صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۷۶۹

بصیرت:من اینجا می‌خواهم به نکته مهمی اشاره کنم؛ اینکه هیچ‌‌کس مثل رهبری، مطهری را نشناخت و این از جملات گرانبها و حکیمانه خود ایشان کاملاً مشهود است. در مقابل هم به نظر من هیچ‌کس مثل خود شهید مطهری شخصیت آقا را نشناخت. من این را از آن احساس علاقه‌ای متوجه شدم که بعدها خودم در مشهد بین این 2 نفر مشاهده کردم.
من اینجا می‌خواهم به نکته مهمی اشاره کنم؛ اینکه هیچ‌‌کس مثل رهبری، مطهری را نشناخت و این از جملات گرانبها و حکیمانه خود ایشان کاملاً مشهود است. در مقابل هم به نظر من هیچ‌کس مثل خود شهید مطهری شخصیت آقا را نشناخت. من این را از آن احساس علاقه‌ای متوجه شدم که بعدها خودم در مشهد بین این 2 نفر مشاهده کردم.
نخستین زمینه‌های آشنایی
زمینه‌های اولیه این آشنایی به سال‌های ابتدایی دهه 40 بازمی‌گردد. در واقع بنده معتقدم که آشنایی آیت‌الله خامنه‌ای با آثار استاد شهید، مقدمه انس ایشان و زمینه‌ای شد تا هنگامی ‌که ایشان از قم به تهران تشریف می‌آوردند، با استاد مطهری که در حوزه مروی فلسفه تدریس می‌کردند، ملاقات داشته باشند و حلقه انس و ارتباط ایشان در همان مدرسه مروی شکل بگیرد. این علاقه پس از دیدارهای مکرر، دوطرفه ‌شد و استمرار جدی یافت. من اینجا می‌خواهم به نکته مهمی اشاره کنم؛ اینکه هیچ‌‌کس مثل رهبری، مطهری را نشناخت و این از جملات گرانبها و حکیمانه خود ایشان کاملاً مشهود است. در مقابل هم به نظر من هیچ‌کس مثل خود شهید مطهری شخصیت آقا را نشناخت. من این را از آن احساس علاقه‌ای متوجه شدم که بعدها خودم در مشهد بین این 2 نفر مشاهده کردم. ما هر موقع که مشهد می‌رفتیم، در رزهتل اقامت می‌کردیم.
رز هتل، هتلی بود ویژه خانواده‌های مذهبی و متدین که معمولاً روحانیون برای اینکه راحت باشند، آنجا را انتخاب می‌کردند. آقای عندلیبی، مدیر هتل، مرد متدینی بود که افراد غیر‌مذهبی و هنجارشکن را راه نمی‌داد و جز خانواده‌های متدین و مذهبی به گروه دیگری اعتنا نمی‌کرد. ما به مشهد که می‌رسیدیم، پدرم به‌خاطر علاقه شدیدی که داشتند، دیدار با آقا جزو نخستین برنامه‌هایشان بود. یادم هست که گاهی ما به منزل ایشان می‌رفتیم و گاهی هم ایشان در رزهتل با پدرم ملاقات می‌کردند. وقتی با یکدیگر ملاقات می‌کردند ساعت‌ها با هم می‌نشستند و سخن می‌گفتند و گاهی متوجه گذر زمان هم نبودند. این در حالی بود که ما در مشهد دوست و آشناهای زیادی داشتیم، اما احساس عجیبی که استاد مطهری به ایشان داشتند، موجب می‌شد که دائم سراغ ایشان را بگیرند. من احساس می‌کنم که شهید مطهری گوهری مثل آیت‌الله خامنه‌ای را همانجا شناختند. این مساله هم که رهبر معظم انقلاب در زمینه فقاهت، عرفان، شعر، ادب و بصیرت و روشن‌بینی ‌دینی، سیاست و... در میان روحانیت هم‌ترازشان منحصربه‌فرد و ممتاز بودند و بهترین گزینه بعد از حضرت امام(ره) محسوب می‌شدند، شاهدی بر این مدعاست. من بر این نکته تصریح دارم که گوهری مثل آقا را فرد دانایی مثل شهید مطهری کشف کرد و این یکی از رازهای علاقه شدید استاد مطهری به ایشان بود. در همان اوایل انقلاب هم به اصرار شهید مطهری و طی تماس تلفنی که ایشان داشتند، آقا از مشهد به تهران تشریف آوردند و با اصرار ایشان در شورای انقلاب قرار گرفتند. به هرحال این محبت دو طرفه بین آیت‌الله خامنه‌ای و پدرم بسیار شدید بود و این چیزی بود که خود من بخوبی آن را احساس می‌کردم.
پیرو علی(ع) وضعش این نیست!
بخوبی یادم هست که آقا مکرراً به خاطر فعالیت‌هایشان در مشهد از طرف ساواک و شاه مورد آزار و شکنجه بودند. آن زمان‌ها یک سخنرانی از ایشان را در چهارراه نادری آن‌وقت شنیدم که یک فراز از آن را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. ایشان به مردم می‌گفتند: شما پیرو علی(ع) نیستید، بلکه فقط محب او هستید. پیرو علی(ع) وضعش این نیست و این حکومت را نمی‌پذیرد. این شرایط با اصول تشیع نمی‌سازد و پهلوی شایسته این نظام نیست. همانجا این کلام من را بسیار به فکر فرو برد. همین سخن موجب شد که ساواک ایشان را زندانی کند. خطابه‌های پرمحتوا و حماسی ایشان همان ‌موقع هم یک جمعیت بسیار زیادی را پای صحبت ایشان جمع می‌کرد و شکل‌دهنده بسیاری از حرکت‌های انقلابی و مبارزاتی علیه رژیم ستم‌شاهی بود.
آقا با بقیه فرق داشتند
جنس رابطه و انسی که پدرم با آیت‌الله خامنه‌ای داشت، هم در بعد احساسی و هم در بعد علمی و فرهنگی قابل بررسی است. شهید مطهری گوهری مثل آقا را کشف کرده بود و با شم قوی که ایشان داشت، احساس می‌کرد که آقا یک ویژگی‌های خاصی در میان روحانیون دیگر دارد. شهید مطهری انسانی نبود که با هر کسی براحتی انس بگیرد. ایشان یک حس خاصی داشت که آدم‌ها را خیلی زود درک می‌کرد و می‌شناخت. بر همین اساس بود که آقا را بخوبی شناخت و یک علاقه باطنی همراه با درک نسبت به ایشان پیدا کرد. اسناد ساواک هم از قول پدرم، با اشاره به امتیازات ویژه آقای خامنه‌ای تصریح می‌کند که ایشان از ذخایر ما هستند و در آینده منشأ اثرات بسیاری خواهند بود. به نظر من بین شهید مطهری و آقا یک ارتباط بسیار عمیقی وجود داشت که تجلی شخصیتی آنها از همین جا یکسان می‌شود. یک بار که با خانواده به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری خدمت آقا رفته بودیم، ایشان خطاب به خانواده سخن حکیمانه‌ای فرمودند که «راز ماندگاری شهید مطهری این است که او مرد خالص، طاهر، پاک و عارفی بود. هر چه که او نوشت، عاشقانه برای خدا نوشت و این راز نفوذ کلام او در قلب‌هاست».
* فرزند استاد شهید مرتضی مطهری
مجتبی مطهری*

 

نام:
ایمیل:
نظر: