بصیرت:این کنفرانس بیش و پیش از آن که به مثابه یک "ابتکار" دیپلماتیک از سوی جمهوری اسلامی ایران نگریسته شود و به عنوان نشانه‌ای از "اراده سیاسی واقعی" ایران برای مشارکت در خلع سلاح جهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، به عنوان یک "نمایش رسانه‌ای - تبلیغی" برای خروج از انزوایی خوانش می‌شود که تحت تاثیر برگزاری کنفرانس امنیت هسته‌ای واشنگتن به ابتکار باراک اوباما به تهران تحمیل شده است! انتشار خبری با موضوع ممنوع الخروج شدن محمد خاتمی و ممانعت از شرکت وی برای شرکت در اجلاس سالانه شورای تعامل برای خلع سلاح در هیروشیمای ژاپن از جمله سوژه‌های دیگری بود که هم راه به حوزه بین‌المللی می‌برد و هم به نوعی با تلاش بیگانه با برخی موضوعات داخلی از جمله مهم‌ترین آنها، ادعای تنگ‌تر شدن حلقه محاصره سیاسی علیه "نخبه‌گان مردود‌شده" پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری پیوند می‌خورد. اهدای جایزه موسوم به "آزادی بیان برای وبلاگ" به ژیلا بنی یعقوب توسط سازمان گزارشگران بدون مرز نیز از جمله سوژه‌هایی بود که از قابلیت خبرسازی در حوزه سیاست داخلی برخوردار بود. گفت‌وگویی درباره برخی واکنش‌ها به ادامه بازداشت جعفرپناهی، فیلم‌ساز؛ گزارشی درباره تاکید وزیر رفاه و تامین اجتماعی، صادق محصولی، بر لزوم ترویج رویکردهای تربیتی دینی محور درمهد کودک‌ها و نهایتا گزارشی اجتماعی- فرهنگی با موضوع ورزش بانوان ایرانی از جمله سوژه‌های مورد توجه رسانه‌های بیگانه در هجده سال گذشته بود. کنفرانس واقعی برای خلع سلاح برگزاری کنفرانس خلع سلاح در تهران، بلافاصله به عنوان یک سوژه خبرساز در محافل و رسانه‌ای غربی مطرح شده است. رسانه‌های غربی به جای آن که به محتوا و راه‌حل‌ها و پیشنهادات سازنده مطرح شده در این کنفرانس بپردازند، عمدتا کوشیدند راه‌هایی برای تحت‌الشعاع قرار دادن اهمیت آن پیدا کنند. در این راستا، در حالی که نمایندگان رسمی تقریبا شصت کشور جهان در این کنفرانس حضور پیدا کردند و به نوعی برآیند و نمونه‌‌ای از گرایش افکار عمومی جهانی به موضوع خلع‌سلاح و همراهی آنها با ایده‌های استراتژیک جمهوری اسلامی در این زمینه به شمار می‌رفت، رسانه‌های غربی کوشیدند تا این کنفرانس را یک جلسه‌ای تشریفاتی، شعاری و بدون تاثیرگذاری بین‌المللی ترسیم و تصویر نمایند. از طرفی رسانه‌های غربی، کنفرانس خلع سلاح تهران را به مثابه یک اقدام واکنشی در برابر کنش به اصطلاح فعالانه ایالات متحده آمریکا در برگزاری کنفرانس امنیت هسته‌ای در واشنگتن ارزیابی کرده‌اند که به زبانی ساده به معنای نوعی یارکشی سیاسی از میان کشورها بین‌ ایران و آمریکا قلمداد می‌شود. بر این اساس، کنفرانس تهران که در مقابل با کنفرانس واشنگتن تشکیل می‌شود تلاش برای همراه‌سازی کشورها در اجلاس آینده بازنگری در مفاد ان.پی.تی از سوی آمریکا و ایران ارزیابی می‌گردد که هر پنج سال یک بار برگزاری می‌شود. در چنین شرایطی، کنفرانس خلع سلاح تهران ثمره عملی خاصی جز دادن برخی آلارم‌های سیاسی به واشنگتن و جبهه غربی در سطح بین‌المللی ندارد و نمی‌تواند بحران اشاعه تسلیحات کشتار جمعی را در میان کشورها تدبیر و مهار نماید. گزاره ادعایی واکنشی بودن کنفرانس تهران از سویی به معنای پاسخ سیاسی ایران به انزوایی بین‌المللی تصور می‌شود که در پی دعوت نشدن تهران به کنفرانس امنیت هسته‌ای واشنگتن و ایجاد یک اجماع دست کم لفظی بین‌المللی علیه برنامه اتمی ایران در حاشیه(در اصل در متن) این کنفرانس اتفاق افتاده است. فتنه داخلی تنها امید بیگانگان آن گونه که بیگانه بر اساس پسندهای رسانه‌ای خود روایت می‌کند گسل‌های شکاف درون‌حاکمیتی تحت تاثیر سونامی پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران همچنان فعال و خطرناک است. خطوط این گسل از منظر بیگانه هر چند به ظاهر همه چیز آرام به نظر می‌رسد، اما فعالانه در حال ادامه حرکت‌های زیرزمینی خود است! در یک طرف گسل بنا بر این رویکرد تبلیغ‌زده رهبری و جریان سیاسی حاکم پس از انتخابات قرار می‌گیرد و در طرف دیگر چهره‌هایی مانند حجت‌الاسلام محمد خاتمی،‌ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و برخی وابستگان نسبی‌اش مانند مهدی هاشمی قرار می‌گیرند. این بار اما رسانه‌های غربی می‌کوشند تا گسل مزبور را به ابتکار جنگ‌روانی خاصی که به بهانه انتشار خبری درباره ممنوع الخروج شدن محمد خاتمی و تایید حکم بازداشت مهدی هاشمی فعال سازند. آنها در این راستا این دو موضوع را به معنای تنگ‌تر شدن حلقه محاصره حاکمیت و به ویژه رهبری نظام علیه نخبه‌گان مردود‌شده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری قلمداد کرده‌اند. جوایز بیگانگان برای کدام اهداف ؟ "چهره‌سازی"(Face Building) یا اسطوره‌پروری یکی از تکنیک‌های رسانه‌ای است که هدف آن ایجاد "گروه‌های مرجع" و جریان سازی اجتماعی- سیاسی از جانب آنها در سوژه هدف است. بر این اساس، رسانه‌های غربی طیف گوناگون و متنوعی از چهره‌های داخلی را از چهر‌های دگراندیش گرفته تا چهر‌ه‌های منتقد، مخالف، معترض و معاند به عنوان به مثابه به اصطلاح "سرمایه‌های اجتماعی" می‌نگرند و می‌کوشند از آنها چهره‌هایی خبرساز، جریان‌ساز بسازند و آنها را در زمره گروه‌های مرجع مقوله‌بندی(Categorizing) نمایند. در این راستا، برخی سازمان‌ها و گروه‌های به اصطلاح بین‌المللی با خلق و اعطا جایزه‌هایی به اصطلاح "من‌درآوردی"! به یک سری چهره‌های داخلی که ذیل یکی از انواع فوق‌الذکر در طیف مخالف حکومت و دولت می‌گنجند یا دعوت از آنها برای حضور موثر در برخی جشنواره‌های به اصطلاح معتبر بین‌المللی(مانند جشنواره بین‌المللی فیلم کن) و ...، برای آنها اعتبار و شانی رسانه‌ای- مجازی دست و پا کنند و چهره‌ای تاثیرگذار و مهم از آنها در میان افکار عمومی بتراشند. اعطای جایزه به اصطلاح بین‌المللی ‌"آزادی بیان برای وبلاگ" از سوی گزارشگران بدون مرز به ژیلا بنی یعقوب یکی از وبلاگ نویسان و نیز برجسته‌سازی چهره بین‌المللی جعفر پناهی به عنوان یک فیلم‌ساز در چارچوب همین تکنیک چهره‌سازی و تلاش بیگانه برای بدل کردن این دو به یک مرجع و چهره‌ جریان‌ساز در کنار چهره‌های مختلف دیگر داخلی و خارجی قابل فهم و درک است! ناامیدی از اختلاف بین نسلی ترسیم و تصویر تابلویی از "شکاف نسلی" در جمهوری اسلامی ایران در ذهن و جان مخاطبان ایرانی یکی از اولویت‌های رسانه‌ای غرب است که هرازچندگاهی ردپای آن را در گزارش‌ها و تحلیل‌های فرهنگی- اجتماعی بیگانه می‌توان مشاهده کرد. این شکاف نسلی که از آن سخن به میان می‌آید بیانگر رویه‌ها و رویکردهای متعارض نسل پرورش یافته نوجوان و جوان در دامان پدران و مادران انقلابی در طول سه دهه گذشته است! پیش فرض گرفتن این انگاره ادعایی، بیگانه را به این نتیجه موهوم رسانده است که استراتژی فرهنگی- اعتقادی و عقیدتی - سیاسی جمهوری اسلامی ایران به مثابه واکنشی در مقابل این پدیده به سمت و سوی "بازگرداندن ایدئولوژی" به محیط‌های آموزشی و پرورشی نظیر مهدکودک‌ها، مدارس و ... گرایش یافته است. این در حالی است که بنا بر ادعای بیگانه درست به همان میزان که حاکمیت به سمت ایدئولوژیزه کردن فضای ذهنی - تربیتی کودکان، نوجوانان و جوانان تمایل نشان می‌دهد، نسل سوم و چهارم به مدد برخی ابزارهای و تکنولوژی‌های جهان‌گرا و ایدئولوژی‌گریزی مانند اینترنت و رسانه‌های دیجیتالی غیرقابل کنترل، مسیر مخالفت با نظام اسلامی را انتخاب کرده و از خود ایدئولوژی‌زدایی می‌نماید!!