صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۶۵۳۸
روش‌شناسی رسانه‌های غربی علیه دین

رضا فرخى
رسانه ها درجهان امروز یکی از ابزارآلات مهم برای انتقال مفاهیم و مولفه های ایدئولوژیک به شمار می روند، به گونه ای که بسیاری بر این باورند که یکی از گسترده ترین و بزرگترین و در دسترس ترین ابزار است. به باور ایدئولوگ ها رسانه ها نه تنها از بهترین ابزار ها برای گسترش ایدئولوژی مورد نظر است که می توان جریان های فکری خاصی را در این عرصه به مخاطب القا کرد که شاید با دیگر وسایل این کار شدنی نباشد. این موضوع به گونه ای فراگیر است که علاوه بر ایدئولوژی های مشخص و یا به تعبیری آسمانی، مکتب ها و تفکرات الحادی و سکولاریستی هم از این ابزار با تمام قدرت استفاده می کنند. اما در این میان رسانه های تصویری مانند سینما بسیار پر مخاطب تر و قوی تر عمل کرده اند، به گونه ای که چه تفکرات مثبت مذهبی و چه تفکرات التقاطی و الحادی به این موضوع پی برده اند که سینما مرکز مناسبی برای انتقال فرهنگ و مفاهیم مورد نظر آنهاست. برای همین امروزه ما شاهد هستیم که به خصوص تفکرات سکولاریستی چگونه با تمام قدرت مالی و معنوی خود روی این عرصه سایه گسترانده اند و در حال ایجاد تفکرات این جریان در سینما و انتقال مفاهیم آن به مخاطب هستند.
رویکردهای سکولار ها به سینما این گونه قابل دسته بندی است: 1- ترویج خرافات و دوری از امور معنوی آسمانی برای فراموشی خدا و ترویج الحاد، 2- القای تفکرات اومانیستی با تمرکز بر قدرت های مافوق بشری و انسانی و مسائلی همچون جادوگری، 3- توهین به امور و مفاهیم اعتقادی ادیان آسمانی از طریق فیلم ها و یا مسائلی همچون شیطان پرستی.
تمام حوزه های بالا نمود مشخصی در سینمای امروز دارند؛ فیلم هایی مانند «جن گیر»، «طالع نحس»، «پایان روزگار»، «وکیل مدافع شیطان»، «کنستانتین»، «رمز داوینچی»، «اسپاون» و... از آن جمله اند. این فیلم ها غالباً با خشونت، برهنگی، یأس، نومیدی، اسطوره سازی کاذب، خون آشامی گری، وحشت آفرینی و... همراه هستند و در تمام آنها شیطان به گونه ای خاص ظهور کرده و به جنگ با خدا می پردازد. جالب اینجاست که موضوعاتی همچون جن و جن گیری و یا ظهور ارواح به گونه ای کاملاً سخیف و خرافه آمیز در آنها به نمایش گذاشته می شود. به عنوان مثال در فیلم «جن گیر» می بینیم که نقش آفرینی یک جن گیر برای خروج روح از کالبد شخصیت اول داستان که یک دختر است و رفتار دخترک که سعی دارد نشان دهد جن در وجودش رسوخ پیدا کرده تا چه حد مضحک است. عجیب است که غرب و سینماگران غربی که خود را مجسمه و نماد اصلی روشنفکری و پیشرفت فکری و فرهنگی می دانند چگونه حاضر می شوند چنین فیلم هایی بسازند؟ موضوعاتی مانند جن زدگی و از این قبیل مربوط به دوره قرون وسطی است که خود آنها و اندیشمندان آنها آن مقطع را دوره سیاه فرهنگی غرب می دانند و شگفت انگیز اینجاست که در تمام فیلم های غربی شیطان بسیار قدرتمند به نمایش گذاشته می شود، اما معلوم نیست این موجود قدرتمند چرا برای انجام کارهای خود به انسانها و کالبد آنها متوسل می شود. البته القای ترس از شیطان در این فیلم ها به این دلیل است که از نظر آنها این ترس بندگی شیطان را به همراه دارد. درحالی که در امور دینی بارها عنوان شده است که ایمان واقعی و قلبی راه نفوذ شیطان را بر انسان خواهد بست. به واقع به نظر می رسد تفکری که پشت پرده ساخت این فیلم هاست سعی دارد از طریق نفی امور مادی و معنوی، سکولاریسم و الحاد را ترویج دهد و با تفکر دینی مبتنی بر ایمان مقابله کند و نکته قابل تأمل این است که این موضوع در حوزه های دیگری چون ترویج اومانیسم (انسان گرایی) در سینما پیگیری شده است. در این گرایش فیلم هایی وجود دارند که در همه آنها قدرت های انسانی که به نوعی مافوق بشری هستند حرف اول را می زنند. در این نوع فیلم ها قهرمان - که در اکثر آنها یا آمریکایی است و یا یهودی - تنها با اتکا به قدرت انسانی با بدی ها مبارزه می کند. «سوپرمن»، «بت من»، «مرد عنکبوتی»، «هالک» و... از این دسته فیلم ها هستند.
اما نوع جدیدتری از این اومانیسم که به نوع موثرتری این موضوع را پیگیری می کند بحث جادوگری است که امروزه در سینمای هالیوود به صورت قابل توجهی رو به افزایش است. چرا که آنها به خوبی می دانند سحر و جادوگری در پیوست با آن خرافات گرایی می تواند هم مخاطب را جذب کند و هم دنیای بدون حضور خدا را ترسیم نماید. نمونه های بسیاری در این رویکرد وجود دارد که می توان سری فیلم های «مومیایی» و یا «انجمن شاهزادگان عجیب» را نام برد. همچنین در فیلم «ارباب حلقه ها» صحنه نبرد با بدی ها صحنه مبارزه جادوست و در این میدان نبرد هیچ نامی از خداوند برده نمی شود. نمونه دیگر این موضوع را می توان در سری شش گانه «هری پاتر» به عینه مشاهده کرد. فیلمی که هدفش رسوخ در افکار قشر نوجوان است تا به نوعی تفکرات سکولاریستی را در بین آنان ترویج دهد. در این مجموعه فیلم می بینیم که هری پاتر به صورت طبیعی از قدرتی برخوردار است که دیگران ندارند و اصلاً معلوم نیست که او این قدرت را از کجا آورده است؟ روند این فیلم به گونه ای است که حتی در بدترین شرایط و جایی که دیگر کاری از دست قهرمانان اصلی فیلم برنمی آید باز هم به جادو تکیه می کند و آن را تنها راه حل مشکلات و مبارزه با اهریمن نشان می دهد. حتی بعضی اوقات پدر و یا به اصطلاح رئیس مدرسه جادویی هارواد در فیلم کارهایی انجام می دهد که تاکنون در هیچ فیلمی با این سبک دیده نشده و درقدرت او آنقدر اغراق می شود که نمی توان دیگر آن را جادو دانست، بلکه گویی مقصود سازندگان چیزی بالاتر از یک جادو و شاید هم انکار دنیای ماوراءالطبیعه و آسمانی باشد. در این بین بسیاری از کارشناسان این نوع فیلم سازی را وابسته به کابالائیست های صهیونیست می دانند. (کابالا فرقه ای یهودی است که به نوعی عرفان دروغین همراه با جادو معتقد هستند.)
اما رویکرد دیگری که در اندیشه سکولاریست رسانه ای مطرح است بحث ضربه زدن به عقاید مذهبی و توهین به مقدسات و آیین های آسمانی است. نمونه بارز این موضوع را می توان در فیلم هایی چون «فتنه 1و2» ساخته گیرت وایلدرز که به حضرت محمد(ص) وآیات قرآن توهین مستقیم می کند و یا فیلم «آخرین وسوسه های مسیح» که به حضرت عیسی(ع) اهانت می کند به عینه مشاهده کرد. با کمی دقت می بینیم که این جریان فکری حتی به افکار مسیحیان معتقد هم در جامعه آمریکا احترام نمی گذارد و به بالاترین مقدسات آنها یعنی پیامبرشان هم توهین می کند. این نکته حاوی چند پیام است: 1- اینکه آنها برای القای اهداف شان یعنی لائیسم و الحاد از هیچ حرکتی چشم پوشی نمی کنند و حتی اگر لازم ببینند (نعوذ بالله) حرمت مقام خداوند را نیز زیر پا می گذارند، 2- حمایت قدرت های سیاسی و اقتصادی غرب از این رسانه ها.
بخشی از این مسئله هم به ضعف مسلمانان در عرصه رسانه و سینما بر می گردد، به طوری که غربی ها در حالی که تفکرات بی پایه ای دارند توانسته اند در این عرصه جولان داده و بدون هیچ رقیب جدی به گسترش مفاهیم و افکار انحرافی خود بپردازند. به عنوان مثال اگر بخواهیم از خود رسانه ها و سینمای ایران شروع کنیم می بینیم که سینمای ما ظرفیت بسیار بالایی برای این مبارزه و مفهوم سازی و نمایش واقعی و عمیق مولفه های دین اسلام دارد. سینمای ایران با وجود تمام ضعف ها، توانایی بالایی برای نمایش مفاهیم معنوی و انسانی دارد و در مقابل دنیای پرهیاهو و پرزرق و برق هالیوود که امروز ابزار موثری برای پیشبرد اهداف غرب شده است می تواند حرف های بسیاری برای گفتن داشته باشد. کافی است که کمی به ارزش های خود نگاه کرده و با توجه به آنها محصولات خود را تولید کنیم و آنگاه می توانیم در مقابل جریان ترویج سکولاریسم که در زمان حال به صورت یک سویه از طرف کشورهای غربی، به ویژه آمریکا و انگلستان در حال شکل گیری است، اما با پر کردن خلأ های خود، می توانیم به صدور آن ارزش ها بپردازیم.

نام:
ایمیل:
نظر: