یکی از مسائل اصلی و بزرگ آمریکا در مبارزات انتخاباتی آینده ریاست جمهوری که از هم اکنون شروع شده است جایگاه دین و مذهب در سیاست و حکومت است. از موقعی که جناح نومحافظه کاران حزب جمهوریخواه با استفاده از زیرساخت های سنتی، دینی و مذهبی توانستند جرج دبلیو بوش را برای دو بار رئیس جمهور کنند و یک ائتلاف دینی و سیاسی در حکومت و نظام آمریکا به وجود آورند، اکنون رقبای آنها یعنی نامزدهای حزب دموکرات هستند که سعی می کنند تا می توانند به خود یک گرایش دینی و مذهبی بدهند که از بقیه عقب نمانند.بسیاری از مردم دنیا، از جمله ایرانیان، که اطلاعات دست اول و جامع از جامعه و نظام آمریکا ندارند و باورهای آنها راجع به جامعه و زندگی روزمره آمریکا بر پایه اطلاعاتی است که از مطبوعات و رادیو- تلویزیون، سینما وماهواره ها به دست می آورند، چنین می پندارند که ایالات متحده یک کشور نسبتاً غیردینی و ضدسنتی است. این باوری غیرواقعی و اشتباه است. ادعای آمریکا درباره سکولاریسم و غیردینی بودن در سیاست با آنچه ما عملاً مشاهده و تجربه می کنیم تفاوت فاحشی دارد.در جنگ های داخلی آمریکا که از سال 1861 تا 1865 ادامه داشت نه تنها عوامل نژادی و اقتصادی بلکه بعد دینی و مذهبی نقش مهمی را ایفا کرد. هر دو ارتش و قشون شمال و جنوب که با یکدیگر می جنگیدند یک چیز مشترک داشتند و آن این بود که این جنگ های داخلی یک اراده خداوندی است که می خواهد مردم و ملت آمریکا را مجدداً بیدار و آگاه کند. در عین حال فرقه های پروتستان ها به نسبت وضع جغرافیائی خود مواضع کاملاً متفاوتی با هم داشتند که آثار آن پس از پایان جنگ های داخلی بیش از همه در بین ایالات جنوبی مشهود بود و تا امروز نیز کم و بیش ادامه دارد. در دهه 1990 بنگاه نظرسنجی گالوپ اعلام کرد که تمایل مردم آمریکا به ادیان و مذاهب یکی از عوامل بسیار مهم در مبارزات انتخاباتی و ریاست جمهوری است و در سال 2004 میلادی به خوبی آشکار بود که عامل دین و مذهب مهمترین نقش را در انتخاب بوش به ریاست جمهوری ایفا کرده است. بوش در انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت که به خدا نزدیک شده و از او الهام می گیرد.در سال های 1865 و 1866 میلادی وقتی که ایالات جنوبی آمریکا در جنگ های داخلی شکست خوردند بزرگترین ماموریت و وظیفه تبلیغاتی کشیش های مسیحی در آن ایالات این بود که «خداوند آنها را فراموش نکرده و با مردم جنوب است.» در قرن بیستم بزرگترین گروه مذهب پروتستان یعنی فرقه «باپتیست ها» در ایالات جنوبی آمریکا متمرکز شده بودند که تا امروز ادامه دارد. در انتخابات سال 2004 ریاست جمهوری تمام ایالات جنوبی که خود را «سرزمین مسیح» می دانند به بوش رای دادند، در حقیقت جنگ های داخلی آمریکا از یک جهت یک کشمکش فرهنگی بین ایالات شمالی و ایالات جنوبی بود. جنوبی ها خود را مسیحی ناب و اصیل دانسته و شمالی ها را به ارتداد و کجروی محکوم کردند.به طور خلاصه فرهنگ مسلط و مسیحی که در قرون هیجدهم و نوزدهم کاملاً بر آمریکا حاکم بود دو جنگ بزرگ، یکی جنگ استقلال آمریکا از انگلستان و دیگری جنگ داخلی شمال و جنوب، را در خاتمه به نفع ارزش های مذهبی خود تفسیر و تعبیر کرد و این یکی از بزرگترین تبلیغات مذهبی آن زمان بود: خداوند ساکنان قاره شمالی آمریکا را از دست شیطان روز که امپراتوری استعماری انگلستان باشد نجات داده و خونریزی های جنگ داخلی گناهان مسیحیان آمریکا را بخشیده و آنها را پاک کرده است. یکی از نویسندگان و فرهنگیان آمریکا، کریستفرو کالینز در کتاب اخیر خود تحت عنوان «اسطوره وطن: متون انجیلی در فرهنگ آمریکایی» نشان می دهد که چگونه آمریکا با استفاده از تعبیر و تفسیر انجیل توانسته است تخلفات و جنایات گذشته خود را درباره سرخپوستان، سیاهان و غیرمسیحی ها توجیه کرده و اسطوره های ملی مانند «منشور ماموریت آشکار» ملت آمریکا را به تحریر بیاورد. ال گور نامزد سابق ریاست جمهوری آمریکا که در دوره اول انتخابات بوش اکثریت آرای عمومی را به دست آورد ولی در یک بازی سیاسی از طریق دیوان عالی کشور آمریکا کنار گذاشته شد، در مستند و کتاب خود «حمله بر عقلانیت» که چند ماه قبل منتشر شد از بحران ائتلاف مذهب و سیاست در آمریکا سخن گفته و خطاب به یکی از مؤسسان جمهوری آمریکا یعنی جیمز مد یسون را مثال زده و تکرار می کند که «یک فرقه مذهبی (در آمریکا) می تواند خود را به یک جناح سیاسی تنزل دهد.» جالب است یادآوری شود که از آغاز پیدایش جمهوریت و نظام ایالات متحده آمریکا شعار «ما به خدا تکیه و اطمینان داریم» نه تنها بر اسکناس های آمریکا نقش بسته بلکه شعار هر بازیگر و سیاستمدار آن کشور است.