صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۳۶۷۱۴

بصیرت:در نوشتارهای پیشین، نظام مفاهیم مأخوذ از ادبیات توسعه، تبیین گردید. توسعه به معنای تلفیق بهتر "عوامل تلفیق تولید" است. بر این اساس اگر جامعه ای بتواند میان "علم و فن" ، "منابع طبیعی" ، "منابع انرژی" و" روابط اجتماعی" ارتباط بهتری برقرار کند؛ آن جامعه توسعه یافته تر خواهد بود.
چگونه می توان به توسعه دست یافت؟
برای رسیدن به توسعه، تحول در "علم وفن" اولین گام است. تحول در منابع طبیعی ،تحول در منابع انرژی و تحول در روابط اجتماعی، محصول تحول در علم و فن است. به این ترتیب توسعه دانش، ابزار رشدِ عوامل تولید است و بدون برنامه ریزی برای علم وفن، توسعه به دست نمی آید.
چگونه در علم وفن تحول ایجاد کنیم؟
برای تحول در علم و فن، تحول در «روش تولید علم» و «روش انتقال علم» لازم است. روش های سنتی تولید علم باید تغییر کند. با روش های سنتی، تحول چندانی در علم و فن اتفاق نخواهد افتاد. روش سنتیِ تولید علم، با اتکا به تجربه های شخصی و آزمون و خطا شکل می گیرد. بر اساس کارشناسی سکولار برای تحول در دانش کاربردی ، باید به روشهای تجربی اتکاء نمود. در روش های تجربی، نظریه ها و تئوری ها متکفل تفسیر پدیده ها هستند. باید توجه نمود که در روش مدرن تولید علم، دستیابی به حقیقت ملاک نیست! کارآمدی یک تئوری، به میزان کارآمدی در "پیش بینی"، "هدایت و "کنترل" تغییرات وابسته است. (تحلیل کاربردی پدیده ها) «مطالعه ی کتابخانه ای»،«آزمون آزمایشگاهی»و «کشف معادله» ارکان روش تجربیِ تولید علم است.
برای تحول در علم و فن، باید علاوه بر تحول در «روش تولید علم»، به تحول در روشهای سنتی آموزش نیز دست زد. در جوامع سنتی «شاگردی و ممارست» ابزار انتقال دانش است؛ ولی در جوامع مدرن «دوره های آموزشی از پیش تدوین شده» جایگزین شاگردی و ممارست شده است.
به دنبال تحول در علم و فن، «روابط اجتماعی قومی» به «روابط اجتماعی مدنیت» تغییر می یابد و گسترش علم و فن به تغییر طبقات مرجعِ جامعه منجر می شود. در روابط قومی، نسل های یک جامعه تحت تأثیر بزرگان خانواده و جامعه مراحل پیشرفت را طی می کنند ولی در جوامع مدرن به تبع ایجاد تحول در علم و فن طبقات تأثیر گذار در جامعه تابع طبقه بندی علوم تحول می یابد.
از منظر کارشناسی سکولار مراجع تعریف شده در فرهنگ ملت ها مانع توسعه معرفی می گردند و لازم است که همه اندیشه ها و نهادهای یک جامعه با اندیشه ها و نهادهای مدرن هماهنگ شوند. به عبارت دیگر تحول در سنت ها بدون چالش نیست و پذیرش و مدیریت چالش ها در روند انحلال متغیرهای سنتی، هزینه دست یافتن به توسعه است.
در نهایت با تحول در علم و فن، گستره و شیوه استحصال منابع طبیعی و منابع انرژی دچار تحول می شود و پذیرش تحول در تولید سنتی و تلاش برای دستیابی به تولید صنعتی به تحول در روابط اجتماعی منجر می شود. به عبارت دیگر برای دستیابی به توسعه، تحول در نظام حقوقی، نظام سیاسی، نظام آموزشی و... نیاز است. پس نتیجه نهائی توسعه یافتگی، ایجاد فرهنگ مادی متناسب با تولید مدرن است.
حجت الاسلام کشوری
 

نام:
ایمیل:
نظر: