بصیرت:1- «رقابت سیاسی» چیست؟ شاخص «سلامت» و «تداوم» آن کدام است؟ پاسخ قرین صحت به پرسش فوق در 2 برهه زمانی و برای 2 گروه بسیار حیاتی است. یکی برای طراحان یک نظام مردمسالار که مشارکت و رقابت سیاسی را حق ملت و فعالان سیاسی و ضامن تداوم فضای مردمسالاری میدانند و دیگر برای فعالان و گروههای سیاسی که حیات اینان، البته با شرطی مهم، تنها در صورت تأمین فضای سالم رقابتی، متصور است، اما شرط بسیار مهم مذکور برای گروهها و احزاب سیاسی چیست؟
2- تاریخ سیاسی ایران (در برهههایی نهچندان دور) به وضوح نشان میدهد گروهها و احزابی هستند که از قضا رقابت سیاسی را برای حیات خود چندان مطلوب نمیپندارند و به روشهای متفاوتی با آن مقابله میکنند. دستهای بدون پردهپوشی با رقابت سیاسی مخالفت میکنند و دستهای دیگر بهرغم شعار مردمسالاری و ژست دموکراتیک و تحمل مخالف خود، ضمن ناسالم و غیرشفاف کردن فضای سیاسی، گلوگاههای اطلاعرسانی را ماهرانه از آن خود میکنند و در این شرایط هرگاه رقیب را در آستانه پیروزی ببینند، به اصطلاح «بازی را بهم میزنند». به دیگر سخن، اگر گروهی سیاسی از سلامت برخوردار باشد، فضای شفاف و سالم رقابت سیاسی همواره مطلوب اوست و حتی در شرایط شکست نیز این اصول «رقابت سیاسی» است که تداوم حیات او را تضمین میکند.
3- دوگروه سیاسی «الف» و «ب» را فرض کنید. این دو گروه که به علل مختلف (از جمله تضاد منافع، اختلاف در اصول، اختلاف سلیقه و...) در یک نظام باثبات سیاسی شکل گرفتهاند و همواره در مقاطع مختلف در حال رقابت با یکدیگر هستند، در یک انتخابات ریاستجمهوری با تمام قوا حاضر میشوند. نظام سیاسی و دولت موجود نیز حق استفاده از رسانهها، امکانات و حتی فضای عمومی شهرها را برای همه نامزدها به رسمیت شناخته است و حتی وقتی یکی از گروهها از ماهها پیش از آغاز فرصت قانونی تبلیغات، فعالیت خود را با شدت آغاز میکند، هیچگونه برخوردی از سوی نظام سیاسی با آنان صورت نمیگیرد. در مقطع تبلیغات انتخاباتی هواداران نامزدها با اقلام تبلیغاتی دستهدسته در خیابانها تجمع و نامزد موردنظر خود را تبلیغ میکنند. علاوه بر ساخت برنامههای تبلیغاتی،رسانه ملی امکان مناظره دوبهدو را برای نامزدها فراهم میکند. نامزدها هیچ محدودیتی برای خود نمیبینند و حتی حاکمیت و رئیس دولت را (که خود یکی از نامزدهاست) دروغگو میخوانند و فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور را بسیار سیاه و فلاکتبار توصیف میکنند. رئیسجمهور را به قانونشکنی متهم کرده و انگیزه حضور خود در رقابت انتخاباتی را مقابله با بیقانونی و احیای قانون اعلام میکنند. با این وجود نظام سیاسی، اصول رقابت سیاسی را بخوبی میشناسد و همه این کنشها و واکنشها را به سود خود میانگارد. انتخابات برگزار میشود و 85درصد واجدان شرایط در مقابل دیدگان رسانهها، برگههای رای خود را به صندوقها میریزند. نتیجه انتخابات چیست؟ نامزد گروه «الف» که خود رئیسجمهور است و در ایام تبلیغات با صراحت، برخی کانونهای پشتپرده گروه «ب» را افشا کرده است بیش از 60درصد آرا را به خود اختصاص میدهد و دوباره رئیسجمهور میشود.
4- کنش عاقلانه یک شکست خورده در انتخابات چیست؟ طبعاً یک گروه سیاسی که رفتار و رقابت سیاسی خود را بر مبنای خرد پایهریزی کرده است، انتخابات را پایان زندگی نمیداند و گروه برنده را نیز هیولایی تصور نمیکند که قصد بلعیدن او را دارد بلکه از پتانسیل اجتماعیای که در این انتخابات برای خویش گردآورده برای حضور در انتخابات بعدی سود میجوید.
5- اما گروه «ب» پس از شکست در انتخابات چه رفتاری داشت؟ نامزد گروه «ب» هنوز انتخابات به پایان نرسیده با پیشبینی شکست خود، تلاش کرد بازی را بهم بزند و درشامگاه روز انتخابات اعلام کرد براساس گزارشهای رسیده از سراسر کشور او رئیسجمهور قانونی است! واقعیت اما به سوی دیگری نظر داشت. با اعلام تدریجی نتایج شمارش آرای رایدهندگان، نامزد گروه «الف» حائز اکثریت آرا شده بود و 4سال دیگر رئیسجمهور کشور باقی میماند. نتیجه اعلام شده که چند روز بعد به تایید سیستم نظارت بر انتخابات نیز رسید، برای نامزد «ب» خوشایند و قابل تحمل نبود. او بهرغم اینکه چندده هزار ناظر پای صندوقهای رای داشت،نظام سیاسی کشور را به تقلب و جابهجایی آرا متهم کرد اما هیچگاه برای این ادعای خود حتی یک دلیل ارائه نکرد، هواداران خود را به حضور در خیابانها فراخواند و گروههای حامی نامزد شکست خورده روزهای متوالی به آشوب و تخریب اموال عمومی پرداختند تا با ناامنکردن فضای زندگی و کسب و کار مردم از نظام سیاسی باج بگیرند و خواسته خود را که «ابطال انتخابات» بود،محقق کنند.
6- ماهها گذشت و گروه «ب» از رفتاری که در پیش گرفته بود، طرفی نبست. اما گروه «ب» با اقامه نکردن ادله قانعکننده برای ادعای دروغ «تقلب»، حالا هواداران اولیه خویش را نیز از دست داده بود. برای بسیاری از مردم رفتار این گروه دیگر قابل تحمل نبود. گروه «ب» در واقع با رفتار چندماهه خود علاوه بر ایجاد نا امنی (که دامنه آن به بمبگذاری و ترور رسیده)، ضربهزدن به منافع ملی و تضعیف سرمایه اجتماعی به دست آمده از مشارکت 85 درصدی مردم، عدم پایبندی خود به رقابت سیاسی را اعلام کرده و به دیگر سخن به «خروج انتحاری» از «رقابت سیاسی» دست زده بود. گروه «ب» اکنون که خود را در تنگنای خودساخته گرفتار میبیند، اما سخن جدیدی میگوید؛ این گروه مدعی است که نظام سیاسی و گروه «الف» قصد حذف رقیب شکست خورده (گروه ب) را دارند!
7- مردم و ناظران منصف سیاسی که رفتار سیاسی گروه «ب» را چند ماه نظاره کردهاند اما سوال بسیار مهمی را مطرح میکنند: آیا اگر یک گروه سیاسی در پی شکست در رقابت انتخاباتی به اصول رقابت سیاسی پایبند نماند و ضمن عدم پذیرش نتیجه و طرح اتهام«تقلب» به نظام سیاسی، دست به رفتارهای خشن و آشوب و تخریب زد و از این رهگذر به نتیجه دلخواه خود نرسید، در واقع به خروج انتحاری خودخواسته از رقابت سیاسی دست نزده است؟ آیا این گروه میتواند از نظام سیاسی انتظار داشته باشد که دوباره فرصت حضور در انتخابات را برای او فراهم کند؟ چه تضمینی وجود دارد که این گروه در انتخابات بعدی نیز همین رفتار را تکرار نکند و رای مردم را به رسمیت بشناسد؟
8- فخرالدین عراقی، شاعر شهیر ایرانی پاسخ مجملی برای این پرسشها دارد:
چو خود کردند راز خویشتن فاش