صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۴۲۵

بصیرت:مقدمه
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اوضاع ژئوپلتیک و امنیتی پیرامون روسیه نیز به شدت دستخوش دگرگونی شد. در این بین کشور روسیه سعی کرد در قامت یک بازیگر مستقل بین‌المللی و به عنوان قدرت منطقه‌ای، نقش مهمی در تحولات جهانی به‌ویژه در مناطق اروپای شرقی، آسیای مرکزی و قفقاز ایفا کند.
در این راستا روسیه از سال 1991 تلاش کرد با تعریف دکترین نظامی، محیط پیرامون خود را از هرگونه خطری مصون نگه دارد. بر این اساس با توجه به تهدیدات نظامی موجود علیه امنیت ملی روسیه، این کشور تاکنون، سه دکترین نظامی در سال‌های 1993، 2000 و 2010، طرح و تبیین کرده است. با توجه به اهمیتی که هریک از این اسناد در سیاست خارجی و امنیتی روسیه دارند، لذا نگاهی به آنها می‌تواند حائز اهمیت باشد.
از سوی دیگر به نظر می‌رسد دکترین‌های نظامی روسیه بیش از هر چیز ریشه در اصول رئالیستی دارد که بر سیاست خارجی روسیه حاکم است. از این‌رو در ادامه، ضمن نگاهی به سه دکترین نظامی روسیه، به بررسی ارتباط رئالیسم روسی و دکترین‌های نظامی این کشور خواهیم پرداخت.
نخستین دکترین نظامی روسیه
در نخستین دکترین نظامی روسیه که در 2 نوامبر سال 1993 تصویب شد، با توجه به رویه‌ غرب‌گرایی که بر سیاست خارجی روسیه حاکم بود و همچنین تهدیدهای امنیتی روسیه که عموماً از بحران‌های داخلی، منازعات قومی و واگرایی‌های محلی در داخل کشور نشأت می‌گرفت، امکان بروز هر نوع مناقشه نظامی خارجی، منتفی دانسته شده بود.
این دکترین با تأکید بر این نکته که روسیه در صحنه جهانی هیچ دشمنی ندارد، هدف اصلی را حمایت از منافع ملی و جلوگیری از جنگ می‌دانست. همچنین در این دکترین، موارد زیر به عنوان تهدیدات امنیت ملی روسیه به حساب آمده بودند؛
* استقرار نیروهای نظامی در مرزهای روسیه که می‌تواند همبستگی حاکم بر نیروهای روسی را مختل کند؛
* ورود نیروهای خارجی به اراضی کشورهای همسایه؛
* آموزش نیروهای مسلح در کشورهای دیگر برای ورود به خاک روسیه و متحدان آن؛
* حمله به تأسیسات مرزی فدراسیون روسیه و متحدین آن برای ایجاد منازعات و درگیری‌های مرزی؛
* اقدام برای مداخله در عملکرد دستگاه‌های روسی که به پشتیبانی نیروهای هسته‌ای استراتژیک، فرماندهی، کنترل نظامی و نیز بخش‌های قضایی مشغول هستند.1
دومین دکترین نظامی روسیه
گسترش ناتو به شرق و لغو پیمان ضد موشک بالیستیک (ABM) توسط آمریکا دو مقوله مهمی بودند که روسیه را ناگزیر کرد به جای آنکه توسعه امنیت ملی روسیه را از طریق مشارکت در امنیت بین‌المللی دنبال کند، به صورت فردی در پی تامین منافع و امنیت ملی خود برآید. از این رو دومین دکترین نظامی جدید روسیه در 21 آوریل 2000 منتشر شد. در این دکترین که صرفاً جنبه تدافعی داشت، روسیه پذیرفته بود که با تهدیدهای جدی مواجه است و باید در مقابل این تهدیدات ایستادگی کند. بر این اساس اتکاء به ایده همکاری با غرب، دیگر نمی‌توانست مشکل امنیت ملی روسیه را حل کند.
در این سند، تهدیدهای امنیت ملی روسیه در سه شکل تهدیدات اصلی امنیت نظامی، تهدیدات خارجی اساسی و تهدیدات اساسی داخلی به تفصیل شمارش شده‌اند. بر این اساس علیرغم آنکه روسیه با تهدید صریحی در امنیت ملی خود مواجه نیست، اما مجموعه‌ای از تهدیدهای خارجی و داخلی وجود دارند که امنیت ملی روسیه را به مخاطره می‌اندازند. از جمله این تهدیدات می‌توان به ادعاهای ارضی علیه فدراسیون روسیه، ادعاهایی درباره مسائل داخلی روسیه، نادیده‌گرفتن (یا نقض) منافع روسیه در حل مسائل امنیتی بین‌المللی، مخالفت با تقویت روسیه به عنوان یکی از مراکز با نفوذ جهان چندقطبی، منازعات مسلحانه و درگیری‌های موجود در نزدیکی مرزهای روسیه و متحدان آن، ایجاد گروه‌ها و تشکیلات جدید در نیروهای نظامی برای برهم‌زدن توازن موجود بین نیروهای نظامی روسیه و متحدان آن در مقابل نیروهای نظامی خارجی، ایجاد بلوک‌ها و اتحادیه‌های نظامی علیه امنیت نظامی روسیه و متحدان آن، لشکرکشی نیروهای خارجی (بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل) به خاک کشورهای مجاور و دوست روسیه، تجهیز، پشتیبانی و آموزش گروه‌ها و واحدهای مسلح به‌وسیله برخی از کشورها برای استقرار آنها در خاک روسیه یا متحدان آن برای انجام عملیات نظامی، حمله مسلحانه به تأسیسات نظامی روسیه مستقر در خاک دولت‌های خارجی و حمله به تأسیسات مستقر در مرزهای روسیه و متحدان آن، هدف‌گیری و تضعیف فعالیت سیستم‌های کنترل و فرماندهی نظامی روسیه، عملیات خصمانه (اطلاعاتی، فنی حرفه‌ای، روانی و غیره) علیه روسیه و متحدان آن، تبعیض علیه حقوق، آزادی‌ها و منافع قانونی شهروندان روسیه در خارج از کشور و سرکوب آنها و همچنین تروریسم اشاره کرد.2
در روز 2 اکتبر 2003، وزارت دفاع روسیه طرحی را برای توسعه نیروهای نظامی آن کشور منتشر کرد. این سند 73 صفحه‌ای که توسط «سرگئی ایوانف»، وزیر دفاع روسیه ارائه شده بود، به‌رغم آنکه تفاوت شدیدی با دکترین نظامی سال 2000 روسیه نداشت، اما از بسیاری جهات آن را به روز کرده بود. بر این اساس، در حالی که دکترین نظامی روسیه در سال 2000، نتیجه توجه روسیه به گسترش ناتو بود، طرح جدید نشان‌دهنده تمرکز روسیه بر تروریسم و سایر تهدیدها «امنیتی نرم» بود و آرزوی این کشور بر کنترل عصر پس از شوروی را از نو احیا می‌کرد. این طرح، همچنین بر التزام روسیه به تبدیل ارتش خود به یک نیروی حرفه‌ای که بتواند در جنگ‌های نامتقارن بجنگد، تأکید می‌کرد. در طرح توسعه نیروهای نظامی روسیه، تأکید جدیدی بر کاربرد نیروی نظامی به منظور دفاع از منافع اقتصادی روسیه در خارج و نیز حمایت از اقلیت‌های روسی زبان در کشورهای عضو جامعه کشورهای مستقل همسود، صورت گرفته بود.3
سومین دکترین نظامی روسیه
در 13 مه سال 2009، دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری فدراسیون روسیه، حکم مربوط به «استراتژی امنیت ملی روسیه تا سال 2020» را با هدف هماهنگ‌کردن تلاش ارگان‌های فدرال قوه مجریه، ارگان‌های حکومتی زیر مجموعه‌های فدراسیون روسیه، سازمان‌ها و شهروندان فدراسیون روسیه در تأمین امنیت ملی، تأیید کرد4 و به دنبال آن، استراتژی امنیت ملی به عنوان موضوع دکترین جدید نظامی روسیه مطرح شد. بر این اساس در تاریخ 5 فوریه 2010، دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، دکترین جدید نظامی این کشور و قوانین مربوط به تلاش‌های دولت روسیه در زمینه حفظ بازدارندگی هسته‌ای تا سال 2020 را مورد تایید قرار داد.5
دکترین جدید نظامی روسیه، با توجه به تهدید نظامی جدید در جهان، احتمال بروز مناقشات نظامی با تکیه بر قدرت هسته‌ای روسیه و امکان استفاده از آن برای مقابله با متجاوزان تکمیل شده است. «نیکلا پاتروشف» دبیر شورای امنیت روسیه با اشاره به اینکه دکترین جدید نظامی روسیه تهدیدی برای سایر کشورها محسوب نمی‌شود، در عین حال یادآور شد که روسیه خواستار جهان بدون سلاح هسته‌ای است، ولی برای این منظور لازم است نه فقط روسیه و امریکا از سلاح‌های هسته‌ای چشم پوشی کنند، بلکه سایر کشورهای عضو «باشگاه هسته‌ای» هم از این الگو پیروی کنند. وی در توضیح علت تغییر مداوم در دکترین نظامی روسیه چنین اظهار داشت که «در جهان تهدیدهای نظامی تازه‌ای پیدا شده که روسیه در برابر آنها به طور کامل بیمه نشده است، بنابراین نیاز به تجدیدنظر در این سند، امری ضروری بود.»6

نوشته: شعیب بهمن
 

نام:
ایمیل:
نظر: