صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۴۱۴۵۰

بصیرت:جمعیت به عنوان یکی از مهمترین اجزای دولتstate( )، فاکتوری مهم در اقتدار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع مختلف تلقی می شود.
امروزه جمعیت یک میلیارد و سیصد میلیون نفری چین یک تهدید جدی برای قدرت های بزرگ تلقی می شود و جایگاه چین را در معادلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ارتقای کم سابقه ای داده است.
در سالهای اخیر سیاست های تعدیل جمعیت در کشورهای جهان سوم طرفداران بسیاری پیدا کرده این در حالی است که سیاستمداران اروپایی و آمریکایی به علت کاهش زاد و ولد در تلاش هستند دوباره صدای گریه نوزادان را در جوامع خود بلند کنند.
دکتر محمود احمدی نژاد اخیرا در یک مصاحبه تلویزیونی گفته است: “بنده شعار دو بچه کافی است را قبول ندارم”، رئیس جمهور با بیان اینکه:” این مسئله سیاست غلطی بود که غربی ها انتخاب کرده و امروز پشیمان هستند” افزود: “چرا باید در مسیری قرار بگیریم که نتیجه آن مشخص است.”
این اظهارات با بازتاب متفاوتی در سطح رسانه ها و محافل سیاسی و اجتماعی مواجه شد. خط بطلان بر سیاست های کنترل جمعیت در حالی که ایران در خاورمیانه در اجرای برنامه های تنظیم خانواده جزء موفق ترین کشورها در چند سال گذشته بوده شبهات و تردید های بسیاری را به وجود آورده است. از سال1355 تا1375 جمعیت ایران به دوبرابر افزایش یافت که این روند در سالهای اخیر تحت کنترل در آمده است. جمعیت شناسان دهه80 را دهه زناشویی و باروری قسمت چاق هرم جمعیتی ایران می دانند اما واقعیت این است که در دهه گذشته بسیاری از انتظارات محقق نشده و متوسط تعداد اعضای خانواده ها به زیر4 نفر رسیده که تا حدودی
نگران کننده به نظر میرسد.
در شرایط کنونی بسیاری از مدارس ابتدایی و راهنمایی در شهرها و روستاها به علت کم بودن تعداد دانش آموزان از نصاب مورد نظر در حال تعطیل شدن هستند. بسیاری از زوج های جوان یا بچه دار نمی شوند و یا اینکه ترجیح میدهند یک فرزند داشته باشند. ادامه این روند ما را با بحران کهولت جمعیت در دو دهه آینده و کاهش بی سابقه جمعیت در چند دهه بعد مواجه خواهد نمود.
این در حالی است که به لحاظ دینی در آیات قرآنی و روایات، تشویق فراوانی به ازدواج و خروج از تجرد شده است. بدیهی است که یکی از نتایج ازدواج در اغلب موارد تولید و احیانا تکثیر نسل است. “آیات و روایاتی وجود دارد که فزونی جمعیت مسلمانان را یک معیار مهم هم در دنیا و هم در آخرت قرار داده است. فرزندان در دنیا زینت،مایه استعانت، امداد، قدرت و مایه غلبه مومنان و در آخرت مایه مباهات پیامبر اسلام(ص) معرفی شده اند. برخی محققان از مجموع این روایات اصل اولی را استحباب تکثیر نسل دانسته اند.”
مضاف بر اینکه به لحاظ تاریخی ایران کشوری است که همواره در معرض تهاجم و دست درازی قدرت های بزرگ بوده است. لذا نمی توان از جمعیت به عنوان یکی از مهترین فاکتورهای اقتدار ملی چشم پوشی کرد. به عنوان نمونه به واسطه اشغال نظامی ایران توسط انگلیسی ها در جنگ جهانی اول فاجعه قحطی سالهای (1917-1919 م) در سراسر کشور به وقوع می پیوندد و به تاوان آن بیش از10 میلیون ایرانی به کام مرگ کشیده می شوند.”طبق اسناد آمریکایی، در سال1914 جمعیت ایران20 میلیون نفر بود که در سال1919 به11 میلیون نفر کاهش یافت، یعنی حدود ده میلیون نفر از مردم ایران از گرسنگی و بیماری های ناشی از کمبود مواد غذایی و سوءتغذیه مردند.”
به لحاظ جغرافیایی نیز امکانات بالفعل و بالقوه ایران به حدی است که قابلیت اداره و زندگی150 میلیون نفر جمعیت را فراهم می نماید. گستره پهناور سرزمین ایران، آب و هوای چهار فصل و تنوع و تکثر منابع طبیعی به قدری است که مشکل تراکم غیرقابل کنترل جمعیتی را در ایران به وجود نمی آورد.
طی چند دهه گذشته غربی ها تلاش زیادی برای توصیه و تجویز الگوهای کنترل جمعیت به کشورهای جهان سوم و به خصوص مسلمانان داشته و دارند. بدیهی است چنین تلاشی لزوما خیرخواهانه نیست. “ساموئل هانتینگتون” در بخشی از مصاحبه خود درباره تمدن اسلام و چین و چالش آن ها با تمدن غرب، با اشاره به نقش روزافزون مسلمانان گفت:”تمدن اسلام تمدنی است که چالش آن تا حدودی متفاوت از دیگر چالش هاست. چرا که این تمدن اساسا ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زاد و ولد که در اکثر کشورهای اسلامی، شاهد آن هستیم این چالش را متفاوت کرده است. امروزه بیش از20 درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان15 تا25 ساله تشکیل داده اند.”( سیاحت غرب، شماره32 ، ص8 )
غربی ها حتی در برابر سیاست های بی رحمانه چینی ها در کنترل جمعیت نه تنها هیچ موضعی اتخاذ نمی کنند بلکه به شدت موافق این موضوع هستند که نسل زردپوست ها رو به کاهش بگذارد.
اما واقعیت این است که مشکل اصلی در کشورهای جهان سوم مثل ایران، مسئله افزایش جمعیت نیست؛ بلکه توزیع نابرابر جمعیت در گستره سرزمینی مولد ناهنجاری ها و کمبودهایی شده است که بیشتر کاذب و مصنوعی به نظر می رسد. ایران امروز برای قدرتمند بودن نیازمند جمعیتی بالای100 میلیون نفر است و سیاست های کنترل جمعیت دولت های قبل می بایست مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار گیرد. لذا نمی توان در
برنامه ریزی ها برای آینده کشور نقش جمعیت را در اقتدار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و انقلاب اسلامی نادیده گرفت.
صالح اسکندری
 

نام:
ایمیل:
نظر: