مرتضی صفارهرندی
پایان این سلسله مقالات را به آخرین گروه هایی اختصاص می دهیم که در پنج سال اخیر وارد فعالیت سیاسی شدند و یا برای شروع این تلاش، خیز برداشتند. نتیجه مرحله اول انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری گروه های مخالف جریان اصولگرایی را در مرحله دوم این انتخابات بر محور حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی مجتمع ساخت. رأی اندک مصطفی معین کمترین جاذبه ای را برای ایده «جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر» و رهبری این نامزد از سرناچاری «مشارکت - مجاهدین - نهضت آزادی و ...» باقی نگذاشته بود. بدین ترتیب پس از انتخابات، احزابی مثل کارگزاران تصور می کردند که روند حوادث فرصت رهبری گروه های مخالف اصولگرایی را برای آنها فراهم ساخته است. بدین ترتیب آنها براساس شعار انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی، با جدیت، تشکیل «جبهه اعتدال اسلامی» را دنبال کردند. کارگزاران حتی از آقای هاشمی رفسنجانی نقل کردند که گفته است درباره تشکیل این جبهه بسیار جدی است. البته مدتی بعد «عطریان فر» عضو برجسته حزب کارگزاران نقش آقای هاشمی رفسنجانی را از «تشکیل دهنده» به «تقویت کننده» تنزل داد. واقعیت این است که در کنار مخالفت آشکار برخی از حامیان اصولگرای آقای هاشمی رفسنجانی با تشکیل «جبهه اعتدال اسلامی»، گروه های دوم خردادی نیز چندان از این ایده استقبال نکردند. با این حال آنان تمام تلاش خود را برای استمرار قطب بندی انتخابات در صحنه حاکمیت به کار گرفته بودند. در هر حال تشکیل جبهه اعتدال اسلامی چند ماه پس از مطرح شدن به بوته فراموشی سپرده شد.
جریان مشارکت- مجاهدین پس از انتخابات دچار فترت شد و رهبران آن به اتاق فکر رفتند. این، درست در شرایطی بود که مهدی کروبی، دبیر کل مجمع روحانیون مبارز، تصمیم به تشکیل حزب اعتماد ملی گرفته بود. او سال ها بود که از نامرادی مجموعه یاران سابق گلایه داشت. رأی بسیار پایین کروبی در انتخابات مجلس ششم، قصد مشارکت و مجاهدین برای جلوگیری از ریاست او بر این دوره مجلس، شروع این تکدر خاطر بود. وقتی کروبی با وساطت بزرگ ترهای دوم خرداد مثل محمد خاتمی به ریاست مجلس رسید، او سعی کرد جایگاه خود را از طریق ایفای نقش واسطه بین جریان دوم خرداد با رهبری و نهادهای عالی رتبه نظام ارتقا بخشد و به زعم خود دو طرف ماجرا را به تأثیرگذار بودن خویش در حل مسائل متقاعد کند. البته جریان مشارکت- مجاهدین با به کار بردن تعابیری مثل «شیخ اصلاحات» سعی می کردند کروبی را با اجابت این تمنای قلبی اش ارضا کنند! در عین حال بیش از حد افراطی بودن جوهره مطالبات این جریان و فرجام روند حوادث سیاسی که به افول جریان دوم خرداد منتهی شد کروبی را عصبانی کرده بود. این عصبانیت زمانی اوج گرفت که مشارکت- مجاهدین در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری،گزینه مصطفی معین را به او ترجیح دادند. فریاد کروبی از نظرسازی های مشارکت- مجاهدین در این مورد، بلند بود. وقتی کروبی توانست در مرحله اول انتخابات نهم در جایگاه سوم و بالاتر از معین قرار گیرد، این احساس در او تقویت شد که رهبری جریان موسوم به اصلاحات حق او است، بدین ترتیب بلافاصله پس از انتخابات، او بی اعتنا به ایده هایی مثل تشکیل جبهه اعتدال اسلامی و جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر، عزم خود را برای تشکیل حزب اعتماد ملی جزم کرد. سپس تعدادی از اعضای ستاد انتخاباتی کروبی ( شامل طاعت، امینی، حجتی، حضرتی، حق شناس، زمانی قمر، سپهوند، سقطی ، گرامی مقدم، منتجب نیا و نوروززاده) به عنوان اعضای موسس این حزب معرفی شدند، اما با این که اکثریت اعضای مجمع روحانیون مبارز در انتخابات از کروبی حمایت کرده بودند، از میان اعضای این تشکل تنها منتجب نیا کروبی را در تأسیس حزب همراهی کرد. عمده همراهان کروبی را نمایندگان همسو با وی در مجلس ششم تشکیل می دادند. کروبی همچنین با تقویت بخش مربوط به روحانیت در این حزب، تلاش می کرد کنار رفتن از دبیر کلی مجمع روحانیون مبارز را به نوعی جبران کند.علاوه بر رسول منتجب نیا که قائم مقامی حزب اعتماد ملی را برعهده گرفت، روحانیون نزدیک به مجمع روحانیون مثل ذاکری، میرهادی، شکوری، احمد هاشمی نژاد، علی اکبر حمیدزاده و محسن رهامی او را برای تحقق این خواسته یاری دادند. شاید همین امر سبب شد که حزب اعتماد ملی بتواند به عنوان مهم ترین تشکل دوم خردادی وارد رقابت انتخابات مجلس خبرگان شود.
موضوعی که حزب اعتماد ملی از ابتدای تأسیس با آن درگیر بوده، مواضع و رفتارهای متناقض اعضای آن است. حزبی که بخشی از فلسفه تأسیس آن، اعراض از تندروهای دیگر احزاب دوم خردادی بود، ارگان خود را در اختیار تیمی نهاده بود که از قضا جزء تندروترین روزنامه نگاران عصر موسوم به اصلاحات بودند. روزنامه اعتماد ملی به دست محمد قوچانی اداره می شد که چند ماه قبل از طریق عطریان فر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران، خود را در خدمت ستاد انتخابات هاشمی رفسنجانی قرار داده بود.
به عقیده برخی از تحلیل گران افراطی گری روزنامه اعتماد ملی برنامه ای از سوی مجموعه مطبوعاتی جریان دوم خرداد و از جمله بخشی از حزب کارگزاران بود تا به مدیریت رفتار کروبی بپردازد. با این حال این حزب در مقطع انتخابات مجلس هشتم حاضر به ائتلاف با کروبی نشد و با حامیان خاتمی ائتلاف کرد. در این مقطع حزب اعتمادملی از سویی سوابق افراطی گذشته ائتلاف حامیان خاتمی را یادآور می شد و از سویی با شعار ایده هایی مثل «مجلس نجات» و «نظارت بین المللی بر انتخابات» همراهی می کرد. در مقطع انتخابات ریاست جمهوری محمدعلی نجفی و عطاء الله مهاجرانی اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران به ستاد انتخاباتی کروبی پیوستند و حضور کرباسچی دبیرکل کارگزاران در جایگاه ریاست ستاد انتخاباتی کروبی اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی را عملاً در حاشیه قرار داد و جالب این که براساس برخی خبرها، کرباسچی به رغم ریاست ستاد انتخاباتی کروبی در نهایت به میرحسین موسوی رأی داد. گو این که برخی از اعضای مرکزیت این حزب مثل جواد طاعت و مهدی آیتی هم در جریان این انتخابات به خاتمی و موسوی پیوستند. گرایش کروبی به سران حزب کارگزاران و بی اعتنایی وی به خواسته بدنه حزب مدتی قبل از انتخابات باعث مسئله دار شدن آنان شده بود، اما کسب تنها نیم درصد آرا از سوی کروبی و سپس رفتارهای عصبانی و نسنجیده او و بازی خوردن از سناریوی ضد انقلاب در موضوع تقلب، ادعاهای دروغ شکنجه و قتل افراد و هزینه شدن او برای ادعاهای دروغ موسوی و نیز رسانه های غرب و ضد انقلاب سبب شد که با جدا شدن اعضای شهرستانی این حزب عملاً فعالیت آن در بسیاری از شهرستان ها به حالت تعطیل در آید. هم اکنون حتی اعضای شورای مرکزی حزب نیز گاهی لحن منتقدانه ای نسبت به رفتارهای کروبی اتخاذ کرده اند و آنچه از منتجب نیا قائم مقام حزب برمی آید این است که با تأکید بر اصول نظام جمهوری اسلامی و به طور مشخص اصل ولایت فقیه و مصداق آن، رفتار ساختارشکن کروبی را در سایه قرار دهد.
در خلال انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری زمینه سازی برای تأسیس حزب توسعه و عدالت توسط افرادی مثل امیرعلی امیری، رضا طلایی نیک، عبدالحسین روح الامینی، امیدوار رضایی، عادل آذر، مزینانی و ... در ستاد محسن رضایی آغاز شد. گروه محسن رضایی در اواسط دوره موسوم به اصلاحات فعالیت خود را با راه اندازی نشریه و سپس سایتی به نام بازتاب- که بعدها به تابناک تغییر نام یافت- آغاز کرد . جمع آوری نیرو از درون تشکل های دانشجویی این امیدواری را در بین این مجموعه به وجود آورده بود که بتواند فعالیت های خود را توسعه دهد. تشکیل ائتلاف های مستقل انتخاباتی با عناوینی مثل «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» و نیز تشکیل فراکسیون فرعی در فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم و هشتم، از دیگر تلاش های این گروه بود. در سال 1384 یک بگو مگو بین حامیان محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی بر سر انتشار نامه محسن رضایی به امام در ماه های پایانی جنگ تحمیلی رخ داد، اما مدتی بعد این دو مجموعه حول محور انتقاد از دولت نهم به همدیگر نزدیک شدند. تشکیل فراکسیونی به نام حزب الله اگر چه دوام چندانی نداشت، اما زمینه شکل گیری یک ائتلاف به همین نام را در آستانه انتخابات مجلس هشتم فراهم ساخت که داعیه تشکیل یک اجتماع انتخاباتی صد هزار نفری در تهران را داشت، داعیه ای که هیچ گاه لباس تحقق نپوشید. پس از آن که قالیباف از حضور در رقابت انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری صرف نظر کرد، افرادی که خود را برای همراهی با قالیباف آماده کرده بودند، همکاری با حزب توسعه و عدالت و حمایت از محسن رضایی را برگزیدند. البته گروهی دیگر از حامیان قالیباف ( مثل زاکانی، سروری و ...) در انتخابات نهم ریاست جمهوری به تدریج از وی فاصله گرفتند و جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی را تشکیل دادند. این جمعیت در انتخابات دهم ریاست جمهوری از احمدی نژاد حمایت کرد و البته مشی انتقادی خود نسبت به برخی از گرایش های احمدی نژاد مثل حمایت از مشایی، مرحوم کردان، رحیمی و ... را حفظ کرد.