شرایط نیابت از امام
به اعتقاد ابوالصلاح برای اینکه کسی بتواند به نیابت از ولی امر (ع) چنین ریاستی را در عصر غیبت عهده دار شود، باید از شرایط و صفاتی برخوردار باشد که ایشان پاره ای از این شرایط را در صحت نیابت از امام در انفاذ و اجرای حکم در میان مردم بیان کرده است، این شرایط عبارتند از:
1- آشنایی با احکام الهی؛ نایب امام باید عالم به حق و احکام الهی باشد تا بتواند حکم خدا را در اجرا پیاده نماید.
2- قدرت اجرایی؛ عهده دار شدن مسئولیت حکم در میان مردم بدون قدرت بر اجرای آن مقتضی حکم به جور است.
3- عقل و رأی؛ نایب امام باید از عقل و رأی سرشار برخوردار باشد، چرا که حکم درست در میان مردم بدون عقل و رأی میسر نیست.
4- حلم و بردباری؛ حلم و بردباری دیگر ویژگی مورد نیاز نایب امام در میان مردم است. زیرا در بین مردمی حکم می راند که برخی از آنها سفیه هستند و او باید با حلم خود آنها را تحمل کند.
5- عدالت و تقوا؛ نایب امام باید از عدالت و تقوا برخوردار باشد زیرا در غیر این صورت به دلیل امید به غیر خدا و یا ترس از غیر او، ایمن از ستم و ظلم در حکم نخواهد بود.
6- زهد؛ نایب امام باید زاهد و عابد باشد تا نفس اماره او را به سوی حرص و ضایع سازی اموال مردم نکشاند.
7- تدین؛ نایب امام باید متدین باشد تا ایمن از جور و ستم به مردم گردد.
8- اراده قوی؛ ضعف مانع از تنفیذ حکم بر وجه صحیح است و صاحبان اراده قوی قادر به اجرای احکام هستند. اگر این شرایط در عصر غیبت در کسی کامل باشد، به اعتقاد حلبی، از سوی شارع مقدس به او اجازه داده شده مسئولیت حکم و قضاوت در میان مردم را برعهده بگیرد. از مجموع گفتارهای حلبی چنین برمی آید که «فقیه عادل» که وی از او به «فقیه مأمون» نیز تعبیر کرده، به دلیل داشتن شرایط لازم برای نیابت از ولی امر (ع) (علم، تقوا، تدین، عقل، درایت و ...) مأذون از سوی آنها در تصدی ریاست مردم در عصر غیبت است. از سوی دیگر برچنین شخصی نیز که آن صفات را در خود محقق می بیند، لازم و واجب است که به نیابت از سوی ولی امر (ع) عهده دار مسئولیت های آن حضرت شود همان طور که بر مردم نیز واجب است که چنین شخصی را مساعدت کرده، برای رفع اختلافات و تحاکم تنها نزد او مراجعه کنند و حقوق اموالشان را به ایشان بپردازند و به حد و تعزیرات وی تمکین کنند.
دلایل ولایت نیابتی فقیه از ولی امر (ع)
1- دلیل عقلی؛ یکی از دلایل اولیه ولایت فقیه از نظر حلبی را می توان همان ضرورت عقلی ریاست در همه زمان ها دانست، زیرا همواره به واسطه هیمنه و قدرت ریاست است که مکلفان به صلاح و رستگاری می رسند و از مفاسد باز داشته می شوند. از منظر اندیشه سیاسی ابوالصلاح چنین ریاستی تنها از عهده کسانی که به ویژگی های گفته شده از قبیل علم، عدالت، عقل و ... مجهز باشند بر می آید، اما چون در عصر غیبت دست مکلفان از امام معصوم (ع) که دارنده کامل ترین شرایط برای ریاست است، کوتاه می باشد، به تأیید عقل مکلفان باید به کسی رجوع کنند که بیشترین شباهت را از نظر شرایط و صفات لازمه ریاست و حکومت به رئیس مطلوب داشته باشد و آنها از نظر حلبی همان «فقیهان مأمون» هستند. وی فقهای مأمون را نایبان مأذون از سوی ولی امر(عج) معرفی می کند. از این رو می توان استنباط کرد که ابوالصلاح حلبی از جمله اولین فقیهانی است که «ولایت نیابتی فقها» را در عصر غیبت معصوم (ع) مطرح ساخته است و بدین طریق زمینه شکل گیری نوع دیگری از حکومت مشروع را در عصر غیبت بنیان گذاشته است.
2- دلایل نقلی؛ به غیر از این برهان عقلی، روایات و نصوص وارده از سوی ائمه (ع) نیز موید نیابت فقیهان جامع الشرایط از ولی عصر (عج) و امامان معصوم(ع) دیگر است؛ حلبی در استناد به این قبیل روایات ، به روایت هایی چون روایت مقبوله عمربن حنظله از امام صادق (ع) در جهت اثبات ضرورت پذیرش ولایت فقها در عصر غیبت، روایت منقول از حضرت علی (ع) به شریح درخصوص اینکه در جایگاه قضاوت کسی جز پیامبر یا وصی پیامبر یا شقی نمی نشیند و استفاده از این حدیث برای تصرف این منصب به غیر اذن خدا و رسول و ولی امر برای تعریف شقی و روایت منقول از امام باقر (ع) درخصوص لعن ملایک به صادر کننده فتوا به غیر علم و هدایت اشاره می نماید.
از این رو ریاست حاکمان متغلب که چهارمین نوع ریاست و حکومت از منظر حلبی است، مطرح می شود. حاکمان متغلب به کسانی اطلاق می شود که فاقد مشروعیت دینی بوده و صلاحیت و شرایط لازم مذکور برای نیابت از ولی امر (ع) در حکومت بر جامعه مسلمین را نداشته باشند و از شمولیت سه شکل مشروع حکومت، یعنی حکومت پیامبر، امامان معصوم و نایبان فقیه امام معصوم در غیبت خارج باشند. شیعیان حتی الممکن نباید به حاکمان متغلب رجوع کنند مگر در شرایط خاص و ضرورت.