از رویا تا واقعیت
در یک معادله یک طرفه و همزمان با فروپاشی اتحاد شوروی که آمریکا در رویای نظم نوین جدید در جهان بود، صهیونیست ها نیز آرزوهای تاریخی خود را برای تسلط بر خاورمیانه تئوریزه کرده، ساز و کارهای اقتصادی، تکنولوژیک را پایه این هژمونی سازی منطقه ای قرار دادند.
یعنی پانزده سال پس از تحمیل اراده نظامی و امنیتی بر کشورهای عربی و تحکیم قدرت بازدارندگی نظامی توسط صهیونیست ها، اشتهای پایان ناپذیر صهیونیست ها برای عملی ساختن شعار «نیل تا فرات» و حتی فراتر از آن تحریک شد. نشست های اقتصادی برای ادغام صهیونیست ها در اقتصاد منطقه ای در اردن و قطر منعقد شد و سازوکارهای امنیتی با بهانه مبارزه با تروریسم از شرم الشیخ استارت خورد تا هسته همکاری امنیتی با صهیونیست ها آغاز شود. همکاری های نظامی با صهیونیست ها را از طریق همکاری کشورهای حاشیه دریای مدیترانه با مدیریت فرانسه و آلمان آغاز کردند، ولی تمامی این تلاش ها از حد لایه های سطحی با برخی کشورها و سران عرب در منطقه به پیش نرفت. یکی از هدف های این ادغام اقتصادی، امنیتی و نظامی این بود تا مسئله فلسطین را دور زده و از درجه اهتمام عربی و اسلامی خارج نمایند و سپس به هدف پایمال کردن نهایی حقوق مردم فلسطین دست یابند.
در درون فلسطین نیز با نفوذ در لایه های ساختاری و سازمانی و تأثیرگذاری بر نوع اندیشه مبارزاتی رهبران آن زمان در فلسطین، رویکرد صلح مبتنی بر مذاکره و گفتمان را بر رهبری فلسطین تحمیل کردند.
به موازات رویدادهای فوق، یک اندیشه رهایی بخش که از شعله های مقدس انقلاب اسلامی سرچشمه می گرفت در سطح منطقه در حال رشد و نمو بود که پایه اصلی آن در لبنان بنا نهاده شد و نهال های دیگر آن در فلسطین جوانه زد. اگرچه آثار اولیه تفکر امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی در بین مسلمانان این منطقه و در مباحثات درونی و در زندان شکل گرفت، ولی تجلی ساختاری و سازمانی آن، از اواخر دهه هشتاد میلادی با شکل گیری حماس و اوایل دهه نود میلادی با نام جهاد اسلامی فلسطین آغاز شد. در یک مسیر موازی از رویکردهای سازشکارانه منطقه ای، این جریان در لبنان و فلسطین با سرعت به قدرت رسید و به بار نشست، به نحوی که به عنصری تأثیرگذار و تعیین کننده در معادله امنیتی - سیاسی لبنان و فلسطین تبدیل شد.
رویای خاورمیانه آمریکایی
جمهوری خواهان و نئوکان ها در سال های پایانی دهه نود با تئوریزه کردن برنامه های گسترده خود برای نظام بین المللی و خاورمیانه، مقدمه قدرت یابی در ابتدای هزاره سوم را فراهم کردند و با ریاست بر جورج بوش، دو دوره متوالی قدرت را دست گرفتند. موج سازی گسترده نئوکان ها با تکیه بر حادثه مشکوک 11 سپتامبر، مبنایی برای ایده پردازی وسیع در عرصه های مختلف شد و خاورمیانه بزرگتر و سپس «خاورمیانه جدید» را که در واقع با دگردیسی ارزشی و فرهنگی می بایست همراه شده و لیبرالیسم افسارگسیخته فرهنگ آمریکایی را مسلط می ساخت، نوید دادند.
آغاز هزاره سوم در خط مقاومت اسلامی منطقه ای با پیروزی تاریخی حزب الله در لبنان و اخراج ذیلانه صهیونیست ها و از سوی دیگر با انتفاضه دوم در فلسطین همراه بود که ستون فقرات آن را جریان اسلام گرای فلسطین تشکیل می دادند. در دهه اول هزاره سوم میلادی در فلسطین با گسترش قدرت جریان اسلامی فلسطینی و پوست انداختن جریان سازشکار و آشکار شدن ماهیت واقعی آنها همراه بود که البته همین پوست اندازی ماهیتی در سطح کشورهای عربی منطقه نیز، بسیاری از نقاب های دروغین را کنار زد و آنان را در کنار رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین نشان داد.
در لبنان تحولی بزرگ با گسترش قابلیت ها و قدرت مقاومت شکل گرفت که در سال 2006 به درهم ریختن معادله حاکم بر منطقه، منجر گردید و اسرائیل با سرافکندگی و شکست در جنگ 33 روزه و رنگ باختن قدرت بازدارندگی نظامی این رژیم از آن خارج شد. این رویداد در طول 6 دهه از اشغال فلسطین و عمر ارتش های بزرگ عربی که در رویای شکست ارتش صهیونیستی بودند، بی سابقه بود و حزب الله را از یک بازیگر داخلی در لبنان به عنصری مهم در معادلات منطقه تبدیل کرد که ماهیت و کارکرد الگوسازی آن برای مردم امیدوار منطقه، بیش از هر چیز حائز اهمیت است.
به موازات رنگ باختن حنای کشورهای مزدور و سازشکار عربی و پایداری و اقتدار روزافزون اندیشه انقلاب اسلامی در ایران، دوره انزوای سیاسی و فشار امنیتی بر سوریه که از سال 2005 شروع شده بود، با تکیه بر هم افزایی و پیوند جریان مقاومت منطقه ای و مقابله با فشارها، پایان یافت.
این در حالی بود که لشکرکشی آمریکا و دزدان دریایی غربی به افغانستان و عراق به نتایج معکوس و شرایط فرسایشی برای آنان رسیده و موقعیت آمریکا و ابزارهای منطقه ای آنها را بیش از پیش منفعل و با چالش همراه کرده است.
رسوایی تزویر سال های متمادی کشورهای عربی که تا به حال خود را مخالف و استکبار و صهیونیسم و مدافع امت اسلامی و عربی معرفی می کردند، بر مشکلات غرب و صهیونیسم افزوده است، به طوری که امروز حفظ این حاکمان و شاهان و امرا نیز بر دغدغه های غرب افزوده شده است.
امروز مردم منطقه به خوبی می دانند که اموال حاکمان و حکومت های شان در خدمت نجات اقتصاد غرب و بحران های آنهاست و سیستم دیپلماسی این کشورها برای کاهش نگرانی و مشکلات استکبار جهانی، ایفای نقش می کند و سرویس های امنیتی آنها برای اسرائیل و استکبار به شکار رهبران مقاومت می پردازد و مزدور دستگاه های اطلاعاتی غربی هستند.
با اینکه امپراتوری رسانه ای غربی و مزدوران غربی آنها در منطقه، میلیون ها خبر و گزارش برای تخریب چهره های مقاومت تولید می کنند و با افترا، فریب و تردید سازی در خدمت استکبار جهانی و صهیونیسم هستند، با این حال مردم منطقه امیدهای خود را در شخصیت رهبران مقاومت در لبنان و فلسطین و یا روسای جمهوری ایران و سوریه می بینند.
سرعت تحولات در یک دهه گذشته آن چنان بالاست که شاید کسی به سختی می توانست شرایط دو جبهه مقاومت و پایداری با جبهه سازش و استکبار را پیش بینی کند.
با همه امکانات و ابزارهای مادی و مالی که در اختیار غرب و هم پیمانان آنان در منطقه است. هیچ کس تردیدی ندارد که هم آمریکا و غرب و هم رژیم صهیونیستی و هم سازشکاران عرب منطقه به تنهایی و در کنار هم از خلق شرایط جدید و مطلوب خود عاجز هستند و خاورمیانه صهیونیستی، خاورمیانه بزرگتر و یا خاورمیانه جدید که رویای آمریکایی و صهیونیستی بودند، در حال یک تحول بزرگ در منطقه بوده و «خاورمیانه جدید و اسلامی» که جایی برای رژیم صهیونیستی در آن نیست، در حال شکل گیری است.
دعوت به بازی بینقاب
نخبگان صهیونیست و حتی برخی شخصیت های غربی با تکیه بر روند تحولات امنیتی، سیاسی و جمعیتی در داخل و خارج اسرائیل پیش بینی کرده اند که در سال 2020 باید در انتظار نابودی رژیم صهیونیستی باشند، ولی باید چنین افزود که سرعت تحولات منطقه ای و جابه جایی قدرت و محورهای قدرت منطقه و دگرگونی در شرایط و نظام بین الملل و به ویژه وضعیت رقابت قدرت های جهانی و جابه جایی ثقل قدرت اقتصادی، سیاسی و امنیتی در سطح بین الملل، این رویداد بزرگ در فلسطین اشغالی را پیش از موعد محقق می سازد.
برخی معتقدند این رویداد بزرگ با فروریزی ساختارهای نمایشی حکومت های سازشکار عرب همراه است و یا پس از فروپاشی این حکومت ها باید در فلسطین اشغالی به استقبال استقلال فلسطین برویم.
نمایش تکراری وعده های صلح و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در ادبیات سیاسی غربی تغییر نکرده و به شکل مضحکی در خدمت تولید زمان برای صهیونیست هاست تا امکان تحکیم پایه های خود را بیابند و یا زمان نابودی خود را به تأخیر بیندازند.
اگر فریبکاری در دوره بوش تا حدود زیادی تشریفات حفظ وجاهت برای مزدوران منطقه ای را حفظ می کرد در دوره اوباما و احتمالاً از روی ناچاری، این رویه به «مزدوری روزمزد» تبدیل شده و وزیر خارجه آمریکا با صراحت تأکید می کند که از این پس هیچ کمکی به کشورها و جریان های سیاسی در بودجه سالانه آمریکا ثبت نخواهد شد مگر اینکه درخواست های آمریکا از آنان به اجرا در آید. این بدان معناست که جریان ها و کشورهای هم پیمان آمریکا باید نقاب از چهره بردارند و آشکارا در خدمت اهداف استکباری و صهیونیستی قرار گیرند.
اگر شرایط برای استکبار و صهیونیسم مساعد بود، نیازی به آشکارسازی همکاران منطقه ای آنان وجود نداشت و چهره های فریبکار، وظایف خود را همچون دهه های گذشته در کشورهای منطقه به اجرا می گذاشتند
واقعیت خاورمیانه اسلامی
ماهیت استوار اندیشه انقلاب اسلامی و تفکر پر قدرت امام خمینی (ره) که امروز از زبان مقام معظم رهبری تفسیر می شود، خط و جبهه مقاومت را به مرحله ای جدید وارد کرده و پیوند شبکه ای و بازدارنده را سامان داده است.
پس از مدتی رجزخوانی صهیونیست ها و هم نوایی مقامات غربی و آمریکایی در تهدید نسبت به جریان مقاومت منطقه ای، رویدادهای دو هفته اخیر سرفصل جدیدی را باز کرده است.
نشست سه جانبه احمدی نژاد، بشار اسد و سیدحسن نصرالله در دمشق در حالی انجام شد که مأموریت سفیر جدید آمریکا در سوریه، بر جدایی این کشور از ایران و حزب الله و گروه های مقاومت فلسطینی قرار گرفته بود و وزیر خارجه آمریکا با کلید واژه های قرن نوزدهمی، برای سوریه تعیین تکلیف می کرد. پاسخ محکم مقامات سوریه به تهدیدات رژیم صهیونیستی و پاسخ هوشمندانه بشار اسد به خانم کلینتون که خواستار فاصله گرفتن سوریه از ایران بود، همه بافته های دیپلماسی آمریکایی و صهیونیستی در یک سال گذشته را بر هم زد و خواب رهبران سعودی برای تأثیرگذاری بر سیاست های سوریه را مشوش نمود.
دیدار رهبران گروه های ده گانه مقاومت فلسطینی در تهران و تأکید بر همبستگی یکپارچه جریان مقاومت منطقه ای یک نقطه عطف تاریخی است که شمارش معکوس برای نابودی رژیم صهیونیستی به شمار می آید.
به ویژه اینکه این رویداد مهم با ادبیات جدیدی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی همراه است که ماهیت دیپلماسی تهاجمی رسمی، رسانه ای و فرهنگی جمهوری اسلامی را بیان نموده و آشکارا بر مخالفت با نظام سلطه و رژیم صهیونیستی تأکید می کند.
حرکت پر آهنگ و شتابان انقلاب اسلامی که در عرصه های مختلف به پیش می رود با درس اندوزی از فتنه های ماه های اخیر و افزایش پتانسیل ملی و بصیرت عمومی، به شرایط جدید از وضعیت هجومی در مقابل استکبار و صهیونیسم بین الملل می اندیشد که با تکیه بر اراده پایدار مقاومت وسیع مردمی و باورهای ریشه دار در اندیشه های اسلامی منطقه، راه را باز خواهد کرد و نویدبخش رهایی از شر استکبار و صهیونیسم و ظهور خاومیانه اسلامی خواهد بود.