صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۲۲۲

بصیرت:از دیرباز در کشورمان، موضوع «مالکیت و حقوق معنوی» مصنفان و مؤلفان، دغدغه ای جدی اهالی قلم و فرهنگ است.
شاید در هیچ کجای دنیا جز کشور ما، موضوع یاد شده، یک شوخی یا تشریفات کم اهمیت تلقی نمی شود و کمتر کسی به عنوان ناشر، فیلم ساز یا یک اهل قلم اقتباس کننده، از حیث اخلاقی، جرأت می کند، بدون اجازه اهل قلم اثر وی را دستمایه نشر و اقتباس قرار دهد.
چند سال گذشته بود که سینماگر مشهوری محکوم به پرداخت پنجاه میلیون ریال بابت اقتباس غیرمجاز از متن یک رمان یک نویسنده داخلی شد. این اتفاق نیز روی نداد مگر با سماجت و پافشاری آن نویسنده!
باید گفت پایمالی حقوق معنوی مصنفان و مؤلفان، پیش از آن که از بداخلاقی پایمال کنندگان حکایت کند، یک نشانه است، نشانه بی اعتباری یا کم اعتباری قلم و فرهنگ! بی حر متی به ادب و ادبیات!
شاید تعجب آور باشد؛ مگر می شود کسی به حیطه آفرینش ادبی یا در مجموع عرصه هنر و هنرمندی پا گذارد و در نزد وی قلم و فرهنگ بدون اعتبار تلقی شود و ادب و ادبیات را حرمت ننهد؟
باید گفت می شود! چنان که شده است! هر عرصه ای را ناخالصی هایی است. بر هر حوزه ای آفاتی قابل تصور است!
چه بسیارند کسانی که «ادبیات و هنر» را نه یک ابزار از برای اندیشیدن و نشر اندیشه و تزکیه نفس و تعالی روح بلکه به مثابه وسیله ای از برای ارضاء نفس و سود مادی و منفعت شخصی می نگرند.
این جور کسان را با نظر به کارکرد و کارنامه شان می توان به سادگی شناخت!
نویسنده ای که بی اعتنا به حقوق یک اهل قلم، اثر و اندیشه ای را به سرقت می برد و بر مجاهدت فکری و ریاضت خلاقانه یک اندیشمند دست دراز می کند را چگونه می توان در ردیف اهل قلم و هنر دانست و چگونه می توان نگاه او را محصور به نفسانیت دون و منفعت طلبی معنا نکرد؟ ناشری که بی مهابا اثری را بدون اذن صاحب معنوی و مادی اثر- اهل هر کجای عالم- به دست نشر می سپارد، آیا انگیزه ای انسانی بر او و عمل وی متصور است؟ سینماگری که پای خوان ادبیات خیمه می زند و در قالب یک نامحرم، دست تعدی به اثری برمی آورد، آیا خیمه بر دامنه قله هنر متعهد زده است؟
برای تقابل با «ناخالصی»های ادب و هنر و پایمال کنندگان حقوق معنوی اهالی قلم، چاره سه چیز است:
یک- وضع و اعمال قوانین مؤکد بر حقوق اهالی قلم
دو- وضع و اعمال جرائم ویژه علیه پایمال کنندگان حقوق معنوی صاحبان آثار
سه- پالایش عرصات هنر و ادب از ناخالصی ها که جز با نقد و شناساندن آنان به مخاطبان و اهالی هنر و ادب میسر نیست!
نگارنده در بازدیدی که از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران داشت، فرصت یافت گپ و گفتی کوتاه با برخی ناشران داخلی داشته باشد.این ناشران که برخی نیز خود از اهالی قلم بودند، اولین مشکل فرهنگی فرا روی شان را نه گرانی هزینه چاپ و نشر که پایمالی حقوق معنوی مصنفان و مؤلفان معرفی کردند.
از چندی پیش دولت دهم، بصورتی جدی در پی سیاستگذاری در باب پاسداشت و نگه داشت حقوق معنوی صاحبان اثر است .. موفقیت دولت در مسیر یاد شده، پاسخی است به بزرگترین دغدغه اهالی نشر و قلم که بی تردید، نقشی به سزا در باروری درخت تنومند فرهنگ این سرزمین فرهنگ پرور خواهد داشت. گفتیم سرزمین فرهنگ پرور! آیا در چنین سرزمینی از پایمالی حقوق معنوی مصنفان و مؤلفان گفتن، تلخ تر و دردآورتر، نیست؟!
پژمان کریمی
 

نام:
ایمیل:
نظر: