بصیرت:میخائیل ساکاشویلی، رئیسجمهور گرجستان و تنها بازمانده انقلابهای رنگی در فضای پساشوروی بار دیگر در انتخابات محلی پیروز شد. این پیروزی جریان هوادار وی را یک پله به انتخابات 2013 نزدیکتر کرد در حالی که ساکاشویلی با رکود اقتصادی بعد از جنگ سال 2008 روبهرو است. پروژه مسکو برای رسمیت بخشیدن به 2 جمهوری اوستیای جنوبی و آبخازیا آنطور که کرملین انتظار داشت، موفقیت آمیز نبود و تنها تعداد انگشتشماری از کشورهای جهان استقلال این 2 جمهوری را به رسمیت شناختند. حتی بلاروس متحد روسیه نیز از همراهی با مسکو در این راه سر باز زد. پیروزی جریان «حرکت متحد ملی» در انتخابات 30 ماه مه موجب شد این سوال در روسیه ایجاد شود که آیا اقدامات تحریمی مسکو در قبال تفلیس موفق بوده است یا خیر. بسیاری جنگ تابستان 2008 را حاصل اراده پوتین میدانند. دیمیتری مدودف در روزهای اولیه ریاست جمهوریاش بود که جنگ در اوستیای جنوبی و آبخازیا آغاز شد. این جنگ حقیقت تلخی را برای مسکو به همراه داشت و آن فرسودگی ماشین نظامی بود. بعد از جنگ افغانستان نیروهای روسی تنها در جریان جنگ در اتحادیه اسلاوهای غربی شرکت کرده بودند که آن فقط یک گام نمادین بود.انتخابات ماه مه در گرجستان به پیروزی شهردار تفلیس گیگی اوگلوا ختم شد و تنها رقیبی بود که از جریان اپوزیسیون ایراکی آلاسانیا نتوانست آرای کافی را برای تصدی پست شهرداری تفلیس بهدست آورد. ایراکی آلاسانیا از منتقدان سیاستهای ساکاشویلی است که پیش از این سفیر گرجستان در ایالات متحده بود. حرکت متحد ملی در انتخابات توانست 66 درصد از آرا را بهدست آورد. این پیروزی نوید پیروزیهای آتی را برای ساکاشویلی به همراه دارد. نکتهای که نباید از نظر دور داشت، آن است که ساکاشویلی تمام مخالفانش را به اتهام جاسوسی و فعالیت برای بیگانگان در زندان انداخته یا آنها را از کشور فراری داده است. انتخابات 30 مه نخستین آزمون جدی ساکاشویلی بعد از تحولات سال 2008 بود. انتخابات محلی سال 2010 چهره رهبر آینده گرجستان را مشخص کرد. گیگی اوگلوا به گفته ساکاشویلی میتواند جایگزین مناسبی برای او در انتخابات سال 2013 باشد. ساکاشویلی نمیتواند در انتخابات سال 2013 شرکت کند و تلاش میکند برای میراث خود وارثی قابل اعتماد و وفادار بیابد.
به گفته سازمان مشارکت و همکاری اروپا انتخابات 30 مه استاندارد بود و فضای انتخابات، سلامت توصیف شده است. ساکاشویلی تلاش میکند از میراث فرهنگی به جای مانده از دوران شوروی استفاده کند و خود را به عنوان یک شخصیت کاریزماتیک به مردم کشورش معرفی کند. رئیس جمهور کنونی گرجستان به راحتی از این خلأ فرهنگی در میان مردم استفاده کرده است و حکومتی شخص محور را بنا نهاده که به او به عنوان یک ناجی نگاه شود. کنترل شدید رسانهها و سرکوب جریانهای مخالف از او رهبری مهربان و زحمتکش ساخته است که برای رشد گرجستان از هیچ تلاشی فروگذار نیست. اما این تنها بخشی از حقیقت است. جریان حاکم در گرجستان شریان اقتصادی این کشور فقیر را در دست دارد و مافیای گرجی وابسته به دولت در هر بخش از سیاست و تجارت گرجستان حضور دارد. برخلاف وعدههای ساکاشویلی او همانند دولت پیشین گرجستان تیم خود را بر امور، حاکم کرده و فساد مالی و اداری در این کشور کماکان به عنوان یک معضل وجود دارد. اپوزیسیون گرجستان با توجه به رفتار معقولانهتر ساکاشویلی در قبال مسکو از شانس کمتری نسبت به ماههای گذشته برخوردار است. نینو بورجاناتجزه از رهبران انقلاب گل رز و زاروب نوگایدلی وزیر خارجه پیشین از رهبران اپوزیسیون گرجستان هستند که اکنون تلاش میکنند خود را به عنوان نیروهای جایگزین ساکاشویلی معرفی کنند. رژیم ساکاشویلی از زمان روی کار آمدن باراک اوباما و فشار دادن دگمه «آغاز مجدد» میان سرگئی لاوروف و هیلاری کلینتون در جامعه جهانی ایزوله شده است. ساکاشویلی اکنون میان روسیه، ترکیه، ایران و ایالات متحده به دنبال یک همکار میگردد. بتازگی قرارداد لغو روادید میان گرجستان و ایران به همراه همکاریهای کشاورزی میان 2 کشور به امضا رسیده است. این در حالی است که تهران و واشنگتن مناسباتی پرچالش را تجربه میکنند. ساکاشویلی به دنبال خودکشی نیست و از سوی دیگر از سوی آمریکا مانند گذشته حمایت نمیشود. او در حاشیه قرار گرفته و همانند سالهای 2007 تا 2009 از سخنرانیهای جنجالی او فقط خاطرهای باقیمانده است. مسکو 4سال پیش تلاش کرد تا رژیمی براساس استانداردهای دوران ادوارد شواردناتزه را در گرجستان بر هرم قدرت قرار دهد که چنین نشد. بازگشت به عقب برای گرجستان امکان ندارد و گرجستان دیگر همانند گذشته نخواهد شد. اکنون گرجستان کشوری جدید است که کامل نیست و تنها چیزی دیگر است.گرجستان را نمیتوان مانند اوکراین و قرقیزستان مورد مطالعه قرار داد. گرجستان امروز مدرنتر و طبیعیتر شده و تلاش میکند به عنوان یک بازیگر منطقهای از تمام ابزارهای قابل استفادهاش بهره بجوید. مسکو درنهایت مجبور خواهد شد نگاهش به گرجستان را به عنوان یک نمونه ویژه تغییر دهد و با طرف گرجی وارد تعامل شود. این تعامل بارها توسط رژیم ساکاشویلی درخواست شده است و از سرگیری پروازهای مسکوـ تفلیس را در زمستان گذشته میتوان به عنوان یک نمونه قابل بررسی مورد توجه قرار داد. آنچه مسلم به نظر میرسد، تغییر چهره انقلاب گل رز در گرجستان است، این کشور فصلتازهای از تاریخ خود را پیشرو دارد و تغییرات در کرملین و کاخ سفید نیز در تعیین جایگاه این کشور در جهان بیتاثیر نیست و پوستاندازی گرجستان میتواند این کشور را به کانون ثبات منطقه مبدل کند.
پیرایه یغمایی