صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۱۴۳۸

بصیرت:اجلاس امنیت هسته ای واشنگتن که هفته پیش در آمریکا برگزار شد و مقامات کاخ سفید هدف از برگزاری آن را مقابله با «تروریسم» اعلام کرده بودند در نهایت پرده ای دیگر از ناکامی های آمریکا را در عرصه بین المللی رقم زد.
در این اجلاس که با حضور گزینشی 47 کشور جهان برگزار شد آمریکایی ها در جلب حمایت کشورها برای بوجود آمدن اجماعی علیه ایران در خصوص اعمال تحریم های شدیدتر ناکام ماندند و شرکت کنندگان در اجلاس از جمله چین، روسیه، برزیل، مالزی، هند و... بر طریق مذاکره و گفت وگو با جمهوری اسلامی تأکید کردند.
شاید بتوان گفت آنچه که اجلاس امنیت هسته ای واشنگتن را به لحاظ حقوقی- و نه تنها پارامترهای سیاسی- بی خاصیت کرد و پروپاگاندای رسانه ای نظام سلطه در پمپاژ هدف دروغین مقابله با تروریسم را متوقف نمود اظهارات چندی قبل باراک اوباما در مصاحبه با نیویورک تایمز- 6 آوریل 2010- بود که گستاخانه ایران و کره شمالی را به جنگ هسته ای تهدید کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی هفته گذشته در بیاناتی حکیمانه و آگاهی بخش در دیدار با جمعی از فرماندهان عالی رتبه نظامی درباره تهدید هسته ای رئیس جمهور آمریکا تصریح کردند: «این سخن بسیار عجیب است و دنیا نباید از آن بگذرد زیرا در قرن بیست و یکم که قرن ادعاهای حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است، رئیس یک کشور تهدید به حمله اتمی می کند... معنای اینگونه سخنان این است که دولت آمریکا، دولتی شریر و غیرقابل اعتماد است.»
از همین رهگذر درباره تهدید به جنگ هسته ای از سوی آمریکا بر ضد جمهوری اسلامی ایران گفتنی هایی هست.
1- موقعیت متزلزل آمریکا در صحنه تصمیم گیری های بین المللی به وضوح نشان می دهد که اظهارات باراک اوباما درباره حمله هسته ای به ایران را تنها باید یک بلوف و سخنی نسنجیده به حساب آورد. آمریکایی ها در موضوع برنامه هسته ای ایران دچار نوعی استیصال و سردرگمی حاد شده اند بطوری که جلسات مذاکرات گروه 1+5 بدون رسیدن به یک توافق حداقلی درباره ایران یکی پس از دیگری برگزار می شود و آمریکایی ها علی رغم ادعاهای فراوان و ژست رهبری این گروه در میدان عمل نتوانسته اند به نتایج مورد نظرشان برسند.
دولت آمریکا هر چند طی چند سال گذشته باعث و بانی تصویب قطعنامه های تحریمی علیه ایران بود اما تحلیلگران و کارشناسان سیاسی اذعان دارند تحریم ها نتایجی به همراه نداشته و بلکه نتیجه معکوس داده است. در صحنه منطقه ای نیز آمریکا نتوانسته است قدرت و اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی ایران را مهار نماید؛ همچنانکه در ارزیابی نهایی کنفرانس صهیونیستی هرتزلیا که اخیراً منتشر شد با انتقاد به سیاست های واشنگتن آمده بود: «اعتراف به برترین قدرت منطقه ای بودن ایران در کشورهای منطقه خاورمیانه افزایش یافته است.»
از سوی دیگر؛ سقوط دولت رنگی قرقیزستان در هفته گذشته بیانگر سیاست های اشتباه کاخ سفید و تنزل عمق استراتژیک این کشور در صحنه سیاست بین الملل بود.
نشست امنیت هسته ای واشنگتن هم همانطور که اشاره شد دستاوردی برای آمریکا نداشت. مشکلات آمریکایی ها در صحنه افغانستان و عراق نیز خود داستان بلندی است که حکایت از آن دارد که کشتی جنگی آمریکا در این مناطق به گل نشسته است.
و بالاخره به مجموعه مصائب و مشکلات پیش روی آمریکا باید مشکلات و وضعیت بحرانی این کشور در حوزه مسایل اقتصادی را علاوه کرد.
با این توصیف، ناگفته پیداست که اظهارات تهدیدآمیز اوباما نشانگر حجم انبوه مشکلات خرد و کلان آمریکاست که در صحنه سیاسی، بین المللی و اقتصادی با آن دست و پنجه نرم می کرده و اکنون زمام امور را از دست داده است. اما به هر حال آنچه روی دیگر این سخنان خصمانه است اعتراف صریح رئیس جمهور آمریکا در عدم پایبندی به مقررات و موازین حقوق بین الملل است.
2- تهدید به جنگ هسته ای علیه کشوری که عضو سازمان ملل متحد و عضو ان.پی.تی است و انحرافی در زمینه رعایت معاهده منع اشاعه هسته ای نداشته است نه تنها تهدید جمهوری اسلامی ایران بلکه تهدید صلح و امنیت بین المللی است؛ چرا که سخنان اوباما درباره امکان حمله هسته ای به کشوری، اعتراف به آن است که خط مشی دولت آمریکا مبتنی بر تهدید، باج خواهی و زور است و با گزینه های مذاکره و مسالمت آمیز در تضاد است. اوباما در واقع با اظهارات جنگ طلبانه خود آنهم با تهدید جنگ هسته ای، تمامی هفت هدف اساسی منشور ملل متحد یعنی 1- اصل عدم توسل دولت های جهان در روابط بین الملل به زور، 2- اصل حل اختلافات از طریق مسالمت آمیز همچون آشتی، میانجیگری، دادرسی و...، 3- اصل عدم حق دخالت در امور کشورهای دیگر که در صلاحیت ملی است، 4- اصل تعاون و همکاری بین المللی با سایر دولت ها، 5- اصل تساوی حقوق ملت ها، 6- اصل حاکمیت دولت ها، 7- اصل اجرای حسن نیت در تعهدات بین المللی را نادیده گرفت و در شرایطی که هفت اصل مورد اشاره در متن منشور ملل متحد ذکر شده و به موجب قطعنامه 1815 مجمع عمومی سازمان ملل متحد آن را تصویب کرده است در قرن بیست و یکم با یک سیر قهقرایی به دوره قرون وسطی رجعت کرده است.
اینجاست که نقض مصرحات منشور ملل متحد - و از جمله بند چهارم از ماده دوم - و قطعنامه های 255 و 984 شورای امنیت سازمان ملل (مبنی بر ممنوعیت توسل به تهدید یا استفاده از زور علیه هر کشوری و حفظ حقوق کشورهای غیرهسته ای در مقابل تهدیدات کشورهای دارنده سلاح هسته ای) از سوی باراک اوباما این پیام را برای افکار عمومی جهان به همراه داشت که اساساً میان اوباما و جرج بوش تفاوتی وجود ندارد و محور تصمیم گیری های دولتمردان آمریکایی چیزی جز افزون طلبی، باج خواهی و چپاولگری نیست و استعمال الفاظی چون حقوق بشر، مقابله با تروریسم و... فقط اسم مستعاری برای اهداف جاه طلبانه و زیاده خواهانه دولت آمریکاست.
3- از سوی دیگر؛ سخنان اوباما را باید بیانگر «تروریسم دولتی» دانست. اینکه رئیس جمهور آمریکا علی رغم ادعای مبارزه با تروریسم آن هم در مقیاس جهانی، خود صریحا با نقض قواعد حقوق بین الملل تهدید به حمله اتمی می کند چگونه قابل توجیه است؟ در واقع آقای اوباما با این اظهارات- ناخواسته- در قامت متهم ردیف اول پرونده «تروریسم دولتی» در صحنه بین المللی ظاهر شد و نشان داد که تروریست هایی چون عبدالمالک ریگی در سایه حمایت همه جانبه آمریکا دست به اقدام تروریستی می زنند.
البته اعترافات ریگی- که اخیراً نسخه ای از آن توسط ایران برای دبیرکل سازمان ملل متحد ارسال شده است- و مجموعه شواهد و قراین در این باره که متهم ردیف اول پرونده «تروریسم دولتی» «دولت آمریکا» است از ماه ها پیش با اشراف اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی ایران و شکار سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله بار دیگر و برای چندمین بار به اثبات رسیده بود. اما اینک افکار عمومی دنیا با اعتراف صریح اوباما در تهدید به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران و کره شمالی که نشانه تروریسم دولتی این کشور است باید در نقطه مقابل این تهدید، اعضای سازمان ملل متحد را مجبور کنند در امحای کامل کلیه سلاح های هسته ای به هیچ عنوان کوتاه نیایند چرا که آمریکا نشان داد وقتی با حالتی خصمانه از جنگ هسته ای سخن می گوید کشوری غیرقابل اعتماد و یک شرور بین المللی است.
4- جمهوری اسلامی ایران باید به نوبه خود شکایت رسمی از دولت آمریکا به سازمان ملل را به اتهام نقض اصول مصرحه منشور ملل متحد، موازین اولیه حقوق بین الملل و تروریسم دولتی در دستور کار خود قرار دهد.
شاید بتوان گفت نامه شدیداللحن سفیر و نماینده دایم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد خطاب به رئیس شورای امنیت، دبیرکل و رئیس مجمع عمومی سازمان ملل که در تاریخ 24/1/89 تحویل شورای امنیت شد و در آن تهدید اتمی آمریکا علیه کشورمان به مثابه باجگیری هسته ای دانسته شده بود را اولین مرحله حقوقی شکایت ایران از آمریکا به حساب آورد؛ اما بدون تردید این اقدام کافی نیست و دستگاه دیپلماسی کشورمان می بایست با استفاده از تمام ظرفیت های حقوقی در طرح شکایت علیه آمریکا در مجامع بین المللی همت مضاعف بگمارد.
البته کنفرانس خلع سلاح و عدم اشاعه تهران که از امروز به مدت دو روز با حضور ده ها کشور خارجی با شعار «سلاح هسته ای برای هیچ کس، انرژی هسته ای برای همه» برگزار خواهد شد فرصت مناسبی است تا اولاً؛ افکار عمومی دنیا نسبت به نقض گسترده و فراگیر موازین حقوق بین الملل از سوی آمریکا واکنش جدی تری را برگزینند، ثانیاً ؛ با توجه به ساختار سازمان ملل درپی آن باشند که به اصلاح ساختار کهنه و فرسوده این سازمان که در خدمت چند کشور است پایان دهند. واقعیت آن است که به خلع سلاح هسته ای با ساز و کار فعلی سازمان ملل خیلی نباید امید بست.
و بالاخره جمهوری اسلامی ایران باید از بستر بوجود آمده در آگاهی کشورها و دولت های مستقل و آزادیخواه در زمینه تهدید اتمی آمریکا و غیرقابل اعتماد بودن این کشور استفاده کند و هرچه زودتر رسما علیه کابوهای قرن 21 طرح دعوا نماید.
حسام الدین برومند
 

نام:
ایمیل:
نظر: