حسین امیدى
تنش اخیر در مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی که با عذرخواهی وزارت خارجه این رژیم مدیریت شد، با این سوال روبه رو است که این تنش به چه میزان اصالت دارد و دارای چه ریشه ای است؟
برخی با نگاهی افراطی و یا تفریطی به این سوال پاسخ می دهند و در واقع براساس منویات خود، مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی را تحمیل می کنند. یک نگاه این است که تنش و بحران دیپلماتیک، یک «بازی طراحی شده» است که برای دو طرف منافع ویژه ای در بر دارد.
صهیونیست ها در این بازی، به ارتقای موقعیت ترکیه و توجه به مواضع رهبران آن کمک می کنند و از این طریق، یک جابه جایی در وضعیت بازیگران منطقه ای رقم خواهد خورد و ترکیه که دوست صهیونیست هاست از یکسو پرچمداری فضای منطقه ای را به دست می گیرد و بدین ترتیب مدل رفتاری ترکیه، الگوسازی خواهد شد و سپس همه چیز به جای اولیه بازگشته و روابط مستحکم نظامی و امنیتی و همچنین سیاسی با رژیم صهیونیستی استمرار می یابد. این بازی چنین القا می کند که «مدل تعاملی ترکیه» کارساز است و می توان از آن پیروی کرد. ضمن اینکه از سوی دیگر صهیونیست ها با دور زدن مصر و اردن و عربستان و یا فضای تحریک شده صلح که آمریکا و اروپا، تمایل بدان نشان می دهند، از فشار مقطعی بر خود خواهد گریخت.
نگاه دیگر این است که با خوش بینی و شعف، رفتار حکومت ترکیه را فراتر از «فضای رسانه ای و (تا حدودی) سیاسی» ارزیابی کرده و حتی امیدوار است این تنش به بحران جدی تر نیز تبدل شده و مناسبات نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی را در بر گیرد.
این نگاه با تکیه بر ریشه اندیشه های اخوانی در حزب حاکم بر ترکیه و پشتوانه گسترده مردمی در این کشور و رویکرد جدیدی که به شرق نشان می دهد، معتقد است یک تحول تدریجی در ترکیه و مناسبات آن در سطح منطقه در حال شکل گیری است که به سرعت می تواند به صف بندی جدید منطقه ای در مقابل رژیم صهیونیستی کشیده شود.
برای درک صحیح از رفتار ترکیه باید به متغیرهای زیر توجه جدیدی داشته باشیم:
1- در ترکیه هنوز حرف آخر را نظامیان می زنند و این نظامیان ضمن حفظ پیوندهای خود با غرب، ناتو و حتی رژیم صهیونیستی، تنش فعلی را ضروری و در راستای منافع ترکیه می دانند.
2- آمریکا در دوره اوباما، یکی از برون رفت های منطقه ای خود را در فعال سازی محدود روند سازش و ایجاد رضایتمندی در کشورهای عربی می داند و از آنجا که حکومت فعلی صهیونیستی همسو با نیازهای مرحله ای اوباما حرکت نمی کند، نوعی گوش مالی را مفید ارزیابی می کند.
3- ترکیه برای پاسخ دادن به ده ها سوال اتحادیه اروپا که بر سر راه عضویت این کشور قرار داده، افزایش ظرفیت های منطقه ای خود برای ارتقای وزن چانه زنی و همچنین ایفای نقش و بازیگری برای پروژه هایی که غرب در این منطقه با چالش روبه رو است را در دستور کار قرار داده و این رویکرد با منافع اروپا در تضاد نیست.
4- انقلاب اسلامی و نظام مقدس اسلامی ایران با ثبت حقانیت آرمان فلسطین در سیاست خارجی خود، مانع هر گونه سازشی در امر فلسطین است و همین مسئله موجب شده تا ماهیت های فریبکار در منطقه که در قالب کشورهای عربی و یا جریان های گروهی در فلسطین متجلی هستند، با فرسایش اعتبار و شکست و از دست دادن موقعیت خود روبه رو شوند. مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین که با تکیه بر مدل تفکر انقلاب اسلامی به عنصری تعیین کننده در الگوهای مبارزاتی تبدیل شده اند، در کنار جمهوری اسلامی به پدیده ای پرقدرت تبدیل شده اند که در روند تکاملی خود، نظام منطقه ای بدون رژیم صهیونیستی و حذف نظام استکباری را نوید می دهند.
5- با وجودی که رژیم صهیونیستی با مصر، اردن و تعداد دیگری از کشورهای عربی مناسبات خود را حفظ کرده ولی ارزش مناسبات این رژیم و ترکیه از اهمیت بالایی برخوردار است که نخبگان رژیم صهیونیستی اعلام کرده اند با هر گونه سرزنش باز هم باید روابط با ترکیه به هر قیمت حفظ شود. البته انتقادهای وسیعی نیز در مورد کارگزاران سیاست خارجی صهیونیستی ابراز می شود که عمدتاً در مسیر رقابت های سیاسی و حزبی قابل ارزیابی است. حکومت ترکیه با درک دقیق این واقعیت به مدیریت تنش با رژیم صهیونیستی می پردازد و معتقد است، ظرفیت های دیگری برای فشار به صهیونیست ها و اخذ امتیاز از آنها وجود دارد.
7- روابط ترکیه و آمریکا و نفوذ دستگاه های نظامی، اطلاعاتی آمریکا در این کشور و نوع پیوند اقتصادی ترکیه و غرب بر کسی پوشیده نیست و مقامات حکومتی ترکیه نیز بر این واقعیت آگاه هستند و لذا از خطوط سرخ عبور نمی کنند. چرا که جریان های رنگارنگ کردی، قدرت نظامیان، مافیای امنیتی، دستگاه های اطلاعاتی و لابی یهودی و ده ها ابزار دیگر، از اهرم های آمریکا هستند که قادرند به سادگی در ترکیه و در مقابل هر حکومت نافرمان (از نگاه آمریکایی ها) دست به کار شوند.
8- کارآمدی کشورهای عربی در ده سال گذشته به شدت فروکش کرده و کشورهایی مانند مصر، اردن و عربستان و تعداد دیگری از کشورهای کوچک عربی دیگر قادر به نقش آفرینی برای تغییر معادله منطقه ای نیستند. روند فعلی در موازین منطقه ای، هم به زیان صهیونیست ها است و هم به زیان آمریکا و غرب و لذا برای تغییر معادله مقاومت به معادله تعاملی که رژیم صهیونیستی هم عضوی از خانواده منطقه ای باشد و غرب و آمریکا با فضاحت از منطقه اخراج نشوند، باید ماهیت محورها در منطقه تغییر کرده و یا استحاله شوند.
جمع بندی این بحث این است که در ترکیه ظرفیت های خوبی وجود دارد که تکیه گاه مردمی نیز داشته و می تواند در مسیر تحولات منطقه ای کارساز باشد. کارکرد سیاست های متنوع منطقه ای ترکیه با سوریه، در فلسطین، در عراق و با کشورهای عربی و یا با ایران و یا در افغانستان و پاکستان و حتی قفقاز و آسیای مرکزی، یک ظرفیت سازی پر سود است ولی در سقف مدیریت کلان منطقه ای، با راهبردهای آمریکا و غرب در تعارض اصولی نیست و حتی به لحاظ مرحله ای یک ضرورت به حساب می آید، چرا که به نیازهای پازل سیاست های منطقه ای به بن بست رسیده آمریکا، پاسخ های تاکتیکی و قابل قبول ارائه می دهد.
سیاست های ترکیه از نوعی استقلال نیز برخوردارند ولی قادر به عبور از سقف های غیرقابل مدیریت آمریکا نیز نمی باشند، به همین جهت مناسبات نظامی، تسلیحاتی، اقتصادی و امنیتی با تمامی انتقادهای موجود و یا برخی چالش های جاری، مخدوش نمی شوند و در عین حال باید به درک مقامات ترک توجه داشت که در سقف های سیاسی و رسانه ای، فشارهای لازم را به رژیم صهیونیستی وارد می کنند و خواستار امتیاز هستند و امتیازدهی یکسویه به رژیم صهیونیستی را قبول ندارند. حکومت ترکیه به خوبی درک کرده است که می تواند جای خالی فقدان قدرت کشورهای عربی برای محورسازی را پرکند و از بهره های سیاسی و اقتصادی آن بهره مند شوند.
مقامات ترک از موانع موجود بر سر راه سیاست های پررنگ تر در قبال رژیم صهیونیستی و غرب آگاه هستند ولی از شکل گیری شرایط جدید با موانع کمتر نیز ناخشنود نیستند و برای آن تلاش می کنند. این چیزی است که از طریق یک تحول بنیادی در درون ترکیه و جامعه ترکیه حاصل خواهد شد که مدیریت آن برای آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی آسان نخواهد بود و پدیده مدیریت پذیر سیاست های ترکیه را به رویدادی مهم در مقابل غرب و رژیم صهیونیستی تبدیل خواهد کرد که رهبران ترک و سیاستمداران آن از آن استقبال می کنند.