صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۵۱۱۶

احمدرضا احمدی/عضو هیأت علمی و مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در دانشگاه جامع امام حسین(ع)
طبق اصل 51 قانون اساسی، یکی از شرایط نامزد ریاست جمهوری در ایران، عنوان «رجل سیاسی» است که صد البته آقای مهدی کروبی با توجه به سوابق مدیریتی و سیاسی اش، می توانست عنوان «رجل سیاسی» را به خود بگیرد. به همین دلیل دو دوره به عنوان کاندیداتوری ریاست جمهوری پا به عرصه رقابت نهاد. در یک دوره رقابت از بین 6 نفر کاندیداها با000/700/5 رأی، نفر سوم شد و در انتخابات دهم، حتی شانس انتخابات نهم را از دست داده و با 333635 رأی نفر آخر (چهارم) گردید.
رأی آقای کروبی نشان داد که از اقبال اجتماعی پائین برخوردار می باشد و رفته رفته منحنی شأن اجتماعی اش به سمت «منها» و شیب منفی نزول یافته است. در تحلیل سیستمی این شیب منفی یعنی به حاشیه کشیده شدن او از «رجل سیاسی» به یک شهروند عادی در جامعه؛ همانند همه مردم دیگر.
ممکن است، گفته شود این نظریه چه آثار مثبته ای را در پی دارد؟ و اساساً این تحلیل سیستمی در قانون نیامده است که اگر فردی شیب منفی پیدا کرده و در یک دوره یا دو دوره از اقبال برخوردار نگردد، عنوان «رجل سیاسی» از او سلب می گردد. درپاسخ به اشکال بالا چنین پاسخ می دهیم؛ «رجل سیاسی» در تراز کاندیداتوری ریاست جمهوری، یعنی آن کس که مورد اعتنای اجتماعی است و می تواند برای کسب مدارج و مقامات عالیه، فرصت سازی نماید و اگر شخصی فرصت هایش را از دست بدهد و در هر دوره وضعیتی به مراتب بدتر از دوره قبل پیدا کند، شخصیت اجتماعی او با تهدید مواجه شده و آسیب های جبران ناپذیری متوجه شخص او و همچنین معدود هواداران او خواهد شد.
به همین دلیل، کسانی که عهده دار تعیین خط مشی کلان هستند بایستی طرحی را ارائه دهند و به تصویب برسانند تا افراد خود را با آن قوانین منطبق ساخته و اگر یک دوره در عرصه رقابت حضور یافتند که مثلاً پنج میلیون رأی آورده و رقابت جدی با رقیب اول نداشتند و در بار دوم، مثلاً سیصدهزار رأی آورد، او دیگر رجل سیاسی نیست.
*آثار مثبته:
1) حفظ شخصیت فردی که مدعی ریاست جمهوری است اما از اقبال عمومی برخوردار نیست.
2) جلوگیری از اسراف و تبذیر در سرمایه های ملی.
3) روان سازی فرایند مربوط به برگزاری انتخابات.
4) قرار دادن فرد در جایگاه اصلی خود به عنوان یک شهروند عادی.
برآیند:
اگرچه همه آثاری که احصا شد از اهمیت لازم برخوردارند، اما مولفه چهارم یعنی «نشاندن فرد در جایگاه اصلی خود به عنوان یک شهروند عادی» می تواند از فردی که خود را در تراز یک نامزد ریاست جمهوری می پندارد، جلوگیری نماید. حسن این اقدام می تواند یکی از واقعیات ذیل باشد.
الف: فرد احساس «قدرت مرجع» نمی کند.
ب: سوءاستفاده گران از این فرد، پل نساخته تا به اهداف خود برسند.
ج: نظارت، کنترل و مدیریت بر جامعه تسهیل می یابد.
اگر آقای کروبی پس از انتخابات برابر قانون، فاقد «رجل سیاسی» می بود و جایگاه حقوقی و قانونی او شهروند عادی عنوان پیدا می کرد؛ دیگر نمی توانست نشر اکاذیب کرده و در مقابل نظام ولایی و انقلاب قد علم کند و بر مواضع براندازانه استکبار جهانی پای بفشارد.
مگر فرق آقای کروبی با یک شهروند عادی چیست که مصمم است وصله های ناجوری را به نظام اسلامی بچسباند. آیا اگر موضوع آزارجنسی متهمان اغتشاشگر در بازداشتگاه را که خود او اقرار کرد به واقعیت آن دست نیافته است، توسط یک فردی غیر از آقای کروبی مطرح می شد؛ نظام با او مسامحه و مماشات می کرد؟ آیا اصلاً یک شهروند ایرانی هرگز به خود اجازه می دهد امنیت روانی در نوامیس اجتماعی و خانواده ها را با یک نگرانی جدی مواجه سازد؟
قطعاً پاسخ هر ایرانی شرافتمندی به این دو سوال منفی است. زیرا رسانه ای کردن هر خبری که از اساس دروغ بوده و از القائات شیطانی معاندان نظام ناشی می شود، علاوه بر اینکه چهره بین المللی نظام اسلامی را در جهان مخدوش می سازد، التهاب و ناامنی را بر جامعه و مردم تحمیل می نماید و احساس امنیت ناموسی را متزلزل می سازد.
اینکه آقای کروبی بیرق «حقوق بشر» را بر دوش گرفته و افرادی از مخالفان نظام و یا کسانی که در زیر آن به سینه و سر می کوبند و در صددند هر وصله ناجوری را به نظام اسلامی بچسبانند؛ در حقیقت ناشی از احساس قدرتی است که او برای خود قائل است. باید برای این احساس نادرست چاره ای اندیشیده شود و آن تعیین حدود و ثغور شخصیت حقیقی و حقوقی افراد است که باید قانونی و نهادمند گردد. در این صورت است که افراد برای اعاده حق خود به جای مراجعه به ذی نفوذان و گروه های فشار، به مراجع قانونی رجوع می نمایند و ذی نفوذان برای فشار آوردن به نظام، اقدام به ادعاهای واهی نخواهند کرد. با این تفصیل در می یابیم که آقای کروبی پس از اعلام نتیجه قانونی انتخابات و تنفیذ حکم رئیس جمهور منتخب مردم؛ تنها یک شهروند عادی در جامعه خواهد بود که همانند دیگر افراد جامعه از حقوق مساوی برخوردار می باشد و یک «قدرت مرجع و یا قدرت سیاسی» به شمار نمی رود و چنانچه تحت هر عنوانی بخواهد ادعاهای واهی غیرمستند را طرح نماید و افکار عمومی را متزلزل سازد تا با آشفته ساختن فضای جامعه، به خود آرامش بخشد، دستگاه قضایی که مسئولیت تأمین آسایش جامعه را عهده دار است،می تواند به مثابه اخلال گران امنیت اجتماعی که از جامعه سلب آسایش می کنند، به عنوان مدعی العموم با او برابر قوانین موضوعه، رفتار نماید.
البته از باب نصیحت به آقای کروبی توصیه می شود که ادای مرحوم آیت الله طالقانی را در نیاورد و به شاهدی که برای ایشان می آورم توجه نماید.
آقای کروبی در شرایطی که منافقین در پی سوء استفاده از مقامات کشوری بودند، متأسفانه گرداگرد یکی از نمایندگان ولی فقیه (در یکی از استان ها) را گرفته و تا حدودی هم موفق شده بودند تا خود را به او نزدیک سازند؛ شهید هاشمی نژاد از سوی امام راحل مأمور نجات ایشان می گردند تا منافقین از گرد او پراکنده شوند. آن نماینده امام راحل ادعا می کند که چرا به من اعتراض می کنید به آقای طالقانی اعتراض کنید که با همین افراد نزدیکند، شهید بزرگوار پاسخی محکم ارائه می کنند که برای شما هم مفید است و آن پاسخ این است: «فرق آیت الله طالقانی با شما این است که ایشان همانند آب کر می مانند و نجاست در ایشان اثر ندارد ولی شما به آب قلیل می مانید که نجاسات در شما اثر می‌گذارند!»

نام:
ایمیل:
نظر: