صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۲۲۱۱

بصیرت:تا قبل از شکل گیری جمهوری اسلامی ایران، اعراب در 4 جنگ مقابل اسرائیل قرار گرفته و در هر چهار مورد با شکست مواجه شدند.
اولین جنگ در سال 1948 و پس از عملی شدن اعلامیه بالفور مبنی بر شکل گیری اسرائیل آغاز شد که نتیجه آن برای اعراب چیزی جز شکست نبود. پس از آن در سالهای 1956 ، 1967 (جنگ 6 روزه) نیز اعراب متحمل شکست شدند. چهارمین جنگ بین سالهای 1973 تا 1978 رخ داد که به جنگ رمضان شهرت یافت. در این جنگها اگر چه در ابتدا اعراب به پیروزیهایی دست یافتند، اما در پایان در این جنگ نیز شکست خوردند که نتیجه آن به قرارداد صلح کمپ دیوید منجر شد.
پس از جنگ رمضان، تحول جدیدی در منطقه خاورمیانه رخ داد و انقلاب اسلامی ایران متولد شد. از آن زمان به بعد هیچ جنگی بین اعراب و اسرائیل شکل نگرفت و در واقع گسل واقعی بین اعراب و اسرائیل به گسل غیرواقعی عرب و عجم بدل شد. غرب بسیار تلاش کرد نگاه اعراب را از اسرائیل منحرف کند و موضوع اصلی آنها را قومیت عرب و عجم قرار دهد. به همین خاطر، با چراغ سبز به صدام، جنگ علیه ایران را به راه انداخت.
اکنون هم تلاش می کند با طرح موضوعهایی مانند جزایر ایرانی -که تنها موضوع جزیره ابوموسی مطرح است و دو جزیره دیگر اساساً جمعیتی نداشته، نظامی هستند و در آبهای سرزمینی ایران قرار دارند و هیچ سؤالی درباره آنها وجود ندارد - موضوع عرب و عجم را زنده نگه دارد. در حالی که تنها بحث موجود موضوع جمعیت جزیره ابوموسی و میهمانان عرب آن است که می تواند با مذاکره حل شود. البته، ذکر این نکته ضروری است که در مورد همین جزیره هم هیچ شبهه ای وجود ندارد و ایرانی بودن آن مسلم است و ایرانیها هیچ گاه بر سر تمامیت ارضی خود مذاکره نخواهند کرد، اما همان طور که ذکر شد، می توان با مذاکره، موضوع جمعیتی و مدیریت امور زندگی ساکنان آن را که چند خانوار عرب هم در آن میهمان هستند، مرتفع کرد.
اما بحث اصلی که متأسفانه برخی سران عرب از آن غافل مانده اند، ایجاد گسل کاذب بین عرب و عجم در منطقه است که غرب هم به شدت به آن دامن می زند و البته برخی سران مرتجع عرب هم عامدانه از این روش برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای قبلی خود از اسرائیل و پوشاندن مشکلات درونی خود مانند خفقان سیاسی موجود در کشورشان، بهره می برند. در حالی که اسرائیل با استفاده از این اختلافها و در سایه ایجاد گسل عرب و عجم به دویست بمب هسته ای دست پیدا کرده و منطقه را در معرض خطر قرار داده است.
اعراب تا کنون فقط در دو جنگ 33 و 22 روزه بر اسرائیل پیروز شده اند که هر دوی این جنگها نیز متأثر از نفوذ معنوی انقلاب اسلامی و روش جنگهای نامتقارن ایران بوده است. این حس خوبی برای بعضی سران مرتجع عرب ایجاد نمی کند و آنها که پس از چند شکست به یک فضاحت دائمی در برابر اسرائیل رسیده اند، با دامن زدن به اختلافهای بین ایران و اعراب، سرخوردگی خود را جبران می کنند. این در حالی است که طرح مسائل اختلاف برانگیز از سوی برخی شیوخ امارات که معمولاً مسائلی از این دست را مطرح می کنند، بیش از همه به خود مردم امارات متحده عربی آسیب می رساند، چون اگر فضای منطقه بحرانی شود، بیش از همه همین بازیگران ضربه خواهند خورد.
واقعیت آن است، در حالی که عمر برخی از کشورهای عرب حتی به 40 سال هم نمی رسد، ایران همواره و در طول تاریخ قدرتمندترین کشور منطقه بوده است و بخصوص پس از انقلاب اسلامی هیچ گاه تهدیدی برای همسایگان خود نبوده و بر عکس رژیم شاه که بیشترین همراهی را با کشورهای غربی داشت، نظام جمهوری اسلامی همواره کوشیده است تا با کشورهای عربی و مسلمان منطقه جبهه متحدی را علیه صهیونیستها تشکیل دهد.
* حشمت ا... فلاحت پیشه
 

نام:
ایمیل:
نظر: