صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۲۶۳۱

بصیرت:نگاهی به منابع معتبر مربوط به خلاقیت، نوآوری و تفکر خلاق نشان می‏دهد که ریشه این اصطلاح در نوع و روش فکری انسان نهفته است. در حقیقت فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد.
امروزه چهارچوب روانشناسی به ما اجازه می‏دهد که بر این عقیده باشیم فرآیند خلاقیت، ذاتی نیست بلکه می‏تواند آموزش داده شود. ما از طریق آموزش می‏توانیم به کودکان یاد دهیم که به راههای غیرمعمولی فکر کنند و از طریق تفکر واگرا به بررسی مشکلات پرداخته و به راه‏حلهای مناسب دست یابند. مساله این است که اجازه تفکر در این خطه را به مربیان بدهیم که جریان خلاقیت، جریانی از قبل ساخته شده نیست بلکه روندی زاینده و قابل تغییر می‏باشد.
آموزش و پرورش خلاق برمبنای روانشناسی تربیتی و تنوع مشارکت دانش‏آموزان استوار است و برای بهبود و سرعت بخشیدن به امر یادگیری شاگردان و پیدایش تحول فکری در آنان نظام آموزشی در پی کشف، ایجاد، تغییر و تنوع آموزشی است و برای تحقق اهداف خود وضعیت کنونی و سطح توانایی شاگردان را در نظر می‏گیرد و برای رشد تفکر خلاق در آنان تلاش می‏کند. در چنین نظام آموزشی، معلم برای تربیت شاگردانی خلاق ابتدا با آنان ارتباط عاطفی برقرار می‏کند تا آنان را بشناسد و به خواسته‏ها و نیازهای درونی‏شان پی ببرد سپس با قرار دادن شاگردان در شرایط حل مسئله آنان را به صورت خودانگیخته در کشف مسایل و امور کمک می‏کند. مدرسه و معلم با انگیزش و تقویت توانایی‏های دانش‏آموزان نقش مهمی دارند، بنابر این آگاهی و دانش معلم با نظریه‏های مهم یادگیری و خلاقیت در این فرآیند تأثیربسزایی دارد. امروزه باید بجای انباشتن ذهن شاگردان از محفوظات، افکار آنان را به فعالیت واداشت و روش اندیشیدن را به آنان آموخت.
اکثر پژوهش‏های انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت به این نتیجه رسیده‏اند که خلاقیت را می‏توان هم آموزش داد و هم پرورش داد. "تورنس" اشاره می‏کند طی پانزده سال تجربه در مطالعه و آموزش تفکرات خلاق به شواهدی رسیده است که نشان می‏دهد خلاقیت را می‏توان آموزش داد. متداول‏ترین برداشت از خلاقیت عبارت است از این که فرد خلاق، فکری نو و متفاوت ارائه می‏دهد. اهمیت این فکر نوین یا راه‏حل ابتکاری صرفاً به غیرمعمول بودن آن نیست بلکه به علاوه به این خاطر است که از نظر دیگران نیز ارزشمند و مناسب با موضوع ارزیابی می‏شود.
تربیت و پرورش افراد خلاق، مبتکر، متفکر و مولد محور هدفهای آموزش و پرورش امروز است طبعاً برنامه و محتوا و روش آموزش نیز باید زمینه‏ساز تحقق این هدف‏ها قرار گیرد. نخستین گام در زمینه‏سازی برای تحقق هدف انسانهای متفکر و خلاق، طرح‏ریزی آن نوع برنامه درسی است که از ارائه الزامات تفکر همگرا بکاهد و بر اقدامات زایش تفکر واگرا بیفزاید و زمینه‏های پرورش تخیل، تعقل، تحلیل، ابداع، راه وروش‏های متفاوت و نو را فراهم کند، ذهنی گاوشگر بپروراند که همواره در مواجه با مسائل و مشکلات، میل به سیالی، انعطاف و نوآوری داشته باشد. نوخواهی و نوآوری در فرآیند برنامه‏ریزی درسی زمینه‏ساز تربیت انسان‏های آزاد، خلاق و پویا از طریق ارائه برنامه‏های درسی مطلوب و زمینه‏ساز خلاقیت است.
سن ورود به مدرسه بسیار حساس و بحرانی در ارتباط با خلاقیت‏های ذهنی است عواملی هم چون تکالیف، تاکید بر محفوظات، انتظار رفتارهای یکسان از دانش‏آموزان، عدم توجه به تفاوتهای فردی، وجود کلاسهای پرجمعیت، اعمال انضباط و مقررات شدید، تشویق به کسب نمره‏های بالا و ایجاد جو توأم با رقابتهای فردی برای ممتاز شدن و سرانجام عدم شناخت با بی‏توجهی به ویژگی‏های کودکان و نوجوانان خلاق سبب می‏شود که خلاقیت آنان به تدریج کاهش یاید. "کارل راجرز" چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه می‏گوید: "واضح است که خلاقیت را نمی‏توان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا ظهور کند." او معتقد است که با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را می‏توان افزایش داد.
به نظر "ویلیام جیمز" همه ما توانایی و استعداد خلاقیت را داریم ولی متاسفانه در طول زندگی و در مسیر آموزش یاد می‏گیریم که غیر خلاق باشیم که عبارتی در سطح کلی محیط یادگیری اعم از خانه، مدرسه و اجتماع ما را به تفکر همگرا عادت می‏دهد. او معتقد است دوران کودکی سرآغاز شکل‏گیری روند تفکر خلاق محسوب می‏شود.
"پال تورنس" در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که خصوصیات مربی و شیوه‏های آموزش وی می‏تواند به افزایش تفکر خلاق بیانجامد. مربیانی که از شیوه "کودک ـ محور" در آموزش خود استفاده می‏کنند، کودکان را نسبت به محرکات پیرامون حساس می‏نمایند از تاکید بر الگوهای قالبی اجتناب می‏ورزند و کلاس را چنان سازماندهی می‏نمایند که محیطی نوع و خلاق ایجاد شود. در نتیجه این روش موجب افزایش و رشد خلاقیت در کودکان می‏شود. بررسی انجام شده نشان می‏دهد معلمانی که خود، خواهان تغییر در روشهای تدریس روزانه‏شان هستند، توان یادگیری آفرینندگی را دارند. راهکارهای آموزشی خلاقیت، محیطی انباشته از کنجکاوی و تنوع می‏آفرینند "وایتهد" معتقد است که شغل معلمی باید از یک "قاطعیت ویژه" برخوردار باشد و معلمان موفق باید بدقت بدانند که شاگردانشان به یادگیری چه مطالبی نیاز دارند. روشن است که هر کسی ممکن است در زمینه‏ای خاص خلاقیت داشته باشد از هر کسی در هر زمینه نمی‏توان انتظار خلاقیت و ابتکار داشت. باید این بسترها و علایق و زمینه‏ها را شناسایی کرده و زمینه رشد آن‏ها را فراهم نمود. مساله تربیت کودکان و پرورش استعدادهای فطری آنان از مسایل بسیار مهمی است که باید مورد توجه مربیان و والدین قرار گیرد و معلمان بایستی امکانات تجلی اندیشه خلاق را در مدارس فراهم آوردند و دانش‏آموزان به تدریج مفاهیم اساسی علوم مختلف را بیاموزند با مسائل زندگی، خلاقانه برخورد کنند و جهان اطراف خویش را در جهت مطلوب تغییر دهند و برای پرورش خلاقیت، باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیت‏های قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان برحذر داشت.
بنابر این نتیجه می‏گیریم خلاقیت عبارتست از توانایی مشاهده اشیاء به روشهای جدید، یادگیری از طریق تجربیات گذشته و ارتباط آن به موفقیتهای جدید، تفکر در راستای برداشتن موانع و خطوط نامتعارف، استفاده از دیدگاههای غیرسنتی برای حل مسایل، خلق و ابداع چیزی تازه و ابتکاری، طی کردن مراحلی فراتر از اطلاعات داده شده است.
بدین ترتیب فرایند آموزش و یادگیری می‏تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشگر، آفریننده، مشگل‏گشا، نوآور، مولد و عامل تغییر را تربیت کند.
ابوالفضل فضلی
منابع وماخذ:
1ـ آبلهی تزرا، شکوفایی خلاقیت کودکان، ترجمه حسن قاسم‏زاده، پروین عظیمی بشردنیای نو
2ـ محمدی ختابان، اصغر، تشکیل گروههای خلاق و نوآوری، اردیبهشت 1370
3ـ مفیدی، فرخنده، آموزش وپرورش دبستانی ودبستان تهران، انتشارات پیام نور، چاپ دوم، اسفند
4ـ مجله استعدادهای درخشان ـ سال دوم ـ شماره 2ـ تابستان 1374
5ـ باباپور، جلیل، "خلاقیت توصیف محدودیتها و روشهای ایجاد خلاقیت"نشریه پیوند، شماره 241، انجمن اولیاء و مربیان 1378
6ـ مجله پیوند، شماره 158 آذر 1371
7ـ خانزادی، علی، "خلاقیت کودکان" مجله پویا، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شماره 5، سال 1355
8ـ سیف، علی اکبر، روانشناسی پرورشی (تهران آگاه، 1370)
9ـ باباپور خیرالدین، جلیل، "توصیف محدودیتها وروشهای ایجاد خلاقیت" ماهنامه پیوند، شماره 241، آبان 1378
10ـ افروز، غلامعلی، "مباحثی در روانشناسی تربیت کودکان و نوجوانان"، (تهران، انجمن اولیاء و مربیان 1371)
11ـ نریمانی، محمد، آموزش خانواده انتشارات شیخ صفی
12ـ بودن، آلن، خلاقیت در آموزشگاه، ترجمه علی خانزادی
* فرآیند خلاقیت، ذاتی نیست بلکه می‏تواند آموزش داده شود
* آموزش و پرورش خلاق بر مبنای روانشناسی تربیتی و تنوع مشارکت دانش‏آموزان استوار است
* باید به جای انباشتن ذهن شاگردان از محفوظات، افکار آنان را به فعالیت واداشت و روش اندیشیدن را به آنان آموخت
* همه ما توانایی و استعداد خلاقیت را داریم ولی در طول زندگی و در مسیر آموزش یاد می‏گیریم که غیرخلاق بوده و تفکر همگرا داشته باشیم
* خلاقیت عبارتست از توانایی مشاهده اشیاء به روشهای جدید، یادگیری از طریق تجربیات گذشته و ارتباط آن به موفقیتهای جدید، تفکر در راستای برداشتن موانع، استفاده از دیدگاههای غیرسنتی برای حل مسایل، خلق و ابداع چیزی تازه و طی کردن مراحلی فراتر از اطلاعات داده شده

 

نام:
ایمیل:
نظر: