صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۳۴۷۴۴

حسین امیدى
دیدار دکتر لاریجانی از مصر که به منظور نهایی کردن متن پیشنهادات مربوط به اصلاح آئین نامه داخلی اتحادیه بین المجالس اسلامی صورت گرفت، بخشی از دیپلماسی منطقه ای ایران را نیز شامل شد.
در طی نشست روسای اتحادیه بین المجالس اسلامی که در فوریه 2007، بر ضرورت اصلاح آئین نامه داخلی این اتحادیه تأکید شده بود که در سال گذشته، کارشناسان پارلمان های کشورهای عضو کمیته تدوین در الجزایر، ضمن بررسی این آئین نامه، پیشنهادات لازم را ارائه کردند که در نشست دو روزه روسای پارلمان های ایران، ترکیه، اوگاندا، آذربایجان، کویت، نیجر و ریاست مصر، در روزهای یکشنبه و دوشنبه هفته قبل این پیشنهادات مورد بررسی نهایی و تصویب قرار گرفت.
در حاشیه این سفر، دکتر لاریجانی به جز ملاقات با دکتر فتحی سرور رئیس پارلمان مصر، دیدارهای طولانی با حسنی مبارک و عمر سلیمان رئیس استخبارات مصر نیز داشت که با مصاحبه های مطبوعاتی تکمیل گردید.
این رایزنی دیپلماتیک در حالی است که خاورمیانه در نقاط متعددی با سیاست های آمریکایی و معاونت برخی کشورهای عربی دچار چالش های مهمی است. مداخله نظامی عربستان در جنگ ششم صعده، فضای اختلافات داخلی در یمن را پیچیده و به موضوعی منطقه ای تبدیل کرده است.
نکته مهم در این پرونده، اقدام هماهنگ رسانه های عربی وابسته به ارتجاع عرب است که ایران را متهم به مداخله در حوادث یمن معرفی کرده و قصد دارند مناسبات ایران و یمن را تحت الشعاع قرار دهند. در پرونده فلسطین، مصر از شوکت جایگاه منطقه ای خود در دهه های گذشته سقوط کرده و به ابزاری ارزان در سیاست های صهیونیستی و آمریکایی تبدیل شده، به طوری که حتی مردم فلسطین و افکار عمومی منطقه، آن را «مزدوری دلال گونه» توصیف می کنند، چرا که رفتار عمومی مصری ها را با مصالح و اراده عمومی صهیونیست ها و غرب گره زده و کرامت مردم فلسطین و آرمان آنها را پایمال می کند.
سفر اخیر عمر سلیمان به اسرائیل از این ماهیت رفتاری مصری هاست که برای تبادل نظر و هماهنگی های بنیادی در خصوص ساخت دیوار فولادی در مرزهای غزه با مصر و تشدید فشار بر مردم غزه صورت پذیرفت تا آنچه اسرائیل در جنگ 22 روزه در سال قبل از آن ناتوان شد از طریق فشردن گلوی مردم مظلوم غزه محقق شود. در چنین شرایطی مصری ها با فرافکنی سیاسی، انتقادهای ایرانی را مداخله در امور کشورهای عربی!! قلمداد می کنند تا ماهیت سیاست آنها در فلسطین و منطقه آشکارسازی نشود. این در حالی است که مصر مدت هاست که به عنوان عقبه گروه های بعثی برای ترور و ایجاد ناامنی تبدیل شده و دستگاه اطلاعاتی مصر، در خدمت سیستم های اطلاعاتی غرب در آمده است تا مسیرهای کم هزینه تری در عراق را برایشان مهیا کنند.
کارشکنی مصری ها در روند آشتی و یا تشکیل کابینه وحدت ملی در لبنان نیز آشکار است، به نحوی که تلاش کردند برای اجرایی کردن طرح مشکوک آشتی بین حماس و فتح که با هدف نابودی مقاومت طراحی شده بود، باج خواهی کرده و حمایت سوری ها را کسب کنند.
همانگونه که دکتر لاریجانی عنوان کرد اگر سیاست مصری ها در حمایت واقعی از مردم فلسطین و منطقه جهت گیری شود، مناسبات ایران با حماس و حزب الله، هیچ تعارضی با سیاست های مصری در بر نخواهد داشت. در مسئله یمن نیز پیام روشن به مصر و سعودی این بود که مشکل اصلی مداخله سعودی در جنگ داخلی یمن و مقدمه سازی برای حضور نظامی آمریکا و صهیونیست ها در یمن است. نکته مهمتر اینکه ادامه این سیاست برای عربستان و نهایتاً آمریکا، پرهزینه خواهد بود و مشارکت دسته جمعی و مساعی سیاسی، امکان حل مشکل یمن را تسهیل خواهد کرد.
البته حسنی مبارک بلافاصله پس از دریافت پیام ایران، به ریاض سفر کرده تا برای چالش ها و بن بست ارتجاع عرب راهجویی کنند. اگر سیاست های پنهان سعودی بر فتنه سازی منطقه ای و ایجاد کارشکنی در مناسبات خارجی ایران استوار بوده، امروز با علنی شدن عداوت و دشمنی سعودی ها به ویژه در تحریک غرب علیه ایران، باید انتظار بازتاب های آن را داشته باشند. به نظر می رسد، مصر که خود نیز رقیبی برای سعودی هاست، از یک راه حل میانه برای جلوگیری از خسارت های بیشتر ارتجاع عرب در منطقه استقبال کرده و می تواند بر مواضع عربستان تأثیر بگذارد.
خصوصاً اینکه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از رویکردهای عربستان نسبت به ایران تا حدی فاصله گرفته و به ایران نزدیک می شوند و تلاش سعودی برای شکاف سازی در مناسبات سوریه با ایران نیز به نتیجه نرسیده و مداخله نظامی در یمن نیز دامن سعودی ها را به شکل خطرناکی تهدید می کند و جنجال، فتنه سازی، ناامنی آفرینی و ترویج تروریسم سلفی و وهابی و تکفیری در عراق نیز حاصلی نداشته است.
البته اگر مفروض این باشد که کشورهای یاد شده سیاست و حاکمیت مستقلی دارند، باید انتظار مناسبی از دیپلماسی شفاف سازی ایران داشته باشیم و بهتر است که مصر و عربستان برای منافع ذاتی خود هم که شده ماهیت ابزاری رویکردهای خود برای غرب را کاهش دهند، چرا که روند تحولات منطقه‌ای در مسیر کلان، نوید آمریکایی شدن و صهیونیستی شدن منطقه را نمی دهند و همزیستی با واقعیت های منطقه ای، گزینه ای عقلانی و حسابگرانه است.

نام:
ایمیل:
نظر: