بصیرت:چندی پیش رئیس جمهور با انتقاد از مدرک گرایی، خواستار اصلاح نحوه استخدام نیروهای کار شد.
آقای احمدینژاد که در جمع مدیران و کارکنان معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری و مراکز وابسته سخن میگفت، اظهار داشت: خبط بزرگی که در سالیان گذشته در کشور صورت گرفته این است که به مدرک تحصیلی کارکنان بیشتر از کارآیی و توانمندی آنان توجه شده و این مسالهای است که باید اصلاح شود.
در این مورد که متاسفانه برخی از صاحبان مدارک دانشگاهی فاقد کارآیی، توانمندی و حتی دانش کافی در رشته تحصیلی شان هستند، البته حق با رئیس جمهور است، اما آیا توجه به "کارآیی و توانمندی" افراد و لحاظ کردن این دو مورد در استخدام نیروهای کار، مشکل مطرح شده را حل میکند یا مشکل بزرگ دیگری به نام "بیارزشی دانشگاه" را موجب میشود؟
کشورهای پیشرفته غربی و شرقی سالیان درازی است که به اهمیت دانشگاهها در تربیت نیروی اداری و دولتی خود پی بردهاند. دولتمردان بسیاری از این کشورها از بهترین دانشگاههای جهان یا همان سرزمین برآمدهاند. کشورهای در حال توسعه مانند هند، سنگاپور و مالزی نیز در چند سال اخیر به تاسیس شعبههایی از دانشگاههای مطرح دنیا در سرزمین خود و نیز ارتقای سطح کیفی دانشگاههای بومیشان همت وافر داشتهاند. این رویکرد البته برآمده از اعتماد دولتها به محیطهای علمی است. مسلما دلیل چنین اطمینانی نیز روزآمد بودن و کارکردی بودن آموزشهای دانشگاهی آنهاست.
اکنون که رئیس جمهور متوجه این نکته شدهاند که برخی از صاحبان مدارک دانشگاهی کارآیی عملی چندانی ندارند، شاید بهترین زمان باشد که باب گفتگو در این باره باز شود. اما به نظر میرسد پیشنهاد رئیس جمهور در این زمینه بیش از آنکه راهگشا باشد، آفات جدیدی را به دنبال خود آورد.
بیتردید، برای استخدام بهترین نیروها در بخشهای دولتی و خصوصی، عاقلانهترین کار گزینش افرادی است که دانش کافی در زمینه شغلی که تصدی میکنند داشته باشند. بهترین روش برای محک این دانش نیز بررسی مدرک دانشگاهی، تالیفات و سابقه کاری افراد است. دلیل اینکه چنین روشی در کشور ما تاکنون چندان موفق نبوده، وضعیت کیفی دانشگاهها به ویژه در حوزه علوم انسانی است. (البته با درنظر نگرفتن این نکته که بسیاری از افراد به طرقی غیر از روش گفته شده وارد مناصب دولتی و غیردولتی میشوند).
ارتقای سطح کیفی دانشگاهها نیز با دستور و درخواست میسر نمیشود، بلکه تلاشی مشفقانه، پذیرش انتقادات اصحاب دانشگاه، دخیل کردن دانشگاهیان در تصمیمات کلان و بسیاری موارد دیگر را میطلبد که سالهاست مغفول واقع شدهاند. مثلا، از جمله مواردی که در سالهای اخیر به شان و هویت دانشگاهها ضربه زده است میتوان به انتخاب روسای دانشگاهها از میان افرادی ناآشنا به این امر خطیر اشاره کرد، مسالهای که همواره مورد انتقاد دانشگاهیان بوده است، اما مسئولان توجه چندانی به این نکته مبذول نداشتهاند.
بیتردید، بیتوجهی به مدارک دانشگاهی و توجه به "کارآیی" ـ که هنوز معیار و محک علمی و مطمئنی برای آن ارائه نشده است ـ نه تنها کارساز نیست، بلکه شان دانشگاه را بیش از پیش خدشهدار میکند. امیدواریم حال که مسئولان متوجه اهمیت کارآیی نیروهای کار شدهاند، به جای حذف صورت مساله و ارائه راهکارهایی عجولانه و ناکارآمد، به تقویت دانشگاهها بپردازند، البته با روشهایی که علمای حوزه آموزش توصیه میکنند. فراموش نکنیم که دانشگاهها در جمهوری اسلامی ایران قرار است "کارخانه آدم سازی" باشد. اگر چنین شود، بسیاری از مشکلات و معضلات دیگر نیز مرتفع خواهد شد.
حامد نیری عدل