بصیرت:مسؤولان آمریکایی با همکاری برخی شخصیتهای سیاسی خاورمیانه طرحی با نام «کنفدرالی سرزمینهای مقدس» متشکل از یک اتحادیه کنفدرالی سیاسی به پایتختی قدس شریف و سه دولت اردن به پایتختی «امان»، فلسطین به پایتختی «رام ا...» و رژیم صهیونیستی به پایتختی «تل آویو» و شهر قدس نیز وجه مشترک این کنفدرالی به عنوان نمادی از سه دین اسلام، مسیحیت و یهود، ارائه کرده اند که به باور آنها تنها راه حل ریشه ای پایان دادن به درگیریها در خاورمیانه است.
پس از ناکامی رژیم صهیونیستی و حامیان آن در رویارویی نظامی، روند سازش با ارائه طرحهای منطقه ای و جهانی عمدتاً آمریکایی، برای نجات این رژیم در دستور کار قرار گرفته است.
اکنون این پرسش مطرح است، هدف آمریکا از پیشگامی برای ایجاد صلح در خاورمیانه بویژه سرزمینهای اشغالی چیست؟
واقعیتهای موجود از آن حکایت دارد که ایالات متحده به عنوان آلترناتیو انگلیس پس از خروج این کشور از منطقه صیانت و حفاظت از منافع صهیونیستها را عهده دار شده است. این عنصر حمایتی به تناسب زمان و مکان و محاسبه هزینه ها متفاوت خواهد بود. در طول 60 سال اشغالگری رژیم صهیونیستی بارها و بارها شاهد ارائه طرحهایی از سوی این کشور بوده ایم که هدف همه آنها در راستای منافع رژیم اشغالگر قدس می باشد. تجهیز و تسلیح تل آویو در کنار مکانیسم تدوین صلح، راهبردی است که همواره شاکله تصمیمهای ایدئولوگهای سیاست خارجی واشنگتن را تشکیل می دهد.
به نظر می رسد، آمریکا از طرح پیشنهادهای متعدد هدفهای گوناگونی را تعقیب می کند که به برخی از آنها اشاره می گردد.
نفوذ لابی صهیونیست، دولتمردان واشنگتن را ناگزیر نموده است در راستای پشتیبانی این رژیم گام بردارند، بنابراین پیشنهادهای مطرح شده همسو با منافع رژیم اشغالگر، نمی تواند خواسته های مسلمانان فلسطینی را تأمین نماید. طرح یاد شده نیز ادبیات جدیدی است تا روند سازش را از بن بست کنونی خارج کند، زیرا بسته های پیشنهادی صلح به دلیل رویکرد حمایتی رژیم صهیونیستی بدون کارکرد بوده و از توافقهای روی کاغذ تجاوز ننموده است.
دولت کنونی آمریکا همچون اسلافش خود را به حفظ امنیت رژیم اشغالگر قدس ملزم می داند، از این رو با ارائه موارد مشابه تلاش می کند ضریب امنیتی این رژیم جعلی را افزایش دهد.
پیشنهاد یاد شده و طرحهای مشابه نیز در راستای مقاومت زدایی تدوین گردیده اند تا از این منظر عنصر مقاومت را تضعیف نمایند و تل آویو با حداقل هزینه، هدفهای توسعه طلبانه اش را پیگیری کند.
هدف دیگری که حامیان فرامنطقه ای اسرائیل غاصب تعقیب می کنند، ایجاد تفرقه بین کشورهای اسلامی است، زیرا برخی دولتهای اسلامی تنها راه استیفای حقوق فلسطینیان را ایستادگی می دانند، ولی اظهارات مبتنی بر سازش برخی دولتهای محافظه کار و لیبرال و همسویی آنها با صهیونیستها، بستر اختلاف در اردوگاه دولتهای اسلامی را فراهم و دستیابی آنها به هدفهایشان را تسهیل و تسریع می نماید.
به نظر می رسد، کاخ سفید با این موضع در صدد است، یکی از مهم ترین خواسته های نامشروع صهیونیستها مبنی بر یهودی سازی قدس را تحقق ببخشد، همان گونه که تاکنون بارها اقدامهای یهودی سازی قدس رسانه ای گردیده است، این در حالی است که مسلمانان اگر روند صلح را بپذیرند، دولت مستقل فلسطین را به پایتختی بیت المقدس تأیید می کنند، بنابراین اسرائیل غاصب و حامیان فرامنطقه ای این رژیم پس از کمپ دیوید و ناتوانی در برابر مقاومت، راه سازش را در پیش گرفتند تا آرمانهای نامشروعشان را که از طریق اشغالگری و سیاستهای میلیتاریستی به آن دست پیدا نکرده اند از طریق مذاکره پیگیری نمایند.
البته آنچه مقامهای کاخ سفید در ارتباط با روند صلح مطرح می کنند، مخاطب آنها جنبش فتح در کرانه باختری می باشد، این در حالی است که جنبش حماس و جهاد اسلامی که مبارزه را به عنوان تنها گزینه دستیابی به حقوقشان ارزیابی می کنند، روند گفتگوها را تاکتیکی برای بازسازی راهبردهای تهاجمی از سوی اسرائیل غاصب ارزیابی می کنند، زیرا آنها نماینده بخش وسیعی از مردم فلسطین می باشند که به مبارزه اعتقاد دارند.
از سوی دیگر تحقق آرمانهای فلسطین تنها در جغرافیای این سرزمین خلاصه نمی شود، بلکه قداست بیت المقدس همواره مسلمانان را نسبت به تعرضهای صهیونیستها به واکنش واداشته است، گر چه برخی دولتمردان جهان اسلام نسبت به این موضوع بی تفاوت می باشند، ولی ملتها در سکوت دولتهایشان از مبارزان فلسطینی و مطالبات مشروع آنها حمایت خواهند نمود.
* غلامرضا قلندریان