جانبه سران داخلی و خارجی فتنه سبز برای ایجاد بلوا در دانشگاه در روز دانشجو در دستور کار کودتاگران قرار گرفت. مروری بر حجم تبلیغاتی و ترفندهای آنها میتواند میزان تلاش این جریان برای به آشوب کشاندن دانشگاهها را برای مخاطبین ترسیم نماید. فتنهای که میتوانست کالبد مغزمرگی شده فتنه سبز را برای مدتی دیگر زنده نگه دارد.
در ادامه نمونههایی از مقدمهچینیهای صورت گرفته برای به آشوب کشاندن روز 16 آذر مورد بررسی قرار میگیرد.
1- مقاله نویسی: اولین گام در این زمینه درج یادداشتها و مقالات متعددی بود که تلاش میکرد تا نوعی هویت سبز برای دانشجویان تعریف نماید. مطالبی که بطور گسترده در سایتها و وبلاگهای ضدانقلاب انتشار یافت. این یادداشتها چند ویژگی مشترک داشت: 1- مشابهت محتوایی، 2- مشابهت قلمی، 3- سطحی نگری و نداشتن عمق تحلیل، 4- غیرعلمی و فاقد منطق و استدلال بودن، 5- عاطفی, احساسی بودن با هدف تهییج و تزریق شور و هیجان به مخاطب 6- تحریف کننده حقیقت روز دانشجو 7- خودبزرگ بینی فتنه سبز 8- توهین و افتراء به ملت حزب الله و مسئولین نظام اسلامی
به عنوان نمونه در بخشی از مقالهای که در سایت "سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ادوار تحکیم وحدت" به عنوان مجموعهای که دارای مجوز رسمی برای فعالیت بوده و متعهد به رعایت قانون اساسی است، درج گردیده آمده است:
«حاکمیت همواره از 16 آذر می هراسیده است این بار اما هراس از 16 آذر تقارنی مبارک با وحشت از جنبش سبز هم دارد! موجودی که "بسیار" ترسیده باشد همیشه دست به عکس العملهای غیرمعقول و غریزی می زند، بازداشت گسترده فعالین دانشجویی لیبرال و تحکیمی و طیفهای دیگر فعالین دانشجویی نشان دهنده یک نمونه از این عکسالعملهای غریزی و غیر معقول یک موجود ترسو است. دولت کودتا اکنون می ترسد، از دانشگاه، از دانشجویان، از معلمان، از کارگران، از روزنامه نگاران از پزشکان و در یک کلمه از مردم. کنش و واکنشهای ماههای اخیر کودتاچیان را تنها با یک کلمه میتوان توصیف کرد: ترس... باری شک نکنید که یک روز سبز دیگر در راه است؛ این بار 16 آذر سبز. دانشجویان از هم اکنون عزم خود را برای برگزاری با شکوه این روز جزم کرده اند و بازداشت فعالین دانشجویی این عزم را جزم تر و همبستگی دانشجویان را بیشتر خواهد کرد.» 1
2- صدور بیانیه: صدور بیانیه به نام مجموعهها و تشکلهایی که اغلب آنها هویت حقیقی و بیرونی نداشته و بیشتر به شبنامه نویسی توسط محفلی محدود و برنامهریز شباهت دارد، اقدام دیگری بود که میتوانست خوراک خوب خبری برای سایتهای ضدانقلاب وابسته به فتنه سبز در این ایام باشد. بیانیههایی که توسط برخی رسانه های صوتی – تصویری خارج از کشور با آب و تاب فراوان خوانده می شد.
به عنوان نمونه بیانیههایی مجهول الهویه با عنوان "دانشجویان سبز دانشگاههای ایران"! در اغلب سایتها و وبلاگهای ضدانقلاب در اینترنت منتشر گردید. در بخشی از بیانیه شماره یک آن درباره مطالبات نویسندگان بیانیه که خود را به دروغ نمایندگان دانشجویان کشور معرفی میکنند میخوانیم:
«ما خواهان ابطال انتخابات غیر قانونی دهمین دوره ریاست جمهوری دهم، رسیدگی، اعاده حقوق، و جلوگیری از پایمال شدن خون صدها شهید جنبش سبز ملت ایران هستیم. به راستی که ندا، سهراب، ترانه موسوی ها را فراموش نخواهیم کرد. ما خواهان و محاکمه عاملین فجایع رخداده در بازداشتگاه کهریزک و نظایر آن هستیم...
ما به سکوت و عدم استقلال نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بخصوص نمایندگان تهران معترضیم...
ما ملت ایران یکپارچه در مراسم ۱۶ آذر ماه شرکت خواهیم کرد، متوجه استیصال و درماندگی حاکمیت بوده و نیک میدانیم که این درماندگی حاکمیت را یا مجبور به پذیرفتن خواستهای انسانی ما خواهد کرد و یا با انجام اعمال غیرعقلانی(همچون گذشته) به سوی پرتگاه نزدیکتر خواهد شد. پرتگاهی که دلسوزان جمهوری اسلامی در هیئت اصلاح طلبانی چون مهدی کروبی و میرحسین موسوی و محمد خاتمی سالها پیش از آن سخن گفتهاند. هشداری که ارباب قدرت آن را جدی نگرفت و آن پرتگاه امروز چقدر نزدیک است ...»2
بیانیه شماره 2 این محفل نیز چند روز بعد بیرون آمد که تلاش داشت تا هوادران فتنه سبز را به سوی مراکز هدف, سوق دهد و پای اراذل و اوباش را به دانشگاهها بکشاند. در بخشی از آن آمده است:
«دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، آزاد واحد پونک، علامه طباطبایی (دانشکده علوم اجتماعی) و دانشگاه خواجه نصیر (دانشکده برق) به عنوان دانشگاههای محل برگزاری مراسم 16 آذر معرفی میگردند. مراسم دانشجویی در داخل این دانشگاهها از حوالی ظهر آغاز میشود و به منظور حضور حداکثری حامیان جنبش سبز ملت ایران اعم از کارمندان، زنان خانهدار، دانش آموزان و ... دانشگاههای ذکر شده از ساعت 3 بعد از ظهر به بعد میزبان مردم عزیز میباشند و این بار دانشگاه یکصدا و همگام با مردم به وقوع کودتا اعتراض خواهد کرد.
شایان ذکر است در روز دانشجو نه تنها دانشگاههای ذکر شده در شهر تهران بلکه کلیه دانشگاه های کشور و دانشجویان آزادی خواه این دانشگاه ها آمادگی خود را برای میزبانی از رادمردانی چون مهندس موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی شیخ شجاع اصلاحات اعلام میدارند...
لذا بدین وسیله بار دیگر و در نهایت احترام، برای ایران و ایرانیان از تمام ملت دعوت می کنیم که همراه و همگام با هم در مراسم 16 آذر شرکت نمایند.»3
3- دعوت به اغتشاش و کشاندن هواداران به خیابان: در این بین تلاشهای بسیاری صورت گرفت تا روز دانشجو را به روزی برای به آشوب کشیدن پایتخت تبدیل نمایند و اندک هوادران باقی مانده را نیز به خیابان بکشانند, غافل از اینکه مدتهاست فتنه سبز دیگر توان آشوب و بلوا را نیز از دست داده و اراذل و اوباش محوری این جریان مورد شناسایی قرار گرفته و دستگیر شدهاند. نمونهای از توصیهها برای ایجاد اغتشاش را در بیانیهای که با عنوان "جمعی از فعالین جنبش سبز" در برخی از سایتهای ضدانقلاب منتشر گردیده میتوان مشاهده نمود. در بخشی از این نوشته آمده است:
«کودتاچیان، به امید این که مراسم به صورت محدود و دانشجویی برگزار شود، تمام تلاش خود را بر سرکوب تظاهرات خیابانی و جلوگیری از پیوستن مردم به دانشجویان متمرکز کردهاند و به همین دلیل در اطراف دانشگاههای مهم تهران موضع گیری خواهند کرد. برای خنثی کردن این تدبیر، برگزاری تظاهرات پراکنده در نقاط مختلف، یک راهکار مناسب است. میتوان خیابانهای نزدیک دانشگاهها را به عنوان میعادگاهی برای شروع تظاهرات پراکنده در نظر گرفت. با دور شدن از محل دانشگاه، میتوان همچون مراسم چهلم شادروان ندا آقا سلطان، در خیابانهای دیگر، به تظاهرات و سر دادن شعارهای دلخواه پرداخت... مانند تمام فعالیتهای قبلی، رسانه شمائید. در روز 16 آذر کافیست خود را در خانه حبس نکنیم. این که تجمع در چه مکان یا زمانی برگزار شود، در درجه اول اهمیت نیست؛ مهم تهیه فیلم و به خصوص عکس و انتشار آن در سطح بینالمللی است. جهان نظارهگر ماست.» 4
توصیههای مزدور فاسدی چون "محسن سازگارا" که این روزها در آغوش بیگانگان پناه یافته است نیز شنیدنی است. وی که هر روز در VOA برنامه ثابتی دارد, در برنامه روز 5 شنبه خود در مورد روز 16 آذر چنین تحلیل و توصیه میکند: «مطلب آخری که میخواهم بگویم در مورد 16 آذر است که خیلی ها معتقدند به احتمال زیاد حکومت توان داشتن آدم در سطح تمام دانشگاههای کشور، روز دوشنبه آینده بعد ازظهر که مراسم همزمان در تمام دانشگاههای کشور هست را ندارد به احتمال زیاد روی چند دانشگاه شاخص مثل دانشگاه تهران یا امیرکبیر یا صنعتی شریف در تهران یا دانشگاه اصفهان یا دانشگاه شیراز، تبریز، اهواز نیروهایش را تمرکز میدهد و به این ترتیب نگذارد دانشجوها مراسم 16 آذر را برگزار کنند و بتواند روی طبل پیروزی بزند. به همین دلیل بسیار بسیار واجب است که بعد از ظهر دوشنبه 16 آذر در تمام دانشگاه های آزاد و دولتی مراسم باشد، مردم هم که به دانشجوها میخواهند بپیوندند به همه دانشگاهها، نزدیکترین دانشگاه بروند، همینطور دانش آموزان. و با تنوع تاکتیکی فضای شهرها را هم مشغول بکنند که این هم محافظت بیشتری برای دانشجوها میآورد و هم تمرین خوبی است برای حرکت پراکنده ولی هماهنگ در دهه محرم و تاسوعا و عاشورا.» 5
این جیره خوار صدای آمریکا که نان خود را در تداوم فتنه سبز میبیند, تلاش ناشیانهای دارد تا اندک فریب خوردگان داخلی را برای تهیه خوراک برای بیگانگان تشویق نماید و به آنها چنین توصیه میکند: «به همه دوستان دانشجو و همه مردمی که به اونها می پیوندند برای مراسمی که هم زمان در همه دانشگاه ها خواهد بود حتما کسانی در جاهای مناسبی که دانشگاه خودشون رو خوب هم می شناسند، مستقر باشند و فیلم و عکس رو فراموش نکنند و برای ارسال اون هاهم از قبل تدارک کرده باشند، سازمان دهی کرده باشند و برای این که فیلم و عکس سند محکم و نیرومندی است که مبارزات ما رو هم به اطلاع دیگران میرسونه و به جاهای دیگه کشور می برد و هم به اطلاع دنیا میرسونه و قدرت جنبش را به خوبی منتقل میکند.» 6
وی همچنین در روزی دیگر مدعی میشود: «امسال هم دانشجویان در سالگرد روز دانشجو در ایران بر ضد دولت کودتاچی اجنبی ساخته حرکت میکنند با این تفاوت که این بار این دولت روسیه است که مورد اعتراض دانشجویان قرار دارد.»7
پخش شایعات و بحرانی نشان دادن اوضاع دانشگاهها با هدف تحریک مردم برای همراهی با فتنه گران نیز در همین راستا در دستورکار قرار داشت و به عنوان نمونه سایت معلوم الحالی چون "آینده" که کینه و عداوت متولیان آن نسبت به رئیسجمهور منتخب ملت آشکار است, نیز با شایعه پراکنی و علیرغم تاکید وزارت علوم مبنی بر اینکه "هیچ دانشگاه و موسسه آموزشی در روز 16 آذر تعطیل نیست"، به دروغ ادعا کرد که «برخی دانشکدههای دانشگاه شهید بهشتی از جمله دانشکده ادبیات، علوم سیاسی و اقتصاد و برق وکامپیوتر این دانشگاه و هم چنین در دانشگاههای تهران، شریف، و امیرکبیر روز گذشته به دانشجویان اعلام کردند که کلاسها در روز دوشنبه 16 آذر تعطیل است.» 8
4- بیانیه رهبر فتنه، و اعلام رمز آشوب: در همین ایام شانزدهمین بیانیه موسوی نیز در تاریخ 15/9/88 صادر گردید. بیانیهای که قلمی مشابه به بیانیههای پیشین موسوی داشت و تلاش میکرد تا با ادبیاتی به ظاهر خیرخواهانه، تخریب نظام اسلامی و اهداف کودتای مخملین را دنبال نماید. بیانیه موسوی با دفاع از جایگاه جنبش دانشجویی و نقش آن در تحولات اجتماعی و پیوند دانشجو و ملت آغاز میشود، اما نتیجهای که از این صغری و کبری میگیرد, گزاره باطلی است که به متهم کردن مسئولین نظام اسلامی ختم میشود. وی مینویسد:
«جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی گزارشهایی از شکلگیری جریانهای عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد میکردند میتوانست و میتواند برای عبور کمهزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهرهها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذیقیمت را میشکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکتهای دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد»
"دن کیشوت" فتنه سبز که همه را جز خود به دروغگویی متهم میکند، خوب بود که بار دیگر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی را مرور میکرد تا معلوم گردد چه کسی به دانشجو و دانشگاه اعتماد کامل دارد. کسی که جنبش نرمافزاری و جنبش عدالتخواهی را بر محوریت جنبش دانشجویی بنا میگذارد و آنان را افسران بزرگ انقلاب در برابر جنگ نرم دشمن معرفی میکند، میتواند به این گزاره که "حرکتهای دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند"!؟ معتقد باشد؟ بیشک اگر کسی صادقانه مدعی حمایت از جنبش دانشجویی در کشور باشد به این مساله اعتراف خواهد کرد که رهبری همواره در صدر حامیان جنبش دانشجویی بوده است.
آقای موسوی که خود سالهای متمادی در شورای عالی انقلاب فرهنگی حاضر بوده و از مواضع رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ و دانشگاه اطلاع کامل دارند, نباید این چنین ناجوانمردانه و وقیحانه در مورد مسئولین نظام اسلامی نظر دهند. ملت فراموش نکرده است روزگاری را که برخی از حامیان امروز موسوی, آنگاه که بر مسند قدرت تکیه زده بودند، چنان فضای تنگی برای دانشگاه ترسیم میکردند که رهبری به صدا آمد و فریاد زد: «بنده دلم میخواهد این جوانان ما، شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانشآموزان مدارس، روی این ریزترین پدیدههای سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دستهایی را که تلاش کردهاند و میکنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمیفهمند، جریانهای سیاسی دنیا را نمیفهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشوری میتواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند؟! بله؛ اگر حکومت استبدادی باشد، میشود. حکومتهای مستبد دنیا، صرفهشان به این است که مردم سیاسی نباشند؛ مردم درک و تحلیل و شعور سیاسی نداشته باشند. اما حکومتی که میخواهد به دست مردم کارهای بزرگ را انجام دهد؛ نظام را میخواهد با قدرت بیپایان مردم به سر منزل مقصود برساند و مردم را همه چیز نظام میداند، مگر مردمش - بخصوص جوانان، و بالاخص جوانانِ دانشجویش - میتوانند غیر سیاسی باشند؟! مگر میشود؟! عالِمترین عالِمها و دانشمندترین دانشمندها را هم، اگر مغز و فهم سیاسی نداشته باشند، دشمن با یک آبنبات تُرش میتواند به آن طرف ببرد؛ مجذوب خودش کند، و در جهت اهداف خودش قرار دهد! این نکات ریز را، باید جوانان ما درک کنند.»(12/8/72)
این در حالی بود که موسوی در آن روزگاران سکوت کامل اختیار کرده و عافیت طلبانه فعالیتهای هنری! خود را دنبال میکرد و به تازگی نیز حمایت خود را از آن دوران اعلام نموده است. حال چگونه است که وی سینه چاک دانشجو شده و خواستار به رسمیت شمردن دانشجویان توسط مسئولین نظام اسلامی است!
ارائه تفسیرهای خیالبافانه در ادامه بیانیه موسوی نیز قابل توجه است. در بخشی از این تحلیلها که معلوم نیست مبتنی بر کدام مستندات ارائه میگردد آمده است: «چه تلخ است اگر پس از این همه عبرتهای دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شدهاند و فقط دانشجویان ماندهاند؛ در دانشگاهها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاههای مادر هیاهو میکنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام میشود.»
چه کسی خواسته که ملت در صحنه نباشند! اگر نظام خواستار حضور ملت در صحنه نبود هیچگاه شخص اول آن "مشارکت حداکثری" را به عنوان راهبرد اساسی تمامی انتخاباتها بعد از انقلاب مورد تاکید قرار نمی داد. و اگر حضور حداکثری نبود, حماسه 3 تیرماه 1384 و 22 خرداد 1388، به وقوع نمیپیوست! این خیالبافیها برخاسته از این باور غلط جریان دوم خرداد بود که در صورت مشارکت حداکثری مردم و آنچه آراء خاکستری میخواندند, این جریان دوم خرداد است که پیروز میدان خواهد بود! لذا جریان اصولگرا همواره از حضور ملت در صحنه واهمه دارد!؟ در حالی که طبل رسوایی این ادعا خیلی وقت است که به صدا در آمده است.
فراز پایانی این بیانیه که به حوزههای دیگری غیر روز دانشجو نیز پرداخته است, عبارت مهمی است که از آن میتوان به عنوان "رمز آشوب در 16 آذر" یاد کرد. آنجا که موسوی چنین مینویسد:
«برادران ما! اگر از هزینههای سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید؛ در خیابان با سایهها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایشهای بیفایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر میکنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟»
پیگیری اغتشاشات در دانشگاهها که تا روز چهارشنبه(18 آذر) ادامه یافت، حکایت از آن است که در ورای متن به ظاهر روشنفکرانه این بیانیه، ظرافتهای امنیتی و پالسهای توطئهگرانه نیز وجود دارد و نویسنده بیانیه تلاش دارد تا به بدنه دانشجوی فتنه سبز این پیام را مخابره کند که برای سهم خواهی بیشتر اغتشاشات خود را تا 18 آذر در دانشگاهها ادامه دهند.
5- بانگ نفاق: خط نفاق که از همه ابزارها برای تحقق اهداف خود بهره میگیرد تلاش نمود تا با تبلیغات گستردهای اندک هواداران خود را راضی کند تا در شب عید غدیر (14 آذر) و شب 16 آذر به پشت بام رفته و فریاد الله اکبر سر دهند. صداهایی که در چند روز اول کودتای مخملین تنها در برخی مناطق خاص شهر پایتخت به طور پراکنده شنیده شد و البته مدتهاست از آن خبری نیست. در این شرایط بود که اطلاعیهها و بیانیه های متعددی در وبلاگها و سایتهای ضدانقلاب منتشر شد و با این اقدام تلاش کرد تا فتنه سبز را حامی ولایت و امامت و محب اهل بیت(ع) معرفی کند. در یکی از این نمونه ها آمده است:
«اما ملت سبز نهاد ایران نخواهد گذاشت عید غدیر خم که تجلی ولایت مداری اصیل و راستین است به دست کسانی که از ولایت مداری جز هتاکی و زورگویی و حق کشی چیزی نیاموختهاند مصادره شود و به خوراک تبلیغاتی رسانه ضد ملی بدل گردد.
کودتاگران سرخ به ما صلح جویان سبز، دشنام میدهند و ما پاسخ آنها را با فریادهای الله اکبرمان در شب عید غدیر خم خواهیم داد. آنها ما را اموی خطاب میکنند حال آنکه ما مردم ایران پاسخ آنها را با فریادهای یا علی و یا حسین خواهیم داد. این همان مسیر سبزی است که از چهارراه اخلاق و سعه صدر میگذرد. ما را با هتاکی و تندروی سری نیست و به همین دلیل است که شعار الله اکبر را برای خود برگزیدهایم.
اللهاکبر خواهیم گفت تا بدانند که ما مردم مسلمان ایران همچنان زندهایم و از ریا و شرک و سجده بر غیر خدا بیزاریم. اللهاکبر خواهیم گفت تا بدانند که این نهضت سبز ماست که علوی است، نه رنگهای دروغین و تقلبی متقلبان.» 9
6- تلاش برای همراه نمودن اساتید: حربه دیگر فتنهگران و جریانهای دانشجوی همسو با ایشان، تلاش برای همراه کردن اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاهها با جریان فتنه سبز بود. در این بین رایزنی ها و اقدامات مختلفی در دانشگاهها صورت پذیرفت که به عنوان نمونه میتوان به نامه سرگشاده "جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران (پلی تکنیک)" به اساتید این دانشگاه اشاره نمود که از آنها خواسته شده بود تا با دانشجویان در روز 16 آذر همراهی نمایند. در این نامه آمده است:
«اساتید محترم پلی تکنیک؛ بیتردید، سالهاست که به عنوان قلب تپنده جنبش دانشجویی ایران شناخته میشویم. جامعه آگاه و هوشیار ما که بیش از 6 ماه است که بپاخاسته است، چشم به پلی تکنیک تهران دوخته است. و در هر لحظه منتظر است تا خبری از مادر دانشگاه های صنعتی کشور بشود تا آگاهی کسب کند و شوق و نشاط را به بدنه خود منتقل کند...
اساتید محترم؛ شاگردان شما در پلی تکنیک تهران، با توکل به لطف و عنایت پروردگار همراه و هماهنگ با سایر دانشجویان کشور، قصد دارند تا 16 آذر امسال را با شور و نشاط بیشتر گرامی بدارند. تعطیلی کلیه کلاسهای دانشکدهها و دانشگاه در روز دوشنبه 16 آذر 88 امری ابتدایی و لازم است. تا حداقل در شرایط سخت امنیتی که از سوی مدیریت و حراست دانشگاه اعمال میشود، بتوانند صدای اعتراض و صدای همراهی خود را به ملت بزرگ ایران برسانند. حال همراهی و همکاری شما بزرگواران، گامی بلند برای اصلاح کشور و رسیدن به آرمانهای بلند جنبش سبز ملت ایران است. به نمایندگی از کلیه دانشجویان، تعطیلی کلیه کلاسهای درس پلی تکنیک در اعتراض به پایمال شدن حق ملت در تعیین سرنوشت خود، بازداشتهای غیرقانونی و حبسهای انفرادی دانشجویان، محرومیت از تحصیل دانشجویان، ستاره شدن آنان، اعلام میکنیم. همکاری و همیاری شما را میخواهیم و از شما عزیزان دعوت میکنیم تا در تجمع مسالمت آمیز دانشجویان پلیتکنیک در روز 16 آذر همراه با دانشجویان فهیم پلی تکنیک در صحن دانشگاه حضور بهم رسانید و فریاد آزادی و استبدادستیزی را همراه یکدیگر در دانشگاه طنین انداز کنیم.» 10
این قبیل اقدامات نیز خوشبختانه ناکام ماند و علی رغم تلاش این جریان اساتید دانشگاه نه تنها در صف فتنه گران حاضر نشدند بلکه در تجمعات دانشجویان بسیجی دانشگاهها, اساتید برجسته و اعضای هیئت علمی دانشگاهها نیز مشاهده میشد.
7- برگزاری نشستها و تجمعات در خارج از کشور: تلاش برای برگزاری تجمعات و نشستهای مختلف در بیرون از کشور و در میان بخش خارج نشین فتنه سبز نیز از دیگر اقدامات طرح ریزی شده برای روز 16 آذر بود. این قبیل تجمعات که اغلب توسط اعضای ثابت و کادر گروهکهای ضدانقلاب منافقین و سلطنت طلبان و ... پر میشود، هرچند با حضور بسیار معدود و چند نفره این افراد برگزار میگردد، اما با چنان حجم بالایی تبلیغ میشود که گویا میتینگ چندصدنفره و تاثیرگذاری در حال برگزاری است!
به عنوان نمونه "شبکهی جوانان ایرانی در برلین جمعیت پشتیبانی از مبارزات دمکراتیک مردم ایران" با صدور اطلاعیهای از برگزاری نشستی با عنوان "بحث و گفتگو درباره جنبش دانشجویی در ایران" با حضور میترا خلعتبری (روزنامه نگار)، مینا خانی (فعال دانشجویی)، پویان محمودیان (فعال دانشجویی)، و ف. تابان (سردبیر سایت خبری "اخبار روز") خبر داد.11
8- بزرگنمایی: از اقدامات دیگر این جریان برای موفقیت در فتنه گری روز 16 آذر، بزرگنمایی هواداران در بین دانشجویان بود. بزرگنمایی که با دروغ پراکنی و شمارش غیرواقعی توام بود. به عنوان نمونه سایت فتنه گر ادوار تحکیم، که محفل ضدانقلابیون فارغ التحصیل شده دفتر تحکیم وحدت میباشد, در خبری چنین مینویسد:
«بیش از 3000 دانشجوی دانشگاه تهران علی رغم همه فشارهای نهادهای نامشروع قدرت و فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه طوماری تهیه و در آن از دو رهبر اصلی جنبش سبز دعوت کرده اند تا در روز 16 آذر با حضور در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران، یادگاه آن 3 آذر در خون افتاده به گلوله کودتاچیان سال 32، با حمایت از دانشجویان و جنبش ریشه دار دانشجویی و با توجه به پیوند اعتراضات به نتایج انتخابات با روز دانشجوی سال 88 بر مواضع پیشین خود صحه گذارند و بار دیگر ایستادگی و اعتراض خود را در برابر استبداد اعلام نمایند... دانشجویان جمع آوری کننده امضاها گفتهاند که بیش از 90 درصد دانشجویان خواهان حضور کروبی و موسوی در دانشگاه تهران هستند ولی محدودیت های موجود مانع از جمعآوری امضاء از همه دانشجویان شده است.» 12
در روز 16آذر نیز ارائه اخبار دروغ و وارونه که به صورت لحظه به لحظه مخابره میشد در دستورکار تیم رسانه فتنه گران قرار داشت و این در حالی بود که آنچه در کف دانشگاه در حال جریان بود از حقیقت دیگری خبر میداد. نمونهای از این دروغ پراکنی لحظه به لحظه را میتوان در سایت سازمان مجاهدین خلق(منافقین) مشاهده نمود. این سایت در روز 16 آذر به شدت فعال بود, و با اخبار دروغ خود که به ظاهر لحظه به لحظه از خیابانهای تهران گزارش میشد(بخوانید ساخته میشد!) تلاش داشت تا مخاطب کم تعداد خود را شارژ نماید. به نمونههایی از این اخبار دروغ این گروهک مرتد که امروز به صف حامیان موسوی و کروبی پیوستهاند توجه کنید:
خبر اول: «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور از گسترش تظاهرات دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف تهران خبر داد. ساعت 11 و سی دقیقه بیش از 500 نفر از دانشجویان در سمت پایین درب دانشگاه تجمع کرده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدهند. ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور همچنین خبر داد در خیابان ولیعصرتهران مردم تجمع کردند و شعار میدهند، ایرانی با غیرت حمایت حمایت و مرگ بردیکتاتور. مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی در ولیعصر به تظاهر کنندگان حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.» 13
خبر دوم: «بنا به گزارشهای دریافتی مردم در میدان انقلاب تهران هم اکنون تظاهرات میکنند و شعار میدهند: زندانی سیاسی آزاد باید گردد. مأموران سرکوبگر گارد ویژه با باتوم به مردم حمله کرده و به تیراندازی هوایی میپردازند.» 14
خبرسوم: «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور: دانشجویان دانشگاه اراک ، عکس گماشته ولیفقیه را به آتش کشیدند. ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور خبر داد ساعت 11 و 15 دقیقه امروز دانشجویان دانشگاه اراک، عکس ... احمدینژاد را به آتش کشیدند. بنابه خبر دیگری، دانشجویان کلاس زبان انگلیسی دانشگاه اراک شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. مأموران سرکوبگر حراست در تمامی نقاط دانشگاه بهحالت آمادهباش درآمدهاند.» 15
آنچه در 16 آذر 1388 اتفاق افتاد
در حالی که رسانههای اپوزیسیون تلاش گستردهای را برای ایجاد هماهنگی مخالفین در دانشگاههای کشور به کار بسته بودند، آنچه در روز 16 آذر به وقوع پیوست خط بطلانی بر آخرین تلاش فتنه گران در ایجاد آشوب در دانشگاهها بود. در این روز تجمع پرشمار و چندبرابری دانشجویان دانشگاههای اصلی تهران مانع ایجاد ناآرامی در این دانشگاهها شد.
به گزارش خبرگزاریها، در حالی که برخی رسانههای وابسته به جریان اغتشاش با انتشار اخبار ضد و نقیض میکوشیدند تا جو حاکم بر دانشگاهها را در روز دانشجو متشنج کنند، اخبار ارسالی خبرنگاران از سطح دانشگاههای تهران، شریف، امیرکبیر و علم و صنعت حکایت از 16 آذر متفاوتی دارد. دانشجویان مخالف که از چندی پیش با حمایت تبلیغاتی گسترده رسانههای اپوزیسیون خود را برای برگزاری تجمعاتی در محیط دانشگاه آماده کرده بودند، پیش از آنکه برنامههای خود را اجرا کنند با جمعیت پرشمار دانشجویان مدافع نظام روبرو شدند.
نکته مهم در اتفاقات دانشگاهها آن بود که به دنبال تمهیدات نیروهای حراست دانشگاههای مهم تهران، وزن واقعی دانشجویان مخالف به معرض نمایش درآمد. این مهم پس از آن مشخص شد که حراست دانشگاهها از صبح روز 16 آذر از ورود افرادی به جز دانشجویان به داخل دانشگاهها جلوگیری به عمل آورده بودند.
1- دانشگاه تهران: گزارش خبرنگاران حکایت از تجمعهای 200 تا 300 نفره مخالفین در مقابل اجتماع 4000 نفره دانشجویان اصولگرا داشت. در دانشگاه تهران و پس از پایان یافتن مراسم 16 آذر با سخنرانی رحیم پور ازغدی و صفار هرندی، دانشجویان اقدام به برگزاری راهپیمایی 4000 نفری در محوطه این دانشگاه کردند. دانشجویان شعار میدادند: "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، " منافق حیا کن دانشگاه را رها کن"، "انگلیس حیا کن دانشگاه را رها کن" ، " انگلیس حیا کن کروبی را رها کن"، " آزادی اندیشه با بادکنک(سبز) نمیشه".
در این راهپیمایی، دانشجویان پوستری که در آن عکسهای موسوی، مریم رجوی، مسعود رجوی، شیرین عبادی و برخی سران صهیونیست و سلطنت طلب در کنار هم قرار داده شده بود را با تکرار شعار "مرگ بر منافق" به آتش کشیدند. دانشجویان اعلام کردند، حاضرند برای ساعتها و روزهای متمادی در صحن دانشگاه حاضر شوند، تا منافقین مجال ایجاد فتنه در دانشگاه را نداشته باشند.
در مقابل نیز دانشجویان طیفهای مختلف ضدانقلاب از طیف علامه تحکیم، مارکسیستها، لیبرالها، جریانات دموکراسی خواه و جریانات قومی که در سالیان اخیر همواره اختلافات و درگیریهای بسیار جدی در بین آنها وجود داشت، امسال بصورت هماهنگ و متحد، اقدام به تجمع و سردادن شعار در دانشگاه تهران کردند. در میان این دانشجویان، تعداد زیادی از دانشجویان افراطی دانشگاههای علامه، امیرکبیر و شریف نیز دیده میشوند.
2- دانشگاه امیرکبیر: دانشجویان مخالف در دانشگاه امیرکبیر که تعدادشان در حدود 150 نفر بود نیز در مقابل ساختمان ابوریحان این دانشگاه ابتدا تجمع کردند و لحظاتی بعد به قصد ضرب و شتم برخی دانشجویان به آنان حمله کردند، اما با تجمع بیش از 300 نفر از دانشجویان این دانشگاه در این محل مواجه شدند. جمع سیصد نفره مذکور سپس با بیان شعارهایی، اقدامات خشونت طلبانه این دسته را محکوم کردند. دانشجویان انقلابی در این تجمع، شعارهای "مرگ بر منافق" و "الله اکبر، خامنهای رهبر"، را تا متفرق شدن کامل مخالفین ادامه دادند.
از حوادث جالب توجه در این دانشگاه دستگیری "مجید توکلی" دانشجوی افراطی دانشگاه امیرکبیر بود،که روز 16 آذر در دانشگاه امیرکبیر با جسارت خاصی در میان دوستان خود مشغول هتک حرمت و توهین به مقدسترین ارکان نظام بود. وی که به دلیل ضعف علمی و مشروطی پی در پی از دانشگاه اخراج شده است, عامل اصلی فتنه گری در این دانشگاه بود که بطور مخفیانه وارد دانشگاه شده و هنگامی که تلاشهای وی برای به آشوب کشیدن دانشگاه با هوشیاری دانشجویان با شکست مواجه شد, برای خروج از دانشگاه در یک اقدام عجیب، با آرایش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد. او که همانند زنان محجبه، مانتو به تن کرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتی یک کیف زنانه را نیز برای محکم کاری به دوش انداخته بود، در رسیدن به هدف خود ناکام ماند و توسط مامورین امنیتی دستگیر شد.
در حالی که عکسهای توکلی در بسیاری از تجمعات دانشجویان افراطی به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجویی" در میان تجمعکنندگان توزیع میشد، مشخص نیست از این پس آیا عکس او در لباس زنانه هم در تجمعات کاربرد خواهد داشت یا نه؟!
3- دانشکده فنی دانشگاه تهران: در خیابان کارگر شمالی و در مقابل سردر دانشکده فنی نیز در حالی که گروه کمتر از صد نفری مخالفین قصد بیان شعارهای ساختارشکنانه ای داشتند، با تجمع بیش از 500 نفر از دانشجویان این دانشکده که در حمایت از رهبر معظم انقلاب و علیه آمریکا شعار میدادند مواجه شده و تجمع خود را در آن منطقه متفرق کردند.
4- دانشگاه صنعتی شریف: بیش از 200 نفر از دانشجویان با سردادن شعارهای مرگ بر آمریکا، الله اکبر، مرگ بر منافق، دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد، در مقابل گروهی از دانشجویان که تعداد آنها را کمی بیش از 100 نفر ارزیابی کرده اند، تجمع کردند.
مطابق این گزارش، حضورچندصد نفره این دانشجویان باعث شد که به تدریج از تعداد آشوب طلبان که برخی سران آنها را اخراجیهای سالهای گذشته این دانشگاه و دانشگاه امیرکبیر شکل دادهاند، کم شود.
این گزارش حاکی است که پس از تقابل دانشجویان با شعارهای ضدانقلابی مخالفین، آنها ترجیح دادند تا تنها علیه دولت و انتخابات شعار بدهند. با این حال این دسته از دانشجویان افراطی تلاش کردند تا با ایجاد درگیری، جمع و شعارهای خود را به بیرون از دانشگاه هدایت کنند که البته موفق نشدند.
5- دانشگاه علم و صنعت: بیش از 600 نفر از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت هم در مقابل تعداد نزدیک به یکصد و پنجاه نفره دانشجویانی که تلاش میکردند با حرکت به سمت درب اصلی دانشگاه فضای دانشگاه را هیجانی کنند و مردم خارج از دانشگاه را به استمداد بطلبند، شعارهای اعتراض آمیز سر دادند. مخالفین که لباس های سبز بر تن داشتند شعارهایی علیه بسیج سر دادند. با این حال جمع 600 نفره دانشجویان با فرا رسیدن ظهر، "نماز وحدت" خوانده و سپس پرچم آمریکا را آتش زدند.
آنها سپس در مقابل جمع کمتر از دویست نفرهای که جلوی در اصلی دانشگاه ایستاده بودند به تکرار شعارهای "مرگ بر آمریکا"،"مرگ بر منافق"،" دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد" پرداختند.
حوادث خارج از دانشگاه
از خارج دانشگاه خبرها از درگیریهای پراکنده در برخی نقاط در اطراف میدان انقلاب حکایت داشت. اغتشاشگران چندین نقطه از خیابانهای اطراف دانشگاه تهران را به آشوب کشانده و در نقاطی همچون تقاطع خیابان جمهوری با خیابان دانشگاه و یا میدان ولیعصر(عج)، چند دستگاه موتور سیکلت و سطل زباله را به آتش کشیدند.
همچنین جمع دیگری از فتنه گران به تحریک فائزه هاشمی از مقابل سردر دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات به سمت میدان پونک به راه افتادند, که با حضور نیروهای انتظامی متفرق شدند.
از نکات قابل تامل که ماهیت فتنه گران حامی موسوی و کروبی را به خوبی آشکار میسازد, انتشار خبر اهانت به ساحت مقدس حضرت امام(ره) بود. در حاشیه برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاههای کشور، تصاویری در برخی از رسانههای ماهوارهای نشان داده شد که در آن حامیان خیابانی موسوی اقدام به پاره کردن و آتش زدن تصاویری از امام خمینی(ره) کردند.
این تصاویر که روز گذشته با استقبال رسانههای ضد ایرانی دیگر همراه شده بود، بارها و بارها از شبکههای انگلیسی و سعودی از جمله "العربیه" پخش شد و تبدیل به بیت الغزل این رسانهها در گزارشهایشان از تهران شده بود.
کینهورزی نسبت به بنیانگذار جمهوری اسلامی و آتش زدن تصاویر رهبر کبیر انقلاب در حالی از سوی طرفداران مهندس موسوی صورت گرفته است که وی همواره در شعارهای خود تا قبل از انتخابات ادعای تداوم راه امام خمینی(ره) را مطرح میکرد.16
همچنین پس از ناکام ماندن اغتشاشگران در روز 16 آذر، روز سه شنبه 17 آذر نیز دانشگاه تهران شاهد صفآرایی دانشجویان ولایی و فتنه انگیزان سبزپوش بود و طرفداران موسوی تلاش تازهای را برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه تهران آغاز کردند.
پیگیری اغتشاشات در دانشگاهها که فردا و پس فردای روز دانشجو نیز ادامه داشت, در حالی صورت گرفت که موسوی رمز این اغتشاشات را در بیانیه آخر خود به مناسبت روز دانشجو صادر کرده بود، آنجا که وی تاکید داشت: «۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟»
حمایت غرب از فتنه گران 16 آذر
حمایت دوباره سران کشورهای غربی از فتنه گران بار دیگر ماهیت این جریان را برای همگان آشکار نمود. وزیر خارجه انگلیس در پی تجمع روز گذشته حامیان موسوی مقابل دانشگاه تهران، با مداخلهای آشکار در امور داخلی ایران، از این تجمع حمایت کرد.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی فرانسوی زبان "روماندی "، "دیوید میلیبند " روز گذشته در پی تجمع و تظاهرات جمعی از حامیان میر حسین موسوی در دانشگاه تهران، در ادعایی اعلام کرد: «ایران نباید تظاهرات کنندگان را سرکوب کند و ما از این بابت نگران هستیم.»
وی در ادامه اظهارات مداخلهجویانه خود افزود: «آزادی بیان سیاسی ارزشی نهادی و اصولی است که هر دولتی باید به آن احترام بگذارد.»
وزیر خارجه انگلیس همچنین گفت: «ما از مقامات ایرانی میخواهیم که به آزادی و حقوق شهروندان خود احترام بگذارند.» 17
"ایان کلی" سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با دلداری دادن به عناصر آشوب طلب گفت: «آنها بدانند صدایشان شنیده می شود و اقدامات سرکوبگرانه دولت ایران علیه مردمی که برای حقوق دموکراتیک تلاش می کنند از دید آمریکا پنهان نیست.»
وی همچنین قانون شکنی، فحاشی، تخریب مراکز اداری، ضرب و شتم دانشجویان انقلابی و... را اعتراض مسالمت آمیز توصیف کرد و مدعی شد: «برخورد با این حرکتها بیاعتنایی به حقوقی است که در قانون اساسی ایران گنجانده شده است.»18
جمعبندی
در پایان توجه به موارد زیر میتواند مفید باشد:
1- هر ساله دانشگاهها در روز دانشجو شاهد برگزاری تجمعات دانشجویی با گرایشهای مختلف بوده و امسال نیز بنظر نمیرسد فتنه گران سبز چیزی جز جوسازی و غوغاسالاری بر مراسم 16 آذر افزوده باشند. به عبارت دیگر تجمعات دانشجویی از لحاظ حجم و گستردگی تفاوت چندانی با مراسمهای سالهای گذشته نداشته است, بلکه تنها بر جنجال و بازتاب رسانهای آن افزوده شده است.
2- فاصله فراوان بین آنچه اتفاق افتاده و آنچه توسط رسانههای ضدانقلاب مخابره می شود، حکایت از شکلگیری بنیان فتنه سبز بر دروغ و فریب دارد و اینکه قدرت و توانایی آنها بیش از آنکه در بین طبقات اجتماعی باشد، در قدرت رسانهای و تبلیغاتی فتنهگران که از حمایتهای بین المللی نیز برخوردارند تمرکز یافته است.
3- عدم بازتاب ماهیت روز دانشجو که روز مبارزه با استعمار و استکبار جهانی است، در شعارهای دانشجویان حامی فتنه سبز، نشانه دیگری از انحرافات فکری در این جریان می باشد. این جریان که به واقع اعتقادی به ماجرای 16 آذر 1332 ندارد، تنها به این روز به عنوان فرصتی برای پیگیری اهداف فتنه گرانه خود نگاه میکند و ترجیح میدهد به جای شعار مرگ بر آمریکا, همنوایی با آمریکا و تامین سیاستهای امریکا را دنبال کند, انحرافی که پیش از این در تجمعات روز قدس و 13 آبان نیز مشاهده شده بود.
4- تجربه چند ماه اخیر نشان داد که ورود جریان فتنه سبز در مناسبتهای خاص، انگیزه نیروهای متعهد به انقلاب و نظام را برای حضور در صحنه چند برابر کرده است. حضور باشکوه ملت در راهپیمایی 13 آبان و تجمعات باشکوه دانشجویان اصولگرا در دانشگاه حاصل تجربه این شرایط جدید بوده است.
5- عدم حضور مثلث سران فتنه (موسوی، کروبی، خاتمی) در روز 16 آذر در دانشگاه نیز نشانه دیگری از عدم موفقیت پروژه فتنه افکنی در روز دانشجوی امسال بود, به نحوی که این غیبت معنادار را میتوان نوعی ناتوانی و عافیتطلبی و از سویی دیگر سردرگمی و وادادگی آنها دانست. واقعیت آن است که از روز اول فتنه گران وارد بازی خطرناکی شدند که پایان خیری برای آن قابل تصور نبود و امروز در پایان کار، این زوال و گمراهی بیش از پیش نمایان گشته است.
6- دانشجوی فرهیخته و روشن اندیش، اکنون این سوال را پیش روی خود دارد که اگر فلسفه 16 آذر، ادامه فریاد دانشجویی 1332 علیه آمریکا و سیاستهای سلطه جویانه و پاسداشت خاطره دانشجویانی است که به جرم عزت و استقلال ملی در جلوی پای فرستاده امریکا قربانی شدند, پس نسبت دانشجونماهای امریکایی با 16 آذر چیست؟ مگر دانشجوی ایرانی پیاده نظام امریکا و صهیونیستها است که در رکاب فرماندهان عملیات امریکایی کودتای سبز قرار گیرد؟ نسبت دانشجوی ایرانی با ملت، منافع ملی و آرمانهای ملت و نظام چیست؟ و در این میان رسالت و مسئولیت دانشجویی در فهم، درک و تحلیل پدیده های سیاسی و تمیز بین مسیر درست با کژراهه و انحراف و نیز اتخاذ رفتار و مواضع شایسته شان و هویت دانشجویی چه می شود؟
پینوشتها:
1 - رشید اسماعیلی، "پیش به سوی 16 آذر سبز"، سایت ادوارنیوز، 10/9/88 .
2 - "بیانیه شماره ۱ دانشجویان سبز دانشگاههای ایران بهمناسبت ۱۶ آذر"، سایت خبرنامه گویا، 12/9/88 .
3 - "بیانیه شماره ۲ دانشجویان سبز دانشگاههای ایران"، سایت خبرنامه امیرکبیر، 15/9/88 .
4- http://iran-rasa.blogspot.com/2009/12/16.html
5- سایت محسن سازگارا، متن پیاده شده برنامه گفتگوی روزانه روز پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸.
6- سایت محسن سازگارا، متن پیاده شده برنامه گفتگوی روزانه روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸.
7- سایت محسن سازگارا، متن پیاده شده برنامه گفتگوی روزانه روز شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸.
8- سایت آینده، 14/9/88، کد خبر: 15966 .
9- http://mowjcamp.com/article/id/70598
10- "نامه سرگشاده جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر ..."، سایت خبرنامه امیرکبیر، 11/9/88 .
11- "بزرگداشت شانزده آذر در برلین"، سایت اخبارروز، 11/9/88 .
12- "دعوت بیش از 3 هزار دانشجوی دانشگاه تهران از موسوی و کروبی ..."، سایت ادوارنیوز، 10/9/88 .
13- "تظاهرات دانشجویان دانشگاه شریف و گسترش تظاهرات در خیابان ولیعصر"، سایت سازمان مجاهدین خلق، 16/9/88 .
14- "تظاهرات مردم در میدان انقلاب و تیراندازی هوایی توسط ماموران سرکوبگر"، سایت سازمان مجاهدین خلق، 16/9/88 .
15- "دانشجویان دانشگاه اراک، عکس گماشته ولیفقیه را به آتش کشیدند"، سایت سازمان مجاهدین خلق، 16/9/88 .
16- "حامیان موسوی چرا عکس امام خمینی(ره) را به آتش میکشند؟ "، سایت رجانیوز، 17/9/88 .
17- "حمایت وزیر خارجه انگلیس از حامیان موسوی "، سایت رجانیوز، 17/9/88.
18- "انگلیس و آمریکا سنگ پا را هم از رو بردند"، سایت جهان نیوز، 18/9/88.