صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۳۳۴
مقدمه: در شماره قبل به بخش هایی از مفاهیم، قواعد و عناصری که در تکوین نگرش سیاسی شیخ مفید تأثیر داشته است، اشاره اجمالی نمودیم و در راستای روش شناسی سیاسی اندیشه وی به روش فقهی : کلامی و مفهوم سیاست در اندیشه سیاسی وی پرداختیم. در ادامه این مفاهیم، ضمن پرداختن به نگرش سیاسی شیخ به ساحت انسان، به سنجش نسبت بین دین و سیاست از منظر وی نیز اشاره خواهیم کرد.

انسان‌شناسی سیاسی شیخ
به اعتقاد شیخ مفید، انسان جوهر بسیطی است که از نظر حکما، قائم به نفس، بدون حجم و حیز بوده و ترکیب، حرکت، سکون، اجتماع و افتراق ناپذیر است و علم، قدرت، حیات، اراده، کراهت، بغض و حب از خصایص قابل حمل بر اوست؛ او در تمام افعالش نیازمند وسیله ای است که جسم نامیده می شود. در روایات از این جوهر بسیط به روح تعبیر شده و نعمت و عذاب و وعده و وعید الهی به آن نسبت داده شده است. از نظر شیخ، انسان تنها در وجود مادی و دنیوی اش خلاصه نمی شود، بلکه بعد مادی او ابزاری برای فعالیت‌های بعد معنوی او (روح) بوده، امر و نهی و به تبع ثواب و عقاب الهی متوجه وجود روحانی انسان می باشد. بنابراین سیاست و تدبیر انسان هم تنها مختص وجود مادی وی نبوده، ابعاد معنوی انسان را نیز باید مدنظر قرار دهد.
نکته مهم دیگری که در نگرش شیخ مفید به انسان قابل توجه است، اینکه وی انسان و نیازهای مادی و معنوی او را محور اساسی آفرینش می داند و می گوید: «آفرینش آنچه برای مکلفان منفعت و مصلحتی نداشته باشد عبث است و چون خداوند متعال کار عبث انجام نمی دهد، پس آنچه را خلق کرده برای مصلحت و منفعت انسان آفریده است.» از همین زاویه است که شیخ یکی از عوامل برتری دین اسلام را مصلحت اندیشی آن درباره انسان معرفی کرده و در کتاب «اوائل المقالات» می نویسد: «دین اسلام برترین ادیان است، زیرا مصالح بیشتری از بندگان را پوشش می دهد.» این نگاه شیخ به انسان و منفعت و مصلحت او، مبنای مهمی را در اندیشه سیاسی او ایجاد می کند که بر اساس آن، مصلحت و منفعت دنیوی و اخروی انسان باید همواره محور سیاست و تدبیر زندگی انسان قرار گیرد. به همین دلیل فلسفه امامت و ریاست را تدبیر و سیاست دین و دنیای انسان در جهت دستیابی به مصلحت و دوری از فساد و تباهی انسان ها دانسته است.
نکته بعدی در انسان شناسی شیخ، اختیار و آزادی انسان و قدرت تعقل وی است. به اعتقاد شیخ در «فصول المختاره»، انسان مختار و عاقل آفریده شده و بر حسب اراده و اختیار و عقل و درایت و استطاعت از سوی خداوند متعال مکلف به عبادت خدا و پیروی از امر و نهی الهی و هدایت او شده است و انبیا نیز برای هدایت او ارسال شده اند.
نسبت سنجی رابطه دین و سیاست
اندیشمندان سیاسی نظرات گوناگونی در خصوص نسبت بین دین و سیاست ارائه کرده اند. عمده این نظرات، دو نظریه جدی است که یکی در خصوص وجود نسبت و رابطه بین دین و سیاست حالت ایجابی دارد و دیگری نظریه ای که نافی وجود هر نوع رابطه بین سیاست و دین است و به نظریات سکولاریستی مشهور می باشد. این دسته هیچ رابطه ای را بین آن دو قائل نیستند و اصولاً جنس آن دو را ماهیتاً و به لحاظ مأموریت دو چیز مختلف می شمرند. البته غالب علمای اسلامی نه تنها به رابطه دین و سیاست قائل هستند، بلکه آن دو را عین هم می پندارند و معتقدند که دین امر کلی است که سیاست را در درون خود همانند بسیاری مولفه های دیگر از قبیل اخلاق، دستورات اقتصادی و... جای داده است و به اصطلاح به نقش اجتماعی دین و کارکرد سیاسی آن، نگاه حداکثری دارند.
چنانکه از نگاه شیخ مفید به مفهوم سیاست برمی آید، سیاست تدبیر توأمان زندگی دنیوی و اخروی مردم است و سیاست، جدای از شریعت نیست؛ از این رو، وی امام و سلطان را «مدبر توأمان دین و دنیای» مردمان دانسته و می نویسد: «امام، یعنی والی خلق در جمیع امور دینی و دنیوی» و کسی که «ریاست مردم در امور دینی و دنیوی، هر دو به نیابت از پیامبر به او واگذار شده است.»
آبشخور نگاه شیخ در عدم جدایی بین سیاست و شریعت، دو رویکرد زیر است:
1- شریعت از منظر شیخ، تمامی جوانب و مسائل زندگی از جمله سیاست را در برمی گیرد و به تعبیر وی «هر حادثه ای که حادث شود نصی از صادقین (ع) دارد و براساس آن درباره این حوادث حکم می شود.» علمای بزرگ چون شیخ طوسی و سیدمحمدتقی حکیم در توضیح این عبارت شیخ مفید گفته اند که منظور این کلام شیخ مفید این است که احکام واقعی که از جانب شارع جعل می شوند، شامل جمیع احکام مکلفان - و از جمله احکام سیاسی - هستند و راه ها و نشانه هایی که به وسیله آنها، احکام کشف می شوند نوعاً ظنی هستند و صحت و سقم آنها هیچ تأثیری در تبدیل و تغییر حکم واقعی ندارد.
2- به اعتقاد شیخ مفید، عقل انسان هرگز منفک از سمع (وحی) نیست و اگر خداوند عقلا را حتی برای لحظه ای از وحی و سمع محروم کند، در واقع آنان را ناگزیر کرده که در استفاده از عقل خود گرفتار شر و خطا شوند و بی آنکه راهی برای شناخت امور مباح از ممنوع داشته باشند، دچار حیرتی شوند که سزاوار حکمت خدا نیست. بنابراین هر عقلی مصون از خطا نیست، بلکه تنها عقولی معتبرند که از ناحیه سمع (وحی) مساعدت و تقویت شده باشند. سیاست و تدبیر عقلانی صرف و بدون امداد از وحی که باعث می شود برونداد یافته های مان در چارچوب شارع باشد، برای انسان میسر نیست و اگر امروزه چیزی به نام تدبیر عقلانی اجتماعات غربی پس از قرن ها آزمون و خطا دیده می شود، دارای اشکالات بسیار اساسی است و سرمایه عمر و عزت میلیون ها انسان از قرون وسطی به این طرف را به باد داده است. بنابراین هر نوع تدبیر و سیاست در زندگی انسان ها باید ممد به شریعت و فهمی از کتاب و سنت بوده باشد و این، یعنی پیوستگی سیاست با دین و شریعت.

نام:
ایمیل:
نظر: