پرواضح است که ورود تلویزیون به عرصه واگویى و نمایش مفاهیم دینى به شیوه غیرمستقیم از جانب افکار عمومى موضوعى کاملا پسندیده و در خور تقدیر است. تلویزیون در نگاه آرمانى به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) باید تبدیل به “ دانشگاه عمومی” شود و از آنجاکه قابلیتهاى سمعى و بصرى تلویزیون میزان نفوذ و تاثیرگذارى این رسانه را در میان مخاطبان به شکل منحصر به فردى افزایش مىدهد مىتوان در راستاى تبلیغ و ارشاد دین در جامعه از آن بهرههاى فراوان گرفت.با ورود جدى سینما و تلویزیون غرب به عرصههاى متافیزیکى و ماورائى بسیارى از اصحاب رسانه و پژوهشگران علوم دینى در کشور نپرداختن به این دست موضوعات حساس بشرى را یکى از نقاط آسیبپذیر و ضعف سازمان صدا و سیما قلمداد مىکردند ضمن آنکه برخى باتوجه به کمکارىهاى عرصه سینما، وظیفه تلویزیون را در این عرصه بسیار سنگینتر از گذشته مىدانند.اما در این بین برخى معتقدند ورود به عرصههاى معنوى توسط سیما و سینما زمانى نتیجه بخش است که یک عقبه پژوهشى و تحقیقاتى گسترده، در زمینههاى مختلف مذهبی، روانشناسی، مخاطبشناسى و فنون نوین ارتباطى و ... اینگونه کارهاى نمایشى را حمایت کنند. در واقع از آنجا که فرهنگ مذهبى در جامعه ایران از غناى زایدالوصفى برخوردار است به تصویر کشیدن مفاهیم دینى نیز بالطبع دشوارتر و بسیار دقیقتر از غرب مىباشد.در این بین الگوبردارى از کارهاى متافیزیکى غربى و عمدتا هالیوودى از قبیل طالع نحس، پسر جهنم، پایان دوران و ... که مبتنى به فرهنگ منحرف پسامسیحى ساخته مىشود بیشترین آسیب را مىتواند متوجه فرهنگ مذهبى کشور کند و لطمات جبرانناپذیرى را به این فرهنگ عمومى وارد سازد.در ماه مبارک رمضان امسال پخش سریالهاى متفاوت از شبکههاى سیما حاکى از رویکرد پسندیده رسانه ملى در تبیین مفاهیم عالى دینى در قالبهاى غیرمستقیم داشت. اما این رویکرد قابل تحسین لزوما بدین معنا نیست که این رسانه در عملکرد خود نیز موفق بوده است.جاى بسى سوال است که چرا رسانه ملى در عملیاتى ساختن این رویکرد خوشایند بیش از آنکه به زیباشناسى معنوى بپردازد با زشتنمایى به طور مکرر در سالهاى اخیر تنها شیطانشناسى را در دستور کار خود قرار داده است. رسولان الهى پیش از شیطاننمایى براى مردم آنها را به خداشناسى ترغیب مىکردند.از سویى تضعیف و تحقیر قشر مذهبى که لطمه مستقیم به فرهنگ مذهبى کشور است به هیچ وجه در شأن رسانه ملى نیست. موضوعات قابل نقد در جامعه امروز ما آن قدر زیاد است که گرتهبردارى از داستان شیخ صنعان شاید در اولویت بیستم یا حتى پایینتر قرار گیرد. جاى بسى سوال است که چرا رویکرد عمومى رسانه ملى در سالهاى اخیر منکوب کردن و به تعبیرى حرام کردن حلال خدا در بحث تعدد زوجات است. این درحالى است که روابط نامشروع پسران و دختران جوان وجههاى غیرمذموم در این رسانه یافته است. این موضوع در سریالهاى پر مخاطبى چون نرگس، میوه ممنوعه و سایر مجموعههاى دیگر سیما به چشم مىخورد. ازدواج مجدد بنا بر کدام حکم اجتماعی، روانشناسى و فقهى میوه ممنوعه است. اما با تمام این نقدها رویکرد سیما در به تصویر کشیدن مفاهیم دینى قابل تمجید است.صحبتهاى اخیر مهندس ضرغامى مبنى بر نقد این دست مجموعههاى تلویزیونى نیز به نوبه خود مىتواند در ادامه این مسیر مقدس در سیما و سپس در سینماى دینى ایران راهگشا باشد. ورود به حوزههاى معنوى در سیما و سینما در قالب کارهاى پربیننده نمایش هیچ وقت نمىتواند میوه ممنوعه باشد هرچند نقدهاى فراوانى را در پى داشته باشد.