پاپ بندیکت شانزدهم یک متکلم است نه سیاستمدار. وی سهشنبه گذشته در آلمان سخنانی را ایراد کرد که به لحاظ سیاسی یک اشتباه محسوب میشود. پاپ در نطق خود از میل به خشونت در اسلام سخن گفت. این اظهارات در زمانی بیان میشود که پنج سال از فاجعه یازده سپتامبر میگذرد و طی این سالها هر روز موج اسلامهراسی در دنیا فراگیرتر میشود. در چنین شرایطی از پاپ انتظار میرفت کمی حساب شدهتر درباره دین اسلام موضع بگیرد و از ترکیب رفتار بعضی از مسلمانان با ماهیت دین اسلام خودداری کند.
دلمشغولی و نگرانی پاپ بندیکت شانزدهم، زوال ایمان و انحطاط مسیحیت در اروپاست؛ قارهای که از دیدگاه پاپ، روزی خدا از زمینش «میجوشید». پاپ از این میهراسد که این اروپای سکولار، مورد هجوم اسلام کشورگشا قرار بگیرد. از نظر او ایمان بدون عقل از مسیر خود منحرف میشود و خردورزی بهترین نوشداروی ایمان در برابر بیماری بنیادگرایی است؛ مرضی مرگآوری که آفت تمام ادیان است.
این نگرانی از آنجا ناشی میشود که اسلام نتوانسته از درون به نقد خود بپردازد و در برابر مدرنیته همیشه موضع گرفته و در عوض گهگاهی راه را برای ورود خشونت جزمی به درون خود هموار کرده است.
با کمی تحقیق درمییابیم که علاوه بر ذکر چهل و پنج بارهی واژه «عقل» در قرآن، تاریخ اسلام تا همین اواخر خلاف تصور عموم، در برابر عقلانیت سرکش نبوده است. بنابراین گمان میرود با بیان اظهارات پاپ و واکنشهایی که مسلمانان دربرابر این اظهارات نشان دادند، گفتوگوی میان جهان اسلام و واتیکان که سابقهای بیش از چهل سال دارد، به خطر بیفتد و سیر نزولی در پیش بگیرد.
آن چه مشخص است این است که پاپ بندیکت شانزدهم پس از انتخابش به رهبری کاتولیکهای جهان، همواره بر گفتوگوی میان واتیکان و مسلمانان تأکید داشته است. زیرا کلیسای کاتولیک نمیتواند در شکلگیری صلح جهانی سهیم نباشد، چه برسد به اینکه اسلام را جبههای مخالف بخواند.
اما پاپ بندیکت شانزدهم، نتوانسته است به روش سلف خود، پاپ ژان پل دوم با مسلمانان به گفتوگو بنشیند. او باید راههای بنبست را در این مسیر به خوبی بشناسد: فقدان مخاطبانی به عنوان نمایندگان اسلام و این که در کشورهای اسلامی نمیتوان بر نقد دین پافشاری زیادی کرد و ممکن است منتقد به حکم ارتداد و کفر به مرگ محکوم شود.
منبع: سرمقاله لوموند