صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۶۱۸

 

 

بصیرت:روزهای سال کهنه رو به اتمام است و چشم ها در انتظار روزهای سال نو با عجله کارهای عقب مانده را پیگیری می کند. این روزها نه تنها اسفند ماه که سال 1388 هم روزها و ساعت های آخر خود را می گذراند . این روزها مردم خود را برای میهمانی دادن و میهمانی رفتن و یا تدارک سفر آماده می کنند. از هفته آینده رفت و آمدها و دیدوبازدیدها در کشور به اوج می رسد و در این میان آنچه از لابه بلای همه حرکت ها و برنامه ها برمی آید « مصرف » است .
در حال مسافرت انواع و اقسام غذاها مصرف می شود و یا با حضور در رستوران ها و مهمانپذیرهای بین راهی آشکارا شاهد خواهیم بود که در هر وعده غذایی میزان فراوانی از غذا روی میزها بلااستفاده می ماند و دور ریخته می شود. این وضعیت در میهمانی های منازل هم دیده می شود تا حدی که براساس عرف رایج در جامعه ما اگر سفره اندکی خلوت باشد اگر میهمان باشیم آن را اهانت به خود ارزیابی می کنیم . و اگر میزبان باشیم نتیجه ای جز شرمساری برای خود متصور نیستیم !.
لحظه ای فکر کنیم امسال قرار بود سال اصلاح الگوی مصرف باشد نمی دانم ما تا چه میزان توانستیم آن را در سطح کلان کشور پیاده کنیم همچنانکه آمار و ارقامی هم در این زمینه وجود ندارد و ارزیابی و سنجشی هم انجام نشده است . اما اگر به زندگی خود نظر افکنیم در خواهیم یافت که در ابعاد مصرف امسال نه تنها تفاوتی با سالهای گذشته نداشته ایم بلکه شواهد و قرائن نشان می دهد که موفق نبوده ایم و اندکی از جایگاه چشم همچشمی در خانواده ها کم نشده است . در این شرایط اگر تغییر در وضعیت « مصرف » را به هر فرد و خانواده ای پیشنهاد کنیم اولین کلمه ای که برای ما ردیف می کنند « نمی شود » یا اینکه می گویند خوب نیست و اهانت آمیز است ! متاسفانه این عرف جامعه ما است و به سادگی هم نمی توان آن را حل کرد.
اما در طرف مقابل کافی است لحظه ای به شرایط هزینه ها فکر کنیم و آن را در این قالب قرار دهیم که اگر قرار باشد همه هزینه های عید را به صورت غیرنقدی و بدهکاری از جایی خریداری کنیم طی چهارده ـ پانزده روز یا حتی یکماه پایانی و ابتدایی سال چه میزان بدهکار خواهیم شد
یا احساس کنید هزینه های یکماه ما را فرد دیگری بپردازد و آنگاه ما یکجا بخواهیم بدهی را به او پرداخت کنیم به چه میزان بدهکار خواهیم بود به راستی فرهنگ عمومی مصرف زدگی در کشور ما تا چه مرحله ای دارای ظرفیت است و تا چه میزان می تواند بدهکاری به جا گذارد اگر این ارقام تک تک خانواده ها را یکجا جمع کنیم و به حساب سرانه ملی بگذاریم و به جای یک فرد یک کشور را به دلیل مازاد مصرف بدهکار کنیم کشور ما در چه جایگاهی قرار خواهد گرفت
واقعا آیا می توان اصلاح الگوی مصرف را فقط برای یکسال نامگذاری کرد و انتظار داشت نحوه مصرف و یا حتی مصرف زدگی در وضعیت خانوادگی و اجتماعی و دولت و مردم ایران را به سامان کرد مشکل دیگری که از رهگذر این شیوه مصرف در کشور ما پدید می آید تشدید فاصله طبقاتی و فاصله فقیر و غنی است . غنی که دارد و زیاد هم خرج و اسراف می کند اما فقیر که ندارد فرزندان فقیری که باید شرمساری پدر و مادر خود را ببینند و خود در چنین کانونی پرورش یابند چگونه می توانند حقارت های اجتماعی را در تربیت فردی و نفس خود نفوذ ندهند
راستی فراموش نکنیم در این اجتماع جایگاه ملاک های معنوی برای زندگی ساده چه وضعیتی خواهد یافت چرا این سئوال سالها در ذهن ما هست که فاصله های خانوادگی و صله ارحام در کشور ضعیف شده اما هنگامی که به ریشه های آن می رسیم خود را به غفلت می زنیم و انتظار داریم مرگ و بیماری برای همسایه باشد ! آیا غیر از این است که میهمانی های مسرفانه و زیادروی ها ریشه فرهنگ میهمانی های صمیمی را زده و فرهنگ دید و بازدید و صله ارحام را ضعیف کرده است تا جایی که اکنون بسیاری از خانواده ها به دلیل همین هزینه های سرسام آور از میهمانی دادن فرار می کنند و بالطبع از میهمانی دعوت شدن هم محروم می شوند.
هر عقل سلیمی این روزها به دنبال راهکار می گردد و شاید هم راه آن را بداند و متوجه باشد اما خواستن و آرزو داشتن یک مرحله است و حرکت به سوی اقدام عملی راه حل فردی می خواهد تا هر فرد ابتدا خود را اصلاح کند. این انتظار که اول باید جامعه اصلاح شود تا من خود را اصلاح کنم از ریشه خراب است . می توان در میهمانی های غیر از یک نوع غذا نخورد و همان رویه معروفی را در پیش بگیریم که انتظار داریم دیگران هم درباره ما انجام دهند.
همه به این دردها دچاریم و اگر هم جایی مطرح کنیم مورد طعن و حتی مسخره قرار می گیریم که ای بابا دل خوش می خواهد که چنین راهی را پیش بگیریم و باز همان جمله کذایی که « مگر می شود » !
دکتر محی الدین محمدخانی عضو هیات علمی دانشگاه و روان شناس تربیتی به کمک ما می آید و درباره حل مسایل موجود در زمینه مصرف می گوید : مصرف غیرطبیعی یا اسراف دارای پیشینه تاریخی است که اگر بخواهیم پیشینه آن را بررسی کنیم قادر نخواهیم بود کمکی به حل موضوع کنیم . ما انسان هایی هستیم با افکار قدیم در عصر جدید و سبک تربیتی ما اکنون دچار مشکلات جدیدی شده است . ما در زندگی چیزهایی را می بینیم و حواس ما آنها را درک می کند که گذشتگان آن را نمی دیدند و احساس نمی کردند به عنوان نمونه گوش های ما صداهایی را می شنود که پدران ما و حتی خود ما در 10 سال پیش آن را نمی شنیدیم . تصاویری را می بینیم که چشم ما 10 سال پیش آنها را نمی دید در حالیکه اکنون با استفاده از ماهواره و اینترنت و موبایل با هر نقطه ای از جهان ارتباط برقرار می کنیم .
وی ادامه می دهد : در جهان جدید ما آدمهایی هستیم که عقل ما را ابزارهای رسانه ای به حرکت درمی آورد و این ابزار اکنون می توانند افکار جدید را بسازند و اهداف زندگی هم به موازات این ابزار تغییر پیدا کرده است و کسانی این افکار را برای ما می سازند که اجازه نمی دهند حقایق را ببینیم و بشنویم . بنده آن را به پیامبران دروغین تعبیر می کنم . دختری که اکنون در یک شبکه ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور به زبان ما سخن می گوید با یک دوربین در یک شبکه با میلیون ها نفر فارسی زبان در اقصی نقاط جهان سخن می گوید. اما این ارتباط یک سویه است او می تواند با اطلاعات و حتی اغواگریها و تبلیغی که می کند دل میلیون ها نفر را تسخیر کند و اذهان آنها را با واژه هایی خاص تلقین نماید که به باور جدیدی برسند; ببیندند در حالیکه آنهایی که این سوی رسانه نشسته اند نمی دانند سخنان او حق نیستند به همین دلیل من او را پیامبر دروغین خطاب کردم در حالیکه او فقط تعدادی از واژه های مطلوب خود را به من می گوید و چون من نمی توانم با او ارتباط برقرار کنم نمی دانم پشت پرده حرف های او چیست
دکتر محمدخانی می افزاید : با عرض معذرت مجبورم بگویم آن دختری که در ماهواره اغواگری جنسی می کند و با چهره ای با هزار عمل جراحی در مقابل دوربین ظاهر می شود بیننده او در این سوی رسانه نمی داند پدر و مادرش چه کسانی هستند و خودش در چه کانونی تربیت شده است . و آیا برای 10 سال دیگر هم همین شخص را به بینندگان نشان می دهند که به چه بیماریهای جنسی مبتلا شده است آیا کسانی را که قبل از او فنا شده اند را به بینندگان معرفی می کنند
وی می گوید : مثال فوق را از این جهت مطرح ساختم که بدانیم مصرف و تبلیغات مصرف همه واقعیت های ما نیست که متاسفانه دنیای جدید با بی رحمی تمام می خواهد دارایی مالی و معنوی ما را بدوزد و برای آن هم تا جایی که می تواند هزینه می کند و آنقدر برای ما از تمدن خود گفتند که جای خوب و بد را عوض کردند به همین دلیل است که گفتیم افکار امروز ما با تربیت دیروز ما یکی نیست و آن جابجا شده در حالیکه پیامبر راستین ما در منع اسراف سخن گفته پیامبران دروغین امروز به مصرف گرایی توصیه می کنند و این پیامبران دروغین حقوق جدیدی را مطرح می کنند که حق نیستند ولی چون ما به دلیل اینکه همه واقعیت های آنها را نمی بینیم فکر می کنیم حق هستند و به سمت آنها گرایش پیدا می کنیم و با این تصور برای خود مبل مد روز ایتالیایی می خریم یا موی سر و رنگ موی آلمانی استفاده می کنیم .
عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور کرمانشاه می گوید : در این شرایط من معتقدم فرد فرد ما باید بازنگری را از خود شروع کنیم . ابتدا باید ما خود نیز آن ابزار را در اختیار داشته باشیم اما زبان گویای پیامبران شایسته باشیم .
وی می افزاید : لامپی که قرار است تاریکی را روشن کند بخاری که می خواهد خانه ای را گرم کند عطری که می خواهد فضا را خوشبو کند ابتدا باید خود را روشن گرم و معطر سازد. در غیراینصورت نمی تواند موفق باشد و اگر می خواهیم انسان های موفق پرورش دهیم باید با فکر و عقل حرکت نمائیم تا تک تک افراد ما آن چه را که عقل او را ضایع می کند نپذیرد و دور بریزد همچنانکه موادمخدر مشروبات الکلی در همه جای دنیا منفور است و در غربی ترین کشور هم چون می دانند الکل عقل را نابود می کند حتی اجازه رانندگی هم به او نمی دهند و در هیچ کجای دنیا فرد الکلی و معتاد را خردمند نمی دانند.
دکتر محمدخانی ادامه می دهد : در ابعاد مصرف همچنین حکمی صادق است و هر چیزی که مال را ضایع می کند مصرف آن غیر ضروری است . مصرف زیاد و اسراف به این دلیل منفور است که ثروت را می سوزاند و آنچیزی که مال را نابود می سازد در هیچ کجای دنیا هم پذیرفته نیست .
وی چشم همچشمی را هم نوعی مصرف زدگی و آفت زندگی می داند و می گوید : متاسفانه با حضور چشم همچشمی میهمانی ها به جای تمدد اعصاب به سوهان روح تبدیل شده است در حالیکه این همان صله ارحامی نیست که عمر را طولانی می سازد. نشان آن هم خستگی مفرط بعد از چنین میهمانی ها و مجالسی است زیرا روح ما آزرده شده و آرامش روان جای خود را به اضطراب روان داده است .
عضو هیات عملی دانشگاه شایستگی را مصرف بیشتر نمی داند و می پرسد : آیا مصرفی که هر سال از مد می افتد را می توان ارزش معرفی کردژ کدام گوشی موبایل را تاکنون خریداری کرده ایم که از مد نیفتاد ! در نتیجه من هرگز به آرزوی خود نمی رسم و آن ابزار و دستگاههایی که سود خود را در شیفتگی من می بینند اجازه نخواهند داد که من به آرزوی خود برسم .
وی ادامه می دهد : البته کار ما سخت است زیرا آنها ابزارهای مختلف و قوی در اختیار دارند ولی نباید ناامید شویم و چون براساس قول خداوند بزرگ پیروزی با حق است و ناحق خودش به سمت نابودی خویش حرکت می کند ما حداقل کاری که باید انجام دهیم این است که خود را بسازیم و میهمانی های عید را براساس برادری و لذت بردن از مواهب طبیعی شادی دوستی ببینیم و آن را منحصر به مسایل اقتصادی نکنیم و بزرگترین میوه میهمانی را چیدن آرامش محاسبه کنیم .
دکتر محمدخانی می گوید : من مخالف مدرن بودن و استفاده از امکانات جدید نیستم اما مخالف آن هستم که ما را با زور مدرن کنند و به موازات آن هویت و عاطفه و انسانیت را از ما دور سازند و به جای دوستی رقابت و دشمنی پدید آورند.
دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی استاد اقتصاد دانشگاه تهران هم سخن گفتن درباره مصرف را در عرصه علم اقتصاد موضوعی سهل و ممتنع ارزیابی می کند و می افزاید : همه ما ایرانی ها به جشن و عید نوروز اهمیت زیادی می دهیم . ولی باید مراقب باشیم این اهمیت به مصرف و گرانی و هجوم برای خرید یک کالا تمام نشود بلکه اگر در حد نیاز مصرف کنیم نه تنها دور هم نشینی و دیدوبازدید عیب نیست که حسن هم محسوب می شود.
وی می گوید : در چنین شرایطی آنچه باعث عذاب روح می شود این است که چرا ما آن دسته از برنامه های اقتصادی را در کشور پیاده می کنیم که سبب می شود مردم ما نتوانند حداقل خواسته های خود را هم برای جشن شب عید تدارک ببینند مادری که به همراه دو دختر و یک پسر خود با 300 هزار تومان عیدی به فروشگاه می آید چه چیزی می تواند برای خود و 5 نفر از اعضا خانواده تهیه کند چرا ما باید در چنین شرایطی زندگی کنیم او چگونه می تواند با این حداقل عیدی کیف و کفش مانتو چادر شلوار و... خریداری نماید
عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران ادامه می دهد : از طرفی از پدر همین خانواده که کارمند هست دولت در سال بالغ بر یک میلیون تومان مالیات و بیمه دریافت می کند اما در پایان سال با منت 300 هزار تومان را در قالب عیدی به او باز می گرداند یا به نام یارانه ها و هدفمندکردن یارانه ها بخشی از انبوه پول هایی که از او می گیرند را می خواهند پرداخت کنند که همه ما شاهد هستیم به چه شرایطی گرفتار شده اند
دکتر اسلامی می افزاید : هر فردی در زندگی سه نوع درآمد دارد یکی درآمد جاری است که همان حقوقی است که من و شما دریافت می کنیم . درآمد دیگر سرمایه گذاریها است که به سپرده های بانکی سهام یا خرید طلا زمین و منزل باز می گردد. یکی دیگر از درآمدها هم پولی است به نام یارانه ها یا درآمدهای غیرجاری که به دست ما می رسد و می تواند در عناوین مختلف باشد. آنچه که به عنوان هدایای فردی یا خانوادگی که به دست می آوریم . پول هایی که در هنگام جشن تولد جشن ازدواج و... به دست افراد می رسد. این درآمدها مستمر نیست ولی همین که گهگاه به دست افراد می رسد می تواند بخشی از نیازها را برآورده سازد.
استاد اقتصاد دانشگاه تهران ادامه می دهد : بخشی از این درآمدها دوباره در قالب مالیات بیمه و جریمه های راهنمایی و رانندگی و عوارض خودرو و... به جیب دولت می رود و بقیه به عنوان درآمد قابل تصرف در اختیار کارگر یا کارمند قرار می گیرد که آن هم در بخش هزینه های جاری خانواده مصرف و بخشی هم سرمایه گذاری می شود که این چرخه پس انداز در مراحلی به کمک خانواده می خورد که اگر دولت بتواند این چرخه را اصلاح کند هم مصرف به تعادل می رسد و هم دلخوشی نصیب مردم خواهد شد.
وی می افزاید : بهترین جامعه جامعه ای است که اکثریت مردم آن از یارانه بی نیاز باشند و امروز در بسیاری از کشورها از مردم مالیات و حق بیمه نمی گیرند که همین درآمد خود سبب می شود که آنها نیازی به یارانه های حمایتی نداشته باشند. ما هم کشور فقیری نیستیم درآمدهایی داریم که می توانیم جایگزین مالیات از کارمندان و کارگران پیشه وران طبقات فقیر و مستضعف نمائیم .
وی می گوید : این درآمدها که از طبقات متوسط جامعه اخذ می شود. سبب شده در کشور ما دولت آنقدر بزرگ شود که خودش را هم نتواند اداره کند اما در مقابل مردم ما هم نمی توانند به درستی نیازهای شب عید یا طول سال خود را تامین نمایند و این تضادهاست که کمر اقتصاد کشور و خانواده ها را می شکند.
دکتر اسلامی بیدگلی ادامه می دهد : راضی نگه داشتن و خشنود بودن مردم بزرگترین رمز بقا و دوام حکومت هاست که اگر هم می خواهد اقتصادی فکر کند و صرفه جویی نماید اجازه اش در اختیار خودش باشد نه اینکه به اجبار گرانی ما به او اجازه خرید ندهیم . برای مبارزه با مصرف زدگی و چشم همچشمی باید فرهنگ سازی کرد یعنی در عین بی نیازی او به این مرحله برسد در غیراینصورت نمی توان امیدی به موفقیت برنامه ها داشت .
عضو هیات علمی دانشگاه می گوید : معتقدم ما جزو 10 کشور ثروتمند جهان در بخش سرانه هستیم اگر چه برخی دیگر از همکاران آن را تا ردیف 17 هم بیشتر کرده اند ولی حتی اگر در 17 کشور ثروتمند سرانه باشیم نباید مردم ما نتوانند به حداقل نیازهای مصرفی خود برسند که نشان می دهد در مدیریت اقتصادی کشور مشکل داریم .
وی درباره رعایت الگوی مصرف یا اصلاح مصرف در جامعه هم می گوید : من به شدت با این اصلاحات موافق هستم . درنظر داشته باشید مردم ایران شامل 17 میلیون خانوار هستند که اگر روزی 100 گرم برنج صرفه جویی کنند روزانه یک میلیون و 700 تن در روز می شود که اگر آن را در 365 روز سال هم ضرب کنیم رقم بسیار زیادی در خواهد آمد که باز هم نیاز به فرهنگ سازی دارد و اسراف کردن را مشکل اصلی جامعه ما می دانم که چه در عرصه ملی و چه در عرصه خانوادگی دچار آن هستیم اما من در نظم اقتصادی در طول سال و نه فقط ایام نوروز معتقدم که باید هم درآمد خوبی داشته باشیم و هم در عین درآمد خوب صرفه جوئی نمائیم .

نوروز اگرچه برای همه ما ایرانی ها عزیز است اما فراموش نکنیم جان و سلامتی و کشور مهمتر از آن است یعنی اگر سلامتی و درآمد و زندگی و کشوری به نام ایران نباشد نوروز هم برای ما معنا نخواهد. یعنی اگر برای سلامتی صله رحم احترام به حق دیگران هنگام مصرف میهمانی و مسافرت و دهها مورد دیگر توجه کنیم الگوی مصرف را برای ایام نوروز فراموش نمی کنیم . نوروز فرصتی برای تجدید روحیه است آن را با خوردن بدقواره و اسراف و نابودی سلامتی سرمایه عمر و زندگی و... نابود نسازیم .
نوروز و ایام عید اگرچه برای همه عزیز است اما عزیزتر از آن سلامتی جسم و روح است
اگرچه بارزترین نشانه های نوروز دید و بازدید و میهمانی ها و مسافرت هاست اما « مصرف » را در لابلای همه حرکت ها می توان دید که متاسفانه در بسیاری موارد با اسراف همراه است
اسراف در میهمانی ها در سالهای اخیر سبب ایجاد فاصله ها میان خانواده ها و فامیل و کاهش صله ارحام شده است
دکتر محی الدین محمدخانی روانشناس تربیتی و عضو هیات علمی دانشگاه در کرمانشاه : اگر پس از میهمانی دچار خستگی جسم و روح شدید نشان می دهد میهمانی سالمی نبوده است زیرا آن صله رحمی که عمر را طولانی می کند با اضطراب و احساس نداری و فقر همراه نیست
دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی استاد اقتصاد دانشگاه تهران : یک کارمند با عیدی 300 هزارتومانی نمی تواند برای خود و چهار نفر از اعضای خانواده خویش کفش مانتو چادر شلوار و... خریداری نماید. فرهنگ صرفه جویی و رعایت الگوی مصرف باید به عرفی ملی میان دولت و ملت تبدیل شود و در عین رفاه صرفه جو باشیم نه اینکه فقر ما را مجبور به صرفه جویی نماید!
مجید زندی
 

نام:
ایمیل:
نظر: