بصیرت: ایران ما کشوری است با ظرفیتهای هنری سرشار، این استعدادهای هنری کمترین کاری که از دستشان برمیآید کمک به اعتلای فرهنگ عمومی است. گفتنش آسان نیست، اما آنقدر نظام فرهنگی ما این ظرفیتها را ناآگاهانه یا سهلانگارانه نادیده گرفته است که از فهمیدن این تغافل هرگز تعجبی به خودمان راه نمیدهیم. از آن همه استعداد قابل بهرهبرداری در رشد فرهنگ عمومی یکی هم ستارهپروری در سینما و فوتبال است. ستارههای سینمایی در همه جای جهان به خاطر همهگیر بودن سینما - مثل فوتبال – تبدیل به الگوهایی گشتهاند که در کنترل و هدایت جامعه به سمت و سویی خاص مؤثرند. در سینمای ایران ناگزیر به همان دلیل فراگیر بودن سینما از دهه هفتاد به این طرف ستارههای ریز و درشت مطرح شدهاند. جریان اثرگذاری این ستارهها در جامعه بدون کنترل رخ داده است. در سینمای امریکا – به عنوان مؤثرترین رسانه جهان- حضور ستارهها در نقشها و تمهای گوناگون شخصیت ایدهآل انسان امریکایی شکل داده است. حضور ستارهها در نقش آدمهایی که اصول امریکایی از قبیل فردگرایی، دموکراسی، شجاعت و آزادی را به جامعه القا میکنند و حفظ بازیگران از خطر فروپاشی در افکار عمومی، از آن دست اقداماتی است که به طرز قابل توجهی اهمیت ستاره پروری را مشخص میکند. این در حالی است که در سینمای ما این نوع ستارهها نه در فیلمها و نه در فضای عمومی چهره یک ستاره به معنای موثر آنرا ندارند. بازیگران سینما غالباً بعد از ورود به جمع ستارهها خود را در گرداب حاشیهها میبینند و جامعه فرهنگی خود را مسئول حفظ آنها از این خطرها نمیداند. حال آنکه ستارههای سینما نیز سرمایههای فرهنگی این دیارند. همین ستارهها به بسیاری از الگوها و شاخصهای اجتماعی شکل میدهند و ذهن بسیاری از جوانان را راهبردی میکنند. این ظرفیت نیز از منظر خود سرمایهای دیگر در عرصه فرهنگ است که نادیده انگاشتن آن مستقیماً در فروپاشی اخلاقی جامعه موثر است.
سید باقر نبوی