صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۳۴۴۱۱

حسین امیدی
مصاحبه سعود فیصل با مجله هرالد تریبون انگلیسی که بیشتر به ذکر آمال از دست رفته مقامات سعودی شباهت دارد، از یک ژست نظریه پردازی برای ثبات منطقه ای هم برخوردار است.
این شاهزاده سعودی که 35 سال در رأس دستگاه دیپلماسی عربستان است و در هفتمین دهه عمرش برای کنترل سر و دست هایش مشکل دارد، نگران ثبات در منطقه خارومیانه است و به سه موضوع فلسطین، ایران و حزب الله در لبنان می پردازد.
اینکه نویسندگان عرب معتقدند وهابی های حاکم بر عربستان ریشه یهودی دارند و یا توسط انگلیسی ها در کویت و ترکیه جمع آوری و هدایت شدند تا امپراتوری عثمانی را متلاشی کنند و سپس در جزیره العرب به قدرت رسیدند، مسئله بحث ما نیست. اینکه سعودی ها برای قوام و دوام حکومت های خود تا به حال در محیط پیرامونی و کشورهای منطقه در 60 سال گذشته، همواره فتنه سازی، جنگ و درگیری و دو دستگی را رواج داده اند، ارتباطی با ما ندارد. اینکه سعودی ها هیچ گاه در صف تحقق آرمان فلسطین، دست به اقدام نزده اند، اهمیتی ندارد. اینکه سعودی ها با تمامی عربده های ناسیونالیسم عربی خود صهیونیست ها و آمریکا را به خیزش افتخارآمیز مقاومت در خاورمیانه ترجیح دادند و در جنگ 33 روزه و 22 روزه با تمامی پتانسیل فتوایی، مالی و تبلیغاتی در مقابل اراده، هویت و افتخارات مردم منطقه قرار گرفتند، جای سوال نیست. اینکه سعودی ها با بهانه نفوذ ایران در منطقه، به دنبال کودتای وهابی در یمن هستند، ارتباطی با ما ندارد. اینکه سعودی ها در 60 سال گذشته در به غارت رفتن سرمایه ملی - نفتی مردم عربستان در خدمت آمریکا عمل کرده و قیمت ارزان نفت و درآمدهای آن را به خرید از صنایع تسلیحاتی آمریکایی و غربی اختصاص داده و توان استفاده از آن را نیز ندارند، مشکل ما نیست و یا اینکه در قالب همین خریدهای تسلیحاتی، رشوه های میلیاردی داده و گرفته اند و با همین پول ها، میلیاردر شده و کاباره ساخته و عیاشی می کنند، به مردم عربستان ربطی ندارد.
اینکه سعودی ها به نیابت از آمریکا و به موازات صهیونیست ها در دستگاه دیپلماسی خود، در همه جا مثل مسکو و پکن و... تلاش کرده اند تا بر مناسبات خارجی و تجاری ایران با دیگر کشورها اختلال ایجاد کنند، اهمیتی ندارد. اینکه سعودی ها از روندهای دمکراتیک و ارتقای دمکراسی در کشورهای منطقه نگران هستند و این روند را برای خود خطرناک می دانند و لذا برای تأثیرگذاری در انتخابات لبنان و عراق، میلیاردها دلار پول خرج می کنند تا مدل فکری انقلابی در این کشورها به قدرت نرسد، به خودشان مربوط است. اینکه سعودی ها برای به ذلت کشیدن مردم فلسطین و مجبور کردن آنها به روندهای سازش در مقابل صهیونیست ها، در محاصره یک و نیم میلیون فلسطینی در غزه با مصری ها شریک جرم هستند، سوال برانگیز نیست. اینکه سعودی ها در اجرای سنت انگلیسی، برای ترویج وهابی گری در پاکستان و افغانستان، بزرگترین جریان تروریستی قرن را تولید و در خدمت آمریکا و غرب گذاشتند تا ارتش سرخ شوروی را زمین گیر کند و یا با تکیه بر همین تروریست ها، هزاران کشته در عراق و دیگر کشورهای منطقه بر زمین ریختند، به کسی مربوط نیست. اینکه اصلاً این شاهزادگان سعودی دین ندارند و نماد آنها «بن طلال» عیاش، فاسد و شریک صهیونیست هاست به کسی ارتباطی ندارد و گیلاس شراب پادشاه با بوش به سلامتی جهان اسلام زده شده، اهمیتی ندارد.
اینکه مافیای قاچاق مواد مخدر و مشروب الکلی در عربستان در دست همین شاهزادگان است، موضوعی خصوصی است و اصلاً برای عنوان «خادم الحرمین» هم حیاتی است.
اینکه بدترین شکل محدودیت های دینی - مذهبی در عربستان جاریست و حقوق اجتماعی و فردی شهروندان به همین دلیل پایمال می شود و آمریکا، غرب و هیچ سازمان حقوق بشری هم صدایش در نمی آید، اهمیتی ندارد. اینکه شورای همکاری خلیج فارس اساساً برای مقابله با ایران درست شده تا تحت رهبری عربستان در مقابل ایران جبهه سازی نیابتی از سوی آمریکا شود و امروز عربستان تنها مانده و مقامات کشورهای عضو شورای همکاری را در تهران می بیند و یا در صف دیدار از ایران قرار دارند، ارتباطی با موضوع اخیر سعود فیصل که شمشیر را از روی بسته و مواضع پنهان گذشته را آشکار می کند، ندارد.
فقط جای این سوال ها باقی است که:وقتی همه جریان های لبنانی به جز جریان اسرائیلی جعجع، سلاح حزب الله را تضمین امنیتی لبنان می دانند و ارتش لبنان در کنار مقاومت اسلامی، امکان افتخارآفرینی دارد و اسرائیل اعتراف می کند که در مقابل قدرت حزب الله ناتوان است و سلاح حزب الله هیچ گاه در جنگ داخلی استفاده نشده و تنها و اولین افتخار عربی - اسلامی توسط همین سلاح حزب الله در مقابل رژیم صهیونیستی متولد شده و سربلندی امت های اسلامی را پس از دهه ها سرافکندگی ارتش های عربی به وجود آورده، چرا سعود فیصل خلاف این سلاح را برای ثبات لبنان ضروری می داند؟ آیا این همان نیاز حیاتی صهیونیست ها و خواسته روزانه آمریکا نیست؟ و چرا این نیاز اسرائیلی و خواسته آمریکایی از زبان سعود فیصل شنیده می شود؟
اگر گزارش های مکرر آژانس هسته ای بر مسالمت آمیز بودن برنامه هسته ای ایران دارد و حتی غربی ها در مباحث درونی خود به این رسیده اند که باید با ایران هسته ای همزیستی کنند و اوباما بدان اعتراف کرده و مبنای تمام تلاش های جاسوسی با تکیه بر اخبار منافقین و اساس تحرک استکباری به علت برتری بخشیدن به رژیم صهیونیستی در سطح منطقه است و برای کنار آمدن با ایران فقط و فقط باج سیاسی و اقتصادی می خواهند، سعود فیصل در زمین چه کسانی بازی می کند و مبنای بی اعتمادی وی به برنامه هسته ای ایران و دلیل درخواست از غرب برای جلوگیری غرب از هسته ای شدن ایران چیست؟
آنچه سعود فیصل در مورد طرح عربی سال 2003 بیان کرده بیشتر برای کسب آبروی رفته است و اگر چه این طرح اشغال فلسطین را قانونی می کند و بیش از نیمی از فلسطین را به صهیونیست ها می بخشد ولی سعود فیصل به علت پارکینسون فراموش کرده که شارون قبل از تولد و مطرح شدن طرح عربی، آن را رد کرد و هیچ گاه این طرح حتی برای آمریکا و غرب نیز مبنای بحث نبوده است.
در مجموع با توجه به نکاتی که اصلاً به ما ارتباطی ندارد و یا توضیحات فوق، نمی توان اظهارات سعود فیصل را با قواعد منطقی توجیه کرد، مگر اینکه گفته نویسندگان عرب در مورد ریشه یهودی بودن وهابی‌ها و مدیریت انگلیس بر این اندیشه فاسد را بپذیریم.

نام:
ایمیل:
نظر: