صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۴۴۷۳۷

رضا گرمابدری
پس از پیروزی انقلاب اسلامی که هرج و مرج طبیعی کشور را فرا گرفته بود، جذابیت های کسب قدرت هر گروهی را بر آن داشت تا با سر دادن شعاری، پرچمی را برافراشته کند و خودی را نشان دهد تا به گاه حاکمیت نظم و قانون و تقسیم مناصب از قلم نیفتد.
با فزونی یافتن این حرکت و وفور شعارهایی که با ماهیت انقلاب بیگانه بود، برای تصفیه و غربال این تحرکات انحرافی به تدریج عبارت معیار وارد ادبیات سیاسی انقلاب شد به نام «خط امام». پس از آن، ادعاها و رفتارها مبتنی بر این عبارت معیار سنجیده و درباره آنها قضاوت می شد. عبارت معیار «خط امام» متشکل از شاخص هایی در درون بود که از اندیشه های امام اقتباس شده بود. در آن دوران پر هیاهو که مدعیان زیادی با ادعاهای خود در مسیر انقلاب کمین کرده بودند عبارت معیار «خط امام» مهمترین شاخص در تشخیص سره از ناسره بود. پنج عنصر اساسی و تشکیل دهنده معیار «خط امام» عبارت بودند از:
1- اعتقاد راسخ به انقلاب و نظام اسلامی استقرار یافته: هر مدعی می بایست با گفتار و رفتار خود نشان می داد که انقلاب و نظام موجود برآمده از آن را قبول دارد و از انجام هر عملی که به انقلاب و نظام آسیب وارد می کند، اجتناب می نماید.
2- التزام عملی به ولایت فقیه: انقلاب پیروز شده و نظام استقرار یافته محصول پیروی مردم از آموزه های دینی بود که در رأس آن رهبری مورد تأیید اسلام یعنی ولایت فقیه قرار داشت. پیروی و تبعیت از ولایت فقیه اصل مهم حفظ و تداوم انقلاب بود که می بایست مورد توجه همگان قرار گیرد.
3- استکبارستیزی و عدم وابستگی به بیگانه: اسلام به عنوان منشأ و اساس انقلاب با تمام توان در برابر استکبار به عنوان عامل اصلی ظلم و بدبختی ملت ها در طول تاریخ ایستاد و با نفی وابستگی به بیگانه که حاصل آن ذلت و تحقیر ملت هاست مخالفت کرد و سر سوزنی از این موضع رهایی بخش کوتاه نیامد.
4- مردم گرایی واقعی: حضرت امام (ره) حرکت خود را همراه مردم و با پشتیبانی آنها شروع کرد و پیوسته خود را متعلق به مردم می دانست و تا آخر هم اینگونه بود و هیچ گاه نخواست از عشق و علاقه بی حد و حصر و وصف ناشدنی مردم در جایی و در امری به نفع خود استفاده کند. او خود را وقف مردم کرد تا مردم با آشنایی و انس بیشتر با اسلام وظایف خود را نسبت به اسلام و انقلاب بهتر انجام دهند.
امام (ره) بار اصلی نظام را بر دوش مردم و حفظ آن را نیز از ناحیه مردم می دانست.
5- تبعیت از قانون: بیت الغزل حضرت امام (ره) در تمامی تعاملات به ویژه آنجا که پای مردم و نهادهای حکومتی در میان می آمد تبعیت بی چون و چرا از قانون بود.
امروزه و خاصه پس از بروز فتنه سبز، قدرت طلبان رانده شده از سوی مردم، برای فریب افکار عمومی در حالی که سال ها از «خط امام» فاصله گرفته بودند، مدعی «خط امام» شدند و این در حالی بود که اقدامات آنها از سال ها پیش دقیقاً در مخالفت با «خط امام» بود و این مخالفت در ماه های فتنه گری دوران فتنه و پس از آن و در حال حاضر با شدت و بروز بیشتر ادامه یافت. فتنه گرها می دانند در برابر ملتی خود را در پشت عنوان معتبر و معیار «خط امام» پنهان می کنند که بسیار هوشیار هستند و امام را خوب می شناسند و با مفهوم «خط امام» و تاریخچه آن هم آشنایند و از همه مهم تر در مسند امام (ره) رادمردی را مشاهده می کنند که زخم ناشی از فقدان امام (ره) را التیام بخشید و با افتخار اعلام کرد راه ما راه امام است و مجدانه بر این پیمان سرفرازی پای فشرد و ملت نیز پرچم حقیقی «خط امام» را در دستان وی مشاهده می کند و فریب «خط امامی های» دروغین که هیچ اعتقادی به امام ندارند را نمی خورد. مردم با فراست و فطانت دریافته اند امروز «خط امام» خطی است که خورشید انقلاب : صفتی که امام (ره) برای مقام معظم رهبری وضع کردند : رسم می کنند و لاغیر.

نام:
ایمیل:
نظر: