بصیرت:انه در تاریخ پرتلاطم خویش مصافها و نبردهای بسیار به خود دیده است اما در میان فهرست طولانی کشمکشهای این سرزمین، جنگ 22 روزه غزه،واقعهای منحصر به فرد است. در میدانی به وسعت 360 کیلومتر یک سال پیش صهیونیستها جنگی غافلگیرانه با تمام استعداد جنگی خویش برای انهدام نماد جریان مقاومت فلسطین ـ حماس ـ تدارک دیدند. بعد از جنگ 33 روزه این دومین رویارویی بزرگ ارتش صهیونیستی با جنبش مقاومت بود. عوامل بسیاری دست به دست هم داد تا نزاع غزه رنگ و صبغهای از جنگهای نمادین و ایدئولوژیک تاریخ پیدا کند.
در قیاس با تهاجم تابستان 2006 به لبنان، حمله نظامی صهیونیستها به غزه ابعادی دهشتناک داشت. این رژیم به معنای واقعی جهنمی از آتش و خون را در این نقطه به نمایش گذاشت.بیش از نیمی ازقربانیان کودکان بودند و طرف مهاجم هر آنچه را در مسیر یورش به غزه بود و به آتش کشید و ویران کرد. همه این قضایا در مقابل دوربین رسانهها و نگاههای بهت زده افکارعمومی جهان رخ نمود و همین کافی بود تا آزادیخواهان جهان، غزه را تابلوی مبارزهای بیپایان با رژیم صهیونیستی قرار دهند. در گرماگرم بمباران مدرسهها و بیمارستانهای فلسطینی در چهار گوشه جهان، هستههای جنبشی با رمز همبستگی با غزه و فلسطین جوانه زد که این جنبش آبیاری شده با خون کودکان غزه اکنون به نهالی برومند و ائتلافی جهانی تبدیل شده است. از بطن این جنبش اکنون کاروانی مرکب از همه آزادیخواهان جهان برآمده است که دوربین رسانهها را به عمق پدیده «نسل کشی تدریجی» در سرزمینهای اشغالی میبرد. این جنبش از هر نظر یک رویداد سمبلیک و بیسابقه در روابط بینالملل است؛ جنبشی که به طور مستقیم محصول اراده ملتها است و با یک ابتکار عمل از نیروی افکارعمومی برای تغییر معادلات تبعیضآمیز در خاورمیانه بهره میجوید.
با این وصف رویارویی که غزه مبدأ آن بود، هنوز پایان نیافته است. معادله نبرد غزه، معادله رویارویی جبهه مشترک استکبار و اسرائیل با تفکر مقاومت است و ارتش صهیونیستی پس از دو شکست بزرگ در برابر این اندیشه از همان تاکتیکها و استراتژیهایی بهره میبرد که در غزه و لبنان بهره جست. آرایش سیاسی که تلآویو را به این رویارویی نظامی کشاند به قوت خود باقی است. ائتلاف نانوشتهای که سه کشور مخالف انقلابیون خاورمیانه یعنی مصر، اردن و عربستان با طرف اسرائیلی برای مقابله با مقاومت بسته بودند، هنوز از هم نگسسته است؛ به گونهای که این بار هم گفته میشود مسئولان امنیتی سه کشور عربی همچنان طرحهای مخفیانه خویش را با امریکاییها برای مقابله با مقاومت در عرصهای دیگر دنبال میکنند. مثلث سازشکار عرب با نگرانی مدام هنوز این تئوری را مطرح میکنند که قدرت جبهه مقاومت در داخل غزه و لبنان و کل خاورمیانه در حال افزایش است.
بر همین اساس بعد از جنگ 22 روزه،اغلب دولتهای عرب، غزه را از دستورکار اجلاسهای خویش خارج کرده و به امید طرح صلح باراک اوباما بیشتر وقت خویش را صرف مذاکرات سازش کردند! در واقع آنها غزه را با همه مصائب و مشقاتش تنها گذاشتند. اما در همین فاصله مقدمات یک تحول پیشبینی نشده در فرا سوی جهان فراهم شده است. جرقه این تحول با گزارش ریچارد گلدستون، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل زده شد. گویی همه نیروهای آزادیخواه که از انفعال اعراب و بیعدالتیهای رژیم صهیونیستی به تنگ آمده بودند منتظر چنین سندی بودند، تا مبارزه خویش با نمادهای حق کشی را علنی سازند.
بعد از این است که تل آویو در محاصره سیل خبرهای بیسابقه تحریم اقتصادی، تعقیب قضایی و بایکوت دیپلماتیک قرار گرفت و قرارها و پیمانهای سازش اعراب یکی پس از دیگری برهم خورد؛ رژیمهایی که از ژانویه 2006 تاکنون با تکیه بر اهرم حمایت امریکا و غرب کوشیدند اندیشه مقاومت را زمینگیر سازند، این بار خود در حصار انزوا و یأس گرفتار ماندهاند.
محمد بخشنده