بصیرت:در این زمینه تلاش رسانه‌ای معطوف سیا‌ه‌نمایی اوضاع داخلی ایران به ویژه مسائل پساانتخاباتی شد. تلاش برای بین‌المللی نمودن ادعاها درباره اوضاع حقوق‌بشری ایران و به تبع آن، تخریب عملکرد نظام اسلامی در این زمینه، از جمله مهمترین اهداف تبلیغی رسانه‌ها بود . برخی گزارش‌های رسانه‌ای از اوضاع داخلی ایران نیز القاءگر حاکم بودن فضای ارعاب و خشونت است. در این زمینه سوژه بازداشت شدن و سپس آزادی پسر کروبی و نیز وضع زندانیان سیاسی و ... مورد توجه قرار گرفته است . در عرصه خارجی نیز رسانه‌های بیگانه از افزایش تحرکات دیپلماتیک آمریکا در منطقه پیرامون موضوع هسته‌ای به ویژه بحث تحریم‌ها علیه ایران سخن می‌رانند . در این زمینه تاکید اساسی بر القاء گزاره؛ "ایران به عنوان دشمنی مشترک برای کشورهای منطقه و غرب"، است. در این زمینه سپاه پاسداران نیز در کانون تبلیغات رسانه‌ای است . در این راستا ادعای هیلاری مورد توجه قرار گرفته که گفته است: ایران در حال حرکت به سوی یک دیکتاتوری نظامی از طریق جانشینی سپاه به جای دولت است ! به نظر می‌رسد هجمه تبلیغی علیه سپاه پاسداران با هدف توجیه‌سازی تحریم‌ها احتمالی علیه این ارگان صورت می‌گیرد . نکته اول : نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد،‌ بهانه‌ای شد تا رسانه‌های بیگانه، مسائل داخلی ایران را از منظر حقوق‌بشری مورد توجه قرار دهند . در این زمینه به گونه‌ای هدفمند، پیرامون مسائل پساانتخاباتی و آنچه سرکوب شدید معترضان نامیده ‌شد، فضاسازی گردید . همچنین برگزاری جلسه شورای حقوق‌بشر سازمان ملل، در سایه فشارهای بین المللی بر ایران در مورد پرونده هسته ای، معنادار تلقی گردیده است . بر این اساس به مانند همیشه، از حقوق ‌بشر به عنوان اهرمی برای فشار بر جمهوری اسلامی بهره گرفته شد. به نظر می‌رسد رسانه‌های بیگانه با برجسته‌سازی نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل اهداف تبلیغی زیر را دنبال نموده‌اند: 1- طرح مسائل داخلی ایران به بهانه وضع حقوق بشر، به مثابه مسئله‌ای بین‌المللی که راه‌حلی بین‌المللی خواهداشت ! 2- تلاش برای شکاف میان مردم با حاکمیت با گرفتن ژستی انسان‌دوستانه نسبت به وضع حقوق مردم در مقابل حاکمیت 3- رسمیت دادن به ادعای نقض حقوق‌بشر در ایران با طرح آن در مجامع بین‌المللی برای توجیه اقدامات مداخله‌ گرایانه بعدی . 4- افزون نمودن فشارها بر ایران و فراهم نمودن بهانه‌های اجماع‌سازی با هدف تعدیل موضع هسته‌ای این کشور . نکته دوم: رسانه‌های بیگانه همچنان مسائل پساانتخاباتی را در کانون توجه دارند. در این زمینه یکی از راهبردهای رسانه‌ای بیگانه پس از راهپیمایی بیست و دو بهمن، معطوف به ایجاد گفتمانی ساختگی با ویژگی‌هایی مانند ارعاب، ترس، خشونت و ... است. به واقع عملکرد حاکمیت در قالب واژه القایی "سرکوب"، تفهیم می‌شود که معنای مخالف آن، القاء مظلومیت جنبش به اصطلاح سبز است ! در این راستاست که سوژه‌های مختلف از جمله بازداشت و سپس آزادی فرزند مهدی کروبی، بازداشت‌ها، اعدام‌ها و غیره‌ها مورد توجه خاص قرار می‌گیرند . در مورد پسر کروبی، تمرکز رسانه‌ای بر ادعای تهدید شدن وی به تجاوز، قابل تامل است. به نظر می‌رسد این تمرکز در راستای اظهارات گذشته مهدی کروبی درباره تجاوزها و تهدیدها معنادار تلقی شود و به نوعی تلاش رسانه‌ای معطوف به واقعی جلوه دادن اینگونه ادعاهاست . به نظر می رسد پس از مراسم 22 بهمن، یکی از نقاط مشترک رسانه‌ای، تمرکز حول گزاره‌های سلبی است؛ ‌گزاره‌هایی که تلاش می کنند تا به عمکرد حاکمیت نسبت داده شوند تا ضمن تقویت گفتمان ارعاب و خشونت، التیام‌بخش و توجیه‌گر ناکامی جنبش موسوم به سبز نیز باشد . نکته سوم: رسانه‌های بیگانه در بحث از موضوع هسته‌ای، ایران را در موضع متهمی می‌نشانند که زمان حسابرسی‌اش فرا رسیده است. به واقع پیش‌فرض رسانه‌ای تخطی ایران از مقررات بین‌المللی در حوزه هسته‌ای است. در این زمینه ادعای تخطی ایران از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل برجسته می‌شود . با مسلم تلقی نمودن نیات غیرصلح‌آمیز ایران، همزمان کلینتون در ادعایی مداخله‌جویانه از ادعای حرکت ایران به سوی یک دیکتاتوری نظامی از طریق جانشینی سپاه به جای دولت سخن راند! طرح اینگونه ادعاها را باید در راستای توجیه‌سازی تحرکات اخیر غرب برای اجماع‌سازی برای تحریم‌ ایران به ویژه سپاه پاسداران تحلیل نمود. بر این اساس است که غرب در این زمینه تلاش می‌کند از همه ظرفیت‌های دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی بهره بگیرد. رایزنی کلینتون با کشورهای منطقه خلیج فارس علیه ایران را نیز بر همین اساس توجیه می‌گردد . به واقع تلاش می‌شود از دو طریق، از پتانسیل‌های منطقه‌ای در جهت انزوای ایران بهره‌ گرفته شود : 1- به عنوان متغیر ثانویه و تکمیلی: در اینجا تلاش‌ها معطوف به امتیازدهی به چین از طریق کشورهای منطقه است. برای مثال گفته می‌شود عربستان پذیرفته است که با افزایش صادرات نفتی به چین، وابستگی پکن به نفت ایران را کاهش دهد . 2- به عنوان متغیری مستقل: در اینجا از نگرانی‌های مشترک غرب و کشورهای منطقه درقبال برنامه هسته‌ای ایران سخن رانده می‌شود و اقدامات مشترک را در صورت لزوم به ذهن‌ها متبادر می‌کند ! به نظر می‌رسد غرب در تلاش است در راستای راهبرد سه‌کنج، با بهره‌گیری از همه ابزارهای منطقه‌ای و بین‌المللی، برخوردها با ایران را جدی و اثرگذار جلوه دهد تا ایر ان را در موضعی انفعالی قرار دهد. تجربه ناموفقی که در عرصه تبلیغی بارها به آزمون گذاشته شده است .