صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۴۷۲

علی تتماج
آمریکا با ادعای هژمونی جهانی همواره به دنبال تغییرات گسترده در خاورمیانه براساس منافع خود و رژیم صهیونیستی بوده است. آمریکا در دوران بوش با ادعای خاورمیانه بزرگ به تشدید حضور نظامی در منطقه پرداخت که نتیجه آن نیز اشغال افغانستان و عراق و ایجاد فضای لازم برای توسعه طلبی رژیم صهیونیستی بود. این سیاست در حالی از سوی آمریکا پیگیری شد که مانعی بزرگ این مسئله را با چالش مواجه ساخت و آن عنصر مقاومت و الگو شدن آن برای ملت های منطقه بود. ادامه ناکامی های آمریکا موجب شد تا در سال 2006 رایس وزیر خارجه وقت آمریکا ادعای خاورمیانه جدید را مطرح سازد که بر اساس الگوی آمریکایی - صهیونیستی با محوریت حذف مقاومت اجرا می شد. پس از پایان دوران بوش، باراک اوباما در حالی با شعار تغییر وارد کاخ سفید شد که وی نیز خاورمیانه جدیدی را برای خود ترسیم کرده بود که به ادعای وی به بهبود جایگاه آمریکا در منطقه منجر می شود.
هر چند آمریکایی ها در دوران بوش و اوباما برای اجرای این ادعا فعالیت های بسیاری انجام داده اند اما روند تحولات منطقه بیانگر حقیقتی دیگر است و آن تشکیل خاورمیانه جدید با معیاری مغایر با خواست آمریکاست چرا که:
نخست آنکه، از سیاست های آمریکا در منطقه، تقویت خط سازش شامل تشکیلات خودگردان و برخی کشورهای عربی و تضعیف جبهه مقاومت شامل ایران، سوریه، لبنان و فلسطین بود. این طرح در حالی پیگیری شد که روند تحولات نشان داد که اولاً اندیشه مقاومت در منطقه در ابعاد مختلف در حال شکل گیری است. ثانیاً جبهه مقاومت نشان داد که با ایستادگی در برابر دشمن می توان به تمام اهداف و حقوق دست یافت. موفقیت های ایران در برابر تهدیدات دشمنان به ویژه در حوزه هسته ای، پاسخگویی سوریه، لبنان و ملت فلسطین در برابر صهیونیست ها و ایادی آنها حقایقی هستند که اقتدار مقاومت را به نمایش گذاشت. همزمان با این امور در نقطه مقابل، خط سازش جز امتیاز دهی نتیجه ای به همراه نداشته است. ثالثاً آمریکا در خاورمیانه جدید به دنبال حذف اندیشه های اسلامی بود، اما روند تحولات اکنون نشانگر بیداری اسلامی با محوریت اتحاد و هماهنگی میان ملت های مسلمان است که شکست طرح حذف اسلام گرایی را به همراه داشته است. رابعاً، آمریکا در دوران اوباما با برخی تحرکات سیاسی و فضاسازی های تبلیغاتی سعی داشت تا به اصطلاح خود جبهه مقاومت را به چند شاخه تقسیم سازد تا شاید بدین وسیله از جایگاه منطقه ای و جهانی آن کاسته شود. تشدید فشارها بر مقاومت فلسطین، دخالت در امور لبنان و تلاش برای خلع سلاح حزب الله به بهانه های مختلف از جمله بحران سازی در جنوب لبنان، رویکرد به سوریه و حتی سوق دادن کشورهای عربی برای پایان دادن به اختلافات با این کشور، مداخله و غبارآلود ساختن فضای داخلی ایران برای دور شدن از تحولات منطقه، استفاده از ابزار رسانه ای برای تبلیغات دروغین علیه وحدت جبهه مقاومت و... را می توان از جمله این تحرکات دانست. به رغم تمام این تحرکات نه تنها جبهه مقاومت در حاشیه قرار نگرفت بلکه هر لحظه پیوند خود را در برابر دشمنان تقویت و تحکیم بخشید. مواضع واحد اتخاذ شده از سوی تمام ارکان مقاومت از فلسطین گرفته تا ایران و نیز گردهمایی روسای جمهور ایران و سوریه، سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان که به اذعان سعد حریری نخست وزیر و میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان نماینده لبنان در نشست دمشق بود در کنار رهبران مقاومت در سوریه و تأکید آنها بر مقابله واحد در برابر دشمن صهیونیستی و ایادی آن و در نهایت حضور همزمان رهبران تمام گروه های مقاومت فلسطین در تهران، شکستی سنگین برای یک سال تحرکات اوباما برای ایجاد تفرقه در جبهه مقاومت بود که با استقبال ملتهای منطقه همراه شد.
دوم آنکه، از دیگر طرح های خاورمیانه جدید آمریکا و غرب هژمونی نظامی صهیونیست ها بر منطقه بوده است که بر اساس برتری نظامی این رژیم بر کشورهای منطقه مطرح شده بود. پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه در سال 2006 و مقاومت غزه در جنگ 22 روزه را می توان پایانی بر هیمنه نظامی صهیونیست ها دانست. خاورمیانه جدید برخلاف خواست آمریکا در بعد نظامی در حالی شکل گرفت که محور آن را قدرت مقاومت و جایگاه آن در تأمین ثبات منطقه تشکیل می دهد.
در مجموع در شرایط کنونی به صراحت می توان گفت که پیوند ملت های منطقه و حرکت آنها در مسیر مقاومت در برابر زیاده طلبی های صهیونیست ها و آمریکا به ویژه در عرصه فلسطین، خاورمیانه جدیدی را شکل داده است. در این میان دولتهای اسلامی نیز همگام با ملت های شان باید با بازگشت از مسیر شکست خورده سازش در مسیر مقاومت قرار گیرند چرا که ادامه رویکرد برخی کشورها به روند سازش جز انزوای آنها در میان ملت های شان نتیجه ای برای آنها به همراه نخواهد داشت. خاورمیانه جدید یعنی خاورمیانه اسلامی با الگوی مقاومت در حال شکل گیری است که زمینه زوال رژیم صهیونیستی و خروج بیگانگان به ویژه آمریکا از منطقه را فراهم می سازد.

نام:
ایمیل:
نظر: