صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۵۲۷
تحلیلی بر چالش‌های پیش‌روی دولت جدید انگلیس

على تتماج
مردم انگلیس 16 اردیبهشت برای انتخاب 650 نماینده مجلس عوام پای صندوق های رأی رفتند. این انتخابات از آن جهت دارای اهمیت است که از یک سو بر اساس قوانین انگلیس حزب یا احزاب پیروز در انتخابات که بتوانند 326 کرسی مجلس را به خود اختصاص دهد، قدرت سیاسی انگلیس را برای 5 سال در اختیار خواهد داشت و از سوی دیگر این انتخابات آزمونی سخت برای حزب کارگر بود که 13 سال با نخست وزیری افرادی چون تونی بلر و گوردون براون بر انگلیس حاکم بوده اند.
در این انتخابات سه حزب محافظه کار با محوریت «کامرون»با 306 کرسی، حزب کارگر به ریاست «براون» نخست وزیربا 258 کرسی و حزب لیبرال دموکرات به ریاست «کلگ»با 57 کرسی بیشترین آرا را در پارلمان به خود اختصاص دادند. در این انتخابات چند نکته اساسی قابل توجه می باشد؛
اولاً، مشارکت بالای مردم نسبت به دوره های گذشته که خود نشانگر بی اعتمادی شدید مردم به سیاستمداران به ویژه پس از افشای رسوایی های شدید در میان نمایندگان پارلمان می باشد.
ثانیاً، ناکامی حزب کارگر پس از 13 سال از دیگر نکات مطرح در این انتخابات است. پس از گذشت 31 سال این حزب به ریاست براون نتوانست آرای لازم را برای تشکیل دولت کسب کنند و چنانکه پیش بینی می شد حزب محافظه کار به ریاست کامرون توانست در صدر احزاب قرار گیرد.
نکته قابل توجه آنکه ترکیب پارلمان به گونه ای است که احزاب باید به سمت دولت ائتلافی گام بردارند که خود به تشکیل دولتی متزلزل با اختلافات درونی منجر خواهد شد.
در کنار آنچه از تحولات انتخاباتی انگلیس ذکر شد چالش ها و مسائل مطرح برای دولت آینده این کشور از نکات بسیار مهم می باشد. بررسی کارنامه براون نخست وزیر انگلیس نشان می دهد که وی مجموعه ای از چالش های داخلی و جهانی برای خود برجای گذاشته که مقابله با آنها بخش عمده ای از فعالیت دولت جدید انگلیس را به خود اختصاص خواهد داد.
الف) عرصه داخلی
«گوردون براون» که به بهانه ناکارآمدی تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلیس توانست به نخست وزیری دست یابد به رغم آن که وی را مرد آهنین اقتصاد می نامیدند، اما نتوانست فعالیت مثبتی در این عرصه انجام دهد و اثبات کرد که لقب لاک پشت سیاسی به درستی به وی نسبت داده شده است. رشد اقتصادی انگلیس نسبت به مدت مشابه سال قبل نیز بیش از 1 / 4 درصد کاهش داشته است. بحران مالی و رکود اقتصادی در انگلیس از دهه 1930 میلادی بی سابقه بود. دولت انگلیس طی سال مالی 10ـ 2009 بیش از 163 میلیارد پوند قرض کرد و به این ترتیب میزان کسری بودجه این کشور به رقم کم سابقه 890 میلیارد پوند افزایش یافت که برابر با 62 درصد ارزش تولید ناخالص داخلی این کشور است. پایان دادن به بحران اقتصادی و چالش های اجتماعی، مسئله ای است که به صف آرایی مردم در برابر دولت منجر شده و استمرار آن نیز تشدید این صف آرایی را در پی دارد.
ب) عرصه جهانی
از ناکامی های جهانی انگلیس را می توان در عرصه اتحادیه اروپا مشاهده کرد. هرچند انگلیس خود را سهامدار اصلی اتحادیه اروپا می داند، اما معطوف شدن این کشور به بحران های داخلی و نیز جنگ طلبی در سایر نقاط جهان، به انزوای نسبی آن در اتحادیه اروپا منجر شده است. ضعف انگلیس چنان بود که حتی این کشور نتوانست «بلر» نخست وزیر سابق انگلیس را به عنوان کاندیدای پست ریاست اتحادیه اروپا معرفی کند و خانم «اشتون» نیز که به سمت وزیر خارجه اروپا دست یافته با موجی از انتقادها مواجه است. احیای جایگاه انگلیس در اروپا، چالشی بس دشوار برای آینده این کشور می باشد.
از نکات مهم در خواسته های مردم انگلیس، دوری از آمریکاست. هرچند انگلیس با تحرکات پنهانی خود، معمولاً آمریکا را به فعالیت های توسعه طلبانه در جهان وادار می سازد به گونه ای که بسیاری، جنگ عراق و افغانستان را نتیجه این تحرکات می دانند اما مردم انگلیس از این تعاملات ناراضی هستند. پایان دادن به جنگ افغانستان نیز از خواسته های مردم انگلیس است که بی توجهی حزب کارگر به آن از دلایل سقوط این حزب بوده است.
انگلیس در کنار چالش های داخلی در عرصه جهانی نیز با مشکلات بسیاری مواجه است، به ویژه این که جنگ عراق و افغانستان و همکاری با آمریکا، ضمن هزینه های انسانی و اقتصادی، به کلی جایگاه جهانی این کشور را خدشه دار کرد. لندن در حالی بسیاری از منافع جهانی خود را فدای جنگ عراق و افغانستان کرد که در کنار از دست دادن پایگاه های جهانی خود ، با مسئله ورود بازیگران جدید به صحنه مواجه شد که باید با آنها نیز به رقابت بپردازد.
در مجموع، می توان گفت که دولت آینده انگلیس با هر ترکیبی که تشکیل شود با موجی از بحران های داخلی و خارجی برجای مانده از سیاست های شکست خورده «براون» و حزب کارگر مواجه است، به ویژه اینکه مردم انگلیس خواستار پایان مداخلات کشورشان در امور جهانی و معطوف شدن دولت به مشکلات فزآینده حاکم بر داخل می باشند که در نهایت دولت جدید انگلیس را به برخی تجدیدنظرها در رفتارهای بین المللی اش از جمله تعدیل هر چند ظاهری روابط با آمریکا وادار خواهد ساخت.

نام:
ایمیل:
نظر: