صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۳۲۷
آشنایی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (4)

م. سعیدی
سازمان در آغاز کار خویش ارتباط مستقیم با حضرت امام داشت و گزارش عملکرد خود را خدمت ایشان عرضه می داشت، اما با توجه به شرایط انقلاب و مشغله بسیار حضرت امام(ره) تداوم این ارتباط غیرممکن می نمود. این موضوع در شورای هماهنگی سازمان به بحث گذاشته و مصوب می شود تا در سازمان نماینده ای از جانب حضرت امام(ره) حضور داشته باشد.
مرتضی الویری ماجرا را چنین شرح می دهد: «در ملاقاتی که خدمت امام رسیدیم، خواستیم فردی را به عنوان نماینده خود در سازمان معرفی نمایند. در همان ملاقات، آقای عبدالله ذوالقدر(یکی از اعضای سازمان که قبلاً عضو گروه منصورون بود) به امام گفت که گروه قبلاً با حجه الاسلام والمسلمین راستی کاشانی در تماس و رابطه بوده و نظرات امام را از ایشان دریافت می داشته است. امام فرمودند: آقای راستی فرد با تقوایی است. الان هم مسایل را به ایشان ارجاع دهید و از ایشان بپرسید.»
علی رغم انتصاب آیت الله راستی به عنوان نماینده حضرت امام، مجموعه سازمان ارتباط چندانی با ایشان نداشته و ایشان حضور پررنگی تا نیمه سال 1360 در سازمان ندارند. با سپری شدن ایام پرآشوب و خونبار نیمه اول سال 60 که به «انقلاب سوم» و خروج نیروهای لیبرال و ضدانقلاب از نهادها و دستگاههای اجرایی کشور انجامید و آغاز حرکت مسلحانه منافقین و ترور نیروهای انقلاب را در پی داشت، دوران جدیدی در روند تحولات کشور و به تبع آن سازمان به وجود آمد.
بدبینی نسبت به عملکرد گروهها نزد مردم، انتقاد درون گروهی به عملکرد مسئولان سازمان، مشخص نبودن جایگاه نماینده امام در تصمیم گیری سازمانی، انتقادات نماینده امام به عملکرد برخی از مسئولان سازمان، سازمان را در موضعی انتقادی و انفعالی قرار داد. در این شرایط سازمان تصمیم می گیرد تا برای حفظ جایگاه و موقعیت اجتماعی - سیاسی خود اقداماتی را انجام دهد و به همین منظور ملاقات با حضرت امام(ره) در دستور کار سازمان قرار می گیرد. مجلس مشورتی و کمیته سیاسی سازمان در 13 مهر ماه 1360 با حضرت امام دیدار می کنند.
در حاشیه این ملاقات که در آن گزارش عملکرد سازمان به حضرت امام(ره) ارائه گردید، مسئولان سازمان تلویحاً خواستار تعویض نماینده امام در سازمان می شوند که حضرت امام(ره) (طبق نقل قولی که هواداران نماینده امام از جلسه داشته اند) می فرمایند:
«خیر، من آقای راستی را عوض نمی کنم و تا ایشان اعراض نکرده باشند، عوض نمی کنم» و دو بار تکرار می کند که: «ایشان فرد فاضل و مهذبی هستند و من می گویم شما هم بگویید ایشان فعالتر برخورد کنند.»
حضرت امام(ره) در این ملاقات صحبت های مفصلی را در باب فعالیت های سیاسی و حزبی ایراد نموده و بر حفظ وحدت گروهها و پرهیز از اختلاف تأکید می کنند و می فرمایند:
«اگر گروهها مختلف باشند ولی در امور عقیدتی و در اصول عقاید اسلامی تفاهم داشته باشند، آسیب نمی بینند و درگیری در اختلاف آرا و عقیده است. شما باید کوشش کنید با گروههای دیگری که مسلمان هستند و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را می خواهند تفاهم داشته باشید. شما با حزب، سپاه، قوای مسلح، بسیج نزدیک باشید. گرچه گروه علی حده هستید ولی به نفع هم عمل کنید. همه شما استقلال و آزادی و جمهوری را می خواهید. چون فیضیه و دانشگاه، شما هم همگی افرادی را انتخاب کنید تا برای تفاهم شورایی تشکیل دهند. مهم این است که مقصد، مقصد واحد باشد، هرچند از راههای مختلف به آن مقصد می رسیم و این اساس امور است و اگر این طور نشود، منجر به درگیری می شود.»( 13/7/60)
از این پس سازمان وارد مرحله نوینی از فعالیت می شود. با حضور فعالتر نماینده امام در سازمان که به درخواست جمعی از اعضا و تأکید حضرت امام حاصل شده بود، کم کم اختلاف نظرات بین طیفی که مسئولیت های کلیدی سازمان را در اختیار داشت و جمعی از بدنه سازمان که بر نقش محوری نماینده امام تأکید می ورزید، شدت گرفته و مسئله حدود و اختیارات نماینده امام و چگونگی رابطه ایشان با سازمان در صدر مسایل سازمان قرار می گیرد.
مسئولان سازمان که دیدگاهها و مواضع نماینده امام را در تعارض و مخالف نظرات خود می دیدند، این مسئله را مطرح کردند که آقای راستی تنها نقش نظارتی دارند و اختیاری برای دخالت در امور سازمان ندارند، یا اینکه ایشان نماینده امام نبوده بلکه تنها رابط بین سازمان و امام می باشند، نماینده امام کارش توشیح است، ایشان باید نظرات امام را منتقل کند و نظرات شخصی ایشان لازم الاتباع نیست.
مرتضی الویری که البته خود در یک سوی این مناقشات قرار دارد، اوضاع آن زمان را چنین وصف می کند: «در این شرایط در درون سازمان سه جناح به شرح زیر شکل گرفت:
1- جناحی که معتقد بود بایستی کلیه نظرات و دیدگاههای سازمان، به آقای راستی عرضه شود و هر مطلبی که ایشان خلاف دانستند بلافاصله حذف شود. این دسته می گفتند اصولاً معنی ندارد که بگوییم سازمان در مورد فلان مسئله اقتصادی یا سیاسی یک نظر دارد و آقای راستی نظر دیگر.
2- جناح بهزاد نبوی: این جناح معتقد بود که حضور آقای راستی کاشانی در سازمان به این منظور است که ما نظرات امام را (اگر دسترسی به امام نداشتیم و یا نامشخص بود) از آقای راستی بپرسیم نه این که از نظرات شخصی آقای راستی تبعیت نماییم.
3- جناح سوم: این دسته، برخوردهای جناح یک و دو را خصمانه می دانستند. جناح سوم در عین اینکه دیدگاه جناح اول را تحجرگرایانه و غیرمنطقی می دانست، برخوردهای جناح دوم را نیز تند و در برخی موارد، دور از موازین اخلاقی تفسیر می کردند.
جناح یک و دو، یکدیگر را منحرف دانسته و معتقد بودند نمی توانند با هم کار کنند، اما جناح سوم معتقد بود هیچ مشکل بنیادی وجود ندارد و می توان بر مبنای تفاهم و پذیرش اختلاف سلیقه ها فعالیت نمود.»
از اعضای طیف اول می توان به آقایان: حسین فدایی، علی عسگری، عبدالله ذوالقدر، حسین زیبایی نژاد، محسن رضایی، مسعود روح الامینی، محمد فیاض، محسن اخوت اشاره کرد.
برخی از اعضای طیف دوم عبارتند از: بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، صادق نوروزی، مصطفی تاج زاده، پرویز قدیانی، هاشم آقاجری، فیض الله عرب سرخی
و شاخص های طیف سوم: مرتضی الویری، محمد رضوی، رضا بصیرزاده.

نام:
ایمیل:
نظر: