علی تتماج
پاکستان که به دلیل حضور طالبان و تحرکات کشورهای خارجی با بحران داخلی و منطقهای مواجه شده همچنان در رسیدن به امنیت و ثبات سیاسی ناتوان بوده است. هرچند که برگزاری انتخابات و سپس کناره گیری مشرف از ریاست جمهوری و به قدرت رسیدن آصف علی زرداری به این سمت امیدهایی برای حل بحران های این کشور ایجاد شد اما در نهایت برخی اقدامات دولتمردان اسلام آباد در کنار تشدید تحرکات طالبان و مداخلات کشورهای غربی این کشور را در مسیر بحران هدایت کرد. در ماههای اخیر این کشور به طور متوسط شاهد روزانه چندین انفجار مرگبار بوده است که حتی به مراکز نظامی نیز گسترش یافته است . هرچند که ارتش در مناطق مرزی بویژه در وزیرستان عملیات های بسیاری انجام داده اما همچنان در مهار بحران ناتوان بوده است. در کنار آنچه از تحولات امنیتی و سیاسی پاکستان ذکر شد رویکرد گروههای مخالف حزب حاکم و شخص زرداری برای ایجاد دگرگونی در ساختار قدرت و حتی کناره گیری وی از قدرت می باشد.
آصف علی زرداری که پس از ترور همسرش بی نظیر بوتو (6 دی ماه 86) توانست به رغم مخالفتها و چالشهای بسیاری به سمت ریاست جمهوری پاکستان دست یابد، روزهای اخیر با مشکلات بسیاری مواجه شده است. هرچند وی با برخی تحرکات توانست رقبای سرسختی مانند مشرف و نواز شریف را در حاشیه قرار داده و حتی پرونده فسادهای مالی خود را مختومه سازد و تا حدودی نیز به عنوان فردی مقتدر جلوه کند اما در روزهای اخیر برخی تحولات به ویژه پایان دوران مصونیت قضایی وی و نیز تشدید درخواستها برای دگرگونی در ساختار سیاسی کشور ، وی را با مشکلاتی مواجه کرده است چنانکه وی در نهایت وادار به واگذاری برخی اختیارات از جمله اختیار پرونده هسته ای پاکستان به گیلانی نخست وزیر شده است. در بررسی تحولات پاکستان و چالشهای زرداری بازیگران متعددی قابل بررسی است .
ارتش و نیز دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی پاکستان به ویژه (ISI) که در دوران زرداری بخش عمده ای از جایگاه خود را در عرصه سیاسی از دست داده اند اکنون خواستار احیای قدرت می باشند. در کنار تحولات سیاسی، ناکامی دولت زرداری در مقابله با طالبان و بحران های امنیتی نیز بهانه ای برای تشدید تحرکات نظامیان برای بازگشت به راس قدرت شده است به گونه ای که از عوامل اصلی اعمال فشار بر زرداری برای دگرگونی در ساختارهای کشور را نظامیان تشکیل می دهند. آنها همچنین خواستار کاهش همکاری دولت با آمریکا و گرایش بیشتر دولت به قدرت نظامی داخلی می باشند. در تاریخ پاکستان نظامیان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و برای حفظ آن نیز به هر ابزاری از جمله اعمال فشار بر سیاستمداران و حتی کودتا متوسل می شوند.ارتش و دستگاههای اطلاعاتی پاکستان همواره تاکید دارند که تحت هیچ شرایطی حاضر به واگذاری استقلال کشور نمی باشند و رویکردهای دولت کنونی برای گرایش به آمریکا را مغایر با این اصل می دانند لذا احتمال کودتا از جانب ارتش دور از ذهن نمی باشد.
گروههای سیاسی از جمله حزب مسلم لیگ شاخه نواز به رهبری نواز شریف و نیز حزب مسلم لیگ شاخه قائد اعظم به محوریت متحدان مشرف رئیس جمهور سابق نیر سیاستهای زرداری را در چارچوب یک جانبه گرایی دانسته و خواستار دگرگونی در این ساختار شده اند. هرچند که زرداری با عناوین مختلف آنها را در حاشیه قرار داده ولی آنان تلاش دارند تا با احیای جایگاه خود به ویژه با کاهش اختیارات رئیس جمهور به مقابله با طرح ها و سیاستهای زرداری بپردازند که تا حدودی نیز موفق عمل کرده اند.
مسئله دیگر بحران اقتصادی و فساد حاکم بر دستگاههای اداری و سیاسی در کنار بحرانهای امنیتی شدید موجی از نارضایتی ها را به همراه داشته است به گونه ای که گرایش به دوری از زرداری و حزب مردم در حال افزایش است. روند تحولات از تضعیف موقعیت اجتماعی و سیاسی زرداری حکایت دارد. تقابل ارتش با طالبان موجی از خشونت و وحشت را در پاکستان به همراه داشته که حاصل آن صدها هزار آواره است.گروههای قبایلی بویژه در مناطق مرز نشین نیز از ادامه تحرکات نظامی دولت ابراز نارضایتی کرده و در مقابل به تشدید تحرکات نظامی علیه دولت مرکزی روی آورده اند. این امر که بحران های امنیتی بسیاری به همراه داشته از یک سو زرداری را از سایر تحولات بویژه اقدامات احزاب مخالف برای تضعیف دولت وی دور ساخته و از سوی دیگر نارضایتی مردمی از سیاست های وی بویژه در زمینه امنیتی را به همراه داشته است. به عبارتی دیگر زرداری اکنون نه تنها باارتش ، طالبان و قبایل مرز نشین بلکه با مردم پاکستان نیز دچار چالش هایی شده که می تواند بر آینده وی و حزب مردم تاثیر بسیاری داشته باشد. آمریکا و ناتو نیز برای ادامه توسعه طلبی در منطقه و اجرای طرح هایشان در افغانستان سیاست افزایش فشار بر پاکستان را در پیش گرفته اند .آنها با عناوین مختلف و حتی بمباران خودسرانه خاک پاکستان برای رسیدن به مقصود فعال شده اند که نتیجه آن افزایش فشارها بر زرداری است. برخی مقامات سیاسی و نظامی پاکستان تاکید دارند که مشکلات حاکم بر پاکستان و نیز کاهش استقلال جهانی پاکستان به دلیل گرایش زرداری به آمریکا بویژه در قبال جنگ افغانستان است لذا دگرگونی در ساختار سیاسی کشور و حتی خروج وی از صحنه سیاسی را ضروری می دانند.
براساس آنچه ذکر شد می توان گفت که زرداری رئیس جمهور پاکستان با موجی از انتقادها و مخالفان مواجه شده که می تواند وی را در مسیر تکرار سرنوشت مشرف قرار دهد به گونه ای که افزایش فشارها برای کاهش اختیارات و نیز استعفای آن دور از ذهن نمی باشد. این در حالی است که زرداری با برخی سیاست ها و حتی پذیرش واگذاری بخشی از اختیارات خود، برای حفظ قدرت تلاش می کند که در شرایطی کنونی موفقیت در رسیدن به این مهم کاری بس دشوار برای وی و حتی حزب مردم می باشد.