رضا گرمابدرى
یکی از ویژگی های منحصر به رجال بزرگ تاریخ این است که مردم را برای شناخت خود فرا می خوانند. پیروزی ها و شکست های این گروه از مردان تاریخی اگرچه تا حد زیادی متأثر از شرایط زمانی و محیطی است، اما به هیچ وجه نمی تواند نافی و پنهان کننده خصوصیات و توانمندی های شخصی این افراد باشد. این نوع خصوصیات آن چنان ممتاز و تعیین کننده هستند که در زمان شکست هم شکست آنها را متفاوت نشان می دهند. به شهادت تاریخ هر یک از این افراد بزرگ در بین خصوصیات متفاوت از یک ویژگی سرآمد برخوردار بوده اند که صاحبش را براساس آن نامدارتر کرده اند. بسیاری هنگام مطالعه زندگی این افراد درصدد هستند به چنین ویژگی های خاص دست پیدا کنند. در چنین مبحثی هنگامی که نوبت به امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می رسد، جذابیت بحث صد چندان می شود، چرا که وی دست به کاری زد که توان تاریخ با همه قدرت و عظمتش برای نشان دادن مشابه آن اندک می نماید. علاقه و اشتیاق برای شناخت ویژگی ها و یا برترین ویژگی امام اختصاص به مردم عادی ندارد و چه بسا که خواص ملت ها برای پی بردن به این ویژگی ها مشتاق تر از سایر مردم باشند که اینگونه نیز هست. مقال حاضر درصدد طرح این موضوع است که بررسی اندیشه و سیره امام حاکی از آن است که اصل «تکلیف گرایی» در تمام عرصه ها و شئونات زندگی ایشان حاکم بوده است و «تکلیف گرا» بودن برجسته ترین شاخص و مشوق امام برای گام گذاشتن در سخت ترین میادین و عبور از محکم ترین موانع و بهترین پشتیبان برای مقابله با مشکلات بود. با بحث پیرامون مفهوم «تکلیف گرایی» و چگونگی رویکرد امام به «تکلیف گرایی» نظر فوق بهتر فهم می شود.
1- مفهوم «تکلیف گرایی»: «تکلیف گرایی» یک مفهوم دینی و قرآنی است و برخی از مفسران و لغویان در ذیل آیه «لایکلف الله نفسا الا وسعها» در خصوص آن بحث کرده اند و برخی نیز از کنار آن گذشته اند. نتیجه تلاش علمی کسانی که درباره آن بحث کرده اند می تواند این باشد که «تکلیف» به معنای الزام به کار سخت و یا تشویق و تحریص نسبت به آن است و شاید بهتر باشد گفته شود معنا در گرو نحوه مواجهه مخاطب با موضوع «تکلیف» است. یعنی چنانچه مخاطب با اشتیاق از آن استقبال کرد و آن را با جان و دل پذیرفت «تکلیف» برای وی در معنای تشویق و تحریص ظاهر شده و چنانچه مخاطب با اکراه و بی میلی با امر «تکلیفی» روبه رو شد، «تکلیف» برای وی چهره ای کریه و نامطلوب پیدا می کند. مثال روشن آن را در رفتار عارف واصل نسبت به اوقات و ادای نماز و فردی کاهل و بی مبالات نسبت به نماز می توان دید. فرد عارف مشتاقانه در انتظار فرا رسیدن وقت نماز است و فرد کاهل از فرا رسیدن وقت نماز خوشحال نمی شود و چه بسا احساس ناخوشی هم پیدا کند.
از نپرداختن برخی از مفسران به مفهوم «تکلیف» هم می توان به نکته ای رسید، اینکه از نظر آنها معنای «تکلیف» کاملاً روشن و واضح بوده تا جایی که این وضوح را در نزد خواننده نیز قطعی دانسته اند و از آن بدون توضیح عبور کرده اند.
اما معنایی که در ذهن آنها بوده احتمالاً همین معنای رایج در میان مردم است یعنی «انجام وظیفه ای که به عهده انسان گذاشته می شود.»
2- چگونگی رویکرد امام (ره) به تکلیف گرایی: حضرت امام (ره) نیز مانند هر انسان دیگری به ویژه مانند هر یک از طلاب علوم دینی در اثنای زندگی و در حین فراگیری علوم اسلامی با مقوله «تکلیف» آشنا شدند. اینکه ایشان در چه زمان و در چه مرحله ای از تحصیل علوم دینی با مفهوم رشد یافته و تکامل پیدا کرده «تکلیف» آشنا شدند بر کسی معلوم نیست، اما با مطالعه زندگی ایشان این نکته به دست می آید که ایشان حدوداً در دهه سوم زندگی شان که مصادف با حکومت کودتایی و نامشروع رضاخان است، از خود رفتار «تکلیف گرایانه» نشان می دهند. توجه به زندگی ایام جوانی امام (ره) که بعضاً خود به برخی موارد اشاره می کنند مانند تمجید از شهیدمدرس در برابر اقدامات خودکامه رضاخان و موارد دیگر، نشان می دهد «تکلیف گرایی» ابتدا ساحت فکری و ذهنی و سپس تمام وجود حضرت امام را احاطه کرد و آنگاه در تمامی رفتار ایشان تجلی یافت تا جایی که به برجسته ترین ویژگی امام تبدیل شد. «تکلیف گرایی» پس از تسخیر عمق جان امام، آرام و قرار را از ایشان گرفت و امام با اعتقاد کامل به اینکه پیوسته در محضر خدایی است که «تکلیف کننده» است با هدف قرار دادن کسب رضایت و خشنودی خداوند از طریق انجام «تکالیف» آنی از حرکت ارتقایی و جد و جهد باز نماند. پیوند اصل «تکلیف گرایی» با کسب «رضایت الهی» که نهایت آرزوی عاشقان وصل قرب الهی است از سوی حضرت امام، ایشان را تبدیل به عاشق سرگشته ای کرد که مستغرق در دریای «تکلیف» بود. با درکی که حضرت امام به عنوان یک عالم مسلمان از مفهوم «تکلیف» داشتند، نمی توانستند عادی و معمولی همچون بسیاری از عوام و خواص زندگی کنند. اگر وجود امام در کانون کلان ترین امور سیاسی اجتماعی ایران و جهان شعله ور در عشق الهی بود به خاطر برخورداری از آتشفشانی به نام «تکلیف گرایی» در درون بود. تعبیر ایشان از «تکلیف» فهم و درک رفتار امام را آسان می کند. ایشان در فرازی پیرامون «تکلیف» می فرماید: «ما تا در این حیات دنیوی هستیم، تا در اینجا هستیم، مأموریت ها از طرف خدای تبارک و تعالی داریم و باید قیام کنیم به این مأموریت ها. باید غفلت نکنیم از تکالیف الهیه، تمام تکالیف الهیه الطافی است الهی و ما خیال می کنیم تکالیفی است، همه اش الطاف است، چه تکالیف فردی که برای هر فردی هست برای تربیت او، برای تکمیل او، برای اینکه غیر از این راه، راه تکمیل و راه ترقی نبوده است، درجاتی هست که بدون این راه نمی شود به آن درجات رسید. چه تکالیف اجتماعی که ما مکلف هستیم، در اجتماع تکالیفی داریم و باید به آن تکالیف عمل کنیم برای تنظیم این اجتماع.» حضرت امام (ره) با بیان فراز فوق درباره «تکلیف» با به میان آوردن بحث «لطف» دست به یک شاهکار بی نظیر زده است. این نظر از این جهت شاهکار نیست که تنها امام (ره) آن را بیان کرده چه بسا دیگرانی نیز مشابه آن را ابراز کرده باشند، شاهکار بودن این بیان به این است که کسی آن را بر زبان جاری ساخته که در عرصه عمل با پایبندی به آن در عرصه قدرت و حکومت یکی از نادرترین وقایع جهانی که عبارت از سرنگونی رژیم ریشه دار 2500 ساله و تأسیس نظام اسلامی است را رقم زده است. شاهکار بودن کلام امام به این است که در میدان عمل و در مقیاس جهانی به مفهوم «تکلیف» عینیت بخشید، مهمی که دیگران توفیق چشیدن طعمش را نداشتند و چه کسی می تواند تفاوت میان نظر و عمل را در این مهم درک کند. شیرینی وجد آور فرمایش حضرت امام درباره «تکلیف» به این است که معنای «لطف» در فرهنگ اسلامی دانسته شود. «لطف» در لغت به معنای مهربانی و در اصطلاح به معنای آن چیزی است که بنده را به طاعت حق نزدیک و از معاصی دور کند این معنای عرفانی را نیز که همسو با معنای پیشین است می توان به آن اضافه کرد: «پرورش عاشق از طریق مشاهدت و مراقبت.» پر واضح است که هر «لطفی»، «لطف تکلیفی» و هر «تکلیفی» آن «تکالیفی» که امام شناخت و بر انجام آن گردن نهاد، نیست.