صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۴۷۴۳
فتح‌الله پریشان اشاره: اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) به عنوان معمار انقلاب شکوهمند اسلامی و موسس نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، همواره به عنوان یکی از مهمترین منابع یا شاخص شناخت تفکر انقلاب اسلامی مورد توجه محققان داخلی و خارجی بوده است. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، قیام و نهضت اسلامی خویش را از نظر فکری، با احیای اندیشه سیاسی اسلام، به ویژه احیای تئوری حکومتی اسلام آغاز کرد و این در حقیقت، از تفاوت های اساسی نهضت بیدارگرانه امام راحل با دیگر نهضت های اسلامی سده های اخیر بوده و همین تمایز، راز موفقیت و پیروزی انقلاب اسلامی نیز محسوب می شود. فرضیه این نوشتار، این است که نگاه مکتبی امام خمینی (ره) به مبارزه و انطباق مراحل تطور و تکامل آن با اصول اسلامی ثابتی چون توجه به مصلحت، مقتضیات زمانی و مکانی و انجام عملی به قدر مقدور در چارچوب مکانیزم اجتهاد شیعی، عامل اصلی موفقیت و پیروزی انقلاب و تمایز نهضت امام با سایر نهضت های اصلاحی - اسلامی بوده است. از این رو، بررسی و تحلیل مکتب سیاسی ایشان به عنوان نخستین ولی فقیه و رهبر سیاسی مبسوط الید در جهان اسلام در عصر غیبت، حائز اهمیت بوده و همچنان برای امروز جامعه ما شاخص و راهگشا است.

ابتکار و نوآوری سیاسی امام
مطالعه تاریخ فکر شیعی به ویژه سیر تحول و تطور اندیشه سیاسی ولایت فقیه در آثار فقها و علمای متقدم، متأخر و معاصر شیعه نشان می دهد که اگرچه ولایت فقیه اندیشه سیاسی بنیادی تشیع در عصر غیبت امام زمان (عج) بوده و این معنا بارها توسط خود امام خمینی (ره) مورد تأکید واقع شده، اما بازگشت نظری امام به این سرچشمه اندیشه شیعی و بنیان تئوری سیاسی خود بر اصل ولایت مطلقه فقیه به عنوان تالی تلو بحث ولایت و امامت در اسلام از ابتکارات امام خمینی (ره) محسوب می شود. بزرگترین کار امام در این خصوص؛ اولاً، استخراج تئوری انقلاب و نظریه نظام ساز «جمهوری اسلامی» از درون اندیشه سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه شیعه و لحاظ شرایط و مقتضیات زمان و انتخاب قالب و شکلی از حکومت بود که «آرای مردم در آن تعیین کننده» باشد، به جرأت می توان گفت در طول تاریخ غیبت امام زمان (عج) امری بی سابقه در فقه و دولت سازی شیعه بوده است.
زیرا قبل از امام عموماً علمای شیعه از طریق اصلاح نظام سیاسی حاکم سعی می کردند ضمن تقلیل مصادر ظلم به مردم، مظاهر آشکار اسلامیت حکومت ها را در چارچوب اصل عمل به «قدر مقدور» حفظ نمایند.
از این رو، می توان گفت ابتکار و نوآوری امام خمینی (ره) در دو مطلب است؛ اولاً امام با احیای تئوری حکومتی اسلام در قالب اندیشه سیاسی ولایت مطلقه فقیه به ارائه یک نظام سیاسی تئوریک، نظام مند و روشمند سازگار با معیارهای حکومتی روز جهانی پرداخت که در مقایسه با کاری که محقق کرکی در فقاهتی نمودن رژیم صفویه و یا کار تئئوریکی که آخوند خراسانی و شاگردش نائینی در توجیه فقهی مشروطه ارائه دادند، کاملاً متمایز است. ثانیاً امام در شیوه انتقال از وضع موجود به مطلوب، پس از اینکه به ناکارآمدی روش اصلاحی - روش غالب علمای گذشته - پی برد، با عبور از گفتمان اصلاحی به گفتمان انقلابی، تغییر صد در صد نظام سیاسی استبدادی را در دستور کار خود و انقلابیون گذاشت. حال این سوال مطرح است که چگونه امام خمینی (ره) توانست رژیم تا بن دندان مسلح مستظهر به حمایت خارجی را براندازد و نظام مترقی «جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه» را جایگزین آن نماید؟
پاسخ این سوال را تنها می توان در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) جست وجو کرد. زیرا تنها فصل ممیز امام از دیگر فقها و علمای پیشین و معاصر را در ویژگی های همین نگاه سیاسی امام می توان پیدا کرد. چرا که امام (ره) در همان گفتمان اجتهادی تکاپو داشت که دیگر علما و فقها نیز در آن به جد و جهد علمی مشغول بودند، اما در همان پارادایم شیعی با اصولی ثابت تفکر می کرد که دیگران نیز به آن اعتقاد داشتند و آن را تعلیم و تعلم کرده بودند. از این رو تفاوت اساسی به قرائت امام از مکتب ناب اسلامی، چگونگی جهان بینی و ایدئولوژی و بصیرت سیاسی ایشان مربوط می شود.
شاخص های اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)
1- جهان بینی امام؛ جهان بینی امام و نوع تلقی معظم له از هستی، جهان بینی توحیدی است. امام ابزار شناخت را از محدوده صرفاً حسی و تجربی، خارج کرد و دو منبع عظیم عقل و وحی را به آنها افزود. روح نامه امام به گورباچف آخرین رهبر شوروی سابق در همین نکته نهفته است.
2- ایدئولوژی امام؛ مبنای اساسی ایدئولوژی امام خمینی (ره) را همان اصول جهان بینی ایشان تشکیل می دهد و روح همه اصول امام در یک کلمه خلاصه می شود: «توحید». سنگ زیرین ایدئولوژی امام خمینی (ره) فقط «توحید» است. حکومت، قانونگذاری، آزادی و سایر عناصر و مولفه های اندیشه سیاسی امام تنها با توحید معنا و تعریف پیدا می کنند.
3- لزوم تشکیل حکومت از سوی فقیه جامع الشرایط؛ امام خمینی ماهیت سیاسی - اجتماعی اسلام را نشانه لزوم حکومت می دانستند. این در حالی بود که در حوزه بزرگ نجف، برای دین تنها شأن تشریع قائل بودند نه اجرا. امام در امر ضرورت حکومت، به رفتار سیاسی پیامبر (ص) و ائمه معصومین، روش عقلا و مستنداتی که اصل نبوت و امامت در شیعه با آنها اثبات می شود، تمسک می جست. از سوی دیگر، امام پس از اثبات ضرورت حکومت، تنها ولایت فقهی را شکل مطلوب حکومت از نظر اسلام می شمرد. امام خمینی (ره) معتقد هستند غیر از خدا تنها از کسی می شود پیروی کرد که خداوند به او اجازه حکومت داده باشد. از این رو «حکومت در زمان پیغمبر و امام با خود آنهاست که خدا با نص قرآن اطاعت آنها را بر همه بشر واجب کرده است.»
سپس امام مستند به اذن الهی و وحی و از طریق «اخبار و احادیث ائمه» بعد از پیامبر (ص) و امامان (علیهم السلام) در زمان عدم حضور امام معصوم (ع) می گویند: «حکومت و ولایت در این زمان با فقهاست.»
4- ارائه تئوری انقلاب و نظام سازی؛ ولایت فقیه در فقه شیعه یک نظریه جدید نبود. قبل از امام بسیاری از فقها به آن پرداخته اند. اما هنر امام خمینی این بود که تابوی نظری فقهای شیعه را که می پنداشتند «امکان عملی ولایت فقها وجود ندارد» شکست و با قاطعیت نه تنها به ضرورت و امکان ولایت فقیه اشاره کرد بلکه اقدام به تشکیل حکومت از سوی فقیه جامع الشرایط رهبری را واجب اعلام کرد. کتاب «ولایت فقیه یا حکومت اسلامی» امام که از 13 جلسه بحث ولایت فقیه امام در نجف تدوین شده، تماماً اختصاص به اقدامات عملی برای تشکیل حکومت است.
5- پیوند دین و سیاست؛ شاخص های گفته شده در سطور بالا تماماً از اعتقاد به تلازم و تألیف دین و سیاست در اسلام نشأت گرفته است. مقام معظم رهبری چند سال پیش در سالگرد ارتحال حضرت امام در خصوص این بخش از شاخص های مکتب سیاسی امام فرمودند: «در مکتب سیاسی امام معنویت با سیاست در هم تنیده است. حتی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام معنویت او بود. امام به اراده تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده تکوینی او اعتماد داشت.»
این اعتقاد امام پیامدهای مهمی چون تکلیف گرایی و اقدام به عمل برای خدا، عدم ترس از مرگ و قدرت های بزرگ و عدم ترس از شکست را برایش به ارمغان می آورد.
6- اعتقاد به نقش مردم؛ امام به معنای واقعی کلمه معتقد به آرای مردم بود. مهم ترین کار امام در این خصوص این بود که «مفهوم مردم سالاری را از چیزی که طراحان دموکراسی غربی و عوامل آنها در صحنه های عملی می خواستند نشان دهند به کلی دور کرد. سعی آنها این بود که این طور القا کنند که مردم سالاری با دین سالاری و دینداری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم سالاری دینی، یعنی همان جمهوری اسلامی را در دنیا مطرح کرد.»
7- عدالت اجتماعی؛ عدالت اجتماعی یکی دیگر از مهم ترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام بزرگوار ماست. در همه برنامه های حکومت، در قانونگذاری، در اجرا، در قضا و... باید عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف های طبقاتی مدنظر باشد.
8- نگاه جهانی امام؛ مخاطب امام بشریت است نه فقط ملت عزیز ایران اسلامی. افق جهانی نگاه امام خمینی (ره) از بینش اسلامی او نشأت می گیرد. از این رو، اندیشه سیاسی امام، استقلال، آزادی، عزت و ایمان را برای همه امت اسلامی و همه بشریت می خواهد و نکته مهم در رسالت جهانی نگاه سیاسی امام این است که این نگاه چنان به غنا و عمق راهبردی خود اطمینان دارد که بیدارسازی ملت ها و بصیرت بخشی به آنها تنها ابزار صدور آن است.
و نکته پایانی اینکه اندیشه سیاسی امام (ره) شاخص زندگی سیاسی امروز و فردای ماست. برکات و ظرفیت های این نگاه برای ایران، جهان اسلام و حتی انسان معاصر چنان فراوان است و فراگیر که نام امام را در بلندای جهان قرار داده است و به درستی سخن خلف صالحش را تأیید می کند که «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.» امید است که پاسدار خوبی برای این اندیشه سیاسی - الهی باشیم.

نام:
ایمیل:
نظر: