بصیرت:گفتمان تبلیغی شب گذشته(30/11) رسانههای بیگانه فارسی زبان بر محور گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه هستهای ایران شکل گرفت و احتمال تشدید تحریمها علیه ایران به سرفصل و نقطه کانونی فضاسازی محافل سیاسی و رسانهای غرب درباره موضوع هستهای ایران تبدیل شد. اگر چه برخی مقامات غربی از حرکت همزمان در دو مسیر "گفتگو و فشار" سخن میگویند اما در کلام نهایی همه چیز به احتمال تشدید تحریمها ختم میشود و در چنین فضایی این ذهنیت شکل میگیرد که ایران در دو راهی پذیرش تبادل اورانیوم و احتمال تشدید تحریمها قرار گرفته است .
انتشار غیررسمی گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی به محمل و دستمایهای برای شکلدهی موج جدید فضاسازی محافل سیاسی و رسانهای غرب درباره موضوع هستهای ایران تبدیل شده است . محافل تبلیغی غرب که در یک ماه گذشته به صورت همگرا از احتمال تشدید تحریمها علیه ایران در صورت خودداری از پذیرش پیشنهاد تبادل اورانیوم سخن میگفتند؛ از فضای ساختگی حاکم بر این گزارش برای فربهسازی گفتمان تبلیغی ایجاد جنجال و ابهام زایی درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران بهره میگیرند و با برجستهسازی بخشهای از این گزارش و همچنین بهرهگیری هدفمند از تکنیک بازنمایی واژگان تلاش دارند؛تصویری وارونه و مخدوش از ماهیت برنامه هستهای ایران شکل دهند.
نوعی ذوق زدگی در تحلیل و تصویرسازی محافل سیاسی و رسانهای غرب از محتوای گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره موضوع هستهای ایران مشهود است. در چنین فضایی از گزارش آژانس انرژی اتمی به منزله تحول و نقطه عطفی در روند گزارشهای آژانس انرژی اتمی درباره موضوع هستهای ایران یاد میشود.
محافل تبلیغی بیگانه برای واقعنمایی محتوای گزارش آژانس، تصویری قابل اعتماد ، واضح ، روشن از گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه میدهند و با استناد به برخی ادله و استدلاهای ساختگی به دنبال منطقی جلوه دادن گزارش و بالا بردن سطح اقناعی آن هستند.
در چنین فضایی، تحلیلگران رسانهای بیگانه تصویری کم اهمیت از بیانات مقام معظم رهبری درباره حرمت دستیابی به تسلیحات هستهای ترسیم مینمایند و جایگاه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را در حد یک اظهارنظر پائین میآورند.
فارغ از فضای رسانهای بیگانه و با نگاهی به محتوای گزارش اخیر آژانس و مقایسه آن با گزارش چند ماه پیش البرادعی این پرسش به ذهن متبادر میشود: بر اساس چه استناداتی، رویکرد آژانس درباره برنامه هستهای ایران به ناگاه و در فاصله زمانی بسیار کوتاهی از آخرین گزارش البرادعی، دچار تغییر و تحول اساسی شده است.؟ به نظر میرسد آنچه که این تحول اساسی در نوع نگاه آژانس به برنامه هستهای ایران را به دنبال داشته است ؛ حاکم شدن کامل ذهنیت آمریکایی بر مدیریت آژانس و فاصله گرفتن بیشتر این نهاد بینالمللی از جنبههای حقوقی و فنی در بررسی موضوع هستهای ایران است.
در چنین فضایی رسانههای بیگانه با برجستهسازی و تحلیل سوگیرانه لحن و محتوای گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویری شکل دهی تصویری قابل اعتماد ، مستند و مبتنی بر بیطرفی از گزارش اخیر آژانس میپردازند و تلاش دارند که از آن به صورت محملی برای واقعنمایی ادعاهای تکراری خود درباره برنامه هستهای صلحآمیز ایران بهره گیرند.
محافل تبلیغی بیگانه همچنین برای شکلدهی فضای واقعی از احتمال تشدید تحریمها به برجستهسازی خبری مبنی بر توقف فعالیت دو شرکت بیمه آلمانی در ایران میپردازند و تلاش میکنند این موضوع را به عنوان نقطه شروع حرکت در جهت مسیر تشدید تحریمها علیه ایران قلمداد نمایند.
اما آن گونه که از فضای رسانهای بیگانه بر میآید ؛محافل تبلیغی بیگانه و اپوزیسیون داخل و خارج از کشور همچنان به استفاده از فضای مراسم و مناسبتهای ملی و انقلابی برای ایجاد فضای آشوب و اغتشاش امید بستهاند و در مقطع کنونی تمرکز این تاکتیک تبلیغی بر ایجاد حواشی و آشوب زایی در مراسم چهارشنبهسوری معطوف شده است. بر این مبنا در فضای رسانهای بیگانه، برخی ایدهها و پیشنهادات برای تبدیل این روز ملی به فرصتی برای اغتشاش بازتولید میشود.
موضوع حقوق بشر یکی دیگر از موضوعات تبلیغی مورد توجه رسانههای بیگانه در حوزه مسائل داخلی ایران بود و در این چارچوب بخشی از فضای رسانهای بیگانه به تردیدافکنی و غیرواقعی جلوه دادن سخنان دکتر محمد جواد لاریجانی سرپرست هیئت اعزامی به ژنو ،درباره وضع حقوق بشر در ایران معطوف شد.
در حوزه مسائل اقتصادی نیز رادیو آمریکا با نگاهی ویژه و هدفمند تحولات مربوط به حوزه اقتصادی ایران را پیگیری نمود و در دو سطح بازتاب اخبار اقتصادی و ارائه گزارشهای تحلیلی جهتدار به ترسیم فضای نابسامان از اوضاع اقتصادی ایران پرداخت .
* * * * * *
نکته اول:
انتشار غیررسمی گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی به محمل و دستمایهای برای شکلدهی موج جدید فضاسازی محافل سیاسی و رسانهای غرب درباره موضوع هستهای ایران تبدیل شده است . محافل تبلیغی غرب که در یک ماه گذشته به صورت همگرا از احتمال تشدید تحریمها علیه ایران در صورت خودداری از پذیرش پیشنهاد تبادل اورانیوم سخن میگفتند؛ از فضای ساختگی حاکم بر این گزارش برای فربهسازی گفتمان تبلیغی ایجاد جنجال و ابهام زایی درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران بهره میگیرند و با برجستهسازی بخشهای از این گزارش و همچنین بهرهگیری هدفمند از تکنیک بازنمایی واژگان تلاش دارند؛تصویری وارونه و مخدوش از ماهیت برنامه هستهای ایران شکل دهند.
نوعی ذوق زدگی در تحلیل و تصویرسازی محافل سیاسی و رسانهای غرب از محتوای گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره موضوع هستهای ایران مشهود است. در چنین فضایی از گزارش آژانس انرژی اتمی به منزله تحول و نقطه عطفی در روند گزارشهای آژانس انرژی اتمی درباره موضوع هستهای ایران یاد میشود.
محافل تبلیغی بیگانه برای واقعنمایی محتوای گزارش آژانس، تصویری قابل اعتماد ، واضح ، روشن از گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه میدهند و با استناد به برخی ادله و استدلاهای ساختگی به دنبال منطقی جلوه دادن گزارش و بالا بردن سطح اقناعی آن هستند.
در چنین فضایی، تحلیلگران رسانهای بیگانه تصویری کم اهمیت از بیانات مقام معظم رهبری درباره حرمت دستیابی به تسلیحات هستهای ترسیم مینمایند و جایگاه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را در حد یک اظهارنظر پائین میآورند.
فارغ از فضای رسانهای بیگانه و با نگاهی به محتوای گزارش اخیر آژانس و مقایسه آن با گزارش چند ماه پیش البرادعی این پرسش به ذهن متبادر میشود: بر اساس چه استناداتی، رویکرد آژانس درباره برنامه هستهای ایران به ناگاه و در فاصله زمانی بسیار کوتاهی از آخرین گزارش البرادعی، دچار تغییر و تحول اساسی شده است.؟ به نظر میرسد آنچه که این تحول اساسی در نوع نگاه آژانس به برنامه هستهای ایران را به دنبال داشته است ؛ حاکم شدن کامل ذهنیت آمریکایی بر مدیریت آژانس و فاصله گرفتن بیشتر این نهاد بینالمللی از جنبههای حقوقی و فنی در بررسی موضوع هستهای ایران است.
* * * * * *
نکته دوم:
عملیات روانی محافل سیاسی و تبلیغی درباره موضوع هستهای ایران ، بر مبنای استراتژی دو سویه تحریم ـ تهدید استوار شده است که در این میان سویه " تحریم " از غلظت بیشتری برخوردار است و محافل سیاسی و رسانهای غرب با صورت همه جانبه و به تعبیر دقیق بمباران تبلیغی روشمند و طراحی شده تلاش میکنند؛ موضوع هستهای ایران را به صورت کاذب و غیرواقعی به مهمترین دغدغه و نگرانی جامعه جهانی تبدیل نمایند و در چنین فضایی به بسترسازی تبلیغی برای توجیه تحریم از منظر تعابیری همچون دیپلماسی سرسختانه و اقدام پیشدستانه بپردازند.
بر این مبنا ،"تحریم" به صورت محور و کلمه نهایی چرخه فشار مضاعف غرب در قبال موضوع هستهای ایران درآمده است و چارچوب اکثر فرآوردههای خبری رسانههای بیگانه درباره موضوع هستهای ایران بر مبنای آن شکل میگیرد و این رسانهها برای تاثیرگذاری بیشتراین رویکرد تبلیغی به شمارش معکوس روی آوردهاند و در بازتاب واکنش برخی کشورهای غربی در کلام نهایی به طرح و برجستهسازی این مولفه تبلیغی میپردازند : "زمان واکنش علیه ایران فرا رسیده است."
محافل تبلیغی بیگانه همچنین برای شکلدهی فضای واقعی از احتمال تشدید تحریمها به برجستهسازی خبری مبنی بر توقف فعالیت دو شرکت بیمه آلمانی در ایران میپردازند و تلاش میکنند این موضوع را به عنوان نقطه شروع حرکت در جهت مسیر تشدید تحریمها علیه ایران قلمداد نمایند.
* * * * * *نکته سوم:
با وجود گذشت یک هفته از راهپیمایی باشکوه 22 بهمن همچنان بخشی از فضای تبلیغی رسانههای بیگانه به کنترل و مدیریت پیامدهای آن به ویژه از منظر تاثیرگذاری بر چشمانداز جنبش موسوم به سبز معطوف شده است .
بر این مبنا در فضای رسانهای بیگانه، شکست جنبش موسوم به سبز در شکلدهی و ایجاد فضای اغتشاش در روز 22 بهمن، از منظر طرح و برجستهسازی برخی سوژهها و مولفههای تبلیغی توجیه میشود.القای وجود شرایط نظامی توام با رعب و وحشت در روز 22 بهمن ، مهمترین گزاره و مولفه القایی برای توجیه شکست جنبش موسوم به سبز و در عین حال جان بخشی مجدد به این جریان است.
در این چارچوب در فضای رسانهای بیگانه، دیدار و رایزنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ادعاهای آنان درباره راهپیمایی 22 بهمن را برجسته میشود.اما آن گونه که از فضای رسانهای بیگانه بر میآید ؛محافل تبلیغی بیگانه و اپوزیسیون داخل و خارج از کشور همچنان به استفاده از فضای مراسم و مناسبتهای ملی و انقلابی برای ایجاد فضای آشوب و اغتشاش امید بستهاند و در مقطع کنونی تمرکز این تاکتیک تبلیغی بر ایجاد حواشی و آشوب زایی در مراسم چهارشنبه سوری معطوف شده است . بر این مبنا در فضای رسانهای بیگانه، برخی ایدهها و پیشنهادات برای تبدیل این روز ملی به فرصتی برای اغتشاش بازتولید میشود.