بصیرت:گروه بینالملل قاره سبز اروپا روزهای سختی را سپری میکند. کشورهای این قاره با کمبود شدید اعتبارات دست و پنجه نرم میکنند. کارشناسان بینالمللی سقوط یورو در آیندهای نزدیک را پیشبینی کردهاند و سیاستمداران این قاره سعی دارند تا با رجوع به چالشهای این قاره در تاریخ آن اشتباهات و عملکرد خود را توجیه کنند.
در این میان چنان که اشپیگل مینویسد شرایط آنگلا مرکل صدراعظم آلمان نسبت به سایر رهبران اروپا بدتر شده است. او زمانی به عنوان قابل اعتمادترین فرد برای رهبری اقتصادی اتحادیه اروپا و گذر دادن آن از بحران محسوب میشد، اکنون در میان نارضایتی عموم مردم آلمان و اتحادیه از هم گسیخته و بحرانزده اروپا سر درگم مانده است. همقطاران اروپایی مرکل از سیاستهای وی خشمگین هستند از سوی دیگر مخالفان وی در آلمان بیش از پیش نسبت به عملکرد وی معترضند به طوری که او هر روز با مخالفتها و انتقادهای صریحتری روبهرو میشود.در واقع چند ماه گذشته دشوارترین دوره صدراعظمی برای مرکل بوده و هیچ امیدی نیز برای بهبود شرایط وی وجود ندارد. مرکل با اینکه توانست موافقت «بوندستاگ» را در مورد بسته نجات یورو به دست آورد، اما همچنان با چالشهای بزرگی مواجه است که مهمترین آن کاهش اعتماد مردم و نمایندگان به دولت ائتلافی وی است. براساس نظرسنجیهای اخیر بیش از 50 درصد مردم آلمان از عملکرد مرکل ناراضی هستند.
دلهره رهبران اروپا
مرکل اکنون در میان رهبران اروپایی دوستان اندکی دارد. روزهایی که طرحها و پیشنهادات وی در پارلمان اروپا مورد استقبال تمام کشورها قرار میگرفت به پایان رسیده است. در بحث اخیر پارلمان اروپا برای تصویب بسته نجات مالی یونان، مرکل بر رأیگیری و نتیجهگیری سریع در این مورد اصرار داشت. پافشاری مصرانه مرکل در این رابطه، وجهه او را در میان سایر دولتهای اروپایی تخریب کرد. پس از اینکه ماهها مرکل از تصویب بسته نجات مالی یونان جلوگیری کرد اکنون از ایجاد «فرهنگ جدید ثبات» سخن میگوید که بسیاری از شرکای اروپایی وی از آن به عنوان سخنی ناروا یاد میکنند. علاوه بر این فرانسه که از شرکای نزدیک آلمان در اتحادیه اروپاست از اقدام اخیر مرکل برای ممنوع کردن یکطرفه خرید و فروش کوتاهمدت به خشم آمده است. کریستین لاگار، وزیر امور دارایی فرانسه در این زمینه میگوید: «بهتر بود آلمان ابتدا با سایر کشورهای عضو در این زمینه مشورت میکرد.» همچنین تمایل زیاد مرکل برای تصویب مالیات بر معاملات سهام سایر کشورهای اروپایی را دچار سردرگمی کرده است. مرکل مدتها بود که در برابر این طرح مقاومت میکرد. بسیاری از ناظران بر این باورند که هدف صدراعظم آلمان از این گونه اقدام ارتقای وجهه خود در میان مردم کشورش است. یوشکا فیشر، وزیر اسبق امور خارجه آلمان میگوید: «آلمان اکنون از هر زمانی تنهاتر است در حالی که ما به تنهایی بار گذار اروپا از بحران مالی را بر دوش میکشیم، این فرانسه است که به این خاطر تقدیر میشود. این خجالتآورترین اتفاقی است که از سال 1949 در تاریخ آلمان صورت میگیرد.»
کاهش اعتبار و اعتماد به مرکل در خارج از کشور با کم شدن حمایتهای داخلی از وی همزمان شده است. او نه تنها با اعتراضات مخالفان مواجه است بلکه ائتلاف خودش نیز با دو دستگی و اختلاف روبهرو شده است. حزب آزاد دموکراتیک اخیراً ابراز داشته که به حاشیه کشیده شده است. اعضای احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی با یکدیگر مخالف و به سیاستهای مرکل معترضند و فرمانداران ایالتها که از حزب دموکرات مسیحی به رهبری مرکل میباشند نیز پرچم مخالفت با وی را بالا بردهاند. از سوی دیگر معارضان بر این باورند که «بوندستاگ» به یک نهاد صوری برای تصویب بیچون و چرای تمامی تصمیمات مرکل تبدیل شده است. چیزی که اکنون مرکل نیاز دارد این است که به حقایق تلخ در مورد آینده اتحادیه اروپا اذعان نماید تا بتواند هم مردم آلمان و هم دولتها و مردم بقیه کشورهای اروپایی را در مورد صداقت و وفاداری خود به اروپا توجیه کند. اما مرکل نقابی به چهره سیاسی خود زده که برخلاف واقعیت از وی یک شخصیت تحلیلگر و بیطرف را نشان میدهد. اگرچه این نقاب تاکنون توانسته او را بر سر قدرت نگاه دارد، اما نتوانسته او را به یک رهبر واقعی و پرقدرت تبدیل کند و در شرایط کنونی این اروپاست که از نتایج آن رنج خواهد کشید.