صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۴۱۲۶

بصیرت: به قدرت رسیدن احمدی نژاد در سال 84 ، برخلاف پیش بینی سران جناح راست، زمینه ساز شکاف اصولگرایان شد.
راستگرایان ایرانی معتقد بودند با برچیده شدن بساط حاکمیت دوگانه و به قدرت رسیدن یک شخصیت اصولگرا، مشکلات اداره کشورکاهش می یابد و فضای سیاسی جامعه چنان می شود که باید.
اما عملکرد احمدی نژاد در دوره نخست ریاست جمهوری اش، رویای جناح راست را ناراست کرد و شقاق و انشقاق را در مجموعه جناح راست پدید آورد.
با پراکنده شدن راستگرایان یا اصولگرایان محافظه کار از دور وبر احمدی نژاد، جریان راست رادیکال یکه تاز میدان سیاست در ایران شد.
اما اینک در دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، نشانه های تفرق و پراکندگی در جناح راست رادیکال نیز نمایان شده است.
کناررفتن صفارهرندی و محسنی اژه ای از کابینه محمود احمدی نژاد، از دور خارج شدن غلامحسین الهام و حملات روحانیون تندرو راستگرا به رحیم مشایی، نور چشم و محبوب احمدی نژاد، به خوبی حاکی از آن است که اردوگاه راست رادیکال در حال کم بارتر شدن هر چه بیشتر است.
آخرین نمونه از این دست انتقادات و تفرقات، سخنان فاطمه رجبی درباره نطق احمدی نژاد دراجلاس منع گسترش سلاح های اتمی در نیویورک است.
رجبی که زمانی احمدی نژاد را " معجزه هزاره سوم " می نامید، اینک از و انتقاد می کند که چرا در نیویورک در خصوص حضرت فاطمه ( س) و امام سخنی نگفتی و سخنرانی ات را نیز با دعا برای ظهور حضرت مهدی تمام نکردی؟
وی در انتقاد از احمدی نژاد می گوید: " سخنرانی آخر آقای احمدی‌نژاد در نیویورک با اشکالاتی همراه بود که بنده به عنوان حامی آقای احمدی‌نژاد نمی‌توانم از بیان آن صرف نظر کنم. "
فارغ از اشکالات یاد شده، انتقاد اصلی فاطمه رجبی به احمدی نژاد این ست که چرا تلویحاً از کوروش و دوران ایران باستان تجلیل کرده ای؟
وی با اشاره به سخنان احمدی نژاد در خصوص آزادی بردگان در ایران پیش از اسلام، می گوید: " ابتدا بگویم که این مسئله کاملا مجهول است و آقای احمدی‌نژاد نیز باید تاریخ را مطالعه کند چرا که آزادی بردگان به دوران کوروش بر می‌گردد.به فرض اینکه مسئله آزدای بردگان در تاریخ2500 ساله واقعیت داشته باشد،باید گفت که ارتباط تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ شیعی به شاهنشاهی چه نکته مثبتی را عاید فرهنگ شیعه می‌کند در حالی که فرهنگ اهل تشییع پرافتخار‌ترین تاریخ جهان است و بهتر بود آقای احمدی‌نژاد به تاریخ اهل تشییع اشاره می‌کرد. "
رجبی این جملات احمدی نژاد را محصول نفوذ مشایی بر احمدی نژاد می داند و در این باره می گوید: " متاسفانه آقای احمدی‌نژاد در پایان سخنرانی خود در حالی که همواره با دعا برای ظهور امام زمان سخنان خود را خاتمه می‌داد این‌بار صحبت از عشق انسان‌ها به یکدیگر کرد و به نظر من این نطق برخلاف نطق‌های دیگر توسط خود آقای احمدی‌نژاد نوشته نشده بود چرا که اشکالات بارز در آن مشهود است. اظهاراتی که یکی از نزدیکان رئیس‌جمهور در خصوص اصالت انسان مطرح می‌کند متأسفانه در نطق آقای احمدی‌نژاد مشهود به نظر می‌رسید. "
هر چند که فاطمه رجبی به درستی می گوید که احمدی نژاد تحت تاثیر مشایی از عشق به انسانها سخن می گوید و تلویحاً از کوروش دفاع می کند، اما او به پتانسیل های درونی احمدی نژاد توجه نکرده است.
احمدی نژاد برخلاف راستگرایان و اصولگرایان، نظر نامساعدی نسبت به ایران باستان ندارد و ظاهراً حتی به دوران کوروش و نقش او در تاریخ نظر مثبتی دارد.
هر چند که این حرف بر منتقدان احمدی نژاد در جنبش سبز گران می آید، اما احمدی نژاد برخلاف بسیاری از افرادی که هیچ تعلق خاطری به ایران ندارند و ایران را صرفاً بخشی از بلاد اسلامی می دانند، ایران را صرفاً در اسلام نمی بیند و به چیزی به نام ایران هم اعتقاد دارد.
هم از این روست که او درباره ایران باستان تلویحاً و تصریحاً سخنانی می گوید که به مذاق عموم اصولگرایان خوش نمی آید.
البته ممکن است منتقدین این نگاه به احمدی نژاد، بگویند ایرانگرایی احمدی نژاد ناشی از پوپولیست بودن اوست چرا که او می داند تعریف از کوروش در این دوره و زمانه، به دل خیلی ها می نشیند و از سر جلب نظر مثبت شهروندانی که علی القاعده نباید طرفدار او باشند، چنین سخنانی می گوید.
این انتقاد البته قابل تامل است اما باز نگارنده احساس می کند در احمدی نژاد عنصری از ایرانگرایی است که در عموم راستگرایان وجود ندارد.
اما فارغ از این بحث ها، در تبیین علل دور شدن احمدی نژاد از امثال فاطمه رجبی، باید به "پراگماتیسم ناگزیر احمدی نژاد" هم اشاره کرد.
محمود احمدی نژاد مثل هردولتمرد دیگری، دریافته است که درسیاست نمی توان فقط شعار داد و تحقق آرمانهای رادیکال را در دستور کار قرار داد.
بسیاری از نیروهای تندرو و رادیکال دهه 60 ایران،در دهه های 7 و 80 دیگر دچار تب رادیکالیسم نبودند. زیرا آنان در دوران ریاست و صدارت و قدرت، به تجربت آموختند که بسیاری از آرمان ها یا به این آسانی ها محقق نمی شوند یا اینکه اساساً تحقق پذیر نیستند.
احمدی نژاد هم کمابیش در حال طی کردن چنین مسیری است. کافی است نگاهی دوباره به مطبوعات دهه 60 بیاندازیم تا ببینیم بعضی از اصلاح طلبان امروزی، در آن سالها چگونه بر طبل رادیکالیسم می کوبیدند و تا چه حد از امروز احمدی نژاد تندروتر و رویاپرورتر بودند.
گذشت زمان آنها را سرد و نرم کرد و احتمالاً دیر یا زود با احمدی نژاد هم چنین خواهد کرد. چه احمدی نژاد خواستار تداوم قدرت جریانی است که خودش اکنون پرچمدار وسردمدار آن است. تداوم قدرت سیاسی هم بدون برخورداری از انعطاف پذیری پراگماتیستی، کار دشواری است.
از قضا فاطمه رجبی نیز خود از این روحیه پراگماتیستی بی بهره نیست. چه اگر او اصولگرایی به کلی عاری از عقل عملگرایانه بود، در ماجرای سرکوب مسلمانان چین توسط دولت این کشور، از سیاست دولت چین ابراز انزجار می کرد.
مشکل فاطمه رجبی با احمدی نژاد این است که میزان عملگرایی احمدی ن‍‍ژاد بیش از آن چیزی است که او می پسندد.
علت این امر هم روشن است: احمدی نژاد بر صندلی قدرت نشسته است و شرایط موجود، به دفعات بیشتر و به میزان بالاتر، او را به سمت اتخاذ مواضع عملگرایانه سوق می دهند.
صندلی قدرت همان جایگاهی است که هاشمی بنیادگرای آغاز دهه 60 را به هاشمی توسعه گرای دهه 70 و سپس هاشمی دموکراسی خواه پایان دهه 80 بدل کرده است.
آمریکاستیزی یکی از ویژگی های اصلی احمدی نژاد در آغاز کارش بود اما او ظرف این چند سال به گونه ای عملگرا شده است که اکنون در برابر تهدیدات اوباما، نصیحت و پند و اندرز تحویل رئیس جمهور آمریکا می دهد و تصریح می دارد که اوباما ، رئیس جمهوری مردمی است، تا بلکه او به سمت ایران بچرخد و باب رابطه با ایران را باز کند.
پراگماتیسم سرنوشت محتوم عموم رادیکالها است. انتقاد اخیر فاطمه رجبی از محموداحمدی نژاد، آخرین انتقاد او از " معجزه هزاره سوم " نخواهد بود. خانم اصولگرا در آینده بیش از پیش در معجزه مکشوف خود تردید خواهد کرد.
هومان دوراندیش

 

نام:
ایمیل:
نظر: