صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۴۴۷۴۲
عزیز حلاجى اشاره: امام خمینی (ره) تنها کسی در جهان اسلام بودند که عمق تهدید صهیونیسم و خطر آن برای جهان اسلام را درک کردند و با تلاش گسترده پس از انقلاب توانستند، اشغال قدس را از یک مقوله صرف عربی به مسئله اصلی برای تمام جهان اسلام تبدیل کنند و دفاع و حمایت از فلسطین را به عنوان بخشی از پیکره کل جهان اسلام قرار دهند. با توجه به اینکه اندیشه امام در مبارزه با صهیونیسم توانست یک راهبرد جدی و جدید را در مبارزات فلسطین ایجاد کند، این نوشتار تلاش دارد تا پدیده صهیونیسم و شکل گیری دولت جعلی صهیونیستی و مقابله با آن را از زبان امام و به روایتی ساده مورد بررسی قرار دهد.

صهیونیسم، پدیده‌ای استعماری
«صهیونیسم پدیده ای سیاسی، استعماری، غیرمذهبی و جدا از جامعه یهود است و مخالفت با صهیونیسم و اسراییل از مخالفت با دین یهود و یهودیان جدا است.»
«ما حساب جامعه یهود را از حساب صهیونیست ها جدا می کنیم، آنها (صهیونیست ها) اهل مذهب نیستند و قیام برضد مستکبرین، طریقه حضرت موسی (سلام ا... علیه) بوده و این درست برخلاف [مشی]صهیونیست هاست و ما با آنها مخالف هستیم و مخالفت ما برای این است که آنها با همه ادیان مخالف هستند، آنها مردمی سیاسی هستند که به اسم یهود کارهایی می کنند و یهودی ها هم از آنها متنفرند»
به هر حال باید گفت که صهیونیسم یک پدیده سیاسی با آرمان های جاه طلبانه، نژادپرستانه و استعمارگرانه است که زیر پوشش مذهب یهود، جلوه مذهبی به خود می گیرد و به عنوان ناجی قوم یهود خواسته است این ملت را زیر چتر خویش جمع کند. به همین منظور در دنیا سعی می کنند با مطرح کردن شعار «سرزمین بدون ملت برای ملت بدون سرزمین» در اذهان عمومی اینگونه جا بیندازند که یک عده ای مظلوم و آواره که تحت ظلم و ستم بودند و قضیه هولوکاست برای اینها پیش آمده سرزمین بدون صاحبی را تصرف کرده و مالک آن شده اند.
مقابله مسلمانان با صهیونیست ها که مبتنی بر آموزه های اسلامی است باعث شده تا آنها از ناحیه اسلام احساس خطر کنند. «از این جهت آن چیزی که از همه برای آنها [مهم تر] است اسلام است.» یکی از راه های استیلا بر کشورهای اسلامی ایجاد تفرقه در بین مسلمین با طرح بحث های نژادی و زبانی و ... است. در راستای همین نقشه شوم است که « این حکومت های فاسد و با تبلیغ حکومت های فاسد، نژادپرستی و گروه پرستی را در بین مسلمین رشد داده اند.»
با توجه به هدف استعماری صهیونیسم: «صهیونیسم یعنی اسلام ستیزی، مذهب ستیزی، توسعه طلبی، مولود استکبار، جرثومه فساد، ابزار سیاسی برای یغمای سرزمین های زرخیز و منابع سرشار کشورهای اسلامی که در قلب نقشه شوم از نیل تا فرات به دنبال دست یافتن به دکترین استعماری خویشند.»
اسراییل زاییده اندیشه صهیونیزم
بالاخره اسراییل این مولود نامشروع به «عنوان پایگاه عمده ساخته صهیونیست ها برای خدمت به منافع امپریالیسم در قلب خاورمیانه گذاشته شد.» بطوریکه «وجود اسراییل و تأسیس آن دولت، یک توطئه امپریالیستی بین المللی برای غارت و چپاول منابع سرشار منطقه خاورمیانه بوده است.» اسراییل جز یک دولت ابزاری یا کارکردی نیست و عامل دائمی است برای ایجاد ناامنی و چپاول در منطقه خاورمیانه.
«با دسیسه های استعماری، تسلط انحصاری صهیونیسم آغاز شد، [و اسراییل] به پایگاه استعمار در منطقه و کانون تهدید و تفرقه در منطقه حساس خاورمیانه تبدیل شد.» آنها تنها به تصرف فلسطین نمی اندیشند:«همه باید بدانند که هدف دولت های بزرگ از ایجاد اسراییل، تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد. آنها در این نقشه اند که تمام کشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند.»
بنابراین خطر وجود اسراییل فراتر از حد تصور است، چرا که این مولود نامشروع زاییده شده برای سرکوب و استعمار ملل اسلامی. پس «اسراییل این طور نیست که اکتفا کند به آن زمین هایی که غصب کرده است، پایتخت خودش را در قدس قرار داده است و تمام چیزهایی که از آمریکا و از طرفداران حقوق بشر و از این محافل و مجالس که در خارج است، اینها تمام یک شعرهای غیر موزون است و لهذا می بینیم که انکار می کند و اسراییل هیچ اعتنا نمی کند و آنها را محکوم می کند. اینها همه یک مانورهایی است که اسراییل بتواند یک همچوکاری بکند.» یعنی «بازی های سیاسی آمریکا و اسراییل در قالب صلح طلبی، یافتن فرصت زمانی برای برداشتن قدم بعدی به منظور تحقق مقصد شوم صهیونیسم یعنی حکومت بر بلاد مسلمین از نیل تا فرات است.»
اتحاد و جهاد تنها راه مبارزه
«در حل قضیه فلسطین، راه حل سیاسی و دیپلماتیک پذیرفته نیست، دولت ها و گروه های فلسطینی برای احقاق حقوق فلسطینیان نباید به چانه زنی دیپلماتیک دست بزنند. تنها با جهاد و مبارزه مسلحانه می توان اسراییل را از بین برد، اسراییل چون غده سرطانی است که تنها راه درمان آن جراحی عمیق و قلع و قمع نمودن آن است.» در نتیجه» سران فلسطینی باید دست از رفت و آمدهای خودشان بردارند و با اتکا به خداوند متعال و مردم فلسطین، با اسلحه خویش تا حد مرگ با اسراییل بستیزند، چرا که این رفت و آمدها موجب می شود که ملت مبارز ] فلسطین[ دلسرد شوند.»
«دین ما اقتضا می کند که با دشمن اسلام موافقت نکنیم، قرآن ما اقتضا می کند که در مقابل صف مسلمین با دشمن اسلام هم پیمان نشویم.» و لذا در مسئله فلسطین «درد اصلی مسلمین تفرقه است و این ضعف، موجب زبوبی آنها در مقابل اسراییل شده است. در حالی که اگر مسلمانان متحد بودند، اگر هر کدام یک سطل آب می ریخت، اسراییل را سیل می برد.» پس فقط با اتحاد دولت های اسلامی می توان از شر این غده سرطانی، استعمار رهایی یافت و بر دولت های اسلامی لازم است که با توبیخ و تهدید و قطع روابط با کشورهایی که در این امر کوتاهی می کنند به مقابله با این جرثومه فساد همت گمارند.
در این راه «مسلمان ها نباید بنشینند که سازمان های بین المللی برای آنها کاری بکنند، ملت ها خودشان قیام کنند و حکومت خودشان را وادار کنند که در مقابل اسراییل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن» البته ملت مسلمان ایران این مسئله را به اثبات رسانده بطوریکه «یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داد، کمک او به اسراییل بود ... او نفت مسلمین را غصب کرده بود و به اسراییل می داد.» این مسئله خطری بزرگ برای اسلام و استقلال کشور ایران بود.» به هر حال امروز «روزی نیست که به سیره سلف صالح بتوان رفتار کرد، با سکوت و کناره گیری همه چیز را از دست خواهیم داد و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است لازم است بر دول اسلامی به خصوص و بر سایر مسلمین عموماً رفع این ماده فساد را به هر نحو که امکان دارد بنمایند و از کمک به مدافعین کوتاهی نکنند.» و در این راه «دولت های ممالک نفت خیز اسلامی می توانند از نفت و دیگر امکاناتی که در اختیار دارند به عنوان حربه علیه اسراییل و استعمارگران استفاده کرده و از فروش نفت به آن دولت هایی که به اسراییل کمک می کنند، خودداری ورزند.»
در نتیجه دول اسلامی به دور از هر گونه وابستگی باید به مقابله با اسراییل بپردازند، چرا که تجربه چند دهه اخیر حاکی از آن است که با یک گام عقب نشینی اعراب، اسراییل چند گام به جلو برمی دارد و از هنگامی که طرح های سازش کارانه در اعراب وارد بورس دیپلماسی شد، اسراییل جنوب لبنان را اشغال کرد و وقتی طرح های سازش کارانه ( مثل کمپ دیوید) اجرا شد، ضعف اعراب و عدم تصمیم دولت های وابسته و مرتجع عربی برای مبارزه با اسراییل به نمایش درآمد و اسراییل نیز از همین ضعف ها و فرصت ها بهره گیری کرد از جمله آنکه، علی رغم مخالفت های وسیع، پس از مدت ها تلاش، پایتخت خود را به قدس انتقال می دهد که فقط با مخالفت های زبانی دولت های عربی و اسلامی مواجه می گردد. در مقابل این عقب نشینی هاست که «در روز قدس [باید] کشورهای اسلامی، ملت ها برخیزند و فریاد بزنند نه برای قدس تنها ، [بلکه] برای همه ممالک اسلامی». در واقع روز قدس که در راستای راهبرد اتحاد مسلمین است باید بستر خیزش امواج انسان و احیای وسیع مسئله قدس و بیداری مسلمین باشد.
ملت مظلوم فلسطین هم باید با اتکال به خداوند به مبارزه با اسراییل تا نابودی آن ادامه دهند. بنابراین باید قیام خود را سراسری کنند، البته نباید فراموش کنند که رمز پیروزی آنها در جهاد با اسراییل شهادت در راه خداست، همانطور که مردم ایران در مبارزه با رژیم جور و ستم پهلوی، شهادت را سرلوحه خود قرار دادند و توانستند شاه را از حکومت ساقط کنند. بنابراین « انتفاضه فلسطین و حرکت اسلامی و مردمی فلسطین شجره مبارکه و کوکب دریه ای است که کارآمدترین شیوه برای نابودی اسراییل و صهیونیست هاست که باید استمرار داشته باشد و لذا استمرار انتفاضه و قیام سراسری می تواند مشکل گشا باشد، اما در سال های اخیر شاهد افت و خیز های فراوانی در مبارزات آزادی بخش مسلمانان بودیم که علت آن وابستگی اغلب حکومت ها در سرزمین های اسلامی به استعمار بود که مسلمانان مجاهد فلسطین را از پشتوانه وسیع هم کیشان محروم ساخته و جنبش ضدصهیونیستی را به نوعی به سمت رکود کشانیده است. «آیا دولت های عربی و ساکنان این مناطق نمی دانند که با نابودی این جهاد، سایر کشورهای عربی از شر دشمن ناپاک، روی امن نخواهند دید؟»

نام:
ایمیل:
نظر: