صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۲۷۴۹

بصیرت:در بخش نخست این مقاله که در روز شنبه یازدهم اردیبهشت به چاپ رسید، به معرفی و بررسی آثار دکتر حسین بشیریه بعنوان یکی از اساتید سکولار در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی پرداختیم و نتیجه گرفتیم که علیرغم عدم حضور فیزیکی وی در دانشگاه ها، کتاب هایشان مورد تدریس قرار گرفته و جزو منابع تحصیلات تکمیلی به حساب می آیند.
در ادامه قصد داریم به معرفی و بررسی آثار و عملکرد دو تن از دیگر اساتید سکولار و غربزده بپردازیم.
¤ ¤ ¤
حمیدرضا جلایی پور، دارای لیسانس و فوق لیسانس در رشته جامعه شناسی از دانشگاه تهران و دکترا در رشته جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه لندن است. وی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده و تدریس در درس های مبانی جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی جنبش های اجتماعی و انقلاب و تحقیق درباره نقش مؤلفه های اجتماعی در سیاست ایران، علاقه آموزشی و مطالعاتی او را تشکیل می دهد.
از این نویسنده کتاب های «قاضی محمد: کردستان در سالهای 1324- 1320»(1369)، «کردستان: علل تداوم بحران آن» (1371)، «پس از دوم خرداد: درباره جنبش های اصلاحی 78-76» (1378)، «دولت پنهان: بررسی جامعه شناختی عوامل تهدیدکننده جنبش اصلاحات 79-78»(1379)، «جامعه شناسی جنبش های اجتماعی: با تأکید بر جنبش اصلاحی دوم خرداد» (1381) و «اصلاحات در برابر اصلاحات» (1382) چاپ شده است.
وی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از تجدیدنظرطلبانی است که سابقه مدیرمسئول و گرداننده روزنامه های زنجیره ای ]بخوانید پایگاه دشمن[ نوسازی، جامعه، توس، نشاط و عصرآزادگان بوده است. این روزنامه ها بر طبق بیان جلایی پور در جدول شماره 14 کتاب جامعه شناسی جنبش های اجتماعی، گرایشات لیبرال- دموکراتی داشتند.
همچنانکه جلایی پور در یک گردهمایی دانشجویی می گوید: «ما میانه روی مدرن هستیم که شامل طیفی است که یک قطب آن را کارگزاران سازندگی (جناح چپ آن) تشکیل می دهد و قطب دیگر آن، نهضت آزادی می باشد و نشریه جامعه و همفکران آن در وسط طیف قرار می گیرند». (قمری وفا، 1381: 154)
حمیدرضا جلایی پور هم چنین جزء سخنرانان کنفرانس ضدانقلابی برلین بوده است. کنفرانس برلین با نام اصلی کنفرانس ایران پس از انتخابات، نام همایش سه روزه ای بود که بعد از انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی از 19 تا 21 فروردین 1379 به مدت سه روز از سوی حزب صهیونیستی سبزهای آلمان و به دعوت بنیاد هاینریش بل در برلین برگزار شد. موضوع آن تغییرات در ایران و اصلاحات در نظام بود. با پخش برنامه ای در دو شب متوالی 29 و 30 فروردین ماه 1379 از شبکه اول صداوسیما، این کنفرانس جنبه ضدملی و ابعادی فراگیر یافت. در این فیلم صحنه هایی از عریان شدن یک مرد، رقصیدن یک زن، فریادهای مرگ بر جمهوری اسلامی و سران نظام پخش شد.
جای بسی تأمل است که وی در صفحه 240 کتاب دولت پنهان خود ادعا می کند، برگزاری این کنفرانس به نفع منافع ملی ایران و جمهوری اسلامی بود!؟
جلایی پور در مقاله خود که با عنوان اصلاح طلبان مسلمان؛ حاملان جامعه دربرگیرنده در زمینه ایرانی آن «پس از برگزاری کنفرانس به آلمان فرستاده بود، چنین نوشت: «این مفهوم به اقشار اجتماعی طرد شده ناشی از هژمونی اسلام گرایان سیاسی که حول اصل اسلامی کردن سیاست و جامعه شکل گرفته است، اشاره دارد.»
ایشان در توضیحی که برای این جمله آورده است، در اثبات مشی پلورالیستی و سکولاریستی خود می نویسد: «هم اسلام گرایان و هم اصلاح طلبان هر دو به دین اسلام اعتقاد قلبی دارند، اما نزد اسلامگرایان، اسلام یعنی قرائت خاص از اسلام- یا اسلام به منزله یک ایدئولوژی- و اداره جامعه براساس این قرائت خاص بعنوان یک امر شرعی و واجب در نظر گرفته می شود. در صورتی که در نزد اصلاح طلبان، اسلام به منزله دین است نه یک ایدئولوژی خاص- یا برنامه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی- که در خدمت مدیریت جامعه یا مبارزه سیاسی قرار گیرد. به بیان دیگر، اصلاح طلبان به رعایت واجبات و محرمات مسلم شرعی اعتقاد دارند اما معتقدند ضمن رعایت حدود شرعی که در رساله های علمیه قید شده است انواع زندگی ها را- براساس سطح توسعه یافتگی جامعه- می توان
سازماندهی کرد و اسلام به منزله یک دین، یک الگو و ایدئولوژی خاص را به اعضای جامعه دیکته نمی کند (دولت پنهان، صفحه 247)
جلایی پور در ادامه مقاله ارسالی خود به کنفرانس ذلت بار برلین می نویسد:«اصلاح طلبان مسلمان]بخوانید مسلمانان آمریکایی [نسبت به عملکرد حکومت از سه جهت حساسیت دارند. اول اینکه حکومت باید نسبت به همه شهروندان، صرف نظر از وابستگی مذهبی، قومی، طبقاتی و حزبی آنها، بی طرف باشد و براساس قانون عمل کند- قانونی که مخالف اصول اولیه حقوق بشر و قانون اساسی نباشد- نه براساس سلیقه شخصی یا گروهی خاص. حساسیت دوم در چگونگی حفظ پست های حکومتی توسط مسلمانان است.... اصلاح طلبان مسلمان معتقدند تنها راه برای حفظ پست های سیاسی نزد مسلمانان - و حتی اسلام گرایان - پایبندی آنها به سازوکارهای دموکراتیک است. حساسیت سوم، مقایسه تاثیرگذاری نهادهای حکومتی با نهادهای مدنی برای گسترش ارزش ها و احکام دینی است. اصلاح طلبان برخلاف اسلام گرایان معتقدند موثرترین راه برای گسترش ارزش های دینی این است که آنان از طریق نهادهای مدنی عمل کنند؛ نهادهایی که به طور انتخابی توسط خود مردم و فارغ از قدرت حکومت تشکیل شده اند. لذا آنان برخلاف اسلام گرایان، درگسترش تبلیغات دینی حکومت محور نیستند بلکه جامعه مدنی محور هستند»(دولت پنهان، صص 252-251)
از یک طرف درکشوری بیگانه و درحضور تمامی سلطنت طلبان، عناصر گروهک منافقین و اپوزیسیون برانداز خارج نشین برای حکومت خود باید و نباید تحقیرآمیز تعیین واز طرفی دیگر آن کنفرانس به نفع منافع ملی ایران وجمهوری اسلامی قلمداد می شود؟ آیا این دو با یکدیگر قابل جمع هستند؟
در ادامه به بخش هایی از سخنرانی التقاطی و سکولاریستی نامبرده در کنفرانس برلین اشاره می کنیم:
«شما ببینید، ما در روزنامه عصرآزادگان نسبت به روزنامه جامعه، مرتباً خط می شکستیم و به جلو می رفتیم... ما اصلاً دنبال این هستیم که دولت پاسخگو باشد و حکمرانی قانونی نهادینه بشود و به نام دین و انقلاب و جنگ حکمرانی قانون مخدوش نشود. این مهم ترین دغدغه ماست و خیلی هم آرام پیش می رویم.» (دولت پنهان، ص 258)
جلایی پور هم چنین جزء 33 دگراندیش و به اصطلاح روشنفکر دینی بود که قبل از انتخابات مجلس ششم، اقدام به انتشار اولویت ها و برنامه های خود برای مجلس ششم نمودند. در بخش باورهای این مانیفست التقاطی و منافقانه؛ اعتقاد به قرائتی معنوی، رحمانی، عقلانی، انسانی وهدایتگر از دین بعنوان یک انتخاب آزاد، و احترام به عموم باورها و ارزش های دینی مردم و در بخش برنامه های آن؛ شکل گیری دولت دموکراتیک توسعه گرا، افزایش قدرت جامعه مدنی و رسیدن به دولت کارآمد و محدود؛ حفظ استقلال دانشگاه بعنوان حریم حافظ حقیقت از حوزه قدرت کاهش تنگناهای امنیتی - حراستی در دانشگاه آمده بود. هم چنین در قسمت اولویت های سیاسی این گروه 33نفره، پایان بخشیدن به فعالیت دادگاه های انقلاب با توجه به استقرار نظام جمهوری اسلامی؛ اصلاح مواد قانون احزاب در جهت لغو ضرورت اخذ مجوز از حاکمیت سیاسی برای تشکیل احزاب، در قسمت اولویت های اجتماعی آن؛ لغو گزینش های ایدئولوژیک- سیاسی جهت تحصیل و کسب مشاغل و رعایت صلاحیت های علمی و عمومی و در بخش اولویت های فرهنگی نیز به اصلاح قانون مطبوعات در جهت لغو صدور مجوز توسط حاکمیت سیاسی اشاره شده بود.
حمیدرضا جلایی پور درکتاب جامعه شناسی جنبش های اجتماعی خود ضمن شباهت قائل شدن بین دوم خرداد و انقلاب شکوهمند اسلامی، می نویسد:« رخداد دوم خرداد همچون انقلاب اسلامی غیرقابل پیش بینی بود.»
وی در صفحه 258 همان کتاب با برتری دادن دموکراسی به دین می نویسد: «برخلاف دین، دموکراسی یک ساز وکار ماورایی نیست، بلکه امری زمینی است که ریشه در تجربیات بشر دارد» و در ادامه می نویسد:«لازمه دینی بودن دموکرات بودن نیست و برعکس برای دموکرات بودن دینی بودن شرایط لازم نیست. زیرا دینی بودن از جمله ویژگی های دموکراسی نیست و دموکراتیک بودن نیز در میان ویژگی های دین وجود ندارد.»
جلایی پورر با بیان اینکه نظارت حداکثری استصوابی درترتیبات انتخاباتی، مخالف ارکان مردم سالاری است، می نویسد:«درجامعه ایران زیرنام دموکراسی دینی و ازطریق سازو کار نظارت حداکثری استصوابی نه فقط حقوق برای شهروندان عادی بلکه حقوق برابر شهروندانی که تمام توان خود را وقف انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی کرده اند(!)، نیز نادیده گرفته می شود لذا در مقام عمل، بخاطر وجود حذف و تبعیض سیاسی، لوازم ضروری دموکراسی تحت نام دموکراسی دینی رنگ می بازدو واژه اقتدارگرایی دینی یا حکومت دینی مردم را به ذهن متبادر می سازد.»
وی همچنین دراین کتاب از دیدگاههای التقاطی عناصر ضدانقلابی مانند عبدالکریم سروش، محسن کدیور و محمد مجتهد شبستری و مهره های تجدیدنظرطلبی مانند سعید حجاریان و محمد خاتمی در خصوص حکومت دموکراتیک دینی استفاده می کند.
به نقل از آفتاب نیوز جلایی پور ضمن انتقاد از تئوری فشار از پایین هم حزبی خود؛ سعید حجاریان معتقد است: «نیروهای سکولار هم می توانند در آن راهی که اعتقاد دارند، مبارزه کنند و کار کنند و حقوق مدنی آنها هم باید رعایت شود. (12/4/85)
جلایی پور همچنین جزء متهمین و دستگیرشدگان فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده است.
یکی دیگر از اساتید سکولار مورد پژوهش نگارنده، حاتم قادری می باشد. ایشان مدرک لیسانس خود را درسال 1385 و در رشته علوم سیاسی از دانشگاه شهیدبهشتی، مدرک کارشناسی ارشد و دکتری خود را درهمین رشته به ترتیب درسال 1367 و 1373 از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرد.
از قادری کتاب های زیر به چاپ رسیده است: «ناسیونالیسم در ایران»، «آشوب: مطالعه در زندگی و شخصیت دکترمحمدمصدق» (1387)، اندیشه های سیاسی دراسلام و ایران (1387)، «اندیشه های سیاسی در قرن بیستم» (1379)، «اندیشه هایی دیگر» (1378)، «آزادی وجدان مفهوم پسا پیامبری و دیگر مقالات» (1381)، «سقراط در ادبیات عرب دوره میانی» (به عنوان مترجم) (1384)، «سیاست و فضیلت، فلسفه سیاسی فارابی» (1386)، «حدیث انقلاب» (1998)، «پراکسیس:اندیشه سیاسی و فعل سیاسی در خاورمیانه» (1387)
کالبدشکافی جریان به اصطلاح روشنفکری در ایران، نشانگر این واقعیت است که این جریان، عمدتا در دو قالب ظهور یافته است: گاه در چهره های التقاطی یا شبه مذهبی و با عملکرد محتاطانه و گاه با رویکرد لائیک مآب و دین ستیزانه که بی محابا به تخریب تعالیم دینی و مبارزه رسمی و آشکار با اسلام ناب پرداخته است، باید گفت که دراین روش، دگراندیشان همواره با استراتژی مشترک و تاکتیک متفاوت عمل نمودند.
همانگونه که قادری در اظهارنظری (که به نظر خودش مضحکانه است) دغدغه خود را ایمان و دینداری می داند و در لوای این نقاب، به تخریب تمامی مبانی شرع، از اصول تا فروع می پردازد و با این که سخنان خود را در قالب بحث علمی توجیه می نماید، در جای جای مباحثش ارائه راهکار علمی، قداست شکنی، تحریف تاریخ و استهزای مقدسات به چشم می خورد که تمامی این موارد، نه تنها با مباحث آکادمیک و علمی سالم تناقض دارد؛ بلکه نافی آنها نیز می باشد.
قادری در تلاش است مفاهیمی نظیر لیبرالیسم، اومانیسم و سکولاریسم را به صورت یک ایدئولوژی انقلابی و براندازانه، درعرصه اندیشه وعمل سیاسی مطرح نماید.
در ادامه به بررسی مختصر سخنان دکتر حاتم قادری در باب «مشکلات اندیشه شیعی و دموکراسی» می پردازیم. این سخنان در یازدهمین اردوی سالیانه سیاسی- فرهنگی دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ یکم تا چهارم مهرماه سال 1382، در دانشگاه تربیت معلم تهران برگزارگردید، ایراد شده است.
حاتم قادری دراین بحث، ضمن تلاش در جهت تخریب مبانی واصول مکتب تشیع به ابزار ایجاد تشکیک و جعل و تحریف تاریخ شریعت متوسل گردیده است.
اقدام قادری درخصوص تحریف متون دینی را نباید تنها در حیطه تغافل یا براساس مغالطات صرفا منطقی، رهنی و درقالب خطا جستجو کرد؛ بلکه شواهد متعدد تاریخی گواه آن است که همواره عزمی عامدانه و آگاهانه مبتنی بر انگیزه های فردی و اجتماعی و بعضا با محرک های بیرونی در جهت تفسیر به رأی متون دینی در جریان بوده است.
این عزم بر مبنای حرکتی سیستماتیک و برنامه ریزی شده با اهدافی مشخص، نظیر: ایجاد گسست میان مبانی معرفتی و احکام الهی، تضعیف روحیه ضداستکباری دین، تقلیل حوزه دین به نوعی معنویت فردی و بدون کارکرد اجتماعی و درنهایت مهار روحیه بیداری اسلامی شکل گرفته است. براساس همین راهبرد، اصول غیردینی و ساخته و پرداخته مدرنیته با ظاهری اسلامی و با توجیه نام نواندیشی به ضمیمه تحریف واقعیات تاریخی تئوریزه شده و به قشر دانشگاهی ارائه می گردد.
دربخش هایی از سخنان قادری این گونه آمده است: «دورانی که من برای شما نام می برم 260 تا 329 که دوران غیبت صغری نامیده می شود، بحث و جدل زیاد است. از جمله اتفاقاتی که در اینجا تثبیت می شود تعداد ائمه است؛ یعنی همچنان این بحث و جدل است که آیا تعداد ائمه، منظورم شیعه 12 آمامی چندتاست؟! در اینجا گفته می شود که 12تاست هرچند هنوز عده ای در زمان غیبت صغری اعتقاد دارند که ائمه 13 تا هستند یعنی امام دوازدهم هم در عالم غیبت ازدواج کرده و فرزند او فوت شده و فرزند او جانشین اوست.»
وی در بخش دیگری از سخنانش ضمن تکرار موارد فوق، تفکر شیعیان را در ابعاد مختلف به چالش کشیده و می گوید: «این تمام قضایا نیست، بعضی نکات دیگر در آموزه شیعه وجود دارد که با دموکراسی چالش جدی دارد. یکی از نکاتی که بعضا در بحث های تکوینی روایی آمده است بحث بر سر این است که ائمه از نور خاص آفریده شدند و شیعیان هم از همان نور؛ اما در یک شکل ناقل تر؟، و مخالفین آنها از یک نوع تاریکی آفریده شدند که به اشکال و انواع مختلف در روایات آمده است. اگر این باشد معنی این حرف این است که شیعیان از یک نوع ذات خاص آفریده شده اند و این ذات خاص آنها را از دیگر آدم ها، و دیگر افراد متفاوت می کند؛ یعنی شما نمی توانید در یک جامعه حقوق مدنی داشته باشید. چرا؟! برای اینکه دارید از یک ذات خاص صحبت می کنید، ذات خاص نوعی برتری، نوعی اولویت، نوعی ارجحیت می بخشد که شما می خواهید در حقوق مدنی نادیده اش بگیرید... یعنی اگر شما یک زمانی بخواهید که شیعه جدید را با دموکراسی سازگاری بدهید ناگزیرید که به یک تصفیه بسیار جدی در بعضی از این ارکان دست بیابید، اگر بخواهید.»
اشاره حاتم قادری به بحث جهان پس از ظهور منجی و ربط آن با دموکراسی را در یک جمله از وی مشاهده می کنیم: «دموکراسی با حضور امام سازگار نیست، با غیبت امام سازگار است.»
این روشنفکرنمای کج اندیش در ادامه سخنرانی های خویش در محافل گوناگون، تحت پوشش حمایت از مفهوم دموکراسی، به سکولاریزه کردن کلیه نهادهای اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و آموزشی جامعه و نفی قوانین اسلامی پرداخته و می کوشد تا اسلام بدون احکام و یک گرایش شخصی و غیرناظر به حقوق و تکالیف اجتماعی را جایگزین اسلام جامع (که شامل عقاید، اخلاقیات و احکام می باشد) کند تا نظام اومانیستی حقوق بشر با مبانی غربی، غیراسلامی و سکولار را بدون درگیری صریح با کلیت اسلام، توجیه و در جوامع مسلمان مشروعیت بخشد.
وی در سخنان خود به ساحت ولیعصر (عج) نیز تعرض نموده و حضور حضرت مهدی را صرفا به عنوان رهبر اکثریت بلامانع فرض می نماید و حالتی غیر از این را مخالف اصول دموکراتیک ارزیابی کرده و می گوید: «من می گویم اگر همین الآن که امام دوازدهم غایب است حضور پیدا کند، وضعیت حقوق اجتماعی بیرونی ما کجا متوقف می شود؟»
حاتم قادری که در فستیوال تابستانی دانشگاه امیرکبیر به دعوت انجمن اسلامی در تاریخ 8 مرداد 83 و با موضوع «جنبش دانشجویی در افسون امامت و شهادت» سخن می گفت، با تئوریزه کردن ماتریالیسم و مادی توصیف کردن چارچوب های جمهوری اسلامی، نظام اسلامی را متهم به برقراری امنیت صرف در چارچوب هایی خاص می نماید: «جامعه ما به سوی نوعی چارچوب مادی در حرکت است و خود نظام جمهوری اسلامی، آن را تقویت کرده است. جمهوری اسلامی علیرغم همه دعاوی و شعارهای اسلام خواهی دینی و معنویش مادی است. به جای اینکه گشوده باشند، در چارچوب هایی سعی می کنند امنیت خودشان را برقرار کنند.»
حاتم قادری در عین حال که در کتاب اندیشه سیاسی در اسلام و ایران سعی کرده نظام سیاسی اسلام و نظریات اندیشمندان اهل سنت و شیعی را به شیوه ای مفصل توضیح و تفسیر نماید، اما در سخنرانی های خویش ثابت کرده است که هیچ اعتقادی به این دست نوشته ها ندارد و این چیزی نیست جز نفاق علمی و التقاط آموزه ای مبتنی بر پایه های سکولاریسم.
دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی در اواخر فروردین 1385 میزبان دکتر حاتم قادری بود. استاد دانشگاه تربیت مدرس به دعوت مرکز حقوق بشر، صلح و دموکراسی سازمان ملل در ایران آمده بود تا ساعتی در باب بی اعتمادی در کشورش (!؟) سخنرانی کند.
قادری در سخنانش به چهار مقوله به عنوان خاستگاه بی اعتمادی در ایران اشاره می کند. به اعتقاد او جغرافیا، متافیزیک، وضعیت مناسبات مردم و خود نظام حکومتی عواملی هستند که دست به دست هم سایه بی اعتمادی را در طول تاریخ بر این سرای کهن افکنده اند.
تمامی اینها مطالبی است که در برهه های مختلف و به ویژه در عصر اصلاحات در جمع اعضای انجمن اسلامی دانشگاه های کشور مطرح می گردد؛ همان ها که حضرت امام خمینی(ره) بارها فرمودند: «انجمن های اسلامی، مراقب نفوذ منحرفین باشند.»
با این همه، مسئولین فرهنگی و متولیان امور دانشگاهی که جاده صاف کن ترویج چنین تفکراتی هستند پاسخ دهند که به راستی، نقش بستن تراوشات مسموم ذهن آلوده انسانی چنین مذبذب و تهی از انوار معنویت، و در اذهان پاک و بی آلایش قشر فرهیخته این مرز و بوم چه آثار شومی را برجای خواهد گذاشت و به راستی چه کسی پاسخگوست؟!
سید شهیدان اهل قلم؛ مرتضی آوینی نیز در توصیف دقیق این دسته از افراد گفته است:
«آقایان! شما در میان این اقیانوس عظیم، جزیره تنها و کوچکی هستید یادگار احاطه غرب بر کشورمان. پشت به تاریخ نکنید و روی به فرهنگ و مردم و تقدیر تاریخی قوم خویش بیاورید و اگرنه، این دریای مواج شما را خواهد بلعید و حتی جا پایتان را نیز خواهد شست؛ چنان که از همین امروز نیز این سرنوشت محتوم در پیشانی های سیاهتان که با تربت خدا بیگانه است، ظاهر شده و دیگر نه نامتان و نه تراوشات کثیف فکری تان، منشأ کوچک ترین اثری در تاریخ این مرز و بوم نیست. شما هم با شاه مرده اید و فقط جنازه هایتان در اینجا مانده است.»
و اما فصل الخطاب این نوشتار را سخنی ژرف از دیده بان بیدار انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته) قرار می دهیم: «در بحث فرهنگ به عنوان سیاست های کلان آموزشی و علمی دستگاه های موظف دولتی که عرصه سوم بود، یکی از کارهایی که باید در این شورا ]شورای عالی انقلاب فرهنگی[ تصمیم گیری و اجرا شود، نحوه استفاده از مدیران و اساتید وفادار به دین و نظام اسلامی و انقلاب است[. «بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 26/9/1381)
فاطمه مرسلی
 

نام:
ایمیل:
نظر: