صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۴۲۳۱۷
آشنایی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (16)

م .سعیدى
با نزدیک شدن به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، احزاب مطرود و شکست خورده دوم خرداد دست به دست هم داده تا با حضوری فعال در این انتخابات، بار دیگر زمینه های بازگشت به قدرت را فراهم آورند. این جریان هرچند امید چندانی نداشت که بتواند بر جریان اصولگرا با نامزدی احمدی نژاد فائق آید، اما ناگزیر بود که با همه توان وارد عرصه رقابت شود، چرا که تداوم چهار سال تفکر دولت اصولگرا شاید موجب می شد که این جریان برای همیشه به فراموشی سپرده شود.
در این شرایط بود که تئوریسینهای این جریان که اعضای سازمان مجاهدین در میان آنها از جایگاه کلیدی برخوردار بودند به صحنه آمدند تا با گردهم آوردن تمامی مخالفین احمدی نژاد، انتقام شکست پیشین را از وی بگیرند! در این شرایط بود که سیاست «عبور از احمدی نژاد» به عنوان استراتژی اولیه این جریان مورد اجماع قرار گرفت و مکانیزمهای مختلفی برای این امر طراحی گردید.
در این مسیر در حالی که مهدی کروبی به عنوان دبیرکل حزب اعتماد ملی، آرزوی ریاست جمهوری در سر می پروراند، اکثریت احزاب دوم خرداد از جمله سازمان بر حضور سیدمحمد خاتمی در عرصه انتخابات اصرار داشته و او را تنها گزینه ای می دانستند که خواهد توانست با احمدی نژاد رقابت کند. این در حالی بود که کروبی به شدت منتقد خاتمی بوده و حاضر نبود به نفع وی کناره گیری کند و از دیگر سو خاتمی نیز که بیشتر دوست داشت یک روشنفکر آزاد باقی بماند تا یک مدیر و سیاستمدار مسئول! از رقابت با احمدی نژاد هراس داشته و خاطرات تلخ شکست نامزدهای مشهور جریان دوم خرداد از احمدی نژاد در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از یک سو و تضعیف موقعیت وی به خاطر عملکرد قابل نقد دولت دوم خرداد نیز وی را از حضور جدی و فعال در عرصه انتخابات باز می داشت. همچنین ورود به رقابت «برد - باخت» در انتخابات دهم به دوئلی شبیه بود که پیروزی در آن چیزی بیش از ماجرای دوم خرداد 76 برای خاتمی به همراه نداشت، ولی باخت در آن به معنای مرگ سیاسی خاتمی می توانست تلقی گردد. به عبارتی در بهترین حالت از بازی نتیجه ای جز شکل گیری بازی «باخت - باخت» برای وی نبود.
اما فشارهای جدی سران گروههای دوم خرداد موجب شد تا خاتمی برای جلوگیری از شکست مجدد جریان دوم خرداد برای حضور در صحنه با اکراه فراوان، متقاعد شود. تاج زاده عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین به ماجرای حضور خاتمی چنین اشاره می دارد: «وی شخصاً مایل به نامزد شدن نبود و در نهایت براساس خرد جمعی تصمیم گرفت.»(1 )
در حالی که اخبار از حضور خاتمی در صحنه خبر می داد، به یکباره خبر حضور میرحسین موسوی در عرصه رقابتهای انتخاباتی قوت یافت. در این میان احزاب افراطی دوم خرداد از جمله مشارکت و سازمان به ظاهر اینگونه القا کردند که به شدت با حضور موسوی در صحنه رقابت انتخاباتی مخالف بوده و ضمن احترام به وی خواهان کناره گیری به نفع خاتمی هستند. در همین شرایط بود که نقدهای تند و تیز نسبت به موسوی آغاز شد. به عنوان نمونه تاج زاده می گوید: «دلایلی که ایشان(موسوی) به عنوان موانع و مشکلات مطرح می کرد و شرایطی که برای نامزد شدن داشت، کماکان باقی است البته اگر تشدید نشده باشد.»( 2)
تلاش سازمان مجاهدین برای متقاعد کردن موسوی برای عدم حضور شدت گرفت، اما از سویی دیگر زمان به ضرر جریان دوم خرداد سپری می شد و موسوی بطور روشن مواضع خود را اعلام نمی نمود تا اینکه سران مشارکت - مجاهدین خاتمی را متقاعد ساختند که در روزهای پایانی بهمن ماه 1387 بطور رسمی حضور خود را در انتخابات اعلام نماید.
با اعلام نامزدی خاتمی جریان دوم خرداد با تمام توان و انرژی وارد صحنه شد تا وضعیت خاتمی را به عنوان گزینه اصلی جریان دوم خرداد تثبیت نماید. اما از سویی دیگر موسوی نیز در اسفندماه بطور رسمی حضور خود را اعلام کرد و این مسئله اردوگاه دوم خرداد را دچار بحران نمود. بازی با سه مهره کروبی، موسوی و خاتمی موجب تشتت آراء شدیدی بود و زمینه اختلاف در درون این جبهه را فراهم می آورد و این در حالی بود که جریان اصولگرا با گزینه قدرتمندی چون رئیس جمهور دولت نهم وارد صحنه انتخابات شده بود.
چنین شرایط بغرنجی بود که خاتمی را واداشت تا خود را از سناریوی طراحی شده توسط مشارکت - مجاهدین بیرون کشیده و انصراف خود را اعلام نماید و در این میان وعده پیشین خاتمی مبنی بر اینکه «یا من می آیم یا میرحسین» به کمک آمد و خاتمی با صدور اطلاعیه ای در آخرین روزهای سال87، کناره گیری خود را اعلام می نماید.
چند هفته طول کشید که جریان دوم خرداد از شوک استعفاء خاتمی بیرون آید و چهره عبوس خود را نسبت به موسوی تغییر دهد و حاضر به مذاکره با وی شود. بعد از نشست طولانی اعضای سازمان با موسوی در تعطیلات نوروزی سال 1388 بود که سازمان متقاعد شد با صدور بیانیه ای در 13 بند به تاریخ 21 فروردین 1388 رسماً از موسوی حمایت نماید.
سلامتی که وزیر کشاورزی دولت میرحسین موسوی بود با اشاره به دیدار فوق در ایام نوروز با میرحسین موسوی گفته است: «در دیدار دوستانه ای که با میرحسین موسوی داشتیم ایشان مواردی در مورد انتخابات مطرح کردند ما هم نکاتی با توجه به تجربیات انتخابات گذشته به میرحسین اعلام کردیم و متذکر شدیم که هر کاری که از دست ما بر بیاید به دلیل اینکه ایشان را قبول داریم، انجام خواهیم داد.» (3)
سازمان مجاهدین انقلاب در بیانیه خود با بحرانی خواندن کشور، «انتخابات ریاست جمهوری آینده را به مثابه فرصتی مغتنم و راهکاری قانونی، مدنی، مسالمت آمیز و در عین حال کم هزینه، فراروی ملت ایران برای پایان دادن به مدیریت ناکارآمد و ضعیف و نجات کشور از وضعیت نابسامان و نگران کننده کنونی» دانسته و موسوی را بهترین گزینه برای تغییر وضع موجود و احیای مطالبات عقیم و بجا مانده دوم خرداد در دوره خاتمی اعلام کرد.
و چنین بود که با حمایت همه جانبه جریان دوم خرداد از موسوی سناریوی کودتای مخملین در انتخابات دهم ریاست جمهوری کلید خورد.

نام:
ایمیل:
نظر: